SevenHells
Kanalga Telegram’da o‘tish
487
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kunlar
-1030 kunlar
Postlar arxiv
485
مادر دوستم لوپوس داره. اون یکی آشنامون، همسرش رماتیسم داره. خواهر یکی دیگه از آشناهامون اماس داره. خواهر دامادمون اماس داره. رانندهٔ اسنپ گفت ما هم اینجا که شما میرین میریم دکتر؛ خانومم رماتیسم داره. یه روز دیگه، یه رانندهٔ دیگه بهم گفت همسرش لوپوس داره. واقعا بیماری خودایمنی همینجوری ریخته! آدم تا خودش درگیر نشه این چیزا رو نمیبینه انگار. عامل تریگرکنندهٔ اکثرش هم استرس و اضطرابه و بیشترشون هم زنن. نه فقط اطرافیان منها! آمارش اینجوریه. ناراحتکننده و سخت. :(
485
خدا من رو از رو زمین برداره دیگه. یه سوال ساده پرسیدم که دل خودم قرص بشه، دکترم گفت برا جوابش باید برم سعادتآباد، اون سر دنیا، پیش یه دکتری که فلوشیپ اماس داره. ای انسان کمعقلللللللللللللللللل 🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡
485
بلاگره گذاشته گربه رو از دمش آویزون کرده به درخت، میگه چرا جوجههام رو خوردی! گربهٔ بدبخت هم از ترس تمام موهای تنش سیخ شده و ناله میکنه. اینقد حالم بد شد از صبح دارم گریه میکنم واسهش.
از ته دلم امیدوارم زجرکش بشه. به بدترین شکل ممکن بمیره.
گربهآزاریه. نخونین اگه حالتون بد میشه.
485
||بلاگره گذاشته گربه رو از دمش آویزون کرده به درخت، میگه چرا جوجههام رو خوردی! گربهٔ بدبخت هم از ترس تمام موهای تنش سیخ شده و ناله میکنه. اینقد حالم بد شد از صبح دارم گریه میکنم واسهش.
از ته دلم امیدوارم زجرکش بشه. به بدترین شکل ممکن بمیره.||
گربهآزاریه. نخونین اگه حالتون بد میشه.
485
چقد این روزا کش میآد. کاشکی زودتر تموم شه. نمیدونم چی ولی کاشکی زودتر تموم شه. نمیدونم تابستونه، بی پولیه، دکتره، بیکاری و بیگاریه، یا کلا زندگیه. هرچی هست، امیدوارم تموم شه.
485
ساعت ۶.۵ صبح خوابیدم و ۸.۵ بیدار شدم. بعدم رفتم این کسکشخونه که اسمش رو گذاشته بودن کلینیک و تمام انرژیم تموم شد. واقعا همینجا تموم شدم. حتی حال ندارم لباسای داغم رو کامل عوض کنم، آب بخورم یا غذا. همینجا میخوام تموم بشم. 😭
485
تا خود قیامت علامت تعجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
برای همین دو کلمه، هفت نفر گذاشته بود که قبل از اینکه بهش برسی، همهچی رو بگیرن و بنویسن و بخونن که یه وقت با رعیت صحبت نکنه. برای اغراق نمیگما. لیترالی هفت تا دکتر و تکنسین قبلش من رو دیدن. حس میکردی یه کیک وانیلی هستی و منتظری میلهٔ کارخونه فرو بره و شکلات بهت تزریق کنه. همینقدر بیاهمیت، همینقدر بیاراده، همینقدر بیخاصیت، همینقدر مسخره. وا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
485
از خود پروسه اونقدر خسته نمیشم که از منشیهای بداخلاق، دکترای بیشعور و مراجعای بیشعورتر که میبینن جلوشون وایسادی ولی بازم میپرن وسط.
دکتره اومد گفت سلام. بعد دستیارش به دکتر گفت برای چی اومدم. انگار خودم نامرئیام! بعدم دکتره بدون اینکه به نوار قلب و اکوم نگاه کنه و حتی به خودم نگاه کنه، به دستیارش گفت نامهشو بنویس بره. بعد برگشت گفت خداحافظ!!! یعنی من ازش دو کلمه مستقیم شنیدم کلا!!!
485
فکر میکردم دکتر مغزواعصاب اوضاعش بده. اومدم دکتر قلب، کم مونده مثل قطارهای هند از دیوار هم مریض بباره! چخبرهههههه؟ 😭😭😭😭
485
همین الان یادم اومد هنوز باید یه جراح عمومی و دکتر پوست هم برم. 🤡
ولی بیاید بهش فکر نکنیم فعلا. آزادی🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯
485
به آخرای ماراتون دکتر و دوا درمون دارم میرسم. از همین الان بوی آزادی به دماغم رسیده. امیدوارم فردا پسفردا تموم شه. تصورش هم برام لذتبخشه! یه روزی بیاد که مجبور نباشم برای فرداش/هفتهٔ بعدش وقت دکتر/بیمارستان/آزمایشگاه بگیرم.🕯 داروی خوب. 🕯 معدهٔ سالم. 🕯 هوای پاک.🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
