.....کلبه شعر.....
Kanalga Telegram’da o‘tish
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Ko'proq ko'rsatish598
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
+130 kun
Postlar arxiv
خفته ها ! زنگ چیز خوبی نیست
شیشه ها ! سنگ چیز خوبی نیست
وصله ها را به من بچسبانید
به شما انگ چیز خوبی نیست
های ! عاشق نشو نمی دانی
که دل تنگ چیز خوبی نیست
کری از پیش یک سه تار گذشت
گفت : آهنگ چیز خوبی نیست
گفته بودی شهید یعنی چه
پسرم ! جنگ چیز خوبی نیست
#دکتر_اللهیاری
(کتاب عقاب قله پوشان)
@hamnafasane1
با قلب من ای عشق، کاری کن که باید
کاری که دل بردارم از اما و شاید
کاری که تنها خود بدانی چیست، یا نه
کاری که حتی از خودت هم بر نیاید
ای دل جلائی تازه پیدا کن که این عشق
چون آه در آئینه خود را مینماید
باید که بر دیوار زندان سر بکوبم
آه مرا گر بشنوَد در میگشاید 👌
رفتم که برگردم به آغوش تو ای عشق
تا جان بجای خستگی از تن درآید ...
#فاضل_نظری
@hamnafasane1
بیدار تــو تا بودم رویای تــو می دیدم
بیدار کـــن از خوابم ای شاهــد رویایی
ازچشم تو میخیزد هنگامهٔ سر مستی
وز زلف تو می زایـــد انگیــزهٔ شیدایی
#شهريار
@hamnafasane1
من به آن خنده ی زیبای تو عادت دارم
به تو و صحبت گیرای تو عادت دارم
حس و حالی،نفسی،خستگیم را نبرد
تا به آن طعم خوش چای تو عادت دارم
کاسه ی نذریت و در زدن و لحن سلام!
به نجیبانه بفرمای تو عادت دارم👌
سهم چشمان من از دیدن خوبان کم نیست
جور دیگر به تماشای تو عادت دارم👌
وا کنم لب به سخن با خودم و می خندم
دست من نیست ،به رویای تو عادت دارم
می شود خاطره ام تازه ،بگو نامم را👌
گرچه با گفتن (آقای....)تو عادت دارم
#سعید_اصلانی
@hamnafasane1
بیقراری های قلبم از ســرِ عادت نبود
عاشقت بودم اگرچه پاسخت مثبت نبود
در نبردی نابرابر زخمـــها برداشـتــم
سالهاجنگِ میان عقل ودل راحت نبود👌
بانگاهت شیشهی صبرم به یکباره شکست
ترسم از چشمانِ گیرای تو بی حکمت نبود
سعی خود را کردم آخرعاشقت سازم نشد
چون برای دلربایی بیش ازاین فرصت نبود
حسرتِ آغوش گرمت راهمیشه داشتم
حسِّ هم آغوشی تو ازسرِ شهوت نبود
با همه حتّی خودم بی تو غریبه بودهام
دردِ جانسوز وگدازی بدتر از غربت نبود
گرچه میدانستم از اول نصیبم نیستی
باز مینالم خدایا حقّم این قسمت نبود ...
#مهدی_حبیب
@hamnafasane1
تو از دلتنگی شب های آغوشم چه می دانی
از آواری که بی تومانده بر دوشم چه می دانی
از اینکه گفته بودی دوستم داری ولی رفتی
از آهنگ صدای مانده در گوشم چه می دانی
هنوزم، بوی آغوش تو را پیراهنم دارد
از اندوهی که من هر روز میپوشم چه می دانی
ببین! از عشق ناچارم ولی دلگیرم از دستت
از اینکه مثل سیر وسرکه میجوشم چه می دانی
جوابم را بده، من یک تماس رفته از دستم
و رنج یک شماره ی فراموشم چه می دانی
از اینکه رفته ای و هرچه میکوشم نمیفهمم
چرا رفتی از احساسات مغشوشم چه می دانی
این شعر زیبا توسط یکی از اعضای محترم کانال ارسال شده ،
ممنون از همراهی دوستان عزیز و بزرگوارم
🌹🌹❤️🌹🌹👈
@hamnafasane1
زندگی ما همین است:
دزدکی زندگی میکنیم
دزدکی یاد میگیریم
دزدکی کتاب میخوانیم
دزدکی دل میبازیم ...
