uz
Feedback
اول آموزش(برای هم‌زیستی)

اول آموزش(برای هم‌زیستی)

Kanalga Telegram’da o‘tish

برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی لینک مطلب اول کانال: https://t.me/cacpc/2

Ko'proq ko'rsatish
1 140
Obunachilar
-124 soatlar
-37 kunlar
-1830 kunlar
Obunachilarni jalb qilish
Iyun '26
Iyun '26
+3
0 kanalda
May '26
+4
0 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+4
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+1
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+15
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+2
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+41
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+35
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+50
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+4
0 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+8
0 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+14
1 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+6
0 kanalda
Get PRO
May '25
+12
0 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+25
0 kanalda
Get PRO
Mart '25
+29
0 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+56
1 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+11
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+33
1 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+35
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+54
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+67
0 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+16
0 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+12
0 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+19
0 kanalda
Get PRO
May '24
+20
2 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+21
0 kanalda
Get PRO
Mart '24
+31
1 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+25
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+11
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+26
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+26
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+39
1 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+23
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+5
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+33
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+13
0 kanalda
Get PRO
May '23
+22
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+20
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+10
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+17
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+7
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+13
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+5
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+17
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+30
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+9
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+15
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+8
0 kanalda
Get PRO
May '22
+23
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+9
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+10
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+44
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+18
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+45
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+36
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+31
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+18
