uz
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Kanalga Telegram’da o‘tish

...

Ko'proq ko'rsatish
546
Obunachilar
+224 soatlar
+27 kunlar
-230 kunlar
Postlar arxiv
photo content

انتظار مهدیه محمدخانی @simar50 #آهنگ

هوشمندی حکمرانی؟! محمد فاضلی   اگر از شما بپرسند میزان هوش یا سطح هوشمندی نظام حکمرانی را چگونه اندازه می‌گیرید، چه پاسخی خواهید داد؟ پاسخ من به این سؤال خیلی روشن است: هوشمندی هر حکمرانی را باید بر اساس پاسخ آن به فرایندهای کُندرو شناخت و اندازه گرفت. بخش مهمی از هوشمندی یا بی‌هوشی حکمرانی در همین یک خط پاسخ نهفته است. فرایندهای کُندرو آن نوع فرایندهایی هستند که بسیار تدریجی، با ایجاد تغییرات ناملموس در کوتاه‌مدت اما با اثرات بزرگ در درازمدت، عمل می‌کنند. چند نمونه از فرایندهای کُندرو را مرور کنیم. تغییر اقلیم و گرم شدن کره زمین، فرایندی کُندرو است که در طول چند دهه، به تدریج حدود ۱ تا ۲ درجه سلسیوس بر میانگین دمای برخی کشورها و مناطق افزوده است. افزوده شدن ۲ درجه میانگین دما در طول ۳۰ سال به معنای اضافه شدن سالیانه ۰.۰۷ درجه سلسیوس دما است. این میزان افزایش دما اثرات آنی ندارد، اما به تدریج باعث تغییراتی مهیب می‌شود. افزایش دما سبب می‌شود به تدریج بارش‌ها کاهش یابد، و بارش‌های برف نیز به باران تبدیل شود. در ضمن، افزایش دما سبب ذوب شدن یخچال‌های طبیعی شده و ذخیره آبی را کاهش می‌دهد. تغییر بارش از برف به باران، باعث تغییرات بزرگ در رژیم روان‌آب‌ها و رودخانه‌ها شده، بر ذخیره سدها اثر می‌گذارد. افزایش تدریجی دما، تبخیر از پشت سدها را بیشتر کرده، بر پوشش گیاهی هم اثر می‌گذارد. بهره‌وری محصولات کشاورزی را کم کرده و نیاز آبی آن‌ها را هم افزایش می‌دهد. افزایش دما، در صورتی که با پاسخ مناسب در معماری ساختمان‌ها مواجه نشود، نیاز به وسایل سرمایشی را افزایش داده و نیاز به انرژی برق را بیشتر می‌کند. فهرست تغییرات ناشی از افزایش تدریجی دما را می‌توان بسیار بیشتر کرد اما برای بحث ما در همین حد کفایت می‌کند. حکمرانی هوشمند که به ابزارهای سنجش تغییرات اندک و تدریجی مجهز است (سطح فناورانه)، به دانش و نیروی انسانی ضروری برای درک این تغییرات دسترسی دارد (سطح نیروی انسانی)، ساختار سازمانی و نظام نهادی آن برای پردازش و تحلیل چنین داده‌هایی آمادگی دارد (ظرفیت نهادی)، و در سطح سیاسی میز کار تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران آن با دستورکارهای قلابی، غیرواقع‌بینانه و انحرافی پر و شلوغ نشده و مدیران و حکمرانانش وقت و تمرکز کافی برای پرداختن به خروجی‌های سطوح فناورانه، انسانی و نهادی را دارند، می‌تواند تغییرات ناشی از فرایندهای کُندرو را درک کرده و به تدریج در برابر آن‌ها واکنش مناسب نشان دهد. اما وقتی این قابلیت‌ها در دسترس نباشد، تغییرات تدریجی مثل تغییر اقلیم و گرمایش زمین، بنیان‌های استواری ظرفیت زیست‌پذیری سرزمین را تضعیف می‌کند در حالی که خواجگان همه در بند نقش ایوانند. من ۱۲ سال پیش از مفهوم «هم‌آیندی بحران‌ها» در وصف روند حرکت ایران استفاده کردم. منظورم این بود که همه بحران‌هایی که در کشورهای دیگر به صورت مجزا و در مقاطع زمانی مختلف بروز کرده یا می‌کنند، در ایران امروز با هم رخ داده یا خواهند داد و به عبارتی هم‌آیند و هم‌گرا می‌شوند. نقطه اشتراک همه آن بحران‌هایی که به سوی ایران امروز هم‌آیند شده‌اند، کُندرو بودن آن‌هاست. بحران در صندوق‌های بازنشستگی، فرونشست زمین، ناترازی انرژی، ناترازی بانکی، بحران آب، بحران در روندهای سیاست خارجی، زوال منابع مالی دولت، تضعیف سرمایه اجتماعی، نابودی آبخوان‌ها و کسری تجمعی مخازن آب زیرزمینی، تشدید آلودگی هوا و گشوده شدن رخنه‌های بزرگ در حفاظ‌های امنیتی، هیچ کدام فرایندهایی یکباره نبوده‌اند. همه این‌ها به تدریج و تحت فرایندهای کندرو رخ داده‌اند. واقعیت این است که نظام حکمرانی هوشمند نبوده و نیست. نظام حکمرانی در این کشور برای اندازه‌گیری، پردازش، تحلیل، تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری به‌موقع و مناسب برای مواجهه با فرایندهای کُندرو سازمان‌دهی نشده است. اگر نظام حکمرانی ملزومات درک چنین فرایندهایی را خلق نکند، موریانه‌های بیشتری بنیان‌های زندگی مسالمت‌آمیز را ذره ذره از بین می‌برند و بحران‌هایی شبیه بحران آب، بیشتر و بیشتر دامن‌گیر زندگی ایرانیان می‌شوند.  

