uz
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Kanalga Telegram’da o‘tish

...

Ko'proq ko'rsatish
547
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kunlar
Ma'lumot yo'q30 kunlar
Postlar arxiv

Homayoun Shajarian Bayad Kharidaram shavi باید خریدارم شوی همایون شجریان @simar50 #اجرای_زنده #تا_عاشق_زارت_شوم

‌‌... [ متر ۱۰۰ ] قصدم از این یادداشت،تمسخر ایشان یا هیچکس نیست.فقط اشاره به نکته ای است که به نظر در همه‌ی این سالها مغفول مانده است و همواره موجب شرمساری شده است : «فقر دانش» در میان بسیاری از دولتمردان! بویژه «فقر سواد فارسی»! بی‌دلیل نیست که نسل امروز،دولتمردان امروز را با دولتمردان فوکُل کراواتی گذشته مقایسه می‌کنند. با افرادی نظیر محمدعلی فروغی و یا دکتر پرویز ناتل خانلری. ریشه را باید در گذشته - در ابتدای انقلاب جست و جو کرد. آن هنگام که یک بی‌اخلاقی به شکل لگام گسیخته رواج یافت و همه‌ چیزِ «گذشته» به یکباره بی‌ارزش و مسخره شد! یک تاریخ چند هزار ساله مسخره شد ! دانشگاه مسخره شد ! سواد دانشگاهی مسخره شد ! تمدن مسخره شد ! نوگرایی مسخره شد ! زندگی به سبک مدرن مسخره شد ! لباس شیک مسخره شد ! یقه آهار زده و شلوار اتو کشیده مسخره شد ! بوی خوش ادکلن مسخره شد ! هنر مدرن؛ تئاتر، سینما ، موسیقی ، تجسمی  مسخره شد ! مدرنیته مسخره شد !  شاهنامه مسخره شد ! استاد باسواد درسخوانده دانشگاه غرب مسخره شد ! دولتمرد باسواد مسخره شد ! وکیل و وزیر باسواد دولت پیشین مسخره شد ! حتی فرد مؤدب و آداب‌دان هم مسخره شد ! اصلا همه چیز و همه کس آن «گذشته» مسخره شد!  همانطور که سواد و سوابق  دکترپرویز ناتل خانلری مسخره شد ! ... تصور اینکه دکتر ناتل خانلری را با آن سابقه‌ی درخشانِ ادبی در بازداشتگاهی کثیف نشانده‌اند و یک زندانبان جوان انقلابی، اسلحه بدست بالای سر او ایستاده است و به او فرمان می‌دهد که سوابق خود را در تکه کاغذی بنویسد، تکاندهنده است و او همه‌ی آن سابقه را می‌نویسد ؛ از تأسیس سپاه دانش برای ریشه‌کنی بیسوادی در کشور ! تأسیس پیکار با بیسوادی و اعزام سرباز معلم به روستاهای دور افتاده ! تأسیس فرهنگستان ادب ! تألیف ده‌ها جلد کتاب ! سالها تدریس در دانشگاه ... چند برگهٔ بازجویی پر شده  است ! جوان انقلابی، لباس اتو کرده و  صورت اصلاح کرده او را با پوزخندی مسخره می‌کند ! دکتر خانلری عادت دارد هر صبح صورت خود را با ماشین ریش‌تراش قدیمی‌اش اصلاح کند. ادکلن بزند و لباس مرتب بپوشد! او را با همان سر و وضع مرتب به زندان آورده‌اند! برای جوان انقلابی مأنوس نیست! از کف خیابان آمده است ! از جایی ، شاید هم از هیچ جا ، یک بیکار ! شاید حتی خواندن و نوشتن هم نمی‌داند ! فقط انقلابی است و انقلاب حالا او را اینگونه بالای دست نشانده است !... @simar50 #زبان_فارسی ، #دولتمردان_باسواد، #تاریخ_معاصر_ایران ، #تعهد #تخصص

ریمیکس آهنگ "قصه عشق" از ابی با سورپرایز ویژه تقدیم به شما عزیزان دل ❤️ 📝کلام: لیلا کسری 🎙خواننده: ابی 🎼ملودی: صادق نوجوکی 🎵تنظیم و ریمیکس: پارسا واحدی، رضا پارسا 🎸نوازندگان: آرین ناصری، بهزاد رعیسی با تشکر از بهزاد رعیسی و آرین ناصری عزیز که در این پروژه مارو یاری کردند 🥂 @mmvmuzicofficial @rezaparsamusics @behzadraeisi

...♡ خاک هنوز بوی تابستان می‌دهد و تن هنوز بوی عشق. اما علفِ روی تو زرد است و باد، سرد و پر از دانه‌های خار و رویایی که به‌ دنبال تو می‌آید با پاهای سایه‌ سا رویای تو چشمان پاییز را دارد. #هیلده_دومین (آلمان) @simar50 #شعر_جهان #قاجاری #عاطف #بزودی

