624
Obunachilar
+924 soatlar
+687 kunlar
+7330 kunlar
Postlar arxiv
624
🟡 چکش حجاب
خبرگزاری فارس خبر داده که #فاطمه_رجاییراد برای روز شنبه، ۶ مهر به دادستانی آمل احضار شده و حق ورود به دانشگاه و حضور در کلاس را ندارد
همچنین رییس بیمارستان آمل اخراج شده و دو تن از مسئولان علوم پزشکی و رییس نظام پزشکی مازندران نیز به هیات تخلفات اداری علوم پزشکی احضار شدهاند
همیشه و همه جا در پی حذف ما زنان بودید.
تمام دستورات به این فرمان میرسید: زن زُدایی.
از مواهب حقوق شهروندی در این سرزمین، هیچ، نصیبمان نشده، الّا«حذف».
فلان کنسرت لغو. چرا؟ چون نوازنده زن است. آن هم در سرزمینی که سنگوارهی زنِ نوازندهی چنگ دارد با قدمت شش هزار سال.
آواز را از زنان گرفتید.
در نقاشیها دست بردید. ما زنان را از نقاشیها پاک کردید.
حتا نقش صورت ما را روی سنگ گور تحمل نکردید.
شما خوب میدانید حجاب اجباری یکی از ابزارهای حذفتان است. چکشتان است. اما سر ما آن میخِ زیر چکش شما نبوده و نخواهد بود.
«زنان سریعتر از صاعقه، ثبات را انکار میکنند»
دیروز لیست زنان محروم از بازیگری را منتشر کردید. واکنش زنان حذف شده را دیدید؟ استغنا را دیدید؟
وقتی کسی منافعی را که جامعه به او داده در راه صداقت و اصالت درونی و وجودیاش به خطر میاندازد، مَثَلِ اعلای استغناست و نشان از غنای ناب درون دارد.
کسی که به این مرحله میرسد، هر آنچه دارد را پرچم کاویانی کرده و بالای سر برده. ترس دیگر برایش معنا ندارد. شوپنهاورمیگوید« غیرممکن است ترساندنِ مردمی که بر سر زندگی خود قمار میکنند»
جنگاوران بسیاری اعتراف کردند زنان هیچ جنگی را نباختهاند.
زمانی در همین اروپای مدرن بر دهان زنان پوزهبند میزدند تا زیاد حرف نزند.
زنان از آن پوزهبند و نیشافسار و نصب زنگولهی بدنامی و جادوگری بالای سر و … تا امروز راهی سخت و جانفرساطی کردند. راهی که جادهاش را باید قدم به قدم پیش روی خودمان بسازیم.
هرگز به عقب برنمیگردیم....
624
...
چکش حجاب ...
خبرگزاری فارس خبر داده که #فاطمه_رجاییراد برای روز شنبه، ۶ مهر به دادستانی آمل احضار شده و حق ورود به دانشگاه و حضور در کلاس را ندارد
همچنین رییس بیمارستان آمل اخراج شده و دو تن از مسئولان علوم پزشکی و رییس نظام پزشکی مازندران نیز به هیات تخلفات اداری علوم پزشکی احضار شدهاند
همیشه و همه جا در پی حذف ما زنان بودید.
تمام دستورات به این فرمان میرسید: زن زُدایی.
از مواهب حقوق شهروندی در این سرزمین، هیچ، نصیبمان نشده، الّا«حذف».
فلان کنسرت لغو. چرا؟ چون نوازنده زن است. آن هم در سرزمینی که سنگوارهی زنِ نوازندهی چنگ دارد با قدمت شش هزار سال.
آواز را از زنان گرفتید.
در نقاشیها دست بردید. ما زنان را از نقاشیها پاک کردید.
حتا نقش صورت ما را روی سنگ گور تحمل نکردید.
شما خوب میدانید حجاب اجباری یکی از ابزارهای حذفتان است. چکشتان است. اما سر ما آن میخِ زیر چکش شما نبوده و نخواهد بود.
«زنان سریعتر از صاعقه، ثبات را انکار میکنند»
دیروز لیست زنان محروم از بازیگری را منتشر کردید. واکنش زنان حذف شده را دیدید؟ استغنا را دیدید؟
وقتی کسی منافعی را که جامعه به او داده در راه صداقت و اصالت درونی و وجودیاش به خطر میاندازد، مَثَلِ اعلای استغناست و نشان از غنای ناب درون دارد.