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+21
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+42
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+8
0 kanalda
Get PRO
May '21
+30
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+25
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+19
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+18
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+19
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '20
+881
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
12 Iyun0
11 Iyun0
10 Iyun0
09 Iyun0
08 Iyun0
07 Iyun+1
06 Iyun0
05 Iyun0
04 Iyun+1
03 Iyun0
02 Iyun0
01 Iyun+1
Kanal postlari
این چرخه معیوب (دور باطل) نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه بی‌اعتمادی دوطرفه را نهادینه می‌سازد و هزینه‌های نظارتی و انتظامی را سرسام‌آور می‌کند. ۵. الزامات یک سیاست مهاجرتی علمی و عملیاتی بر اساس شواهد یدانی (مهمانشهر ساوه) و مطالعات تطبیقی (تجربه کشورهایی نظیر آلمان در بحران ۲۰۱۵، ترکیه و اردن در مدیریت مهاجران سوری)، یک سیاست مهاجرتی مطلوب برای ایران باید دارای مؤلفه‌های زیر باشد: مؤلفه شرح عملیاتی نیازسنجی قبل از پذیرش تعیین سقف سالانه بر اساس کمبود نیروی کار، ظرفیت مسکن و خدمات عمومی شناسایی و ثبت مرکزی صدور کارت هوشمند مهاجرت با قابلیت رهگیری محل سکونت و اشتغال ادغام در بافت شهرها توزیع مهاجران در مناطق مختلف شهری (نه تمرکز در یک نقطه) با استفاده از مشوق‌های غیرمتمرکز دسترسی به خدمات پایه تحصیل رایگان برای کودکان مهاجر (ابزار پیشگیری از حاشیه‌نشینی نسل آینده) | برنامه خروج تدریجی بازگشت داوطلبانه و زمان‌دار همراه با حمایت‌های شغلی و معیشتی در کشور مبدأ تدوین قانون جامع مهاجرت تصویب قانونی پایدار توسط مجلس که در آن حقوق و تکالیف هر دو طرف (میزبان و مهمان) مشخص شود ۶. نتیجه‌گیری و پیشنهاد «مهمانشهرها» نمود عینی شکست رویکرد بخشی، واکنشی و نبود سیاست مهاجرتی یکپارچه در ایران هستند. ادامه این وضعیت، ضمن تضییع حقوق انسانی مهاجران، دیر یا زود به صورت بحران‌های اجتماعی، امنیتی و بهداشتی به جامعه میزبان بازخواهد گشت. ضروری است: • کارگروه بین‌وزارتخانه‌ای (کشور، آموزش و پرورش، بهداشت، کار، امور خارجه) برای ساماندهی مهمانشهرهای موجود تشکیل شود. • ظرف شش ماه پیش‌نویس «قانون جامع مهاجرت و اقامت اتباع خارجی» با بهره‌گیری از نظرات دانشگاهیان و تجارب بین‌المللی تدوین و به مجلس ارائه گردد. • برنامه ملی حذف تدریجی الگوی مهمانشهری با اولویت دسترسی کودکان به مدرسه و خانواده‌ها به مسکن شهری حمایت‌شده، تصویب و اعتبارگذاری شود. منابع مورد استفاده: - گزارش بازدید میدانی ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ – مهمانشهر ساوه - مقاله نسبت ها و پیوندهای میان چندفرهنگی گرایی، صلح و شهروندی. منتشر شده در شماره دوم فصلنامه مطالعات صلح(نگارش علیرضا صادقی) - داده های همایش های مهاجرت، جغرافیای شهریو علوم اجتماعی - گزارش‌های مرکز آمار ایران - Castles, S. (2013). The Age of Migration (فصل‌های مربوط به سیاست ادغام) - UNHCR (2022). Global Trends: Forced Displacement

2
Alireza Sadeghi: لزوم تدوین سیاست مهاجرتی؛ مطالعه موردی «مهمانشهرها» در ایران (به بهانه بازدید از مهمانشهر ساوه) چکیده بازدید میدانی از یکی از «مهمانشهرهای» حومه ساوه در خرداد ۱۴۰۵، تصویری روشن از پیامدهای نبود سیاست مهاجرتی جامع در ایران ارائه می‌دهد. مهمانشهرها گونه‌ای از اسکان جداگزیده (segregated settlement) برای مهاجران افغانستانی هستند که در فاصله فیزیکی و اجتماعی از بافت اصلی شهرها شکل گرفته‌اند. این گزارش با تکیه بر مشاهدات عینی و تحلیل مفاهیم علمی مرتبط، نشان می‌دهد که چنین الگویی نه‌تنها با موازین بین‌المللی مدیریت مهاجرت (مانند اصل ادغام شهری) ناسازگار است، بلکه هزینه‌های سنگین اجتماعی، اقتصادی و امنیتی برای کشور