4 255
Obunachilar
+324 soatlar
-17 kun
-4030 kun
Postlar arxiv
4 254
وقتی وارد یه رابطه ی پخته میشی؛ نگرانیا از اینکه کجا رفت و با کی رفت؛ تبدیل میشه به اینکه:
الان چی حالشو خوب میکنه؟
چطوری فرداشو بسازم؟ کم خوابیده و خسته ست...
رابطه های با ستون آنقدر محکمه و به هم اطمینان میدن که نگرانیشون فقط رفاه طرفشونِ نه ترس از نبودنش...
براتون از این رابطه ها آرزو میکنم
4 254
این قضیه «اگر میخواست انجام میداد» واقعا خیلی غمگین کنندهست. انگار با سیلی میزنه تو صورتت و میگه تو ارزششو نداشتی...
4 254
غمگینترین آدمها کسانی هستن که برداشت دیگران برایشون اهمیت زیادی داره!
و چقدر ما بیخود و بی جهت خودمون رو توی شرایط اضطراب و استرس قرار دادیم، بدون توجه به این نکته که برداشت دیگران از زندگی ما، نظرشون و...
هیچ اهمیتی نداره!
4 254
من یه اخلاق بدی که دارم نمیتونم پیشقدم بشم؛
تو شروع دوستی، تو شروع دشمنی، تو شروع اشتی کردن.
تو بگو اصلاً دوستمی، خانوادمی، پارتنرمی؛ ولی اگه اونقدر مهم بودم برات که اومدی حرف بزنی آشتی کنیم دوست دارم یه کلاف کاموا بردارم، پیله ببافم برم توش پروانه بشم بیام دور سرت بگردم.
4 254
هيچوقت متوجه رنجش من نميشدى مگر اينكه تبديل به خشم ميشد و بعد من تبديل ميشدم به آدم بد و زود رنج حساس!
4 254
پشت هر رابطهی قوی، دوتا آدم پخته هستن که بلدن باهم کنار بیان، به هم احترام بذارن، عیبهای همدیگه رو بپذیرن، مشکلاتشون رو دونفره حل کنن و در هر شرایطی چشم و دلشون سیر باشه.
رابطهی سالم، هنرِ باهم موندن رو بلد بودنه...
4 254
هیچی و هیچکی ذرهای بهم دوپامین نمیده، به هیچی هیچ احساسی ندارم و چیزی به وجدم نمیاره. بهجز بیحسی، تنها حسی که احساسش میکنم استرسه و هر از گاهی خشم؛ نسخِ ذرهای دوپامین و هیجانم.
4 254
گفت: منطقیترین انتخاب زندگی تو تا این سن، رابطهی عاطفیت بوده.
چه تناقضی اسماعیل. چه تناقضی!
4 254
از نقش قربانی بیا بیرون و برو فکر کن چجوری شخصیت داغونتو میتونی درست کنی که آدما رو فراری ندی.
4 254
تمام سایدهای زندگیم رو هواست عاطفی، تحصیلی، کاری و خانوادگی
خلاصه که از هیچ طرفی خبر خوشی نمیرسه!
4 254
شاید زندگی قرار نیست بالاخره به نقطهای برسد که همهچیز درست شده باشد.
شاید هنر زندگی کردن این است که میان تمام چیزهای ناتمام،
هنوز چیزی برای دوست داشتن پیدا کنی.
4 254
من از خودم توقع دارم ظاهر زیبایی داشته باشم،
همه کتاب هارو خونده باشم،
همه اهنگارو گوش کرده باشم،
با استعداد و باهوش باشم،
روابط اجتماعی بالایی داشته باشم،
ورزش کنم و با دوستام وقت بگذرونم، دوست دارم برای اهدافم تلاش کنم و زندگی کنم...
ولی بعضی وقتا حتی نمیتونم از تختم بیام بیرون
4 254
نوشت:
احتیاج دارم به خبر خوب، به هدیهی بیمناسبت، به دیدن اتفاقی و غیر منتظرهی کسی که سالهاست ندیدمش، به شنیدن یه تعریف از کسی که فکر میکردم به چشمش آدم مهمی نیستم، به چندتا شاخه گل، به برگشتن عادتهای خوب قدیمی که خیلی وقته کنار گذاشته شدن، به انگیزه، به امید، به عشق✨
