uz
Feedback
SevenHells

SevenHells

Kanalga Telegram’da o‘tish

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Ko'proq ko'rsatish
487
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kunlar
-1030 kunlar
Postlar arxiv
در کنار سلامت روانم، حلقه و یه لنگهٔ هندزفری‌م هم گم شد. از اون روزا که فقط باید خودت رو هیپنوتیزم کنی تا یادت بره در طول چند ساعت چقد بدبخت بودی.

حالا مردی هم امشب می‌گف سوپ کوچولو ازت می‌خواد درساتو بخونی و اینقدر گریه نکنی. این رو که گفت چنان زدم زیر گریه، نمی‌تونستم نفس بکشم. به غلط کردم افتاده بود. :)))

حالا الان افتادم رو دور گریه برای لوبیا که چقدر دوستش دارم و برای دردهای نداشته‌ش گریه می‌کنم. تو دورهٔ پی‌ام‌اس هم نیستم. باز یه چیزی توی مغزم تغییر کرد امروز و دیگه طبیعی نیستم. امیدوارم خوب بشم.

سوپ تنها گربه‌ای بود در عمرم که تا چشمش بهم می‌خورد خرخر می‌کرد. بااینکه ماساژش درد داشت، باز هم برای منی که مایهٔ دردش می‌شدم خرخر می‌کرد. قلبش خیلی مهربون بود. دلم براش تنگ می‌شه.

از هرکسی گیرم می‌آد دارم قول می‌گیرم که سوپ حالش خوبه الان. کاشکی من جای تو می‌مردم سوپ قشنگم. کاشکی می‌موندی و خوب می‌شدی و من می‌مردم. تو خیلی بهتر از من بودی مامان کوچولوی قشنگ مهربانم. :(

photo content

سوپ رو در یکی از جنگل‌های اطراف، با تدابیر محیط‌زیستی و بهداشتی دفن کردیم. الان یک ویوی عالی از تهران داره تا ابد. روحت در آرامش عزیز رنج‌دیدهٔ من. :(❤️

امیدوارم اگه کسی بهش لگد زده، زجرکش بشه. این انحنای ستون فقرات بدون ضربه پیش نمی‌آد اصلا و احتمال اینکه لگد خورده باشه خیلی زیاده. تیکه‌تیکه بشی الهی. :(((((((((

حداقل آروم شد. از درد راحت شد. چند روزی غذا خورد و گرم بود و بغل گرفت. Rest in peace Soup. I will forever love you. :(

موقع رفتنش پیشش نبودم. طفلکم تنها بوده... خدا منو بکشه. این زندگی بسه. طاقت ندارم.

الهی بمیرم برات مامان. :((((

میخوام خودمو بکشم

سوپ تلف شد...

در باب عن‌وگه بودن ai همین بس که توی اپ هنری، آپشن گذاشتن که از هوش مصنوعی عن‌وگه بخوای یک نقاشی رو در یک منظرهٔ کامل‌تر نشون
+3
در باب عن‌وگه بودن ai همین بس که توی اپ هنری، آپشن گذاشتن که از هوش مصنوعی عن‌وگه بخوای یک نقاشی رو در یک منظرهٔ کامل‌تر نشون بده. تولیداتش اینقدر آشغاله که حتی احتیاج به اون کادر مسخره نداری. در اولین نگاه می‌فهمی از فلان خط به‌بعد، هنری خرج اون رنگ‌ها نشده و هر کودن بی‌احساس و عاطفه و هنری هم قابلیت بیشتری ازش داره.

سوپ امروز غذا نمی‌خورد. داشتم دق می‌کردم. خدایا خوب شه. تولوخدا. :(

امروز متوجه شدم که اصلا مامان خوبی نمی‌شم. یکی از آشناها داشت تعریف می‌کرد که بچه‌مون نمی‌ذاره تلویزیون ببینیم، چون اگه تلویزیون روشن کنیم باید حتما کارتون اون پخش بشه. و تمام فکر من این بود که اون بچه رو باید اینقد کتک زد تا بفهمه رئیس کیه. التماس درمان دارم از خودم. 🙏

گاهی اوقات به کسایی که از ته دلشون به خدا ایمان دارن حسودی‌م می‌شه. فکر کن تو ذهنت یکی هست که هرچی دلت می‌شکنه می‌ری سراغش و مطمئنی حالت رو خوب می‌کنه. حدسم اینه که تلقینش هم حالشون رو خوب می‌کنه. کاشکی به یه چیزی همینقد محکم ایمان داشتم. هر چیزی. فکر خودم نجاتم نمی‌ده. مریضم. دیگه نمی‌کشم.

من همیشه، به‌جز وقتی که لوبیا و سوپ:
من همیشه، به‌جز وقتی که لوبیا و سوپ: