uz
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Kanalga Telegram’da o‘tish

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali جمع مدیران نامدار ایران analitikasi

جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 27 646 obunachidan iborat bo'lib, Biznes toifasida 2 300-o'rinni va Eron mintaqasida 12 297-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 27 646 obunachiga ega bo‘ldi.

19 Iyun, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -167 ga, so‘nggi 24 soatda esa -9 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 29.69% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining N/A% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 8 207 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 0 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent مدیر, جا, آقا, وقت, کس kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 20 Iyun, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Biznes toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

27 646
Obunachilar
-924 soatlar
-357 kunlar
-16730 kunlar
Postlar arxiv
🟦 مگاوات به ازای هر سهم علیرضا جوادی چین با مصرف سالانه ۱۰,۶۰۰ تراوات‌ساعت به تنهایی معادل ۳۳% از تقاضای جهان را به خود اختصاص داده است. این رقم حتی از مجموع مصرف آمریکا (۴,۵۰۰)، هند (۲,۱۰۰)، ژاپن (۱,۲۰۰) و روسیه (۱,۰۰۰) TWh نیز فراتر می‌رود. در سوی دیگر، کشورهایی مانند برزیل (۷۶۲)، کانادا (۶۴۶)، آلمان (۶۲۵)، کره جنوبی (۵۲۰) و فرانسه (۴۷۷) TWh قرار دارند. اما آنچه رقابت را جذاب می‌کند، شاخص مصرف سرانه است. کانادا با ۱۶.۱ مگاوات‌ساعت، آمریکا با ۱۳.۱، کره جنوبی با ۱۲.۱ و ژاپن با ۸.۴ مگاوات‌ساعت در صدرند؛ در حالی که چین با وجود مصرف کل عظیم، سرانه‌ای تنها ۷.۵ مگاوات‌ساعت دارد و هند با ۱.۴ در انتهای جدول جای گرفته است. این دوگانگی – پیشتازی غرب در سرانه و پیشتازی شرق در مصرف کل – نشان‌دهندهٔ گذار از عصر صنعتی به عصر دیجیتال و هوش مصنوعی است. اگر کشوری مانند چین با مصرف سرانهٔ متوسط بتواند ابرقدرت اقتصادی باقی بماند، در سطح بنگاه‌های اقتصادی چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شرکت‌های بزرگ فناوری امروزه مصرفی در حد یک کشور کوچک دارند – رقمی نزدیک به ردیف کانادا یا برزیل در جدول بالا. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاران به زودی به جای نسبت P/E (قیمت به سود)، به نسبت «ارزش افزوده به ازای هر مگاوات‌ساعت» توجه خواهند کرد. شرکتی که با یک واحد برق، خدمات بیشتری تولید کند، بهره‌ورتر و ارزشمندتر است. در مدلهای تحلیلی پیش رو، هر بنگاه دو نوع جریان برق خواهد داشت: ورودی (برق خریداری شده از شبکه یا تولیدی خود) و خروجی (برق فروخته شده به شبکه یا مصرف شده در فرآیند تولید). اختلاف این دو، «مصرف خالص» شرکت را مشخص می‌کند. شرکت‌هایی که بتوانند مازاد تولید خود را بفروشند (مانند کارخانه‌ای با نیروگاه خورشیدی پشتبامی یا دیتاسنتری با بازیافت حرارت)، در واقع دو بار سود می‌کنند: یک بار از محصول اصلی، یک بار از انرژی. به همین دلیل، قراردادهای بلندمدت خرید برق به یکی از دارایی‌های راهبردی تبدیل شده‌اند. درست مانند کشوری که برای امنیت انرژی خود ذخیره استراتژیک نفت نگه می‌دارد، شرکت‌های هوشمند نیز «ذخیره امنیت برق» در ترازنامهٔ خود ثبت خواهند کرد. به دو کشور آلمان و کره جنوبی توجه کنید: آلمان (مصرف کل ۵۲۰ TWh، سرانه ۶.۲ MWh) قطب خودرو است؛ کره جنوبی (مصرف کل ۶۲۵ TWh، سرانه ۱۲.۱ MWh) قطب تراشه‌سازی جهان. کره با وجود سرانه برق دو برابر آلمان، به ازای هر واحد برق مصرفی، ارزش اقتصادی بیشتری تولید می‌کند. دلیل ساده است: هر تراشه در مقایسه با هر خودرو، درآمد فروش بسیار بیشتری به ازای همان یک مگاوات برق ایجاد می‌کند. این همان مزیت رقابتی آینده است. از سوی دیگر، کانادا با بالاترین سرانه (۱۶.۱) اما مصرف کل متوسط (۶۴۶)، نشان می‌دهد که صنایع انرژی‌بر سنتی (مانند آلومینیوم، خمیر و کاغذ) هنوز در آن کشور فعالند. برای یک شرکت معدنی یا تولیدکنندهٔ آلومینیوم، دسترسی به برق ارزان(که کانادا از سدهای عظیم خود دارد) مهم‌ترین عامل تعیین‌کنندهٔ ارزشگذاری است – نه نرخ ارز و مالیات. تحولات یادشده به تدریج در حال تغییر ساختار بازارهای مالی هستند. در آینده‌ای نزدیک، تحلیلگران بنیادی به جای صورت سود و زیان، بیانیهٔ جریان انرژی (Energy Flow Statement) را بررسی خواهند کرد. در این بیانیه می‌خوانیم: برق ورودی از شبکه (خریداری شده)، برق تولیدی خود شرکت (خورشیدی، بادی، بازیافت حرارت)، برق فروخته شده به شبکه، و برق مصرف شده در فرآیند اصلی. سپس شاخص‌هایی مانند «بهره‌وری انرژی عملیاتی» (میزان ارزش افزوده به ازای هر مگاوات‌ساعت مصرف خالص) محاسبه می‌شود. شرکت‌هایی که این بهره‌وری بالایی داشته باشند، ضریب قیمت به سود (P/E) بالاتری نیز دریافت خواهند کرد. کشورها و شرکت‌هایی که هنوز برق را یک «هزینهٔ جانبی» می‌بینند، به زودی از گردونه رقابت حذف خواهند شد. هند با سرانه ۱.۴ MWh امروز در انتهای جدول است، اما اگر نتواند زیرساخت برق خود را ظرف ده سال آینده سه برابر کند، رویای قطب شدن در هوش مصنوعی و تولید نیمه‌هادی محقق نخواهد شد. در مقابل، چین با سرمایه‌گذاری سالانه بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار در خطوط انتقال فشارقوی و نیروگاه‌های هسته‌ای، خود را برای دههٔ پیش رو آماده می‌کند. برق، دیگر یک کالا نیست؛ بلکه به واحد اندازه‌گیری قدرت اقتصادی تبدیل شده است. در جهان جدید، بزودی در کنار قیمت سهام یک شرکت، عدد «مگاوات‌ساعت به ازای هر سهم» را هم اعلام کنند. آن هنگام، سرمایه‌گذاران خواهند فهمید که چرا کشوری با ۱۰,۶۰۰ TWh (چین) نه فقط یک اقتصاد بزرگ، بلکه بزرگترین «واحد سرمایه‌گذاری» جهان است و چرا شرکتی با ترازنامهٔ انرژی مثبت، سزاوار ارزش بازاری چند برابر رقبای خود خواهد بود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