میزبان به همراه دارد. نتیجه آنکه تدوین «قانون جامع مهاجرت» بر پایه نیازسنجی، شناسایی، ادغام تدریجی و جلوگیری از شکل‌گیری کانون‌های حاشیه‌نشین قومی، یک ضرورت غیرقابل تأخیر است. واژگان کلیدی: سیاست مهاجرتی، مهمانشهر، تفکیک فضایی، ادغام شهری، مهاجران افغانستانی، حقوق شهروندی، ایران. ۱. مقدمه ایران طی چهار دهه گذشته یکی از کشورهای میزبان بزرگ جمعیت مهاجر (به‌ویژه از افغانستان) بوده است. با وجود این، هنوز یک سیاست مهاجرتی مدون، شفاف و مبتنی بر شواهد علمی در سطح ملی تدوین نشده است. بازدید از «مهمانشهر ساوه» در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از سوی معاونت پژوهشی دانشگاه علامه طباطبایی و انعقاد تفاهم نامه میان این دانشگاه با استانداری استان مرکزی، فرصتی برای بررسی میدانی یکی از پیامدهای عینی این خلاء سیاستی فراهم آورد. واژه «مهمانشهر» که در زبان رسمی رواج یافته، در عمل ناظر بر پدیده‌ای است که در ادبیات شهرنشینی و مهاجرت با عناوینی چون «کمپ‌های مهاجرتی درون‌مرزی»، «محلات جداافتاده قومی»، «اردوگاه» و «اسکان تبعیض‌آمیز» شناخته می‌شود. این گزارش با نگاهی علمی-توصیفی به تحلیل این پدیده و استنتاج سیاستی از آن می‌پردازد. ۲. ویژگی‌های مهمانشهرها به‌مثابه مطالعه موردی بر اساس مشاهدات میدانی و مستندات تصویری همراه (عکس‌های ضمیمه)، مهمانشهر ساوه دارای مؤلفه‌های زیر است: • تفکیک یا جدایی سکونتگاهی (Segregation): استقرار در منطقه‌ای دور از محدوده خدمات شهری (آموزش، بهداشت، حمل‌ونقل، اشتغال رسمی). • تراکم جمعیتی فراتر از استاندارد: زندگی ۴ تا ۷ خانوار در واحدهای مسکونی کوچک (کمتر از ۵۰ متر مربع). • محرومیت از حقوق پایه: عدم دسترسی کودکان به تحصیل (به دلایل ثبت‌نامی، فقر و فاصله فیزیکی، باورهای غلط خانواده ها)، افزایش ازدواج زودهنگام به عنوان مکانیسم بقا. • فقدان شناسایی رسمی: ساکنان معمولاً فاقد مدارک معتبر اقامتی یا در وضعیت شناور و غیرقابل ردیابی هستند. ۳. پیامدهای منفی استمرار الگوی مهمانشهری از منظر علمی، تحمیل چنین سبک اسکانی بر مهاجران، چه برای جامعه میزبان و چه برای خود مهاجران، پیامدهای ناگواری دارد: • افزایش هزینه‌های اجتماعی بلندمدت: مهمانشهرها به کانون فقر، بزهکاری، اعتیاد و بیماری‌های قابل انتقال تبدیل می‌شوند که کنترل آنها برای دولت چندین برابر هزینه ادغام اولیه است. • کاهش سرمایه انسانی: محرومیت کودکان مهاجر از تحصیل، نسلی از شهروندان فاقد مهارت و آموزش را پرورش می‌دهد که بعداً به عنوان نیروی کار غیررسمی و شکننده به اقتصاد فشار می‌آورند. • تهدید امنیت نرم و سخت: فضاهای جداافتاده و فاقد حاکمیت کامل قانون، بستر مناسبی برای فعالیت شبکه‌های قاچاق انسان، کار غیرقانونی و حتی گروه‌های فرامرزی هستند. • تضییع حیثیت بین‌المللی کشور: ادامه سیاست ضمنی «جداسازی فضایی مهاجران» با موازین حقوق بشر (از جمله ماده ۲۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر در مورد حق بهره‌مندی از نظم اجتماعی بین‌المللی) و اسناد مرتبط با پناهندگان ناسازگار است. ۴. نقد سیاست‌های جاری: از پذیرش بی‌ضابطه تا اخراج دسته‌جمعی تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که ایران فاقد یک سازواره (سامانه) منسجم مدیریت مهاجرت است: - مرحله ورود: در مقطعی با رویکرد شبه‌مهمان‌پذیرانه، ورود بی‌رویه و بدون شناسنامه مهاجرتی مهاجران افغانستانی در دولت سیزدهم تسهیل شد. به روایتی سه میلیون و به روایت های متناقض در حدود هفت میلیون افغانستانی وارد کشور شد. - مرحله اقامت: به جای برنامه ادغام شهری (Urban Integration)، مهاجران به حاشیه‌ها و «مهمانشهرهای» خودساخته رانده شدند. - مرحله خروج: ناگهان و با منطق امنیتی، موج اخراج گسترده و بی‌ملاحظه جایگزین در دولت چهاردهم اخراج بی رویه صورت گرفت. به طوری که طبق گزارش های غیر رسمی، روزانه حدود سیصد هزار افغانستانی از ایران اخراج شدند که با أصول مهاجرتی و بین المللی مغایر است.
152
3
+8
Matn yo'q...
148
4
Matn yo'q...