... خشت‌گذاری انقلابی #حمد_پارسی بن سلمان امروز در تماس با ترامپ از تمایل عربستان به گسترش سرمایه‌گذاری ۶۰۰ میلیارد دلاری با آمریکا گفت، پزشکیان هم با لباس کارگری بیل میزند در خوزستانی که با آن همه منابع طبیعی سومین استان از نظر درصد بیکاری است. ما تا کی تماشاگر این نمایشهای پوپولیستی هستیم؟ البته، رفتار امروز پزشکیان ناخواسته و ناخودآگاه توصیفی به دست می‌دهد از وضعیت و موقعیت رئیس‌جمهوری که قرار است بدون سرمایه‌گذاری خارجی رشد هشت‌درصدی مستمر به ارمغان آورد. منطقا و طبیعتا، چاره‌ای ندارد جز اینکه به بیل و کلنگ و استمبولی متوسل شود! @simar50 #ملیجکان_دور_و_برش #خدایا_بسه_دیگه

... فایده‌ی بستن درها مردی را می شناسم که با سه زن قرار ملاقات میگذارد. او عاشق هر سه نفرشان است و می تواند تصور کند که با هر یک از آنها تشکیل خانواده بدهد. با این حال او جرات انتخاب بین هیچ‌کدام از آنها را ندارد. صرفا به این خاطر که انتخاب یکی به معنای کنار گذاشتن دو تای دیگر برای همیشه است.دانشجویی بین ادامه دادن رشته کامپیوتر یا ادبیات مردد است او هر دوی آنها را دوست دارد به همین خاطر در کلاسهای هر دو شرکت می‌کند و وقتش را بین هر دو تقسیم میکند.او احساس میکند اینطوری  هر دو گزینه را خواهد داشت و اینطور برایش بهتر است. مادری فرزندش را به کلاس شنا، پیانو، نقاشی و زبان می‌فرستند. حتی خود مادر هم میداند که امکان ندارد فرزندش در همه موفق شود اما فکر میکند شاید روزی به کارش آمد. همه ما سعی میکنیم تا جایی که ممکن است تمام گزینه‌ها را باز باقی بگذاریم. اما متاسفانه معمولا هیچکدام را به نتیجه نمی‌رسانیم و مقدار زیادی وقت و انرژی هدر می‌دهیم. به همین خاطر است که امروزه با این همه گزینه‌های زیادی که داریم معمولا از قدیمی‌ها عقب‌تر هستیم. روانشناسان رفتارشناسی اقتصادی Dan Ariely  و  Jiwoong Shin با اختراع بازی کامپیوتری که این شرایط را تقیلد میکند این رفتار غیرمنطقی  انسانها را مطالعه کردند. بازی به این صورت است که در ابتدای بازی با سه در مواجه می شوید. که با کلیک کردن در را باز و وارد اتاقی می‌شوید. در اتاق می‌توانید با کلیک کردن داخل اتاق امتیاز بدست بیاورید یا با کلیک کردن روی درِ داخل اتاق به اتاق دیگری بروید. باید حواستان باشد که تعداد محدودی می توانید کلیک کنید(زمان و انرژی محدود در زندگی). و اگر درِ اتاقی را باز کرده باشید و به آن نروید به تدریج درش بسته می شود(از دست دادن یک گزینه به تدریج با بی توجهی). در مجموع سه اتاق بیشتر وجود ندارد و بازی طوری طراحی شده که یکی از اتاق ها به طور متوسط امتیاز بیشتری نصیب شما می کند. بهترین استراتژی (از لحاظ ریاضی) این است که پس از بررسی چند گزینه محدود، در اتاقی بمانیم و مابقی کلیک‌ها را مصرف کنیم که به طور متوسط بیشترین امتیاز را می دهد. اما رفتار کاربران متفاوت بود: آنها سراسیمه تا جایی که می توانستند درهای بیشتری را باز میکردند و زمانی که دری در حال بسته شدن بود سعی می‌کردند با صرف یک کلیک آن را باز نگه دارند. این رفتار حتی زمانی که جریمه باز نگه داشتن یک در بیش از یک کلیک شد، تغییری نکرد. وقتی از آنها پرسیده شد که چرا اینکار را میکنند آنها پاسخ می‌دادند:" ممکن است در آینده به دردم بخورد" در صورتی که آنها هرگز به آن آینده نمی رسیدند و قبل از آنکه بتوانند از آن اتاق آنطور که باید استفاده کنند کلیک هایشان تمام می شد. روانشناسان اما نتیجه گرفتند دلیل اصلی باز نگه داشتنِ در این است که افراد نمی‌خواهند سختی و دردِ بسته شدن یک در را تحمل کنند. ما همواره می خواهیم در آنِ واحد کارهای زیادی را بکنیم، از هیچ امکانی نمی‌گذریم و می‌خواهیم همه گزینه‌ها را با هم داشته باشیم. این امر به سادگی می‌تواند موفقیت ما را نابود کند. باید یاد بگیریم درها را ببندیم حتی اگر اینکار برایمان سخت باشد. کارهایی که در زندگی نباید بکنی را بنویس. به بیان دیگر تصمیم‌های حساب شده‌ای بگیر تا برخی چیزها را کلا نادیده بگیری. یکبار خوب فکر کن و تصمیمت را بگیر که سراغ چه چیزهایی، حتی اگر فرصتش بود، نروی. بیشتر درها ارزش وارد شدن ندارند، حتی اگر به نظر برسد چرخاندن دسته در بسیار ساده است. @simar50 #زندگی #روانشناسی_فردی #تصمیم‌گیری_درست #روانشناسی_تربیتی #مدرسه_علوم_انسانی