کسی که به این مرحله میرسد، هر آنچه دارد را پرچم کاویانی کرده و بالای سر برده. ترس دیگر برایش معنا ندارد. شوپنهاورمیگوید« غیرممکن است ترساندنِ مردمی که بر سر زندگی خود قمار میکنند»
جنگاوران بسیاری اعتراف کردند زنان هیچ جنگی را نباختهاند.
زمانی در همین اروپای مدرن بر دهان زنان پوزهبند میزدند تا زیاد حرف نزند.
زنان از آن پوزهبند و نیشافسار و نصب زنگولهی بدنامی و جادوگری بالای سر و … تا امروز راهی سخت و جانفرساطی کردند. راهی که جادهاش را باید قدم به قدم پیش روی خودمان بسازیم.
هرگز به عقب برنمیگردیم....
624
**چکش حجاب**
خبرگزاری فارس خبر داده که #فاطمه_رجاییراد برای روز شنبه، ۶ مهر به دادستانی آمل احضار شده و حق ورود به دانشگاه و حضور در کلاس را ندارد
همچنین رییس بیمارستان آمل اخراج شده و دو تن از مسئولان علوم پزشکی و رییس نظام پزشکی مازندران نیز به هیات تخلفات اداری علوم پزشکی احضار شدهاند
همیشه و همه جا در پی حذف ما زنان بودید.
تمام دستورات به این فرمان میرسید: زن زُدایی.
از مواهب حقوق شهروندی در این سرزمین، هیچ، نصیبمان نشده، الّا«حذف».
فلان کنسرت لغو. چرا؟ چون نوازنده زن است. آن هم در سرزمینی که سنگوارهی زنِ نوازندهی چنگ دارد با قدمت شش هزار سال.
آواز را از زنان گرفتید.
در نقاشیها دست بردید. ما زنان را از نقاشیها پاک کردید.
حتا نقش صورت ما را روی سنگ گور تحمل نکردید.
شما خوب میدانید حجاب اجباری یکی از ابزارهای حذفتان است. چکشتان است. اما سر ما آن میخِ زیر چکش شما نبوده و نخواهد بود.
«زنان سریعتر از صاعقه، ثبات را انکار میکنند»
دیروز لیست زنان محروم از بازیگری را منتشر کردید. واکنش زنان حذف شده را دیدید؟ استغنا را دیدید؟
وقتی کسی منافعی را که جامعه به او داده در راه صداقت و اصالت درونی و وجودیاش به خطر میاندازد، مَثَلِ اعلای استغناست و نشان از غنای ناب درون دارد.
کسی که به این مرحله میرسد، هر آنچه دارد را پرچم کاویانی کرده و بالای سر برده. ترس دیگر برایش معنا ندارد. شوپنهاورمیگوید« غیرممکن است ترساندنِ مردمی که بر سر زندگی خود قمار میکنند»
جنگاوران بسیاری اعتراف کردند زنان هیچ جنگی را نباختهاند.
زمانی در همین اروپای مدرن بر دهان زنان پوزهبند میزدند تا زیاد حرف نزند.
زنان از آن پوزهبند و نیشافسار و نصب زنگولهی بدنامی و جادوگری بالای سر و … تا امروز راهی سخت و جانفرساطی کردند. راهی که جادهاش را باید قدم به قدم پیش روی خودمان بسازیم.
هرگز به عقب برنمیگردیم....
624
چکش حجاب
خبرگزاری فارس خبر داده که #فاطمه_رجاییراد برای روز شنبه، ۶ مهر به دادستانی آمل احضار شده و حق ورود به دانشگاه و حضور در کلاس را ندارد
همچنین رییس بیمارستان آمل اخراج شده و دو تن از مسئولان علوم پزشکی و رییس نظام پزشکی مازندران نیز به هیات تخلفات اداری علوم پزشکی احضار شدهاند
همیشه و همه جا در پی حذف ما زنان بودید.
تمام دستورات به این فرمان میرسید: زن زُدایی.