221
5
استفاده از یوتیوب و رفتار مداداجویانه فیلتر کردن اساسا محرومیت سیستماتیک گروهی از افراد در استفاده از چیزی، تعریف شده است. برخی کشورها و نظام های حکمرانی بنا به هر دلیلی برخی شبکه های اجتماعی را مسدود و یا دسترسی به آن را با محدودیت مواجه می کنند. یکی از شبکه های محبوب یوتیوب است. یوتیوب از یک وجه ممیزه خاصی برخوردار است. پوتیوب یک دانشگاه رایگان است. افراد می توانند سیلابس و کلاس های دانشگاه های معتبر را در آن مشاهده کنند، دست به درآمد زایی بزنند، مهارت یاد بگیریند و تفریح و طنز را در آن تجربه کنند‌ اما اخیرا به مقاله ای برخورد کردم که استفاده از یوتیوب انسان ها را از خشونت ورزی هم دور می کند. فرد استفاده کننده از یوتیوب با جهان های متعدد مواجه می شود و انعطاف پذیری را می آموزد. تحقیقات متعددی نشان می‌دهند که یوتیوب می‌تواند ابزاری قدرتمند برای افزایش «انعطاف‌پذیری شناختی» و «تحمل‌پذیری» باشد، اگرچه این تأثیر قطعی و بدون چالش نیست. به برخی از این پژوهش ها اشاره می کند. بر اساس شواهد علمی موجود، این پلتفرم از طرق زیر می‌تواند باعث افزایش مدارا شود: 🧠 1. ایجاد «تماس تصنعی» (Parasocial Contact) برای کاهش تعصب یکی از قوی‌ترین نظریه‌ها در این زمینه، تماس فرضی (Parasocial Contact Theory) است. این نظریه می‌گوید که تماس یک‌طرفه با شخصیت‌های رسانه‌ای، می‌تواند تعصب را تا حد زیادی شبیه به تعاملات رو در رو کاهش دهد: · مطالعه علمی: پژوهشی در نشریه Scientific Reports نشان داد تماشای ۱۷ دقیقه ویدیوی یک یوتیوبر در مورد تجربیاتش با اختلال شخصیت مرزی باعث کاهش تعصب صریح در بیننده‌ها شد که تا چند هفته نیز پایدار ماند. · توضیح مکانیزم: این اثر به دلیل احساس یک‌سویه ارتباط بین بیننده و تولیدکننده محتوا ایجاد می‌شود. 🤝 2. ارتقاء همدلی (Empathy) در آموزش برخی پژوهش‌ها به صورت هدفمند استفاده از یوتیوب را در محیط‌های آموزشی بررسی کرده‌اند: · مطالعه علمی: یک پژوهش شبه‌تجربی روی ۹۳ دانشجوی پرستاری نشان داد ویدیوهای داستانی یوتیوب به طور معنی‌داری همدلی و تفکر انتقادی آن‌ها را افزایش می‌دهد. 👁️ 3. ایجاد اعتماد و کاهش اضطراب از طریق «دیدگاه ناهمساز» یک مطالعه دیگر نیز مکانیسم مشابهی را برای کاهش تعصب نسبت به محله‌های قومی-نژادی تایید می‌کند: · مکانیزم: مواجهه با سبک روایی یکسان در یک چنل خاص، اعتماد را بین بیننده و راوی افزایش داده و نهایتاً منجر به پذیرش مثبت‌تر فرهنگ‌های دیگر می‌شود. ⚖️ 4. تأثیر دوگانه الگوریتم (نتیجه‌گیری نهایی) با این حال، تأثیر نهایی یوتیوب به نوع محتوای مصرفی بستگی دارد: · مدارا زمانی افزایش می‌یابد که الگوریتم شما را به سمت داستان‌های شخصی (Vlogs)، مستندها و محتوای آموزشی سوق دهد. · اگر الگوریتم شما را در یک «حباب فیلتر» از نظرات تند تک‌بعدی یا تئوری‌های توطئه گیر بیندازد، نتیجه‌ای معکوس حاصل می‌شود. امیدوارم با توجه به اثراتی که استفاده از این شبکه اجتماعی دارد، مدیران دست در اندار کشور، تاملی در تصمیم خود داشته باشند. #فیلترینگ #یوتیوب #صادقی
229
6
دوباره برگشتیم به تلگرام، امیدوارم باز هم مطلب بنویسیم و مطلب بخوانیم
224
7
کنیسه زخمی تهران ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ @cacpc
کنیسه زخمی تهران ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ @cacpc
333
8
+2
Matn yo'q...
0
9
Matn yo'q...
