uz
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Kanalga Telegram’da o‘tish

...

Ko'proq ko'rsatish
549
Obunachilar
+124 soatlar
+17 kunlar
+630 kunlar
Postlar arxiv
... چرا مردم فکر می‌کنند؛ رئیسی را کشته‌اند؟ #رحیم_قمیشی صدا و سیما، تمام رسانه‌های داخلی، ستاد نیروهای مسلح، وزیر کشور، رهبری و همه مقامات ادعا می‌کنند رئیس‌جمهور در حادثه‌ای بدون برنامه‌ریزی و به‌طور عادی کشته شده، اما اکثریت مطلق مردم باور نمی‌کنند. همه می‌گویند کسی دستش در کار بوده! یکی از آنها مادرش و دیگری آنکه آرزو می‌کند همۀ مقامات کشور هم طعم شهادت را بزودی بچشند! با حیرت نگاهشان می‌کنی، کارشناسان رسمی، مردان ملبس به لباس دین، یعنی همه دروغ می‌گویند؟ مردم انگشت نشانه‌شان را به سمت یک نفر می‌گیرند... او بوده! چه کردید با اعتماد مردم!؟ می‌پرسد در رقابت انتخاباتی به کدامیک رأی می‌دهید؟ اکثر مردم می‌خندند! کدام رقابت؟ مسابقه‌ای است بر سر اظهار چاکری، اظهار نوکری، میزان حمالی و باربری. عینکت را جابجا می‌کنی، انتخابات ریاست جمهوری! می‌بینی انگشت‌شان را به سمت عکس یکی گرفته‌اند. مگر می‌توانند کاری کنند، بدون اجازۀ او! چه کردید باورهای مردم را؟ رضایت آنها را، مفهوم عدالت را؟ ۴۵ سال از انقلاب گذشته، ۳۱ حزب رسمی دور هم جمع شده‌اند، می‌خواهند برای آینده کشور ایده‌هایشان را مطرح کنند، راه برون رفت‌شان از مشکلات، مسیر نجات کشور از نابسامانی‌ها را. ساعت‌ها و روزها بحث می‌کنند، سرانجام می‌گویند قرار شده چندین کاندیدا معرفی کنیم، تا ببینیم چه می‌شود، اگر همه رد شدند، انتخابات را تحریم کنیم، نه! در انتخابات شرکت نکنیم، اصلا بگذاریم برعهده مردم. می‌پرسی چرا همه را رد کنند؟ یعنی غیر دزد ندارید معرفی کنید! می‌گویند داریم، اما آنکه شورای نگهبان خوشش بیاید، نه!! چه کردید با نهادهای دمکراسی، چه کردید با معنای انتخابات، چه ساختید به نام احزاب! ۱۵ روز از سال نگذشته، در خیابان راه می‌روی، بنر پشت بنر، تبلیغ پشت تبلیغ، بشتابید بخرید! فرصت را از دست ندهید، به قیمت سال گذشته بخرید! می‌پرسی تازه دو هفته از سال گذشته، مگر در این دو هفته چه شده که قیمت‌ها باید جهش کرده باشد؟ به تو می‌خندند! این یک اتفاق تاریخی است، ۱۵ روز گذشته، قیمت یک چیز ثابت مانده، شتاب کن بخر، فردا گران می‌شود. و تو باید شکرگزار همان مقاماتی باشی که چنین آشفته بازار اقتصادی را به تو تقدیم کرده‌اند. تو باید سیاه بپوشی که آنها را از دست داده‌ای، تصویر آنها را در بهشت ببینی، در حالیکه اثری از جوان‌های شهید و بی‌ادعا نیست، و فقط مقامات آنجا دارند عشق می‌کنند. چه کردید با اعتقادات پاک این مردم... می‌گویی در انتخابات شرکت نمی‌کنم، این تنها ابزار من است، برای اعلام اینکه از زندگی زیر یوغ دیکتاتوری خسته شده‌ام. می‌خواهی بگویی من که حق انتخاب آزادانه نداشته باشم، تحقیر شده‌ام، می‌خواهی فریاد بزنی وقتی صبح تا شام به شخصیت زنان کشورم اهانت می‌شود، این زندگی نیست... می‌ترسی مبادا بدشان بیاید! می‌دانی با آمدن اشخاص جدید هیچ چیز تغییر نمی‌کند، نمی‌توانی بگویی! آرزویت مرگ برخی است، جرئت ابرازش را نداری. متوجه می‌شوی احزاب و انتخابات و کشته شدن‌ها و تغییرات مردان سیاست، همه‌اش برای نمایش است. برای اینکه پز دمکراسی و حقوق بشر را بدهند. می‌فهمی در خلافت زندگی می‌کنی. یکیست که خیر و صلاح همه را می‌داند. صاحب مال و جان همه است. انگار بردۀ اویی! می‌خواهی فریاد بزنی؛ بس کنید این بازی‌ها را هزار هزار استعداد در این کشور وجود دارد هزار هزار افراد توانا هست این چرخه معیوب ما را کُشت یک بی‌عرضه می‌رود یک بی‌عرضه‌تر بیاید! نمی‌دانی به که باید بگویی. کیست که نداند؟ حس می‌کنی کشورت اِشغال شده تنها دروغ می‌شنوی تنها ناتوان‌ها را می‌بینی ترسوها را بیگانه با سرشت پاک مردم را از عمق جان فریاد می‌زنی؛ "چنین نماند... و چنین نیز نخواهد ماند!" @simar50