لحظه مستی مهستی @simar50

... روزتون به عشق♥︎ زنـدگـی را زیباتـر کنیـم    گاهـی با ندیدن ، نشنیدن و نگفتـن   زنـدگـی زیباتـر می‌شـود با یک    گذشـت کوچک به همیـن سادگی …   انـدکـی عشــق    قـدری مهـربانـی    هـر چـه میخواهی شیطنت    اما با صـداقت !!   امتحـان کـن    خوشبختـی همیـن است ... @simar50 #ای_لحظه_شیرین_هستی #بر_من_فراموشی_بیار

عزیزم سینا سرلک @simar50 #سریال_شهرزاد

و من خودم بودم ! شناسنامه ای کهنه و  پيراهنی پُر از بوی پونه و پروانه‌های بنفش ... 🌱 از آلبوم نامه ها #سیدعلی_صالحی دکلمه : زنده یاد #خسرو_شکیبایی @asheghaneha_shakibaee

... تفاوت اختیارات !! #رستم_شجاعی‌مقدم در قانون اساسی آمریکا رییس جمهور واقعا رییس حکومت است، هم در تعیین و تغییر خط مشی‌ها صاحب اختیار قانونی است و هم در اجرا و تعیین شیوه‌های اجرایی و عملیاتی کردن راهبردها و وعده‌هایی که به مردم میدهد. در ایران اما قانون اساسی چنان گنگ، فلج و غیر حقوقی است که مسئول اجرای آن (رییس جمهور) هیچ کنترل و ضمانتی برای دفاع و مطالبه اجرای قانون اساسی ندارد، نه سامانه‌ی دیوانی و حقوقی در اختیار دارد و نه بر نیروهای مسلح نافذ است که بتواند یک فرد، نهاد یا گروه متجاوز از قانون یا به قانون را متوقف کند. رییس جمهور ایران وعده‌ی باز کردن فیلتر از شبکه اجتماعی تلگرام را به مردم داده است، اما او قادر به امضای هیچ فرمانی در این زمینه نیست، چرا؟ چون قانون اساسی اختیاری به او نداده است، او  حق صدور هیچ فرمانی ندارد،. فرمان یا حکم حکومتی منحصرا در اختیار شخص رهبر است. در آمریکا صحبت از امضای دهها فرمان حکومتی و اجرایی در روز اول یا روزهای اول ریاست جمهوری ترامپ است، فرمانهایی که نه فقط در امور داخلی آمریکا که در مسایل مهم جهانی تغییر و تحول را دنبال می‌کنند، مثلا تغییر اداره کانال پاناما، توقف جنگ‌های مهم و....! طبق قانون اساسی آمریکا رییس جمهور حاکم کشور است و طبق قانون اساسی ما رهبر حاکم کشور است، اختیارت رییس جمهور آمریکا محدود و مشروط به قانون اساسی آمریکا و‌ شخص رییس‌جمهور پاسخگو به مجلس نمایندگان بوده و دوره حکومت او سررسید مشخص دارد، اما طبق قانون اساسی ایران اختیارت رهبر مطلق است، معاف از پاسخ و بدون سررسید تا پایان عمر حاکم است. با این وضع از سال ۱۳۵۷ تا کنون بر آمریکا هشت شخصیت متفاوت حکومت کرده‌اند و آنچه مسلم است آمریکا در این دوره پیشتاز عرصه‌های مختلف بوده و هست، در مقابل بر ایران دو رهبر با تفاوت بسیار اندک حکمرانی کرده‌اند و ایران عرصه‌های مختلف حضور و اثرگذاری خود را یکی پس از دیگری از دست داده است. بدون شک آمریکا در جذب نخبگان جهان نیز پیشتاز همه کشورها بوده است و ایران در از دست دادن نخبگان علمی خود پیشتاز بوده است. نکته بسیار مهم: قدرت فرصت و جاذبه میسازد و فرصت نیز قدرت را بازتولید می‌کند، یک قانون اساسی مترقی منبع قدرت است! @simar50