0
10
https://radiotragedy.com/minab/ رادیو تراژدی/ بچه های میناب
0
11
ایران جان! ایرانی که بیش از قبل دوستش دارم! با توجه به‌ تهدید اخیر ترامپ و تعیین ضرب الاجل، در این لحظات نامعلوم و پرالتهاب، پیش از آنکه سایه تهدیدی بر سرمان گسترده تر شود، می‌خواهم فریاد بزنم و تکرار کنم که ایران، جان ماست. این یادداشت، ادای احترامی کوچک به توست، ای مام وطن؛ ایران! گاهی یک اتفاقِ سخت، مثل هاله ای می شود، روی چیزهایی که همیشه بوده‌اند و کمتر دیده شده اند. این روزها، با تمام تلخی‌ها و اضطراب‌هایی که جنگ برای همه‌مان به همراه دارد، در درون من چیزی روشن‌تر شده است؛ عشقی عمیق‌تر به ایران، به مردمش و به تمام آنچه نام «خانه» را می‌سازد. جنگ یادآوری کرد که چقدر به هم وابسته‌ایم؛ چقدر دل‌هایمان، با وجود اختلاف‌نظرها و تفاوت‌ها، به یکدیگر گره خورده است. فهمیدم می‌شود فرد و گروهی را قبول نداشته باشم، اما برای امنیتش نگران شوم؛ می‌شود با کسی هم‌عقیده نباشم، اما بودنش در این سرزمین برایم ارزشمند باشد. همین تفاوت هاست که عشق را واقعی‌تر می‌کند. این روزها بیش از همیشه مردمم را دوست دارم؛ همان آدم‌هایی که شاید هزاران بار ازشان گلایه کرده بودم، اما حالا هر کدامشان را بخشی از خودم می‌بینم. حتی همین تهران! همین شهر شلوغ و آلوده‌، برایم عزیزتر شده است. انگار غبارش هم بخشی از ما شده، بخشی از خانه ما، حالا بیشتر بوی خانه می‌دهد. شاید سختی‌ها هم می‌توانند ما را به ریشه‌هایمان نزدیک‌تر کنند؛ به جایی که از آن آمده‌ایم و به جایی که دلمان می‌خواهد دوباره با آرامش در آن زندگی کنیم. امروز بیشتر از گذشته می‌دانم که ایران فقط یک خاک نیست؛ مجموعه‌ای از دل‌ها و آدم‌هاست. آدم‌هایی که با همه تفاوت‌ها، وقتی پای «بودن کنار هم» وسط می‌آید، شبیه‌ترین آدم‌های جهان می‌شوند. #ایران_جان #صادقی @cacpc
0
12
چرا مداخله افراد فاقد تخصص در حوزه‌های تخصصی می‌تواند آسیب‌زا باشد؟ ........... مداخله برخی در امور دیگر بیش و کم در همه حوزه ها وجود دارد. اما، مدت هاست گروه خاصی در ایران به طور احساسی و بی محابا در امور حکمرانی کشور از جمله موضوع به غایت پیچیده و حساس جنگ و صلح مداخله می کنند. به عنوان مثال، یکی از همین افراد، اخیرا بیان کرده که در "میانه جنگ که نباید از دموکراسی حرف زد! همین بیان به روشنی، عدم تخصص این فرد را در امور جنگ و صلح نشان می دهد. همه جنگ ها در نهایت به صلح می انجامد و چه بهتر که با کمترین هزینه به صلح بیانجامد. طبیعتا وجود دیپلماسی است که جنگ ها را مهار می کند و از آسیب های بیشتر جلوگیری می کند. پس اتفاقا در میانهٔ جنگ هست که دیپلماسی اهمیت بیشتری پیدا می کند. در این نوشتار سعی کرده ام، مداخله افراد فاقد تخصص در حوزه‌های نیازمند دانش عمیق را ، پدیده‌ای رایج و در عین حال، آسیب‌زا در سطوح مختلف فردی، سازمانی و ملی نشان داده و بر اساس نظریه های موجود تببین کنم که این مداخله تا چه اندازه آسیب زاست. برای این منظور