‌‌... مسافران اربعین #رحیم_قمیشی به آنها که فکر می‌کنند با سفر رایگان اربعین تمام گناهان‌شان می‌ریزد! به آنها که خاطرات زیادی از پذیرایی مجانی در عراق با خود می‌آورند. به آنها که تصور می‌کنند با راهپیمایی اربعین تمام جهان به لرزه می‌افتد! به آنها که آمار واقعی مسافران اربعین را ضربدر ۴ و ۵ می‌کنند تا بگویند بیش از بیست میلیون زائر رفتند. به آنها که یک هفته مشاغل‌شان را تعطیل می‌کنند تا بگویند به عشق حسین رفتند! می‌گویم؛ هزاران میلیارد تومان از بودجه عمومی مردم فقیر ایران، صرف این سفر می‌شود. تمام کودکان گرسنه سیستان و بلوچستان در این پول هزینه‌شده سهم دارند. تمام کولبران تحصیلکرده، بیمارانی که مجبورند داروهای گرانقیمت را با ارز آزاد بخرند، در این تخصیص‌های ظالمانه سهم دارند. تمام کارگران بیکار شده، کودکان از تحصیل بازمانده، زنان سرپرست خانوار، معلولانی که پرداختی بهزیستی هزینه گذران چند روزشان هم نمی‌شود، همه آنها که منتظرند شاید ویلچری به آنها تعلق بگیرد، همه آنها از سهم‌شان، بدون اجازه، برداشته شده و برای تسهیلات این سفر هزینه شده. بسیاری از مؤمنین واقعی، رفتن به این سفر را تحریم کرده‌اند چون می‌دانند با پول حرام یا شبهه‌ناک نمی‌شود عبادت کرد! درصد مهمی از هموطنان ما هیچ اجازه‌ای برای صرف پول‌هایشان در این سفرها نداده‌اند. بسیاری از دوستان من که سال‌ها پیش به پیاده‌روی می‌رفتند، این سال‌ها نمی‌روند، چون متوجه شده‌اند این راهپیمایی دیگر کمتر عبادی است، شده یک حرکت سیاسی! مبادا گناه این سفر بیش از ثوابش شود. وقتی نماز جمعه‌های ما سیاسی شده، برای توجیه ظلم. وقتی اکثریت حوزه‌های علمیه ما با پول بیت‌المال اداره می‌شوند وقتی مالیات را از مسیحی و سنی و زرتشتی و بی‌دین می‌گیرند و صرف اهداف شیعی می‌کنند. چطور ممکن است اربعین و مراسم پرهزینه و دولتی‌اش، به ایمان کسی بیفزاید!؟ گناه کسی را پاک کند؟! اگر می‌روید بروید فقط راستش را بگویید سفره‌ای مجانی پهن بود رفتیم جا نمانیم! @simar50

