.....کلبه شعر.....
Kanalga Telegram’da o‘tish
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Ko'proq ko'rsatish600
Obunachilar
+124 soatlar
+27 kun
+230 kun
Postlar arxiv
..رد شدي از من، شدم هر ثانيه بيمار تر
روزگارم تيره تر شد، چشم هايم تارتر .
شعرهايم تحت تأثير حضورت بوده است
رفتي و دور از تو اين شاعر شده كم كار تر
.
خاطراتت شب به شب از پا مي اندازد مرا
اي كه روياي تو از كابوس، لاكردار تر!
.
حسرتي در سينه برجا مانده از ياد تو كه
چشمهايم با مرورت مي شود هربار ،تر!
.
شعر گفتم تا بسوزانم تو را، خود سوختم
هرچه شاعر مردم آزار است، خود_آزار_تر!
@hamnafasane1
..گاهی تو، به جای من، چند بند شعر بگو!!
کلمات را، زیر و رو کن!
دست بکش، بر سر و روی دلتنگی!
تنهایی را بتکان، از شانه هایم ...
گاهی تو، عاشق باش!!
سراغ چشم هایم را، بگیر ...
گاهی تو، لبخند بزن و از بوسه هایم،
توت سرخ، دست چین کن!!
گاهی تو، بگو هنوز، دوستم داری!
گاهی باش و بگو؛
این حال مرا، خوب می کند ...
و من هنوز، شاعر پنهان توام!!
تصنیف ترنمی غمگین روی تارهایی که،
مضراب دلش، اندوهناک می نوازد!!!
کاش عشق،
به قدر دوست داشتنت، زیبا نمی شد ...
و من به قدر بغض هایم، دوستت نداشتم!!
@hamnafasane1
..میروم تا گذری بر در میخانه کنم.
میروم تازه گلو از لب و پیمانه کنم.
ساقیا باز بکن خمره شرابی کهنه.
جان فدای سر آن ساقی دردانه کنم.
پیک را پر کن و آنقدر نده آزارم.
تا که بیرون ز سرم فتنه فتانه کنم.
می بنوشان که زغم خانه خرابم ساقی.
تا به می دور غم از خانه ی ویرانه کنم.
در سرم یاد عزیزیست بده باده ناب.
تا شکایت زهمان خاطر بیگانه کنم.
هر طرف مینگرم روی نگار است ولی
حسرتی تا به لبش بوسه جانانه کنم.
رنج دارد که تو خواهی و نخواهد یارت.
من چه خاکی بسر از دست تو دیوانه کنم.
قصه شعله ی شمع وپر پروانه مراست.
مست گردان که سخن از پر پروانه کنم.
@hamnafasane1
عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام بنــشین تماشایـت کنم
الماسِ اشک شــوق را تاجی بـه گیسویت نَهم
گــل های باغ شـعـر را زیبِ سراپـــایت کنم ...
#فریدون_مشیری
@hamnafasane1
سلامی چو بوی خوش آشنایی
بدان مردم دیده روشنایی
درودی چو نور دل پارسایان
بدان شمع خلوتگه پارسایی
نمیبینم از همدمان هیچ بر جای
دلم خون شد از غصه ساقی کجایی
ز کوی مغان رخ مگردان که آن جا
فروشند مفتاح مشکل گشایی
عروس جهان گر چه در حد حسن است
ز حد میبرد شیوه بیوفایی
دل خسته من گرش همتی هست
نخواهد ز سنگین دلان مومیایی
می صوفی افکن کجا میفروشند
که در تابم از دست زهد ریایی
رفیقان چنان عهد صحبت شکستند
که گویی نبودهست خود آشنایی
مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع
بسی پادشایی کنم در گدایی
بیاموزمت کیمیای سعادت
ز همصحبت بد جدایی جدایی
مکن حافظ از جور دوران شکایت
چه دانی تو ای بنده کار خدایی
#حافظ
@hamnafasane1
🌹🌹🌹❤️❤️🌹🌹🌹
..آرزو دارم دلت بی غم، خوشیها بیشمار
باب میل تو بچرخد چرخهی این روزگار
آرزو دارم لبت خندان به کامت دلخوشی
فصل فصلِ سال تو زیبا شود همچون بهار
این دعای من برای توست ای محبوب من!
دوستانت برقرار و دشمنانت خارِ خار
کوه باشی، استوار و مثل دریا بیکران
تا ابد هرگز نبینم من تو را با غم دچار
آسمان آرزوهایت همیشه صاف صاف
حاجتت باشد یکی با حکمت پروردگار
آرزو دارم که زخم عشق تو باشد عمیق
هیچ زخمی دلنشینتر نیستش جز زخم یار
هیچ در دستش ندارد جز غزل، سنگ صبور
این غزل تقدیم تو ای بهترین دار و ندار
#جواد_الماسی
@hamnafasane1
..نوش دارویی عزیزم باز بیمارت منم
زخم دارم بر تنم محتاج دیدارت منم
من به عشقت،از همه دنیا بریدم با وفا
فاش می گویم که هرشب عاشق زارت منم
"میم"جانم مثل مرفینی و تسکین می دهی
هر کجا باشی و باشم باز هم یارت منم
قصه یِ سهراب هر شب می شود تکرار تا
مثل رستم باز باشی...بر زمین خوارت منم
جان به قربانت کنم جان در رهت هم هیچ نیست
کاش می گفتی تو امشب این که دلدارت منم ...