دزدکی شعر مینویسیم و
دزدکی میمیریم ...
بیروت ۷۵
#غاده_السمان
@hamnafasane1
دستانت را
اندکی به من امانت بده
میخواهم با آنها
گره از بافتههای اندوهم بگشایم ...
#غاده_السمان
@hamnafasane1
هرچند حیا میکند از بوسه ما دوست
دلتنگی ما بیشتر از دلهره اوست
الفت چه طلسمی است که باطلشدنی نیست
اعجاز تو ای عشق نه سحر است نه جادوست
ای کاش شب مرگ در آغوش تو باشم
زهری که بنوشم ز لب سرخ تو داروست
یکبار دگر بار سفر بستی و رفتی
تا یاد بگیرم که سفر خوی پرستوست
از کوشش بیهوده خود دست کشیدم
در بستر مرداب چه حاجت به تکاپوست...
#فاضل_نظری
@hamnafasane1
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم
یادگار از تو چه شبها، چه سحرها دارم
تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی
تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی
گرچه ای عشق شکایت ز تو چندان دارم
که به عمری نتوانم همه را بشمارم
باز هم گرم از این آتش جانسوز توام
سرخوش از آه و غم و درد شب و روز توام
کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق
آندلی کز تو نلرزد به چه ارزد ای عشق ...
#عماد_خراسانی
@hamnafasane1
تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شد
تا که دیدم روی خندانت،نمیدانم چه شد
عشق بود آیا ؟ جنون ؟ هرگز ندانستم چه بود
تا سپردم دل به دستانت،نمیدانم چه شد
تا که افتادم به دامت،رشته ی صبرم گسست
تا که خوردم تیرِ مژگانت،نمیدانم چه شد
تا گرفتی دستهایم را،دلم دیوانه شد
تا نهادم سر به دامانت،نمیدانم چه شد
گم شدم چون قایقی کهنه،میان موجها
در شبِ زلفِ پریشانت،نمیدانم چه شد
بی وفا...رفتی و من با خاطراتت مانده ام
آن قرار و عهد و پیمانت...نمیدانم چه شد
گفته بودم تا ابد عاشق نخواهم شد،ولی👌
تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شد...
#مسعود_مرادی
@hamnafasane1
لحظه ی دیدنت انگار که یک حادثه بود
حیف ، چشمان تو این حادثه را دوست نداشت
سیب را چیدم و در دلهره ی دستانم
سیب را دید ، ولی دلهره را دوست نداشت
تا سه بس بود که بشمارد و در دام افتد
گفت یک ،گفت دو ، افسوووس سه را دوست نداشت
من و تو خط موازی ،نرسیدن هرگز
دلم این قاعده ی هندسه را دوست نداشت
درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که
از همان کودکی اش مدرسه را دوست نداشت.
#مهدی_جوینی
#خوانش_باران_نیک_راه
@hamnafasane1
لحظه ی دیدنت انگار که یک حادثه بود
حیف ، چشمان تو این حادثه را دوست نداشت
سیب را چیدم و در دلهره ی دستانم
سیب را دید ، ولی دلهره را دوست نداشت
تا سه بس بود که بشمارم و در دام افتد
گفت یک ،گفت دو ، افسوووس سه را دوست نداشت
من و تو خط موازی ،نرسیده هرگز
دلم این قاعده ی هندسه را دوست نداشت
درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که
از همان کودکی اش مدرسه را دوست نداشت.
