596
Obunachilar
+2724 soatlar
+477 kunlar
+5030 kunlar
Postlar arxiv
596
...
سوختن بیچارگان...
آتشزدنِ «شهر نو» در ده بهمن ۱۳۵۷ یکی از تلخترین رخدادهای آن روزهاست. اتفاقی که هیچکس حتا بعدها هم آن را گردن نگرفت. هرچند به خاطر اینکه این آتشافروزی در روز رقم خورد تعدادِ کشتهگان چندان بالا نبود ولی بسیاری از کنارش گذشتند.
آنروز فقط یک عکاس، آن هم اتفاقی خود را به محل رساند «کامران شیردل». او نیز به دلیل تمامشدن نگاتیوش نتوانست عکسهای چندانی بردارد اما همان مقدار هم برای گزارش به تاریخ کافیست. آیتالله طالقانی تنها مردی بود که از این کار اعلام انزجار کرد و خواست به کمک زنان بروند. اما صدای او نیز در این «خشم» شنیده نشد.
این عکس تکاندهنده یکی از معدود قابهای باقیمانده از آن روز است که به طرز حیرتآوری تاثیرگذار است. مسألهی زمان ساکن محلهی «شهر نو» یا «قلعه» برای کمتر کسی اهمیت داشت. تنفروشانی که انگار باید بهعنوان نمادی از شهر، خاکستر میشدند و بیچارگانی که هیچکس بودونبودشان برایشان اهمیتی نداشت. در تمام اخبار آن دوره یک گروه سیاسی از جمله حضرات مارکسیست حتا این کار را محکوم نکردند و اسلامگرایان نیز همچنین و حتا برخی آن را کار «خودشان» برشمردند!
اما سرنوشت زنانی که محلهشان سوخت به اینجا ختم نشد. آنها همان اطراف رها شدند و بسیاری از گرسنگی و بیماری در زمانی کوتاه از بین رفتند. در ماههای بعد نیز برخیشان پنهانی به تنفروشی ادامه دادند، برخی به دلیل فسادفیالارض اعدام شدند و برخی هم به انواع کارهای پست رو آوردند. در واقع اغلب این زنها که در سختترین وضعیت معیشتی بودند دچار خشمی شدند که انگار میخواست به «آتش» آنها و آنجا را پاک کند.
شیردل در خاطراتش از دودی میگوید که به «آسمان» بلند شدهبود و مردان خشمگینی که هیچکس جلودارشان نبود. سالها بعد رضا براهنی در تکهای درخشان از « چارهای سرزمین من» به روز ده بهمن اشارهکرد و سوختن پیرزنی که حتا کسی برای دفنش داوطلب نمیشد. در این رخداد تقریبن هیچ دلی نلرزید و هیچکس جز طالقانی سخن نگفت. انگار بسیاری بدشان نمیآمد این آتش بر جانِ این مکان و آن زنان بیفتد. هیچ وقت آمار دقیقی از سوختگان آن روز و شب منتشر نشد و اگر کامران شیردل و یکی دو خبرنگار خارجی آنجا نبودند همین چند قطعه عکس و چند دقیقه فیلم هم نبود که نشان دهد در روز ده بهمن ۱۳۵۷ بیدفاعترین آدمها که بهمثابهِ عفونت شهر دیده میشدند داغ شدند. زنان و گاه کاسبان خردهپایی که باید انکار و اخراج میشدند و کسی اهمیتی به آنها نمیداد.
سوختن بیچارگان...
#م_یزدانیخرم
@simar50
596
توهم امداد غیبی
« از پدر برادران بویه که حکومت آل بویه را پایه گذاشتند نقل میکنند که شبی خواب دید در حال بول کردن است و از « احلیلش » دودی بیرون آمد که همه جهان را فرا گرفت .
در تعبیر خواب گفتند که فرزندان تو جهان را خواهند گرفت .
شاه اسماعیل شبی خواب دیده بود که از طرف حضرت علی (ع) و حضرت مهدی (ع) تایید شد که مذهب شیعه را در ایران بگستراند .
چنگیز خان پیش از حمله به ایران سه روز به بتکده شد و به اعتکاف و بدین باور بود که از طریق نیروهای غیبی امداد شده است تا ایران و ایرانی را از ریشه بخشکاند .»
( جامعه شناسی خودکامگی - ص۱۳۴ )
نمونههایی از اعتقاد و دخالت دادن امور غیبی و ماورایی در سرنوشت جامعه ایرانی را ملاحظه کردید !
چشم داشتن به یک قهرمان و یا یک نیروی ماورایی برای تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه در طول تاریخ این سرزمین نهادینه است .
این مفهوم که تغییر در هر جامعه ای بایست توسط مردم همان جامعه صورت گیرد ۱۴۰۰ سال پیش از زبان قرآن بیان شده است .
