547
Obunachilar
-124 soatlar
+27 kunlar
Ma'lumot yo'q30 kunlar
Postlar arxiv
546
...
مصیبت تاریخی
در این عکس، فخری؛ زنِ ابراهیم گلستان به جلال آلاحمد تکیه داده و گلستان روی دامن کوتاه فخری، سرش را گذاشته. امثال این جمع برای سرنگونی پهلوی هرچه توانستند در طبق اخلاص! گذاشتند.
آیا این جمع هرگز فکرش را میکرد بعد از بهثمر رسیدن مبارزات آنها، این عکس جُرم خواهد بود؟
مدتی طولانی به عکس نگاه کردم. دیروز کسی در ایکس جملهی سیمین را یادآوری کرده بود: «کاش ... مرا صیغه کند»
از نظر من این عکس یک مصیبت تاریخی است. چرا؟ مصیبت واقعی یعنی این روشنفکرانی که در عمل زندگیشان کاملا مغایر با اسلام بود، با تلاش برای تلفیق اسلام با ایدههای انقلابی، سعی کردند که اسلام را بهعنوان ابزار انقلابی و آزادیبخش معرفی کنند.
لطفا کمی صبر کنید.
برای فحش دادن همیشه وقت بسیار است واما برای تامل همیشه وقت کم. چشممان را ببندیم. برویم دههی چهل. زمان این عکس. هر کدام از ما میتوانست یکی از افراد این جمع باشد.
این عکس اگر موجب تامل نشود و فقط فحش بیافریند، فردای پیشرو هم، فردایی فحشی و تباه خواهد بود.
چرا روشنفکران ۵۷، چنین کردند؟
چرا برای غلامحسین ساعدی، در جهانی که به سرعت به سوی مدرنیسم میرفت و با خود توسعه و پیشرفت میآورد، وضعیت مدرن آنهمه غدّه بود و دق؟
چه شد که برآیند کنش و ذهنورزی این روشنفکران منجر به آسیب جدی به مردم جامعه شد؟
به نظر من مرور ذهنیت روشنفکر پنجاه و هفتی باعث میشود از افتادن در چالههای آینده مصونتر باشیم. هر کدام از ما که از واقعیات جامعه دور باشد و دچار جذابیت ایدهآلهای دور از واقعیت شود، پتانسیل حضور در این جمع را دارد.
چطور؟
بسیاری از روشنفکران آن دوره تحت تأثیر ایدئولوژیهای چپ و اسلامگرایی بودند و کمتر به پیچیدگیهای واقعی جامعه ایران توجه کردند. ایدهآلهایی مانند “عدالت مطلق”، “برابری کامل” و “استقلال از غرب” مطرح میشد، اما روشنفکران مطلقا به این فکر نکردند که راهکارهای عملی برای تحقق این اهداف متعالی! در ایران زمان شاه، چه خواهد بود؟ دیدگاههایشان را بهطور کامل بر پایه ایدئولوژیهای خاصی قرار دادند و به جای جستوجوی حقیقت و راهکارهای واقعی، صرفاً در جهت تثبیت و تبلیغ آن ایدئولوژی حرکت کردند و از ارزشهای فرهنگی و تاریخی جامعهشان تا حدی دور شدند که نسبت به خطر افراطگرایی مذهبی کاملا نابینا شدند.
چرا چون این رویکرد به جای روشنفکری مستقل، نوعی از ایدئولوژی را رواج داد که در نهایت زمینهساز حکومت مذهبی و سرکوبگر شد.
کوری تا آنجا که با وجود اختلافات زیادی که با اسلامیون داشتند اما صرفا بهخاطر ضدیت با شاه، همپیمان شدند!
#زهرا_عبدی
@simar50
#روشنفکری
#انقلاب_اسلامی
546
...
