SevenHells
Kanalga Telegram’da o‘tish
487
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kunlar
-1030 kunlar
Postlar arxiv
487
فامیلیش رو بهم نگفت ولی اسمش سمیه بود و گفت رشتهش مربوط به همین دورهٔ تاریخی بوده. سمیه هرجا هستی عاشق خودت و دانشت و هنرت و دستاتم. 😭
487
نمیدونید چقد عاشقش شدم 😭😭😭😭
کار دست خانومی بود. کپی یکی از آثار تاریخی هم بود، مربوط به عصر آهن. 🥲🥲🥲
بعد خانومی گفت این رو از توی گورستان پیدا کردن و برای مراسمهای مهم استفاده میشده.
آه گلب کوچکم. یک انسان در حدود ۲۵۰۰-۳۵۰۰ سال پیش، وقتی در مراسمهای مهمش شرکت میکرده، از یک کوزه مثل این نوشیدنی میخورده. خدای من. و من، بهنوعی، عاشق زیباییای شدم که برای اون هم خاص بوده 😭😭😭😭
غرق در زیباییام. همینجا اوج وجود من است. مرا بوکوشید. 😭😭😭
487
امروز رفتیم موزهٔ ملی، برای همین جواهرات و آثاری که میگفتن محدود اومده.
آقاهه داشت دعوا میکرد که موزه همهش همین بود؟ خانومه هم داشت توضیح میداد یه بخشهایی رو دارن بازسازی میکنن، برای همین بستهس. اون هم وسط حرفش پرید و گفت خاک تو سرشون. 🥴
چیکار کنن داداشم؟ موزه رو بذارن بریزه؟ 😶
بعد آدم میره مکان فرهنگی که فرهنگشو ببره بالا دیگه. وا. واقعا تعجب کردم. 😶
487
امروز چقدر یاد دهاتمون افتادم.
یه آقایی بود، نمیدونم هنوزم زندهست یا نه. امیدوارم اگه هست حالش خوب باشه و جونش سلامت باشه. این بندهخدا پا نداشت :( کفش میکرد تو دستش و تو مراسمها شرکت میکرد. به چشمم هم ندیدم بهخاطر شرایطش راه بیفته گدایی کنه. حداقل من ندیدم. بهش کمک هم اگر میکردن یهجوری بود که بقیه نبینن تا عزتش خرد نشه.
الان یه ویدئو دیدم یکی تو بلاد کفر از وسط رون، پاهاش قطع شده بود و با بیمهش دو تا پای مصنوعی با فانکشن کامل گرفته بود. چقدر دلم سوخت. چقدررر دلم سوخت. گریهم گرفت واقعا. :(
487
الان یادم اومد به آقاهه گفتم صاحب این گاریه، چرخدستیه، چیه؟ کجاست؟ گفت سبزی میخواین؟ گفتم آره. گفت خودمم. کاش لال میشدم نمیگفتم گاری. 😭😭😭😭😭
487
توصیهٔ بنده بهعنوان یک دهاتی اینه که سبزی رو پاک کنید، نشُسته بریزید تو قابلمه روحی، درش رو بذارید و بذارید یخچال. هرموقع خواستید سبزی بخورید، دربیارید بشورید.
دستای مامانم یکم معجزه داره توش، تا سه هفته تو یخچالش سالم میمونه. دستای من یکم مشکل داره فکر کنم ولی تا ده روز بدون ذرهای پلاسیدگی سالم میمونه برام. شاید مثلا شاهیهاش زرد بشه ولی پلاسیدگی هرگز. 🙏
487
امروز باید یه کار تحویل بدم و یه تماس بگیرم. حاضرم یه انگشتم رو قطع کنم ولی مجبور نباشم امروز هر دو تا رو انجام بدم. :(((
چهار روزه گردنم گرفته و خیلی وقته خوابم به هم ریخته و از زندگی بیزارم. امروز صبح به زور خوابیدم و به زور هم بیدار شدم. واقعا این زندگی بس. 😭
487
برای من خیلی جالبه. کلا میگم. همهچیز جالبه. میترسم اگه بپرسم فضولی باشه. لطفا رندمترین چیزهایی که ممکنه هیچکس گوش نده رو به من بگید. من همچنان برام جالبه. بنده رو در جریان بذارید. من روم نمیشه ازتون سوال بپرسم. 😭
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