#سهراب_عربزاده
@hamnafasane1
..نه من امروز بدل نقش خیالت بستم
روزگاریست که از بادهٔ عشقت مستم
کردم آلوده بمی جامهٔ تقوی و صلاح
آه گر دامن پاک تو نگیرد دستم
نسبت قد تو با سرو صنوبر کردم
پیش چشم تو ز کوته نظریها بستم
بستم این عهد که پیمانه کشی ترک کنم
باز در عهد تو پیمان شکن آن بشکستم
محتسب بهر خدا هیچ مگو با خود باش
که من از روز ازل آنچه نمودم هستم
نه من امروز شدم عاشق و پیمانه پرست
از دم صبح ازل تا بقیامت مستم
فیض تا چند بزنجیر خرد باشد بند
شکر لله که دیوانه شدم وارستم
#فیض_کاشانی
@hamnafasane1
..هرگز قسم نمی خورم امّا قسم به تو
یک روز مانده از نفسم می رسم به تو
چندیست عاشقانه نگاهم نکرده ای
لطفن بگو که ترک گناهم نکرده ای
چندیست عاشقانه نگاهت نکرده ام
عادت به افتراق پناهت نکرده ام
بعد از تو شاعرانگی ام درد می کند
این شعر واژه واژه مرا طرد می کند
یک لحظه لابلای خیالاتمان بمان
دیگر نمی رسم به تو از خاطراتمان
تقویم ها به بی تویی عادت نکرده اند
هرگز به بودن تو قناعت نکرده اند
تنها تو را برای دلم وعده داده ام
آهنربا تویی و من آهن برادهام
هر لحظه در تصوٌر من می کنی معاد
این نیز بگذرد که مرا برده ای ز یاد
#مرتضی_شاکری
@hamnafasane1
شده ام در قفس خاطره ها زندانی
دردم این است که هم دردی و هم درمانی
همه ی فکر منی غافلم از هر چه که هست
داغ عشقت بخدا مانده بر این پیشانی
بی تو اندازه ی یک کوه دلم غم دارد
آه برگرد که غمهای مرا پایانی
مثل ارگم که غمت لرزه به جانم زده است
تو کجایی که نمانده ست مرا بنیانی؟
این خیابان به قدمهای تو عادت دارد
مثل من مانده در این حالت سرگردانی
زیر این چتر فقط جای تو خالیست گلم
ای بهار دل من حسرت هر بارانی
دوستت دارم و هر شب به تو می اندیشم
گر چه عمریست شدی باعث این ویرانی
عاقبت عطر تو در کوچه ی من می پیچد
به دلم آمده چون یوسف این کنعانی
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
"شکسته ام"
امشب ز هجر تو لب و دندان شکسته ام
با بیقراری ام دهن جان شکسته ام
سنگی بزرگ دست دلم داده ام ز غم
آئینه های مست بداخشان شکسته ام
ای دلخوشی من تو کجایی؟ بیا دگر
بنگر مرا که طاقت طوفان شکسته ام
آنقدر میدهم قسمت رو کنی به من
ترسم رسد که حرمت قرآن شکسته ام
پر باز کرده ام ز خیال و جنون تو
دیگر حصار تنگی زندان شکسته ام
نی میزنم درون دل از درد بیکسی
گویی چنان که سوز نیستان شکسته ام
(پاییز) هستم و همه دم گر گرفته ام
شاید که قلب سبز بهاران شکسته ام.
