547
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
+330 kunlar
Postlar arxiv
547
.
ممد اگر زنده بودی..!
ممد، تو و تمام جوانهایی که دربارهی خاک گرامی ایران، مثل تو فکر میکردند، بااااید میرفتند که بعدش نوحه پشت نوحه بسازند که ممد نبودی ببینی شهر حالا ویرانتر گشته.
ممد، تو و تمام جوانهایی که خاک ایران را سرمهی چشم کردند، اضافه بودید و اگر شما را به قتلگاه جنگ بیهودهی ۸ ساله نمیفرستادند، حالا باید فکری برای سر به نیست کردنِ تکتکِ شما میکردند.
برای همین هشت سال جنگ را بیهوده کش دادند وگرنه باید هزاران عملیات کربلای چهار تدارک میدیدند که بچههای ما را دست بسته زیر آب غرق کنند و سی سال بعدش، محسن رضایی از دهنش در برود که عملیات فریب کردیم.
ممد، تو و امثال تو که خاک ایران برایتان مهم بود، نبااااید میماندید. آنها که تو را در آن هواپیما در جنوب تهران ساقط کردند، شک نداشتند اگر میماندی بالاخره یک روز فریاد میزدی لعنت بر شما. چرا برادر بیست سالهام حسن را سال ۶۷ اعدام کردید؟
شک ندارم اگر تو میماندی، چون ایران را دوست داشتی و برایش جنگیده بودی و جان میان نهاده بودی، امروز سیلی محکمی بر گوش اینان مینواختی که خجالت نمیکشید از اینهمه بیوطنیتان، بیوجودیتان؟ از اینکه پرچم عراق را بر دوش میاندازید؟
ممد اگر زنده بودی، با هر عقیدهی متفاوتی که با من داشتی، شک ندارم در یک چیز با من هم عقیده بودی. اینکه به این آقای «عمق راهبردی» میگفتی: خجالت بکش .
مدافعان خرمشهر و هشت سال جنگ که همه پای ذرهای خاک وطن جان میان نهادند، به قصهی بیبازگشت دلاوریهای وطن نپیوستند که تو پرچم عراق بر گردن بیندازی.
ممد، سوگند به خون جوانان ایران، به آخرین نفسهای غواصان کربلای پنج، ایران را به ایران بازخواهیم گرداند.
@simar50
#نقد
#پرچم_ایران
#جنگ_۸ساله
#پرچم_عراق
547
.
ممد اگر زنده بودی..!
ممد، تو و تمام جوانهایی که دربارهی خاک گرامی ایران، مثل تو فکر میکردند، بااااید میرفتند که بعدش نوحه پشت نوحه بسازند که ممد نبودی ببینی شهر حالا ویرانتر گشته.
ممد، تو و تمام جوانهایی که خاک ایران را سرمهی چشم کردند، اضافه بودید و اگر شما را به قتلگاه جنگ بیهودهی ۸ ساله نمیفرستادند، حالا باید فکری برای سر به نیست کردنِ تکتکِ شما میکردند.
برای همین هشت سال جنگ را بیهوده کش دادند وگرنه باید هزاران عملیات کربلای چهار تدارک میدیدند که بچههای ما را دست بسته زیر آب غرق کنند و سی سال بعدش، محسن رضایی از دهنش در برود که عملیات فریب کردیم.
ممد، تو و امثال تو که خاک ایران برایتان مهم بود، نبااااید میماندید. آنها که تو را در آن هواپیما در جنوب تهران ساقط کردند، شک نداشتند اگر میماندی بالاخره یک روز فریاد میزدی لعنت بر شما. چرا برادر بیست سالهام حسن را سال ۶۷ اعدام کردید؟
شک ندارم اگر تو میماندی، چون ایران را دوست داشتی و برایش جنگیده بودی و جان میان نهاده بودی، امروز سیلی محکمی بر گوش اینان مینواختی که خجالت نمیکشید از اینهمه بیوطنیتان، بیوجودیتان؟ از اینکه پرچم عراق را بر دوش میاندازید؟
ممد اگر زنده بودی، با هر عقیدهی متفاوتی که با من داشتی، شک ندارم در یک چیز با من هم عقیده بودی. اینکه به این آقای «عمق راهبردی» میگفتی: خجالت بکش .
مدافعان خرمشهر و هشت سال جنگ که همه پای ذرهای خاک وطن جان میان نهادند، به قصهی بیبازگشت دلاوریهای وطن نپیوستند که تو پرچم عراق بر گردن بیندازی.
ممد، سوگند به خون جوانان ایران، به آخرین نفسهای غواصان کربلای پنج، ایران را به ایران بازخواهیم گرداند.
@simar50
#نقد
#پرچم_ایران
#جنگ_۸ساله
#پرچم_عراق
547
...
کریمخان زند
تنها شاه بیتاج تاریخ ایران است؛ لر اهل ملایر، بیسواد، ساده و رو راست. وقتی شاه شد همان بود که قبلا بود. حالا اسم خودش را گذاشته بود وکیل الرعا، مردمیترین شاه تاریخ ایران.
یک شیعه خودمانی بود، همان که امروز در اکثریت مطلق هستند. نماز و روزه و روضه خوانی و عرق خوری و مجالس بزم همه را با هم داشت و خستگی ناپذیر بود حتی بالای هفتاد سالگی. اما هرگز شاه زورگونبود، با زیردستان نیکو رفتار و با مردم مهربان بود.
در اواخر حکومت گرفتار آفت در مزارع فارس و اصفهان شد. قیمت گندم به ده برابر رسید و شاه هرگز به اطرافیان اجازه سودجویی نداد. محکم جلوی اطرافیان ایستاد، ذخیره گندم اصفهان و فارس از انبارهای دولتی را توزیع کرد و دستور داد هر چه شتر و قاطر و الاغ در دستگاه دولت است به آذربایجان و ری و قزوین برود و گندم بیاورد.
گندم را گران خرید و ارزان به مردم داد و تفاوت را از خزانه پرداخت. وقتی در جریان ساخت دیوار شیراز سکه پیدا شد، در آن طمع نکرد، مال دولت اعلام نکرد و بین کارگران تقسیم کرد.
هرگز شهرهای تصرف شده را غارت نکرد و برای جلوگیری از تجاوز سربازان به زنان شهرهای تصرف شده که چیزی عادی بود در لشگر خود فواحش بسیار به جهت لشکریان میداشت و لولیان شهرآشوب و دلربا و ارباب طرب با اردوی خود همهجا میبرد. عارضم که شانس گاهی سراغ ایران میآمد ولی دوام نداشت. بهقول شاعر "عیش مدام" هرگز نبود؛ این درد از بزرگترین مشکلات ایران است.
#مهدی_تدینی
547
گر به صد منزل فراق افتاد
میان ما و دوست
همچنانش
در میان جان شیرین منزلست
#سعدی
https://t.me/NasimAtaei
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
