SevenHells
Kanalga Telegram’da o‘tish
468
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
-730 kun
Postlar arxiv
468
این آنا کارنینا اینقدر قشنگه که هر دفعه یادم میاد داستایوفسکی ننوشتهش دوباره تعجب میکنم. منظورت چیه که کتاب اول لیستم داستایوفسکی نیست؟ 🧌
468
کاش یک مرد میانسال بودم. یک مرد میانسال در اوهایو. مشغول به سیبزمینی کاشتن و تماشای فرزندان کسمغزم که یک روز هم تو عمرشون کار نکردن، چون من قربونشون بشم خودم کار میکنم که اونا برن یه کار راحتتر گیرشون بیاد. ولی ته دلم بدونم خاک نمکگیرشون میکنه و یک روز، یک جایی، دلشون میخواد یک مرد میانسال مزرعهدار بشن؛ درست مثل من. کاش یک روز که مطمئن میشدم خانوادهم تأمین شدهن، یک آبجو به دست، درحالیکه دارم منظره رو تماشا میکنم در خوشحالی کامل میمردم. کاش یک مرد میانسال بودم. مظلوم و تنها و رنجکشیده.
شاید بگید چرا زن نمیخوای باشی. چون رنج زن مهم نیست. برای هیچکس. زن رو انگار آفریدهن که زجر بکشه و دم نزنه. زن رنجکشیده همهچیز وظیفهشه و مرد رنجکشیده هر چیزی رو لطف کرده انجام داده. من یک زنم. رنج من رو کسی نمیبینه. کاش یک مرد میانسال بودم...
468
برای فرار از کارم اینقد کارای دیگه کردم که خسته شدم. آیا طبیعیه که آدم اینقدر از کارش فرار کنه؟ آیا مشکل از من است یا کلاً طبیعت و ماهیت کار این است؟
با ما همراه باشید تا مثل همممممهٔ سؤالای دیگه، جواب اینم نفهمیم.
468
لوبیا تو چشات نگاه میکنه و کونشو لیس میزنه. بعد میاد که تو رو لیس بزنه و وقتی نمیذاری ناراحت میشه و قهر میکنه. بابت بهداشت هم هزینهٔ عاطفی باید بدم. 😔🙏
468
خیلی حالم بده. میخوام برم به سوی پشتبام. هیچی حالم رو خوب نمیکنه. یه جور عمیقی از خودم نفرت دارم و واقعا دوست دارم بمیرم. علت؟ هیچی. همین که وجود دارم دلیل کافیایه به نظرم.
468
یه آزالیا خریدم اینقد غصهشو میخورم غصهٔ خودم رو نمیخورم. نونت نبود، آبت نبود، گیاه مناسب چمنهای خانههای حومهٔ شهری خارجیها گرفتنت چی بود؟ 🗿🗿🗿
لازم به ذکره که اصلا نمیدونستم اینجوریه. از بس خوشگل بود (بدون گلش حتی. بعدا فهمیدم گل هم میده!) چشمام کور شد و خریدمش. 🫠
تا خودم رو خفه نکردم به من گلخانه بدهید. 😔🙏
468
لوبیاشاه درحال نظارت بر رعایا. جدیدا علاقهمند شدهاند بندهنوازی کرده، چشمشان را گاهی به رعیت بدوزند.
پاییز ۴۰۳
468
بابا اینقد تجربهکردن رو تجویز نکنید. بعضی تجربهها گرون تموم میشن و بعضیها ثروت کافی برای بازگشت از تجربهشون رو ندارن؛ حالا ثروت معنوی، روحی، مالی، اجتماعی، هرچی. عاقلانه زندگیکردن چیزیه که باید تبلیغ بشه. عاقلانه یعنی نه مثل جوجهگنجشک بچپی گوشهٔ امنت، نه مثل قاتل کراکیِ دچار هذیان ریسک کنی. این رو تبلیغ کنید لطفا. ممنون.
468
چارتا سریال خوب
بجز mind hunter (خودش میدونه)
معرفی کنید که ندیده باشم. هرچی شروع میکنم آشغال و بهدردنخوره. ممنون 😔🙏
468
هر روز به خودم میگم من هم یک انسانم و حق دارم عاملیت داشته باشم. خودم رو شیر میکنم که برم تو دل مشکلات و حلشون کنم. بعد موقعش که میرسه از لوبیا هم مظلومتر میشم و حتی یه میو هم نمیکنم و مثل پادری پهن میشم رو زمین تا منفعل و اشکریزان تماشا کنم که زندگیم میسوزه و میریزه و خاکستر میشه.
خودآگاهی گاهی واقعا یک پارادوکسه. اگر نمیدونستی مشکلی داری خوشحال بودی. اگر میدونستی و کاری میکردی هم میتونستی خوشحال باشی. ولی وقتی فقط میدونی یک بدبخت آگاه ناراحتی.
468
دو کتاب آخری که بهم دادن برای ویرایش دو نظر متفاوت در یک موضوع خاص رو دارن. الان دچار چالش فکری شدم و دیگر نمیدانم چه کسی هستم.
468
امروز فهمیدم علت حملهٔ هموطنان به پمپ بنزین اینه که میخوان در شرایط بحرانی باکشون پر باشه و بتونن فرار کنن. سوال اینه که چرا و به کجا؟ این همه میل به زندگی از کجا میآد؟ آیا با یه باک میشه تا اورلندو رانندگی کرد؟ انگیزهٔ این کار چیست؟ با ما همراه باشید تا پاسخ این سوالات رو مثل تمامی سوالای دیگهمون پیدا نکنیم. 🧌
468
میل به ارتباط باعث میشه بیشازحد دهنم رو باز کنم و بعدا خودم رو سرزنش کنم که چرا فلانجا اینقد زررررر زدم. بعد وقتی حرف نمیزنم قیافهم شبیه آدمای یبس میشه و کسی نمیاد باهام حرف بزنه و از انزوا خفه میشم.
دوگانگی زندگی اینجاست آقای شکسپیر. بین بودن و نبودن که مشخصه نبودن پیروزه. ولی در همین بودنهای کوتاه، حرف زدن یا نزدن؟ مسئله این است!
468
Repost from N/a
واقعا ذهنم فقیر شده. احمق تر هم شدم. نیازهای اولیه و پایهم انقدر بی پاسخ رو زمین مونده که بزرگترین دستاوردم الان بستنی خریدنه.
من معتقدم تلاش و انگیزه و رویاپردازی و جاه طلبی هم از نفس گرم میاد، کسی که مطمئن نباشه میتونه بگذرونه و فرداشو شب کنه و مدام هشتش گیر نهش باشه واقعا اصلا توی ذهنش این قدرت و توانایی رو نداره که حرکت رو شروع کنه چه برسه رسیدن.
468
+4
بچهها، کسی هست از محدودهٔ تهران-کرج بتونه این جوجو رو به سرپرستی بگیره؟
اسمش مخمله، پسره. هنوز به سنی نرسیده که بشه عقیمش کرد ولی واکسنش رو زده. خیلی اگوجی مگوجی هم هست ولی صاحبش میگه نمیتونه نگهش داره دیگه 🥲