#علی_اکبری_ایرنجی_پاییز
@hamnafasane1
🌹🌹🌹❤️❤️🌹🌹🌹
..دوش آمدی که باز تماشا کنم تورا
در مُلکِ دل عزیزی و زیبا کنم تورا
مجنون، بخود نمیشوم ای یار مهربان
دارم امید که ثانی لیلا کنم تو را
گفتی مرا : ز چه رو خان چوبان شدی؟
نالم به کوه دشت و سارا کنم تورا
صد جور کرده ای که مرا آدمم کنی
با ناز، سیب می دهم، حوّا کنم تو را
ما را به وامقی اگرت می کنی قبول
با شور و شوق آمده، عُذرا کنم تورا
من یوسفی، مانده به چاه هستم ای صنم
گردم عزیز و همچو، زلیخا کنم تورا
بر دیدگان و گوهر چشمم نظاره کن
در دامنت فشانم و دارا کنم تو را
#شمس_تبریزی
@hamnafasane1
.. ای دلا آخر کجایی بیقرارم میکنی
از فراغ دوریت گم گشته زارم میکنی
هرزمان گفتی بگودر چشم تو اماده ام
یار من با هر سخن شیرین شعارم میکنی
مرغکی آزاد بودم من رها از چشم باد
باهمان تیررخت هر دم شکارم میکنی
همچنان بیگانهام در چشم زیبای رخت
بی رمق در دل فغان اندوه بارم میکنی
آخرش آتش کشیدی جان ناقابل پرم
من که خاکسترشدم پروانه وارم میکنی
بی وفایی میکنی این حالو احوالم چه سود
شمع جان خاموش گشته، رهسپارم میکنی
خاطراتت در دلم یک بوم نقاشی شده
شاید این هجران سرآید لاله زارم میکنی
من که آشفته خدایا مرحمم دستان توست
منتظر ماندم که شاید گل نثارم میکنی
#سعید_سیدی
@hamnafasane1
..اینبار سرمست آمدم تا جام و ساغر بشکنم
ساقی و مطرب هر دو را من کاسه ی سر بشکنم
امروز سرمست آمدم تا دیر را ویران کنم
گزر فریدونی کشم ضحاک را سر بشکنم
گر کژ به سویم بنگرند گوش فلک را برکنم
گر طعنه بر حالم زنند دندان اختر بشکنم
چون رو به معراج آورم از هفت کشور بگذرم
چون پای بر گردون کشم نه چرخ و چنبر بشکنم
من مرغ عالی همتم از آشیانه برپرم
تا کرکسان چرخ را هم بال و هم پر بشکنم
من طایر فرخنده ام در کنج حبس افتاده ام
باشد مگر که وارهم روزی قفس در بشکنم
#مولانا
@hamnafasane1
..ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖِ ﺭﻭﯼ ﺗﻮﺍﻡ، ﮐﺎﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﺮ ﺩﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ
ﻣﯽ ﺳﻮﺯﻡ ﻭ ﺑﻬﺮ ﺗﺴﻼﯼ ﺟﮕﺮ ﺩﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ
ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ﮔﯿﺴﻮﯼ ﺗﻮﺍﻡ ، ﺯﻧﺠﯿﺮﯼ ﻣﻮﯼ ﺗﻮﺍﻡ
ﭼﻮﻥ ﺑﺮ ﻧﻤﯿﺂﯾﺪ ﺯ ﻣﻦ ﮐﺎﺭﯼ دگر ، ﺩﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ
ﺍﻣﺸﺐ ﻣﻨﻢ ﻣﻬﻤﺎﻥِ ﺗﻮ ، ﺩﺳﺖِ ﻣﻦ ﻭ ﺩﺍﻣﺎﻥ ﺗﻮ
ﯾﺎ ﻗﻔﻞ ﺩﺭ ﻭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ، ﯾﺎ ﺗﺎ ﺳﺤﺮ ﺩﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ
ﻣﻦ ﻣﻮﺝِ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﻧﺪﻩ ﺍﻡ ،ﮐﺰ ﺑﺤﺮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ
ﺗﺎ ﺳﺎﺣﻞ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ، ﺑﯽ ﭘﺎ ﻭ ﺳﺮ ﺩﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ
#مولانا
@hamnafasane1
.
..گفته ای:(عشق منی) ، وای چه پیغام قشنگی
با تو باید بزنم دست به اقدام قشنگی
از همان روز که تحویل گرفتی دل ما را
نام لبخند تو شد عشق، عجب نام قشنگی
دل به دریا زده ام تا برسم با تو در اینجا
مثل یک موج به یک ساحل آرام قشنگی
شاعرم کرد که با تو غزلم را بنویسم
احسن الله من العشق چه اکرام قشنگی
ماه گفتم که بیاید وسط شعر من امشب
تا اشاره بکند باز به ایهام قشنگی
عشق من منتظرم باش که این فاصله یک شب
ختم باید بشود با تو فرجام قشنگی
#فرزانه_سیفی
@hamnafasane1
حرف دارم دلم از عالم و آدم سیر است
تا دم مرگ هوایت به دلم زنجیر است
رنج ایام سیاهی که به یاد تو گذشت
همه شب بردل من چون اثر شمشیراست
درد من حسرت و ناکامی این دنیانیست
تا ابد این دل من با غم تو درگیر است
حکمت این همه رنجم چه کسی میداند
که چرا قسمتم از روز ازل دلگیر است؟
سینه ام مهد غم و بر لبم آه حسرت
گریه تنها به دل غمزده ام تاثیر است
پس کجایی ملک الموت که من جاماندم
زندگی بر من ماتم زده دیگر دیر است
@hamnafasane1
از درد جدایی به جنون آمده شعرم...
#دکلمه با صدای مدیر کانال و گروه کلبه شعر
@hamnafasane1
داها یازمیر قلمیم هر گئجہ دردیم چوخ اولور
آیریلیق یاده دوشور هر گئجہ صبریم یوخ اولور
یانمیشام اودڪیمی پروانه گلہ بیرده گورم
گئتمہ وقتیمدے بوگون آے گئدیر اولدوز اوخ اولور
@hamnafasane1
سن وفاسیز عشق سن ، هر دم منی آغلادیسان
قاچیرام یول آچیرام ، یول لاری سن باغلادیسان
چالیشیردیم کی سالام من یولا سئوگی قاطارین
یئنه سن غم کدر ایله ، قاطاری ساخلادیسان ...
@hamnafasane1
