ar
Feedback
SevenHells

SevenHells

الذهاب إلى القناة على Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

إظهار المزيد
487
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
photo content

سوپ رو در یکی از جنگل‌های اطراف، با تدابیر محیط‌زیستی و بهداشتی دفن کردیم. الان یک ویوی عالی از تهران داره تا ابد. روحت در آرامش عزیز رنج‌دیدهٔ من. :(❤️

امیدوارم اگه کسی بهش لگد زده، زجرکش بشه. این انحنای ستون فقرات بدون ضربه پیش نمی‌آد اصلا و احتمال اینکه لگد خورده باشه خیلی زیاده. تیکه‌تیکه بشی الهی. :(((((((((

حداقل آروم شد. از درد راحت شد. چند روزی غذا خورد و گرم بود و بغل گرفت. Rest in peace Soup. I will forever love you. :(

موقع رفتنش پیشش نبودم. طفلکم تنها بوده... خدا منو بکشه. این زندگی بسه. طاقت ندارم.

الهی بمیرم برات مامان. :((((

میخوام خودمو بکشم

سوپ تلف شد...

در باب عن‌وگه بودن ai همین بس که توی اپ هنری، آپشن گذاشتن که از هوش مصنوعی عن‌وگه بخوای یک نقاشی رو در یک منظرهٔ کامل‌تر نشون
+3
در باب عن‌وگه بودن ai همین بس که توی اپ هنری، آپشن گذاشتن که از هوش مصنوعی عن‌وگه بخوای یک نقاشی رو در یک منظرهٔ کامل‌تر نشون بده. تولیداتش اینقدر آشغاله که حتی احتیاج به اون کادر مسخره نداری. در اولین نگاه می‌فهمی از فلان خط به‌بعد، هنری خرج اون رنگ‌ها نشده و هر کودن بی‌احساس و عاطفه و هنری هم قابلیت بیشتری ازش داره.

سوپ امروز غذا نمی‌خورد. داشتم دق می‌کردم. خدایا خوب شه. تولوخدا. :(

امروز متوجه شدم که اصلا مامان خوبی نمی‌شم. یکی از آشناها داشت تعریف می‌کرد که بچه‌مون نمی‌ذاره تلویزیون ببینیم، چون اگه تلویزیون روشن کنیم باید حتما کارتون اون پخش بشه. و تمام فکر من این بود که اون بچه رو باید اینقد کتک زد تا بفهمه رئیس کیه. التماس درمان دارم از خودم. 🙏

گاهی اوقات به کسایی که از ته دلشون به خدا ایمان دارن حسودی‌م می‌شه. فکر کن تو ذهنت یکی هست که هرچی دلت می‌شکنه می‌ری سراغش و مطمئنی حالت رو خوب می‌کنه. حدسم اینه که تلقینش هم حالشون رو خوب می‌کنه. کاشکی به یه چیزی همینقد محکم ایمان داشتم. هر چیزی. فکر خودم نجاتم نمی‌ده. مریضم. دیگه نمی‌کشم.

من همیشه، به‌جز وقتی که لوبیا و سوپ:
من همیشه، به‌جز وقتی که لوبیا و سوپ:

photo content

سوپ امروز از زانوی یکی از پاهاش استفاده کرد. بال‌هایم دوباره سبز شدند اصلا. 😭

حالم امشب اینجوریه قشنگ. خدایا بذار من بخوابم. حداقل صوری بمیرم. 😭

photo content

وای بچه‌ها این طفل معصوم اینقد مظلومه هر لحظه که یادش می‌افتم گریه می‌کنم. امشب داشتم ماساژش می‌دادم و از درد داشت زمین رو گاز می‌گرفت. منم همین‌جوری زده بودم زیر گریه، می‌گفتم بخدا مجبورم. تموم که شد بغلش کردم. تا بغلش کردم و گرم شد مثل تراکتور داشت خرخر می‌کرد. الهی بمیرم من براش. گریه‌م بند نمیاد جدی. حالم دگرگونه اصلا. تا قیامت ناراحتم براش. :((((

از ترس لوبیا لباسایی که باهاشون می‌رم پیش سوپ، کاملا فرق دارن. قبل اینکه بیام خونه، صورتم، دستام و پاهام رو پنج بار با صابون می‌سابم، درحدی که دستم ترک خورده. الان اومدم خونه و هی اصرار داره دستم رو بو کنه و من مجبورم دستامو قایم کنم، درحالی‌که در حالت عادی محل سگ بهم نمی‌ذاره. لوبیا تو به کجا وصلی؟ 😭