uz
Feedback
دکتر فریبا بشر دوست

دکتر فریبا بشر دوست

Kanalga Telegram’da o‘tish

تهران پارس خ 111 (ملکی)پ22 تلفن 02177889129

Ko'proq ko'rsatish
1 066
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-1230 kun
Postlar arxiv
🕊 حمایت روانی – کلینیک کاویان در روزهای سخت، آرامش روانی یک سپر امن است. اگر دچار اضطراب و فشار روانی هستید، ما همراه شماییم. 🛡️ روان، اولین سلاح؛ آخرین سنگر 📞 تماس: ۰۹۳۹۲۳۳۰۵۹۹

مرکز تخصصی روانشناختی کاویان

سوگ از دیدگاه فلسفه اخلاق #مصطفی_سلیمانی
🔸اشاره‌: تجربه‌ای جهان‌شمول و عمیقاً انسانی است که از دست دادن عزیزان یا چیزهایی که برایمان ارزشمند هستند، نشأت می‌گیرد. از دیدگاه فلسفه اخلاق، سوگ را می‌توان از ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار داد: ۱. ماهیت و ارزش سوگ * واقعیت انسانی: سوگ یک واکنش طبیعی و ضروری به از دست دادن است و نشان‌دهنده ظرفیت ما برای دوست داشتن، تعلق خاطر و تجربه درد است. از این منظر، سوگ نه تنها ضعف نیست، بلکه بخشی از غنای تجربه انسانی و نشانه‌ای از عمق روابط ماست. * جنبه اخلاقی: برخی فیلسوفان معتقدند سوگ، به نوعی، نشان‌دهنده احترام ما به فرد از دست رفته و ارزشی است که برای زندگی او قائل بوده‌ایم. این احترام می‌تواند شامل پذیرش واقعیت مرگ، یادآوری خاطرات و ادامه دادن زندگی به نحوی باشد که به نوعی میراث فرد از دست رفته را گرامی بدارد. * نقطه تحول اخلاقی: سوگ می‌تواند فرصتی برای تأمل اخلاقی و بازنگری در اولویت‌های زندگی باشد. مواجهه با فناپذیری می‌تواند به ما کمک کند تا ارزش زندگی، روابط و زمان خود را بهتر درک کنیم و به سمت زندگی با معنای بیشتری سوق پیدا کنیم. ۲. وظایف اخلاقی در مواجهه با سوگ * خودداری از خودآزاری: اگرچه سوگ دردناک است، اما فلسفه اخلاق تأکید می‌کند که باید از خودآزاری یا غرق شدن کامل در ناامیدی خودداری کرد. این به معنای انکار درد نیست، بلکه به معنای تلاش برای یافتن راهی برای حرکت به جلو و بازسازی زندگی است. * حمایت از سوگواران: از دیدگاه اخلاق، همدردی و حمایت از کسانی که سوگوار هستند، یک وظیفه انسانی است. این حمایت می‌تواند شامل گوش دادن، حضور، ارائه کمک‌های عملی و فراهم کردن فضایی برای ابراز احساسات باشد. * اهمیت حافظه: در بسیاری از سنت‌های فلسفی، حفظ یاد و خاطره عزیزان از دست رفته، یک عمل اخلاقی مهم تلقی می‌شود. این حفظ یادآوری می‌تواند به شکل‌های مختلفی مانند بزرگداشت‌ها، یادبودها یا حتی ادامه دادن به آرمان‌ها و اهداف فرد از دست رفته باشد. ۳. محدودیت‌های اخلاقی سوگ * زمان‌بندی و شدت: اگرچه سوگ طبیعی است، اما در برخی موارد، شدت یا طولانی شدن بیش از حد آن می‌تواند از نظر اخلاقی چالش‌برانگیز باشد. این ممکن است به دلیل تأثیر منفی بر زندگی فرد سوگوار و اطرافیان او باشد. با این حال، تعیین مرزهای اخلاقی در این زمینه بسیار دشوار است و نیازمند همدلی و درک عمیق از تجربه فرد است. * عدالت و سوگ: در مواردی که سوگ ناشی از بی‌عدالتی یا خشونت باشد، فلسفه اخلاق می‌تواند بر لزوم پیگیری عدالت و جلوگیری از تکرار چنین رویدادهایی تأکید کند. سوگ در این موارد می‌تواند به نیرویی برای تغییر و اصلاح اجتماعی تبدیل شود. به طور کلی، فلسفه اخلاق سوگ را نه فقط یک پدیده روانی، بلکه تجربه‌ای با ابعاد عمیق اخلاقی می‌بیند که می‌تواند به رشد انسانی، تقویت روابط و بازنگری در معنای زندگی کمک کند. https://t.me/DrBashardoost