خطرهای بزرگ در کمین ترامپ یدالله کریمی پور هر الف کارشناسی می فهمد که تفاهمنامه یکجانبه به سود ایران است؛ گویا ایرانیان آن را تحریر کرده و ترامپ تنها آن را امضا کرده است. ولی زیاد دچار شعف نشده و پر و بال نزنید؛ بی گمان از امروز ۲۸ خرداد خورشیدی (۱۸ جون) حتی برای یک لحظه دونالد ترامپ قادر به استراحت نبوده و آرامش از او سلب خواهد شد. چه چیزهایی در کمین اوست: توفان انتقادات فراگیر و همه سویه‌ رسانه ها، سیل بی توقف فشار و تهدید کنگره، استیضاح ونس و کشاندن کوشنر و ویتکاف به مجالس و هر تهدید قابل پندار و... در ساختار سیاسی ایالات متحده، قدرت به صورت شبکه‌ای توزیع شده و تصمیمات رئیس‌جمهور، به ویژه در سیاست خارجی، بدون پشتوانه حاکمیت(Establishment) به راحتی به بن‌بست می‌رسد. ​ترامپ با چند لایه بحران مواجه خواهد شد: ​۱.  قانون «اینارا» (INARA) ​بر پایه قانون نظارت بر توافق هسته‌ای ایران (مصوب ۲۰۱۵)، هرگونه توافق یا تفاهم با ایران باید به تصویب و بررسی کنگره برسد. سناتورها و مجلس نمایندگان می‌توانند با تصویب قطعنامه‌های مشترک، جلوی لغو تحریم‌ها را بگیرند. این به منزله شورشی در کنگره(سنا+نمایندگان) خواهد بود. ​هم چنین ساختار بدنه کارشناسی ارتش و نهادهای اطلاعاتی آمریکا در برابر توافقی که وزن ژئوپلیتیک ایران را بدون تغییر در رفتار منطقه‌ای‌اش افزایش دهد، مقاومت منفی (Disobedience) نشان خواهند داد. ​۲. گسست در اتحاد با اسرائیل ​رویارویی با نتانیاهو برای هر رئیس‌جمهوری در آمریکا هزینه سنگین سیاسی دارد. ​بخش عمده‌ای از زنجیره تامین مالی مبارزات انتخاباتی حزب جمهوری‌خواه وابستگی جدی به شبکه حامیان اسرائیل دارد. برگشتن ترامپ از مواضع پیشین اش، این جریان را به سمت قطع حمایت‌های مالی و رسانه‌ای از او و هدایت آن به سمت رقبای ترامپ می کشاند. ​خطر بزرگ‌تر این است که نتانیاهو با ادعای اینکه «آمریکا پشت اسرائیل را خالی کرده»، دست به اقدامات نظامی یا سایبری کورکورانه و مستقیم علیه منافع یا تاسیسات ایران بزند تا عمدا توافق ترامپ را به هم بریزد و آمریکا را به یک درگیری ناخواسته بکشاند. ​۳. اتهام «معامله بد» ​ترامپ همواره خود را استاد مذاکره و منتقد سرسخت برجام (به عنوان بدترین توافق تاریخ) معرفی کرده است. حال متهم خواهد شد که تفاهمی را به مراتب بدتر از برجام امضا کرده است. رسانه‌های راستگرا و تندرو و نمایندگان، او را به «سازشکاری» متهم خواهند کرد. این امر پایگاه رای ایدئولوژیک او را دچار ریزش جدی می‌کند. ۴- ایپک گروه های فشار مانند ایپک(AIPAC) و اندیشکده های نومحافظه کار، لابیگری گسترده ای در جهت همراه کردن هر دوحزب‌ ( به ویژه شاهین های جمهوری خواه) آغاز خواهند کرد. کنگره می تواند از مسیر قطعنامه های عدم تایید، ممانعت از رفع تحریم های اصلی، یا مشروط کردن بودجه ها، مانع اجرای تفاهمنامه شود. این اقدامات به منزله فلجسازی دولت ترامپ است. ۵-ریسک امنیتی و رادیکالیسم داخلی تاریخ آمریکا نشانگر آن است که تصمیمات بزرگ‌ و موازنه ساز، همواره با واکنش های تند و غیر قابل پیش بینی از سوی جریانهای افراطی و ساختارهای پنهان قدرت(Deep State) مواجه می شود. چرخش ناگهانی ترامپ از سیاست فشار حداکثری، به یک تفاهم مثلا برد-برد با ایران‌، او را در معرض اتهام خیانت به آرمان های محافظه کاری قرار می دهد. لب کلام کوتاه آن که، به اغلب احتمال، بزرگترین خطر برای ترامپ، انزوای سیاسی در داخل واشنگتن است. او از امروز ناگزیر است در دو جبهه بجنگد: جبهه خارجی برای حفظ تفاهم و جبهه داخلی در برابر اتحاد نانوشته ای از کنگره، لابی های اسراییلی و منتقدان سرسخت جریان اصلی. گذشتن از این میادین مین، ابعادی به مراتب پیچیده تر از خود مذاکرات با تهران خواهد داشت. ترامپ سخت در خطر است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 اخبار روز؟! محمد حسین روانبخش 🔸 رویترز: ایران و آمریکا به توافق موقت نزدیک شده‌اند که براساس آن ایران برای مدتی معین غنی‌سازی را متوقف می‌کند. آمریکا هم در مقابل، پول‌های بلوکه شده ایران را آزاد می‌کند. 🔸سخنگوی وزارت امورخارجه ایران درباره گزارش‌های اخیر مبنی بر امکان تعلیق غنی‌سازی ازسوی ایران، ضمن تکذیب قاطع این ادعا، تاکید کرد که ادامه غنی‌سازی در ایران یک اصل غیرقابل مصالحه است؛ «ادعای جدید خبرگزاری رویترز از جنس همان خبرسازی‌هایی است که قبلا بارها مردود اعلام شده و نادرستی آنها نیز به اثبات رسیده‌است». 🔸 سی.ان.ان: تهران و واشنگتن به توافق نزدیک شده‌اند و احتمال دارد در نشست بعدی آن را امضا کنند. 🔸 دونالد ترامپ: پیشرفت زیادی در مذاکرات با ایران داشته‌ایم، ممکن است در آینده شگفت زده شوید. 🔸 سید عباس عراقچی به گمانه‌زنی‌ها درباره «توافق قریب‌الوقوع میان ایران و آمریکا» واکنش نشان داد و نوشت: مطمئن نیستم واقعاً در چنین نقطه‌ای قرار داشته باشیم. 🔸 دونالد ترامپ: «به نظر من فقط دو نتیجه ممکن در رابطه با ایران وجود دارد: یکی نتیجه‌ای عاقلانه و هوشمندانه و دیگری نتیجه‌ای خشونت‌آمیز». ☀️اشتباه نکنید، خبرهای روز را نخواندید! باور کنید این خبرها برای این روزها نیست، بلکه دقیقا مربو با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