#مهدی_جوینی
@hamnafasane1
مجنونِ ما با واژهی«غم» قصهای داشت
تنها نه یک دم، که دمادم قصهای داشت
گاهی میااانِ گریهاش، با خنده میگفت
دیوانهبازیهای ما هم قصه ای داشت ...
#علی_عدالتجو
@hamnafasane1
به چنگ آورده ام گیسوی معشوقی خیالی را
خدا از ما نگیرد نعمت آشفته حالی را
خدا را شکر امشب هم حریفی پیش رو دارم
که با او می توان نوشید ساغرهای خالی را
مرا در بربگیرای آسمان! هرچند می دانم
ندارم طاقت آغوش یک دریا زلالی را
زمستی فاااش میگویم تو را بوسیده ام، اما
کسی باور ندارد حرف مست لاابالی را
من آن خاکم که روزی بستر رودی خروشان بود
کنار چشمه بشکن بغض این ظرف سفالی را
#فاضل_نظری
@hamnafasane1
باید نمای منظرهام را عوض کنم
یا پردههای پنجرهام را عوض کنم
وقتی که هیچ رهگذری رد نمیشود
طرز نگاه مسخرهام را عوض کنم
جز آه و ناله هیچ صدایی نمیدهد
شاید سهتار حنجرهام را عوض کنم!
از عشق، غیر درد به ذهنم نمیرسد
وقتش رسیده خاطرهام را عوض کنم
کابوسهای هر شبم از روی خودخوری ست!
من بهتر است شبچرهام را عوض کنم!
بیرون از این اتاق خبرهای تازه نیست
باید مسیر پنجرهام را عوض کنم...
#فرهاد_شریفی
@hamnafasane1
ای با جنونِ باطن خود در درون خویش
یک عمر پرسه در پیِ لیلا زده، رفیق!
هان! در هوای عشق نگردی که عشق نیز
انگار منقرض شده با نسل ما، رفیق!
من زخم مهلکی به دلم هست و بارها
مرهم نهاده دست تو ،زخم مرا،رفیق!
#حسین_منزوی
@hamnafasane1
دلشوره و تـردید مرگ است این نفس نیست
یک آن درون سینه ام هست و سپس نیست
می خواهد آزادم کند از دست این عشق
اما نمی داند رهایــی جز قفــس نیست
فرهـاد را از طعم شیـرین دور کـردند
چون عشق چیزی جز جدایی های گس نیست
من هم پلنگم دوست دارم گاه گاهــی
نعره برآرم مـاه من در دسترس نیست
چشم انتظار عشــق ناگاهـم که یک روز
تا پشت در می آید اما هیچ کس نیست
#زهرا_بشریٰ_موحد
@hamnafasane1
ابری خبر کن قاصد باران، پرستو جان!
عطری بیفشان بر حیاط خانه شب بو جان!
من میهمان دارم مبادا خاک برخیزد
حالا که وقت آبرو داری ست جارو جان!
اینقدر بی تابی نکن پیراهن نازم!
هی روی پیشانی نیا با شیطنت، مو جان!
وقتی تو می آیی در و دیوار می رقصند
انگار چیزی خورده باشد خانه بانو جان
عاشق شدن را داشتم از یاد می بردم
این شیر را بیدار کردی بچه آهو جان
در چشم هایت شیشه ی عمر مرا داری
وقتی که می بندیش دیگر مُرده ام… کو جان؟
کو جان که برخیزم؟ تو این سهراب را کُشتی
گیرم که روزی بازگردی نوش دارو جان!
#مهدی_فرجی
@hamnafasane1
من کشتهٔ عشقم، خبرم هیییچ مپرسید
گم شد اثر من، اثرم هیییییچ مپرسید
گفتند که: چونی؟ نتوانم که بگویم
این بود که گفتم، دگرم هییییچ مپرسید...
#اوحدی_مراغه_ای
@hamnafasane1