SiriyaEnsembleHavaar.mp34.82 MB

‌‌... اینفلوئنسر خدا پاپ این نوجوان ایتالیایی را با ثبت دو معجزه، قدیس‌ خواند! او لقب نخستین قدیس نسل هزاره را یدک می‌کشد. این نوجوان که آموزه‌های کلیسای کاتولیک را در اینترنت منتشر می‌کرد، پس از مرگش به «اینفلوئنسر خدا» ملقب شد! حالا روحانی‌های تمام ادیان هم فهمیدند که بشر امروزی، بیشتر از آن‌که ساکن جهان عینی باشد، در تخیل مجازی غوطه‌ور است و نفوذ یک اینفلوئنسر از یک دانشمند، فیلسوف یا حتی یک فعال محیط زیست بیشتر شده است! بله، دین همیشه در یافتن سوراخِ دعا موفق بوده! چون خوب می‌داند ترکیب جهالتِ بروز شده با دین، در تمام اعصار، یک ترکیبِ سمّی اما بَرنده بوده. اندیشمندان بسیاری سعی کردند این ترکیب را بهم بریزند. در سال ۱۷۵۵ میلادی در شهر لیسبون پایتخت پرتغال، زمین‌لرزه‌ای اتفاق افتاد که بیشتر از لرزاندنِ زمین، درون انسان را لرزاند و بناهایی محکم را در ذهن انسان فرو ریخت. آن را ضربه‌‌ی آخرین بر پیکر قرون وسطا نامیدند. مردم شهر به مناسبت عید مذهبی همه در کلیساها جمع بودند. تجمع باعث بالا رفتن هولناک کشته‌ها تا بیش از ۷۰هزار نفر شد! نوددرصد کشته‌ها زیر آوار کلیساها بود. اندیشمندان این سوال را در اذهان گنجاندند: چرا کلیسا نتوانست معجزه کند؟ و با قبول خطر و زحمت بسیار، توانستند قداست کلیسا را زیر سوال ببرند و کشیشان را از ادعای جهان‌شناسی عقب برانند. و در پی تلاش فیلسوفان و دانشمندان، علم‌هایی چون فیزیک و شیمی و اقتصاد و جامعه‌شناسی، از کلیسا اعلام جدایی کردند. یادمان نرفته که بعد از ۲۰۰ سال از محکومیت گالیله، در سال ۱۹۹۲ کلیسای کاتولیک اعلام کرد گالیله را بخشیده!! بدون اینکه عذرخواهی کند و بگوید ما ۳۰۰سال عقب‌ماندگی‌ پیروان را گردن می‌گیریم. روحانیون دینی همواره استفاده از منابع روز را بلد‌ند. همین پاپ در نطق سال‌های اخیرش گفت خدا قاضی نیست! وجهنم وجود ندارد و فقط کنایه‌ای از تنهایی روح است . خیال پیروان را راحت کرد که خدا با اسباب و ادوات شکنجه منتظرمان نیست! روحانیون انواع ادیان می‌دانند اگر نجنبند، زلزله‌های دیگری در راه است. به زودی پیروانشان از تعداد خودشان در پشت دیوارهای واتیکان، معابد، مساجد  و ...کمتر خواهد بود. همواره بهترین استراتژی، استفاده از لعابِ جهالتِ به‌روز ، روی همان اصول قدیمی است. برای همین این نوجوان ایتالیایی را با افتخار «حواری سایبری» نامیدند! تصمیم با انسان است. پس از تجربه‌ی اینهمه شعبده‌بازی، اندیشه را انتخاب کند که سخت است و مسئولیت شخصی به همراه دارد یا برود زیر ردای کشیش و خاخام و .... جهل قرقره کند. #زهرا_عبدی @simar50 #دین #قرون_وسطی