از نظریه‌های علوم اجتماعی، روان‌شناسی و حکمرانی، استفاده‌ کرده ام: ۱. خطای دانینگ–کروگر: توهم شایستگی اثر دانینگ–کروگر(Dunning-Kruger effect) توضیح می‌دهد که افراد کم‌مهارت، توانایی درک ناتوانی خود را ندارند و غالباً دانش خود را بیش از حد تخمین می‌زنند. این «توهم شایستگی» باعث می‌شود فرد پیچیدگی موضوع را درک نکرده و احساس کند وظایف تخصصی ساده‌تر از آن است که به متخصصان واگذار شود (Dunning & Kruger, 1999). ۲. سرمایه نمادین و مشروعیت کاذب پی‌یر بوردیو (Pierre Bourdieu) مفهوم سرمایه نمادین (Symbolic Capital) را معرفی می‌کند؛ یعنی اعتبار، شهرت یا محبوبیت که می‌تواند با تخصص اشتباه گرفته شود. افراد دارای سرمایه نمادین بالا (مانند هنرمندان، ورزشکاران یا چهره‌های محبوب) ممکن است احساس کنند مجاز به مداخله در حوزه‌هایی مانند سیاست، علم یا اقتصاد هستند، حتی بدون داشتن دانش تخصصی. این وضعیت، «مرجعیت اجتماعی» را با «مرجعیت تخصصی» خلط می‌کند (Bourdieu, 1986). ۳. نظریه تفویض عقلانیت و منطق تخصصی در حوزه حکمرانی، اصل «تفویض عقلانیت» (Rationality Delegation) بیانگر آن است که تصمیم‌های پیچیده نیازمند داده، مدل و تجربه تخصصی است. سیستم‌های مدرن بر تقسیم کار تخصصی بنا شده‌اند. مداخله غیرمتخصصان، منطق درونی تصمیم‌گیری علمی را مختل کرده و می‌تواند به کاهش کیفیت، ناکارآمدی و افزایش خطاهای سیستماتیک منجر شود (Habermas, 1984). ۴. انتخاب عمومی و انگیزه‌های غیرتخصصی نظریه انتخاب عمومی (Public Choice Theory) نشان می‌دهد افراد در عرصه عمومی، تحت تأثیر منافع شخصی، تصورات فردی یا انگیزه‌های غیرتخصصی قرار می‌گیرند. اگر فرد غیرمتخصص در جایگاه تصمیم‌گیری قرار گیرد، بدون درک پیامدهای بلندمدت یا سیستماتیک، تصمیماتی اتخاذ می‌کند که ممکن است زیان‌بار باشد، زیرا مسئولیت‌پذیری و درک عمیق فنی وجود ندارد (Buchanan & Tullock, 1962). ۵. نظریه سیستم‌ها و پیچیدگی نیکلاس لومان (Niklas Luhmann) با رویکرد نظریه سیستم‌ها (Systems Theory)، معتقد است هر حوزه تخصصی دارای منطق درونی پیچیده‌ای است. مداخله غیرمتخصصان، بدون درک این منطق، می‌تواند باعث اختلال در عملکرد کل سیستم شود. پیچیدگی سیستم‌های مدرن (اقتصادی، اجتماعی، فنی) در برابر ساده‌سازی‌های ناشی از عدم تخصص، بسیار آسیب‌پذیر است (Luhmann, 1995). ۶. روان‌شناسی اجتماعی و فشار نقش انتظارات عمومی، یا تلاش برای حفظ یک «نقش اجتماعی» خاص (مانند فرد محبوب یا تأثیرگذار)، می‌تواند افراد را به مداخله در حوزه‌هایی سوق دهد که تخصصی در آن ندارند. این پدیده، فضای تصمیم‌گیری را از معیار علمی به سمت احساسات، ترجیحات شخصی یا هیجانات جمعی سوق می‌دهد (Asch, 1956). پیامدها: مداخله غیرمتخصصان منجر به جایگزینی معیارهای علمی با احساسی، تضعیف نهادهای کارشناسی، هدررفت منابع و افزایش خطاها می‌شود. در موضوع اخیر تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، این نگاه احساسی و غیر تخصصی می تواند، بقا یک کشور، تمدن و کل مردم ایران را به مخاطره بیندازد. #صادقی #تخصص #جنگ_صلح @cacpc