🔬 تحقیقات علوم اعصاب نشون می‌ده که بی‌خیال بودن، و حتی یه‌ذره “عجیب و غریب” بودن، می‌تونه یه ترفند سطح بالا برای مغز باشه. چرا؟! سه دلیل علمی پشتشه: 🧠 ۱. وقتی دنبال تأیید بقیه‌ای، یه بخش از مغزت به اسم آمیگدالا (Amygdala) فعاله. آمیگدالا مرکز ترس و اضطرابه، و وقتی روشن باشه یعنی مغزت توی «حالت بقا» کار می‌کنه. توی این حالت، معمولاً خیلی فکر می‌کنی، برای راضی‌کردن بقیه خودتو کوچیک می‌کنی، و جرئت نشون‌دادن خودت رو از دست می‌دی. اینجا، اصلاً خبری از قدرت واقعی تو نیست. 🧠 ۲. وقتی دیگه خودتو سانسور نمی‌کنی، و می‌ذاری حقیقت وجودت دیده بشه، از ترس خارج می‌شی و میری سمت پیش‌پیشانی مغز (Prefrontal Cortex). اونجا جاییه که «اعتماد‌به‌نفس»، «وضوح فکری» و «دید بلندمدت» تو زندگی، پردازش می‌شن. یعنی دقیقا اون بخشی از مغزه که وقتی هدف‌دار، خلاق و باهوشی، داره خوب کار می‌کنه. 🧠 ۳. مغزت وقتی حس کنه که “آزاد” شدی، شروع می‌کنه به تنظیم خودکار بر اساس همون حس. یعنی وقتی خودت رو سانسور نمی‌کنی، دنبال تأیید هرکسی نمی‌گردی، و از درون حس کمال می‌کنی، مغزت هم یاد می‌گیره که این «شفاف بودن با خودت» امن و خوبه. اون‌وقته که همه چیزهای خوبِ زندگی، بیشتر جذب تو می‌شن نه به شکلی جادویی، بلکه چون مغزت توی یه «وضعیت عملکرد بالا» قرار گرفته. https://t.me/DrBashardoost

🗓روز بین‌المللی کودکان بی‌گناه قربانی تجاوز و تعرض | ۴ ژوئن چهارم ژوئن، یادآور یکی از تلخ‌ترین واقعیت‌های دنیای ماست: این‌که کودکان، بی‌گناه‌ترین قربانیان خشونت‌اند؛ چه در میدان جنگ، چه در خانه، مدرسه یا حتی در فضای مجازی. این روز نمادی جهانی برای محکوم‌کردن همه‌ اشکال خشونت علیه کودکان است، از جمله: ▫️تجاوز، آزار جنسی و شکنجه ▫️کودک‌سربازان و بهره‌کشی در جنگ‌ها ▫️کار کودک ▫️ کودک همسری ▫️خشونت خانگی، تنبیه بدنی و سهل‌انگاری عاطفی اما باید پذیرفت که خشونت علیه کودکان تنها در میدان جنگ یا مناطق محروم رخ نمی‌دهد. دنیای مدرن نیز چهره‌های پنهان و پیچیده‌ای از خشونت علیه کودک دارد: ▫️فشار آموزشی و رقابت‌های بی‌پایان که کودکی را می‌بلعند؛ ▫️استثمار کودکان در فضای مجازی و رسانه‌ها؛ ▫️مصرف‌گرایی افراطی که هویت کودک را به ابزار تبلیغ و سود بدل می‌کند؛ ▫️انزوای اجتماعی ناشی از زندگی دیجیتال و فروپاشی ارتباطات انسانی؛ در این روز، باید نه‌فقط جنگ‌افروزان و متجاوزان، که سکوت و بی‌تفاوتی ما نسبت به رنج کودکان نیز مورد بازخواست قرار گیرد. هر کودک، فارغ از مرز، ملیت، جنسیت یا طبقه، شایسته‌ زیستن در جهانی امن، مهربان و انسانی است. این روز فرصتی است برای تجدید عهد با حق کودکی: حق زندگی، امنیت، آموزش، بازی، عشق، و رهایی از هر شکل خشونت.