اما به لحاظ عدم انتفاع حاکمان همواره مانند بسیاری دیگر از پیامهای رهاییبخش عامدانه به فراموشی سپرده شده است .
بیشتر منبریون و مداحین که سر در توبره حاکمیت داشتهاند نیز بر حقوق اجتماعی و سیاسی مردم سر پوش گذاردهاند و استدلالهای جبری آنها آب به آسیاب حاکمیتِ هر زمان بودهاست و شاید یکی از دلایل اصلی پیوند حاکمیت با موبدان و روحانیون در طول تاریخ وابستگی حیات این دو نهاد به هم بوده است .
که اعمال حاکمیت توسط روحانیون و موبدان توجیه میشده و نظامیان این روند را تثبیت مینمودند .
بنابراین جامعه ایرانی بجای گذاردن دست بر زانوان خود و تکیه بر ارادهی جمعی، همواره چشم به آسمان یا قدرت ماورایی و یک قهرمان برای رهایی از ظلم و ستم موجود بوده است.
این روند هم همینک نیز در جامعه مشهود است. عدهای به دول خارجی چشم دوختهاند و عدهای به امام زمان و عدهای هم به یک قهرمان کاریزماتیک که جامعه را به خروش آورد .
اما اصلاح جز به دست افراد جامعه مقدور و در تمامی ابعاد و روابط اجتماعی امکان پذیر نخواهد بود .
در هر صورت جامعه هر اندازه هم که فاسد باشد برای بقای خود روزی باید اصلاح شود و این اصلاح با آگاهی و خواست جمعی مقدور خواهد بود .
#ح-درویشی
@simar50
596
توهم امداد غیبی
« از پدر برادران بویه که حکومت آل بویه را پایه گذاشتند نقل میکنند که شبی خواب دید در حال بول کردن است و از « احلیلش » دودی بیرون آمد که همه جهان را فرا گرفت .
در تعبیر خواب گفتند که فرزندان تو جهان را خواهند گرفت .
شاه اسماعیل شبی خواب دیده بود که از طرف حضرت علی (ع) و حضرت مهدی (ع) تایید شد که مذهب شیعه را در ایران بگستراند .
چنگیز خان پیش از حمله به ایران سه روز به بتکده شد و به اعتکاف و بدین باور بود که از طریق نیروهای غیبی امداد شده است تا ایران و ایرانی را از ریشه بخشکاند .»
( جامعه شناسی خودکامگی - ص۱۳۴ )
نمونههایی از اعتقاد و دخالت دادن امور غیبی و ماورایی در سرنوشت جامعه ایرانی را ملاحظه کردید !
چشم داشتن به یک قهرمان و یا یک نیروی ماورایی برای تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه در طول تاریخ این سرزمین نهادینه است .
این مفهوم که تغییر در هر جامعه ای بایست توسط مردم همان جامعه صورت گیرد ۱۴۰۰ سال پیش از زبان قرآن بیان شده است .
اما به لحاظ عدم انتفاع حاکمان همواره مانند بسیاری دیگر از پیامهای رهاییبخش عامدانه به فراموشی سپرده شده است .
بیشتر منبریون و مداحین که سر در توبره حاکمیت داشتهاند نیز بر حقوق اجتماعی و سیاسی مردم سر پوش گذاردهاند و استدلالهای جبری آنها آب به آسیاب حاکمیتِ هر زمان بودهاست و شاید یکی از دلایل اصلی پیوند حاکمیت با موبدان و روحانیون در طول تاریخ وابستگی حیات این دو نهاد به هم بوده است .
که اعمال حاکمیت توسط روحانیون و موبدان توجیه میشده و نظامیان این روند را تثبیت مینمودند .
بنابراین جامعه ایرانی بجای گذاردن دست بر زانوان خود و تکیه بر ارادهی جمعی، همواره چشم به آسمان یا قدرت ماورایی و یک قهرمان برای رهایی از ظلم و ستم موجود بوده است.
این روند هم همینک نیز در جامعه مشهود است. عدهای به دول خارجی چشم دوختهاند و عدهای به امام زمان و عدهای هم به یک قهرمان کاریزماتیک که جامعه را به خروش آورد .
اما اصلاح جز به دست افراد جامعه مقدور و در تمامی ابعاد و روابط اجتماعی امکان پذیر نخواهد بود .
در هر صورت جامعه هر اندازه هم که فاسد باشد برای بقای خود روزی باید اصلاح شود و این اصلاح با آگاهی و خواست جمعی مقدور خواهد بود .
#ح-درویشی
@simar50
596
وَ...
مي داني؛
آدمي دو دسته را هرگز فراموش نمي كند:
كساني كه زخم زدند
كساني كه مرهم بودند،
و تو
مَرهَم ترين زخم ِمن بودي...
https://t.me/NasimAtaei