مدت یکسال است که در مجمع فعالان اقتصادی نسل جدیدی از مدیران را پرورش داده ایم ۸۰% از آنها نسل دوم کسب و کارهای خانوادگی هستند
مدت یکسال است که در مجمع فعالان اقتصادی نسل جدیدی از مدیران را پرورش داده ایم ۸۰% از آنها نسل دوم کسب و کارهای خانوادگی هستند که از ابتدای امسال هدایت شرکتها را بعهده میگیرند بزرگترین تهدید کسب و کارهای خانوادگی واگذاری ناگهانی یا بدون برنامه شرکت به نسل دوم است. فقدان موسسان عملا سکان کشتی را در طوفان بدست نسلی می‌سپارد که تجربه و بینشی از سکانداری ندارد و به همین دلیل فقط ۳۰% از شرکتهای خانوادگی در نسل دوم بقا و تنها ۱۰% از آنها به نسل سوم میرسند نسل دوم راهی ندارد جز آنکه صلاحیت خود را برای چنین لحظه ای تضمین کند.غیر از این یا کورکورانه در برابر تغییر مقاومت و یا شتاب زده اما پرمدعا میراث خانواده و هویت برند را به نابودی می‌کشاند کارکنان نیز اگر از صلاحیت نسل دوم اطمینان نیابند شرکت را ترک و دومینوی تخریب به مشتریان و تامین کنندگان میرسد ۳۴ مدیر جوان،امسال بعنوان نسل جدیدی از مدیران توانمند کشور به عرصه اقتصاد ایران خواهند آمد.مدیران مستعدی که برغم جوانی برای مواجهه با پیچیده ترین شرایط روز پرورش و ساخته شده اند به همه آنها افتخار خواهیم کرد/#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online