🗓روز بین‌المللی کودکان بی‌گناه قربانی تجاوز و تعرض | ۴ ژوئن
🗓روز بین‌المللی کودکان بی‌گناه قربانی تجاوز و تعرض | ۴ ژوئن

❗️هر فردی داستانی داره که بلند نگفته
تا حالا همچین حسی داشتی؟
اون درد عمیق توی سینه‌ات، از اون نوع دردی که باعث میشه تو دنیا کاملاً احساس تنهایی کنی، انگار هیچ‌کس نمی‌تونه بفهمه داری چی می‌کشی؟ بعضی وقتا درد اونقدر شدید و طاقت‌فرسا هست که حتی وقتی کسی میگه "من اینجام تا کمکت کنم"، انگار کافی نیست. انگار که نمیتونه باشه. چون چطور ممکنه بدونن؟ چطور ممکنه بفهمن که با اون سنگینی از خواب بیدار شدن، اون کبودی‌های نامرئی، لبخند زدن در حالی که دنیات داره از هم می‌پاشه چه حسی داره؟ و در آن لحظات، به راحتی می‌توان باور کرد که ما تنها افرادی هستیم که در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات هستیم و بقیه به خوبی از پس مشکلات بر می‌آیند.
اما حقیقت چیست؟
اکثر مردم مشکلاتی را حمل می‌کنند که در مورد آنها صحبت نمی‌کنند. نبردهای خاموش. دلشکستگی‌های پنهان. دردی که در چهره‌شان نمایان نیست. اینکه درد کسی متفاوت به نظر می‌رسد، به این معنی نیست که کمتر دردناک است. لازم نیست مقایسه کنیم که چه کسی اوضاع بدتری دارد. و صرفاً به این دلیل که آسیب روحی شخصی، شبیه آسیب شما نیست، از اهمیت آن کم نمی‌کند. چیزی که ما نیاز داریم مهربانی بیشتر با خود است. دادن فضای بیشتر به یکدیگر. بیشتر بگوییم «من کاملاً نمی‌فهمم، اما من اینجا هستم و به تو اهمیت می‌دهم». کمتر قضاوت کنیم. کمتر بی‌اعتنایی کنیم. کمتر بگوییم «حداقل تو این ... (مشکل) را نداری...» همانطور که شما در مشکلاتتان سزاوار حمایت هستید. آن‌ها هم سزاوار حمایت هستند. بنابراین دفعه‌ی بعد که با فردی درد دل کردید، و متوجه شدید که می‌خواهید بگویید «تو اصلا درد من را نمی‌فهمی»، نفس عمیقی بکشید. شاید کاملاً درک نکنند، اما شاید خودشان هم در حال آسیب دیدن باشند یا شاید دارند تلاش می‌کنند. نه با درک کامل، بلکه با تمایل به حفظ رابطه. https://t.me/DrBashardoost

دایره اطرافیانت را چه کسانی تشکیل می‌دهند ؟؟

🔍پارادوکس انتخابی ▪️پارادوکس انتخابی به موقعیتی اطلاق می‌شود که فرد در آن باید از بین گزینه‌های مختلفی که ارائه شده‌اند انتخاب کند. ▫️از دیدگاه روانشناسی، پارادوکس انتخابی نشان دهنده اهمیت داشتن مهارت‌های تصمیم‌گیری مناسب و تفکر انتقادی برای مواجهه با این نوع موقعیت‌ها است. به عنوان مثال، ارزش‌ها، اولویت‌ها، و اهداف شخصی باید در فرایند تصمیم‌گیری در نظر گرفته شوند تا انتخاب منطقی و راهبردمندی صورت گیرد.