از مواهب حقوق شهروندی در این سرزمین، هیچ، نصیبمان نشده، الّا«حذف».
فلان کنسرت لغو. چرا؟ چون نوازنده زن است. آن هم در سرزمینی که سنگوارهی زنِ نوازندهی چنگ دارد با قدمت شش هزار سال.
آواز را از زنان گرفتید.
در نقاشیها دست بردید. ما زنان را از نقاشیها پاک کردید.
حتا نقش صورت ما را روی سنگ گور تحمل نکردید.
شما خوب میدانید حجاب اجباری یکی از ابزارهای حذفتان است. چکشتان است. اما سر ما آن میخِ زیر چکش شما نبوده و نخواهد بود.
«زنان سریعتر از صاعقه، ثبات را انکار میکنند»
دیروز لیست زنان محروم از بازیگری را منتشر کردید. واکنش زنان حذف شده را دیدید؟ استغنا را دیدید؟
وقتی کسی منافعی را که جامعه به او داده در راه صداقت و اصالت درونی و وجودیاش به خطر میاندازد، مَثَلِ اعلای استغناست و نشان از غنای ناب درون دارد.
کسی که به این مرحله میرسد، هر آنچه دارد را پرچم کاویانی کرده و بالای سر برده. ترس دیگر برایش معنا ندارد. شوپنهاورمیگوید« غیرممکن است ترساندنِ مردمی که بر سر زندگی خود قمار میکنند»
جنگاوران بسیاری اعتراف کردند زنان هیچ جنگی را نباختهاند.
زمانی در همین اروپای مدرن بر دهان زنان پوزهبند میزدند تا زیاد حرف نزند.
زنان از آن پوزهبند و نیشافسار و نصب زنگولهی بدنامی و جادوگری بالای سر و … تا امروز راهی سخت و جانفرساطی کردند. راهی که جادهاش را باید قدم به قدم پیش روی خودمان بسازیم.
هرگز به عقب برنمیگردیم....
624
...
اهالی سیاست و آرزوی رفتن به غزه: چرا مردم فریب نمیخورند؟!
از آغاز جنگ غزه، وقتی اهالی سیاست ژست اعلام آمادگی برای رفتن به غزه گرفتند، هر روز بیشتر از روز قبل معلوم میشد که امکان رفتن به غزه وجود ندارد و این عزیزان با اطلاع از این وضع، شعار میدهند و التماس میکنند که آنها را به غزه ببرند. چرا که در طول سالهای جنگ سوریه که امکان رفتن به آنجا وجود داشت، هیچ یک از این افراد، از حمید رسایی گرفته تا سعید لیلاز، از نمایندگان مجلس گرفته تا تحریریه همشهری، از پسر پناهیان گرفته تا بقیه مدعیان حرفی از رفتن به دمشق نزدند، چه برسد به اینکه به عنوان مدافع حرم به سوریه اعزام شوند!
اما حالا همینها و افراد شبیه به آنها، با اطلاع از اینکه «غزه رفتن» ناممکن است، جیغ بنفش و آه صورتی میکشند که بروند غزه. این میان صادقانهترین حرف را اسماعیلی وزیر ارشاد زد که وقتی دید خبرنگاری چطور برای رفتن اصرار میکند، با گفتن اینکه «آماده باش آن دنیا برای ما هم شفاعت کنی» به خبرنگار یادآوری کرد که جای این ادعاها پیش مسئولانی نیست که خودشان ته این حرفها هستند.
این جور شعارهای گلدرشت و ادعاهای بدون هزینه اولین بار نیست که داده میشود؛ حکایت قدیمی افرادی است که چهل سال است آرزوی شهادت میکنند و هر روز حلقه محافظانشان بیشتر میشود؛ اما امسال داستان یک تفاوت پیدا کرده است: هربار که یکی از این مدعیان آرزوی رفتن به غزه میکند مردم از این حرف استقبال میکنند و از خدا میخواهند که این افراد به غزه بروند و بعد هم در آن دنیا برای وزیر ارشاد و سایر مسئولان شفاعت کنند! در واقع مردم از خدا میخواهند که اینها دست از سر «این دنیای مردم» بردارند و به «آن دنیای خودشان» برسند؛ دقیقا برعکس الان که به فکر این دنیای خودشان هستند و میخواهند زوری آن دنیای مردم را بسازند.