0
13
تربیت کودک ایرانی: پلی به سوی هم‌زیستی و عدالت در جهان تفاوت‌ها در روزگاری که ایران با واقعیت تلخ جنگ روبه‌روست، اهمیت تعلیم و تربیت در حفظ کرامت انسانی و بازسازی امید جمعی دوچندان می‌شود. در چنین شرایطی، اندیشه‌ورزان حوزه آموزش و پرورش مأموریتی اخلاقی و فرهنگی دارند: تصور آینده‌ای که بر بنیان صلح، عدالت و احترام به گوناگونی انسانی شکل گیرد. از منظر آموزش چندفرهنگی، تربیت کودک ایرانی صرفاً آمادگی او برای زندگی در جامعه نیست، بلکه فرآیند آموختن زیستن در جهان بی‌مرز تفاوت‌هاست؛ جایی که عدالت آموزشی ضامن رشد انسانی هر کودک است. رویای من این است که کودک ایرانی فرصت اندیشیدن مستقل و تعامل سازنده با «دیگری» را بیابد. نظام آموزشی باید منشا، ملجا و پناه آموزش " دیگری" باشد؛ پناهی برای صیانت از حقوق کودک، فارغ از قومیت، جنسیت، زبان یا طبقه اجتماعی او. در چنین چشم‌اندازی، مدرسه ایرانی می‌تواند فضای تحقق عدالت و هم‌زیستی باشد؛ جایی که دانش‌آموزان نه از طریق رقابت، بلکه از راه همکاری و گفت‌وگو رشد کنند. عدالت آموزشی، یعنی فراهم‌سازی فرصت‌های برابر برای همه‌ی کودکان — هر جا که هستند و هر زبانی که سخن می‌گویند. آرزو دارم معلمان ایرانی، میانجی‌های صلح و عدالت باشند؛ افرادی که در کلاس درس، آگاهی از تنوع فرهنگی را با حس مسئولیت اجتماعی تلفیق می‌کنند و کودکان را به پذیرش تفاوت‌ها، هم‌دلی با محرومان، به حاشیه رانده شدگان و درک ارزش برابری انسانی دعوت می‌کنند. در دل جنگ، تربیت کودک، تنها برای حفظ بقا نیست، بلکه کنش فرهنگی برای بازسازی روح جامعه است. هر کلاس درس می‌تواند مکاتی برای ترویج صلح و آموزش چندفرهنگی باشد؛ جایی که کودک با شعر اقوام، قصه‌های زبان‌های گوناگون و رنگ‌های متفاوت فرهنگ‌ها رشد کند و بیاموزد که تفاوت، گنجینه است، تفاوت، اندیشه است، تفاوت، ذخیره است. چنین تربیتی، کودکان را نه فقط به هم‌زیستی، بلکه به هم‌دردی و عدالت‌خواهی سوق می‌دهد. آرزوی من این است که تعلیم و تربیت در ایران دست کم بر محور دو اصل استوار شود: *احترام به تفاوت‌ها و پاسداری از عدالت انسانی*. اگر بتوانیم این باور را در جان کودکان ایرانی بنشانیم، حتی در دل تاریک‌ترین روزهای جنگ، امکان پرورش نسلی نو با نگاهی چندفرهنگ گرا، خردورز، صلح‌جو و عدالت‌محور فراهم خواهد شد. با این نگاه، صلح جهانی شاید دیر پیدا شود، اما اگر کودکان ما در پرتو عدالت، گفت‌وگو و پذیرش دیگری رشد کنند، این دیر معنایی نخواهد داشت. آموزش چندفرهنگی آغوشی است برای هم‌زیستی عادلانه — جایی که انسانیت دوباره معنا می‌یابد، و زمین جنگ‌زده به بوستان عدالت، خرد و مهر بدل شود. #رویای_من #تربیت_کودک_ایرانی #چندفرهنگی #صادقی @cacpc
0
14