... **‌‌مسافران اربعین** رحیم قمیشی به آنها که فکر می‌کنند با سفر رایگان اربعین تمام گناهان‌شان می‌ریزد! به آنها که خاطرات زیادی از پذیرایی مجانی در عراق با خود می‌آورند. به آنها که تصور می‌کنند با راهپیمایی اربعین تمام جهان به لرزه می‌افتد! به آنها که آمار واقعی مسافران اربعین را ضربدر ۴ و ۵ می‌کنند تا بگویند بیش از بیست میلیون زائر رفتند. به آنها که یک هفته مشاغل‌شان را تعطیل می‌کنند تا بگویند به عشق حسین رفتند! می‌گویم؛ هزاران میلیارد تومان از بودجه عمومی مردم فقیر ایران، صرف این سفر می‌شود. تمام کودکان گرسنه سیستان و بلوچستان در این پول هزینه شده سهم دارند. تمام کولبران تحصیلکرده، بیمارانی که مجبورند داروهای گرانقیمت را با ارز آزاد بخرند، در این تخصیص‌های ظالمانه سهم دارند. تمام کارگران بیکار شده، کودکان از تحصیل بازمانده، زنان سرپرست خانوار، معلولانی که پرداختی بهزیستی هزینه گذران چند روزشان هم نمی‌شود، همه آنها که منتظرند شاید ویلچری به آنها تعلق بگیرد، همه آنها از سهم‌شان، بدون اجازه، برداشته شده و برای تسهیلات این سفر هزینه شده. بسیاری از مؤمنین واقعی، رفتن به این سفر را تحریم کرده‌اند چون می‌دانند با پول حرام یا شبهه‌ناک نمی‌شود عبادت کرد! درصد مهمی از هموطنان ما هیچ اجازه‌ای برای صرف پول‌هایشان در این سفرها نداده‌اند. بسیاری از دوستان من که سال‌ها پیش به پیاده‌روی می‌رفتند، این سال‌ها نمی‌روند، چون متوجه شده‌اند این راهپیمایی دیگر کمتر عبادی است، شده یک حرکت سیاسی! مبادا گناه این سفر بیش از ثوابش شود. وقتی نماز جمعه‌های ما سیاسی شده، برای توجیه ظلم. وقتی امامان اکثریت مساجد کشور را حکومت تعیین می‌کند! وقتی اکثریت حوزه‌های علمیه ما با پول بیت‌المال اداره می‌شوند وقتی مالیات را از مسیحی و سنی و زرتشتی و بی‌دین می‌گیرند و صرف اهداف شیعی می‌کنند. چطور ممکن است اربعین و مراسم پرهزینه و دولتی‌اش به ایمان کسی بیفزاید!؟ گناه کسی را پاک کند؟! اگر می‌روید بروید فقط راستش را بگویید سفره‌ای مجانی پهن بود رفتیم جا نمانیم! @simar50

Iraj Bastami - Darde Eshgho Entezar (320).mp3

... زیارت خدا ؟..... عارفی ۴۰ شبانه روز چله گرفته بود تا خدا را زیارت کند ، تمام روزها روزه بود. در حال اعتکاف، از خلق‌الله بریده بود. صبح به صیام و شب به قیام و زاری و تضرع به درگاه او. شب ۳۶ ام ندایی در خود شنید که می گفت: ساعت ۶ بعد از ظهر، بازار مسگران، دکان فلان مسگر برو خدا را زیارت خواهی کرد. عارف از ساعت ۵ در بازار مسگران حاضر شد و در کوچه های بازار از پی دکان می گشت که پیرزنی را دید دیگ مسی به دست داشت و به مسگران نشان می داد، قصد فروش آنرا داشت... به هر مسگری نشان می داد، وزن می کرد و می گفت: ۴ ریال و ۲۰ شاهی. نمی شود ۶ ریال بخرید؟ خیر مادر، برای ما بیش از این مبلغ نمی صرفد. پیرزن دیگ را روی سر نهاده و در بازار می چرخید و همه همین قیمت را می دادند. بالاخره به مسگری رسید که دکان مورد نظر من بود. مسگر به کار خود مشغول بود که پیرزن گفت: این دیگ را برای فروش آوردم به ۶ ریال می فروشم، خرید دارید؟ چرا به ۶ ریال؟؟؟ پسری مریض دارم، دکتر نسخه ای برای او نوشته است که پول آن ۶ ریال می شود! این دیگ سالم و بسیار قیمتی است. حیف است بفروشی، امّا اگر اصرار داری، من آنرا به ۲۵ ریال می خرم!!! مرا مسخره می کنی؟!!! ابداً؛ بعد مسگر ۲۵ ریال در دست پیرزن گذاشت!!!  پیرزن که شدیداً متعجب شده بود؛ دعا کنان دکان مسگر را ترک کرد و دوان دوان راهی خانه خود شد. من که ناظر ماجرا بودم و وقت ملاقات فراموشم شده بود، در دکان مسگر خزیدم و گفتم: عمو انگار تو کاسبی بلد نیستی؟!!! اکثر مسگران بازار این دیگ را وزن کردند و بیش از ۴ ریال و ۲۰ شاهی ندادند؛ آنگاه تو به ۲۵ ریال می خری؟!!! من دیگ نخریدم!!! من پول دادم نسخه فرزندش را بخرد، پول دادم یک هفته از فرزندش نگهداری کند، پول دادم بقیه وسایل خانه اش را نفروشد، من دیگ نخریدم... از حرفی که زدم بسیار شرمسار شدم در فکر فرو رفته بودم که ندایی با صدای بلند گفت: با چله گرفتن و عبادت کردن کسی به زیارت ما نخواهد آمد!!! دست افتاده ای را بگیر و بلند کن، ما خود به زیارت تو خواهیم آمد ! @simar50