توجه به همین نکته کافی است تا آنها بفمند که دیگر دوران این جور شعارها گذشته؛ و آن زمان گذشت که یک سری افراد مدعی، پشت جبهه بچههای مردم را برای رفتن به جبهه بدرقه میکردند و از قربانی کردن آنها حتی برای عملیات فریب هم ابایی نداشتند!
#محمدحسین_روانبخش
@simar50
624
طرز تهیه
سی و چند اُستان،
به مقدارِ کافی.
خیابان و نیسان،
به مقدارِ کافی!
دو پیمانه جیب ِ گشاد از چپ و راست؛
طلا، نفت، دُکّان
به مقدار کافی!
اُجاق انگلیسی،
ولی دیگ روسی
در آن آبِ جوشان
به مقدار کافی
سه کفگیر چین،
چند قاشق فرانسه
فلسطین و لبنان
به مقدار کافی!
دو پَر مرگبر این،
دو پَر مرگبر آن
لگد، مُشت، دندان
به مقدار کافی
تجاوز به دیوارهای سفارت
سپس کشکِ تاوان
به مقدارِ کافی!
دو تا قطعنامه،
چهل پارچ، تحریم
فشار و غمِ نان
به مقدارِ کافی
کمی زلزله،
پنج شش حبّه آتش
گسل، سیل، طوفان
به مقدارِ کافی
کمی "شرق" و "خرداد"
با طعم فلفل
سُسِ "قدس" و "کیهان"
به مقدار کافی!
از اینوَر دوجین دزد
و یک دسته مُفسد
از آنور نگهبان
به مقدار کافی!
دو قوطی غنیسازی و هستهبازی
سپس رُبّ ِکتمان
به مقدار کافی
دو لیوان صیانت،
سه لیوان خیانت
نمک، زخم، زندان
به مقدار کافی
چلو نفت و نوشابه های رژیمی،
برای مدیران
به مقدار کافی!
سَرِ سُفرهای با بُلندای ایران
خوراکِ فراوان
به مقدارِ کافی
بخور نوشِ جانَت
ولی تا شود هضم
خودت را بجُنبان
به مقدار کافی...!
#شروین
@simar50
624
بگو چگونه تنهایی میکنی تا بگویم چگونه عشق میورزی!
اگر نتوانیم نشستن کنار تنهاییمان را تاب بیاوریم، رابطههایمان را هم تاب نمیآوریم. برای یافتن و ساختن یک رابطهی اصیل و صمیمانه نخست باید خوب سرخورده و ناامید و پریشان شویم.
سرخورده از اینکه همهی نیازها و زخمهایمان با عشق و دوست داشته شدن پاسخ میگیرد و ترمیم میشود.
ناامید از اینکه آنجا کسی هست که عمیقاً و همیشه ما را درک میکند، میفهمد، مراقبت میکند.
پریشان از اینکه او روزی سرزده میآید عشق میآورد و نجاتمان میدهد.
باید مأیوس شویم تا از روی انکار حقیقتِ زندگی و از روی «محرومیت و نیازمندی» در جستجوی رابطه نباشیم و آنچه که باید نخست در درونمان جستجو کنیم را از دیگری نخواهیم.
این یأس و سرخوردگی با تاب آوردن تنهاییمان آغاز میشود. تاب آوردنی که با خودش اضطراب میآورد؛ اضطرابی که با هیچ رابطهای از بین نمیرود و میگوید تو نمیتوانی در دیگری آمیخته شوی، با دیگری نجات یابی و از دیگری شفا یابی.
ما با هم ولی از یکدیگر جداییم و همیشه فاصلهای هست. فاصلهای که میگوید با خودت آمیخته شو. خود نجاتبخشت را پیدا کن. شفا آنجاست.
اگر بتوانیم نشستن کنارِ «تنهاییمان» را تاب بیاوریم، آنوقت رابطههایی اصیل، عمیق و صمیمانه را میسازیم.
ما با هم ولی از یکدیگر جداییم و همیشه فاصلهای هست. فاصلهای که میگوید با خودت آمیخته شو. خود نجاتبخشت را پیدا کن. شفا آنجاست