هرم مِزلو و سخن مولانای ما
آبراهام مِزلُو، روانشناس آمریکایی اوکراینیتبار(1908-1970)، هرمی برای نیازمندیهای انسان رسم کرده است که محصول پژوهشهای میدانی او و بر پایۀ تجربههای فراوان انسانی است. این هرم، مکانیسم انگیزشی انسان را در همۀ تصمیمها و برنامههای او نشان میدهد. سلسلهمراتب نیازهای آدمی در هرم مزلو، بدین ترتیب است:
۱- زیستی(خوراک، پوشاک، غریزۀ جنسی و مسکن)؛
۲- امنیتی؛
۳- عاطفی؛
۵- اجتماعی(احترام و تکریم)؛
۶- خودشکوفایی.
به گفتۀ او، هر نیازی که در مرتبۀ پایینتری قرار دارد، قویتر و برانگیزانندهتر است. همچنین بدون برآوردن نیازهای فروتر، به طور معمول نوبت به طبقۀ فراتر نمیرسد. یعنی مثلا انسان گرسنه یا هراسان، نمیتواند به رشد یا شکوفایی استعدادهای خود بیندیشد؛ مگر آنکه انسانی استثنایی و فوق العاده باشد یا در موقعیتی ویژه قرار گرفته باشد.
به گفتۀ او انسان بهترتیب و خانهبهخانه، سراغ نیازهای خود میرود؛ یعنی مثلا تا خیالش از نان و آب و مسکن آسوده نشود، دنبال نام و عشق و شکوفایی و خدمترسانی به دیگران نمیرود و اگر هم برود، انگیزۀ واقعی و پنهانش، همان نان و آب و غریزۀ جنسی است. طبقات در هرم مزلو، مراتب انگیزشی است، نه مراحل ارزشی؛ یعنی بدون ارزشداوری یا ارزشگذاری است. مزلو میگوید: «من نمیگویم نان ارزشمندتر از عشق است. میگویم بر آن مقدم است.» او پایینترین نمرۀ مدیریت را به کسانی میدهد که هرم نیازهای انسان را از بالا به پایین میبینند؛ یعنی مثلا در غیبت نان و احترام برای فرزانگان، میكوشند جامعه را مایل به علمآموزی و فرزانگی كنند.
به عقیدۀ او: «هرگونه تغییر در هرم نیازهای انسان، انگیزۀ او را برای رفتارهای شرورانه بیشتر میکند. پس وظیفۀ کارفرما سخنرانی دربارۀ خیر و شرّ نیست. وظیفۀ او هموارسازی راه خیر برای زیردستان است. میان گرسنگی و دزدی، رابطۀ واقعیتر و عامتری وجود دارد تا میان بیفرهنگی و دزدی، یا بیاخلاقی و دزدی.»
بارِی؛ به قول مولانای ما:
آدمی اول حریص نان بود
زآنکه قوت و نان، ستون جان بود
چون بهنادر گشت مستغنی ز نان
عاشق نام است و مدح شاعران
زندهنام : #رضا_بابایی
@simar50
#جامعه_شناسی
#روانشناسی
#فقر
#بهنادر : ندرتا
546
...♥︎
از تصوّر اینکه روزی زنی
با پاهای من از مقابلت بگذرد
طوریکه در شلوغِ خیابان بایستی
و چشمهایت را ببندی و لبخند بزنی
از تصوّر اینکه روزی زنی
با لبهای من نشانیِ جایی را بپرسد
طوریکه دلت بخواهد بگویی: «همینجاست!»
از تصوّر اینکه روزی زنی
با چشمهای من نگاهت کند
طوریکه با خودت بگویی: «خودش است!»
دیوانه میشوم
لطفاً
فراموشی بگیر!
لطفاً
روزی اگر قرارمان به فراموشی شد،
واقعاً
فراموشی بگیر!
#لیلا_کردبچه
@simar50
#رقص_بندری
#تموم_قلبمو_میدوم
#امید_اسدی
546
وَ...
شما عزيز مدت هاي طولاني ام را نديده ايد؛
چشمهایش
چشمهایش
چشمهایش
باور کنید من هم سیر ندیدمش؛
چشمهایش نگذاشتند...
مجید رضوی جدید …
https://t.me/NasimAtaei
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
