615
Obunachilar
+1424 soatlar
+607 kunlar
+6430 kunlar
Postlar arxiv
611
...
یک روز...
یک روز شالوکلاه کنیم بزنیم بیرون. بیرون از این درون همیشگیِ تکراریِ سرد.
بزنیم به دلِ بیرونِ بارانیِ شیراز، برویم تا عطر نارنج.
برویم تا کوفتههای تبریز، برسیم به بوی حنا و اسفند پسری که به عشقش رسیده، ببینیم ریسه بستهاند حجلهاش را.
یک روز بزنیم بیرون...
برویم تا شرجیِ جنوب، دراز بکشیم روی داغیِ تفتیده، برقع ببندیم، چشمنمایی کنیم.
بعد برویم تا بازار شمال، تا بوی چوچاق و ماهی...
یک روز از اینجا بکَنیم برویم جایی که حسهای جدید کشف کنیم؛ بعد برویم جلوی فرهنگستان بست بنشینیم تا واژهای پیدا کنند برای "حس رهاییِ همراهِ خوشی و نویابی".
یک روز برای پیریمان کاری کنیم، کاری که بهوقتِ عصا و لقزدن از یادآوری روزگار سپریشده دلمان روشن شود.
یک روز بزنیم بیرون از این دوبارگیِ پیاپی، دنیا را تجربه کنیم، خبره شویم، بعد برگردیم، بنشینیم پشت میز و از آه و ندبه ننویسیم، از نغمهای بنویسیم که به هوس میاندازد همهی نکردهها را، نگفتهها را، ندیدهها را، نبوسیدهها را.
یک روز بیرون بیاییم از این پوستهی کهنهی زندگیِ ذوق کورکُن.
#سودابه_فرضی_پور
@simar50
#زندگی
611
*
زمانی یک نفر را دوست دارید که؛
که در حضورش بتوانید خودتان را دوست داشته باشید.
"ناتاشا لان"
__
@enzevayyy
611
شب یلدا مبارزه است
✍️#گوشه
یلدا دیگر برای ما مبارزه شده است. چند دهه است که میخواهند «شب چله» را هم مثل چیزهای دیگر وجودیمان از ما بگیرند، چون هرچه میکنند رنگ و بوی سیاهی و وابستگی نمیگیرد و شعارزده نمیشود. نتوانستهاند آدابش را دستکاری کنند. نتوانستهاند جای شاهنامه فردوسی و دیوان حافظ، جای حماسه و شعر و غزل، جای ترانه و خاطرههای شخصی ما افسانههایی با لباس واقعی بسازند. نمیتوانند از «شب چله» برای رونق دکان خودشان خرافات طراحی کنند و اسبها و کبوترها و مرغهای سخنگوی سیاهپوش ۱۴۰۰ساله بسازند.
هرچه کردند نتوانستهاند این شب را حذف کنند یا فریبکارانه تغییرش دهند تا از یک آیین زنده و طبیعی و جاری و اسطورهای، ظلمت و سکون و خرافه و اشک و آه درآید. نتوانستهاند با فریب تغییر نام، چیزی را در درون ما نسبت به چنین شبی تغییر دهند.
یلدا دیگر برای ما فقط شب آخر پاییز نیست. مبارزه پرشوریست در آغاز سوز و سرمای زمستان. سرآغاز و شروع است در دل سیاهی که تمامنشدنی به نظر میرسد. پیشینیان ما تاریکی را نماینده اهریمن میدانستند و چون در طولانیترین شب سال، تاریکیِ اهریمنی بیشتر میپاید، جمع میشدند و آتش میافروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی بگریزند. قرنها از آن باور میگذرد و ما همچنان میدانیم نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیکی و پاکیست و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش. روزها در منطقه ما پس از یلدا، پس از زایش خورشید، پس از «خُرم روز» و آغاز چله بزرگ، بلندتر میشوند و شبها کوتاهتر و ثانیههای نور بر دقیقهها و ساعتهای تاریکی پیشی میگیرند.