وطن داریوش @simar50 #آهنگ

... مردم اشتباه سال ۸۸ را تکرار نمی‌کنند! #رحیم€قمیشی آقای میرحسین موسوی در سال ۱۳۸۸ اشتباه بزرگی را مرتکب شد. نباید از گفتن اشتباهات و خطاها ترسید. ایشان داوطلب پست ریاست جمهوری در سیستمی شد که هم شورای نگهبانش، هم مجلسش، هم قوه قضاییه‌اش، هم مجمع تشخیصش، و هم رهبری‌ مطلقه‌اش، او را مضر به حال کشور می‌دانستند، ولو رأی اکثریت مردم را داشته باشد! او شانس آورد شکست خورده در انتخابات معرفی شد و گرنه شکست خورده در ۴ سال ریاست جمهوری معرفی می‌گردید، اگر سوار بر هلیکوپتری عیب‌دار نمی‌شد! او مگر می‌توانست سیاست‌های کلی و معیوب نظام را برطرف کند؟ مگر می‌توانست با جهان غرب رابطه برقرار کند؟ مگر می‌توانست وزرایش را خودش تعیین کند؟ مگر می‌توانست سپاه را به پادگان‌ها برگرداند یا جلوی گشت ضد ارشاد را بگیرد؟ مگر می‌توانست جلوی زندانی شدن متفکران را بگیرد، یا اعدام جوانان را؟ مگر قادر بود بودجه‌های ارسالی به خارج از کشور و یا مراکز خاص و ایدئولوژیک را بگیرد؟ هرگز! او اشتباه کرد. اگر زمان برگردد به ۱۵ سال پیش، و اطلاعات امروز را داشته باشد، به یقین داوطلب نخواهد شد. عقلانیت به نظرم همین را می‌گوید. از آن سال تا الان چه چیزی تغییر کرده که باز عده‌ای با وعده تغییر، خود را آماده کاندیداتوری می‌کنند!؟ شرایط اگر بدتر نشده، بهتر نشده است. اگر کاندیدایی جرئت کند و بگوید سیاست خارجی باید تغییر کند، بگوید سختگیری به خانم‌ها باید خاتمه یابد، بگوید هیچکس حق استفاده مخفیانه از درآمدهای کشور را ندارد و واقعا بخواهد جلوی فساد در رده‌های بالا را بگیرد، مگر تأیید می‌شود، تایید شود، مگر رأی او خوانده می‌شود؟ خوانده شود، مگر اجازه کار کردن پیدا می‌کند!؟ یک راه بیشتر وجود ندارد؛ رهبری صراحتا بگوید اگر کاندیدایی گفت من راه رئیس‌جمهور سابق را نمی‌خواهم ادامه بدهم، و او رأی آورد، من قبول می‌کنم با توجه به دریافت واضح خواست مردم، خط قرمز‌های شخصی و یا ایدئولوژیکم را تغییر می‌دهم، اجازه رابطه با همه جهان را می‌دهم، در سیاست‌های کلی منجر به فساد، تجدید نظر می‌کنم، اجازه نمی‌دهم نیروهای نظامی و انتظامی مقابل مردم قرار گیرند و سد راه پیاده کردن سیاست‌های وعده داده‌اش، هرگز نخواهم شد. آیا ایشان آمادگی چنین کاری را دارند؟ یا تنها بدنبال کارگزاری بی‌اراده‌ می‌گردند که همان خط سابق را ادامه بدهد؟ خطی که به فقر شدید مردم و ایجاد فاصله طبقاتی و دوری مردم از حاکمیت و بغض بسیاری از مردم و زنان نجیب کشور  گردید. اگر هیچ قولی نمی‌دهند، عملا انتخابات بی‌معنا می‌شود، چه نیازی به رقابت، و سر و صدا و صرف بودجه برای انتخابات است؟ راه را تا آخر بروند. مردم هم تکلیف خود را خواهند دانست. ما نباید از یک سوراخ چند بار گزیده شویم. همه چیز در دست رهبری و نهادهای وابسته به ایشان است. رئیس جمهور هیچ کار مهمی نمی‌تواند بکند و او تنها یک خدمتکار موقت برای رهبری خواهد بود. مشکل در اشخاص نیست. سیستم مجموعه‌ای فاسد و ناکارآمد است، و تا سران کشور متوجه اشتباهاتشان نشده‌اند، امام زمان هم بیاید، در این سیستم و با الزام به همین سیاست‌های کلان کشور، و پذیرش تبعیت محض از ولایت، هیچ چیزی تغییر نخواهد کرد. مردم ایران بسیار فهمیده‌اند. نگاه به آرامش و سکوت آنها نکنید. آن‌ها مردم دقیقۀ نود هستند. و به شما نشان خواهند داد، فریب بازی‌های کودکانه و انتخابات‌های تشریفاتی را نخواهند خورد. آنها که ادعا دارند اکثر مردم قبول‌شان‌ دارند، خودشان هم می‌دانند دروغ می‌گویند. و گر نه، این گوی و این میدان. بزودی خواهند دید با تهییج احساسات مردم، با چاپ عکس‌ها و بنرهای متعدد، با شهیدسازی و با خلق قهرمان‌‌های دروغین، مردم هرگز تحت تاثیر قرار نمی‌گیرند. یا شرکت در انتخابات تبدیل به یک رفراندوم عملی و یک انتخاب راه باید بشود، و یا عرصه برای یک رفراندوم دیگر باز می‌شود؛ جمعیت بزرگی که آن را تحریم خواهند کرد! مردم اشتباه سال هشتاد و هشت را دیگر تکرار نخواهند کرد.

photo content

photo content

حتی اگر خیال منی، دوست دارمت ‏ای آن‌ که دوست دارمت، اما ندارمت... ‏⁧ #مجید_آژ⁩ https://t.me/NasimAtaei