اول آموزش! علیرضا صادقی استاد آموزش و برنامه درسی دانشگاه علامه طباطبایی در دوران بحران‌های فراگیر، هنگامی که تمرکز جامعه بر جنبه‌های حیاتی مانند امنیت و اقتصاد است، نباید از نقش محوری و پایدار آموزش غافل شد. این امر با توجه به جمعیت عظیم دانش‌آموزان (بیش از ۱۵ میلیون نفر) و دانشجویان (حدود ۲.۷ میلیون نفر) در کشور، اهمیت دوچندان می‌یابد. هر لحظهٔ آموزش از دست رفته، نه فقط یک وقفهٔ زمانی، بلکه اتلاف فرصتی گران‌بها برای رشد و توسعهٔ سرمایه‌های انسانی جامعه است. فراتر از انتقال دانش و مهارت‌های تخصصی، محیط‌های آموزشی فضاهایی کلیدی برای "ایجاد آرامش روانی، احساس امنیت و تقویت هویت اجتماعی" هستند. تعاملات چهره به چهره در کلاس‌های درس، دانشگاه‌ها و مدارس، بستری برای "توسعهٔ مهارت‌های همزیستی، همدلی و همکاری" فراهم می‌آورد. دانشجویان و دانش‌آموزان در این محیط‌ها، یاد می‌گیرند چگونه با دیدگاه‌های متفاوت کنار بیایند، چگونه در قالب گروه‌های همگن یا ناهمگن به کار مشترک بپردازند، و چگونه شبکه‌های حمایتی اجتماعی پایدار بنا نهند. این "تجربهٔ همزیستی"، که لازمهٔ آن حضور فیزیکی و تعاملات مستمر است، یکی از ارکان اصلی تربیت اجتماعی و فردی محسوب می‌شود. گذار اجباری به آموزش مجازی، به‌ویژه در شرایطی که زیرساخت‌ها و آمادگی لازم وجود ندارد، نه تنها فرایند یادگیری را کند و ناکارآمد می‌سازد، بلکه به طور مستقیم "تجربهٔ غنی همزیستی و تعاملات اجتماعی رودررو را از بین می‌برد" . این فقدان، که تأثیرات عمیق روانی و اجتماعی به همراه دارد، می‌تواند منجر به افزایش احساس انزوا، اضطراب، کاهش انگیزه و افت تحصیلی شود. کیفیت آموزش عالی، به عنوان پیشران نوآوری و پیشرفت، در چنین شرایطی تضعیف شده و جبران آن، هزینه‌های بلندمدت و سنگینی را به همراه خواهد داشت. برای کودکان و نوجوانان در مدارس، این تجربهٔ همزیستی و تعامل در محیط امن و ساختاریافتهٔ مدرسه، نقشی حیاتی در رشد شناختی، عاطفی و اجتماعی ایفا می‌کند. ناپیوستگی این محیط‌ها، فرایند اجتماعی شدن آن‌ها را مختل کرده و مهارت‌های بنیادین مانند حل مسئله، تفکر انتقادی و ارتباط مؤثر را به چالش می‌کشد. حفظ پیوستگی نظام آموزشی، حتی در شرایط بحران، یک ضرورت راهبردی است. این امر مستلزم: ۱. حداقل‌سازی گسست آموزشی: تلاش برای حفظ جریان یادگیری، حتی با روش‌های منعطف و ترکیبی. ۲. تقویت حمایت‌های روانی-اجتماعی: ارائهٔ خدمات مشاوره‌ای و ایجاد فرصت‌هایی برای تعاملات مثبت و سازنده. ۳. ارتقاء کیفی آموزش مجازی و ترکیبی: سرمایه‌گذاری بر زیرساخت‌ها و آموزش مدرسان برای جبران بخشی از فقدان تعاملات حضوری. ۴. تاکید بر جنبه‌های اجتماعی و همزیستی:طراحی فعالیت‌هایی که تجربهٔ همکاری و تعامل را، حتی در بستر مجازی، تا حد امکان شبیه‌سازی کنند. آموزش، در عمیق‌ترین تعریف خود، فرایند پرورشی است که انسان را برای زیستن، همکاری و پیشرفت در جامعه آماده می‌سازد. حفاظت از این فرایند، به‌ویژه در دل بحران‌ها، به معنای سرمایه‌گذاری بر تاب‌آوری، انسجام اجتماعی و آینده‌ای روشن‌تر برای جامعه است. #اول_آموزش #صادقی @cacpc
0