طبیعت به ما درس ایستادگی میدهد در برابر نومیدی و ظلمت مطلق. در برابر هر آنچه میخواهد تو را بپوساند و بخشکاند و به زمین بزند. در مقابل یخزدگی و سرمازدگی در سیاه زمستان. قدیمترها شب یلدا را شب عدالت و پیمان و جنگ و مبارزه هم میدانستند. و ما، ما ایستادگان زخمخورده با همین چیزها تا امروز مبارزه کردهایم؛ این سُفره یلدا، این کُرسیهای گرم، این دور هم بودن، این موسیقی، این حماسهخوانیها و غزلها و شعر ورق زدنها، این خاطرهها، این حضورها و دیدارها و این ایستادن با هم و کنار هم بودن سَر سرمای زمستان و این تلاش برای چِله را از چنگ ظلمت درآوردن، خودش یک مبارزه است.
تاریکی وادارمان میکند از هر کورسویی برای امیدداشتن و برای مقاومت بهره ببریم، برای همین شب یلدا هم یکی از ابزارهای مقاومت ماست. برای همین شب چله هم دیگر برای ما مبارزه شده است.
#گوشه
@simar50
611
...
کشوری با مسائل حل نشده
#مهران_صولتی
شاید بهترین توصیف برای ایران امروز این باشد؛ کشوری با مسائل حل نشده! تعریفی که از وجود زخمی التیام نیافته بعد از گذشت بیش از چهل سال حکایت می کند. مسائل حل نشده ای از جنس نوع مسیر توسعه، رابطه با غرب، رفتار با مردم، روابط میان اجزای حکومت، نقش دولت پنهان، و موازی سازی نهادی که فقط بخشی از معضلات منجر به بحران در جامعه امروز محسوب می شوند. حال پرسش این است که چرا ما با چنین وضعیتی روبرو شده ایم؟
۱... دو پایه بودن قانون اساسی موجب مناقشه ای بلند مدت میان ابعاد جمهوریت و اسلامیت در نظام سیاسی شده است. در حقیقت منازعه میان نهادهای انتخابی و انتصابی در چهاردهه گذشته به شدت فرساینده و موجد ناکارآمدی گسترده در نظم سیاسی موجود بوده است.
۲...عدم تناسب میان اختیارات و مسئولیت ها (هر که قدرت بیشتری دارد، باید مسئولیت بیشتری هم بپذیرد)، از همان ابتدا موجبات اتلاف انواع سرمایه ها را فراهم آورده است. برخی از سیاسیون از مفهوم دولت پنهان به عنوان خروجی این عدم تناسب بهره گرفته اند.
۳...اگر چه اکنون روشن شده است که اصول توسعه در جهان یکسان و مدل های آن متفاوت است ولی تلاش کشور در طراحی الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت بدون توجه به واقعیت های کارشناسی و صرفا با تکیه بر شعارها، اقدامی تبلیغی همراه با اتلاف هزینه فراوان محسوب می شود.
۴...موازی سازی نهادی و شکل گیری مجموعه ای از شوراهای عالی، کشور را در مسیر توسعه به غایت زمین گیر ساخته است. همچنین تمهید اقداماتی برای شکست دادن رقبای سیاسی در سال های گذشته به تدریج منجر به شکل گیری بحران کارآمدی در کلیت نظام سیاسی موجود شده است.
۵...فرآیند حل مساله نیازمند شکل گیری نوعی تمایز ساختاری است به طوری که استقلال نسبی عرصه های سیاست، اقتصاد، فرهنگ و خانواده از یکدیگر فرصتی برای نگاه تخصصی و کارشناسی به مسائل هر حوزه را فراهم آورد. اما در ایران سیاست زده کنونی، چیرگی سیاست بر همه عرصه ها موجب ناکامی در حل مسائل شده است.
۶...حل مسائل اجتماعی نیازمند پذیرش برخی نارسایی ها و وجود اراده ای برای حل آنها از سوی حکومت است. در ایران اما دیری است که مسئولان با اتکا به نظریه توطئه می کوشند تا بیگانگان را عامل بسیاری از معضلات معرفی کرده و نقش خود را در پیدایش بحران ها انکار کنند. روشن است که با غلبه چنین نگاهی نمی توان به حل مسائل امیدوار بود.
@simar50
#حل_مساله
#بازنشر