قریب دو ماه از آخرین پستی که در کانال گذاشتیم گذشت دو ماهی که انگار بیست سال بود چه روزها و دقایقی که بر این آب و خاک و مردم
قریب دو ماه از آخرین پستی که در کانال گذاشتیم گذشت دو ماهی که انگار بیست سال بود چه روزها و دقایقی که بر این آب و خاک و مردم بزرگوارش گذشت زبان قاصر است، یکی از مهمترین دلایلی که در این دو ماه کلامی گفته نشد چنین بود و شما نیز میدانید که تنها این نبود جان‌های عزیزی که از بین ما رفت، بی گناهانی از جنس مردم که هر یک به تنهایی روایتی بی همتا داشت منصف باشیم و درود بفرستیم به سربازانی که جانشان را بر کف دست گذاشتند و آبرومندانه از خاک و حیثیت این وطن دفاع کردند پایمردی و استقامتی که کمتر ناظری در دنیا و در داخل کشور متصور بود لیک هیچیک از اینها انکار خسارت‌های عظیمی که بر پیکر از قبل نیمه جان اقتصاد ایران وارد شد نیست شرایطی که این پیکر اکنون با آن مواجه است نه فقط در ۵ دهه گذشته بلکه هرگز در تاریخ ایران تجربه نشده و پیران و خردمندان این خاک در پایان سال آنرا گواه خواهند داد این مسیر پیش روی ما در سال ۱۴۰۵ است!/#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed

قریب دو ماه از آخرین پستی که در کانال گذاشتیم گذشت دو ماهی که انگار بیست سال بود چه روزها و دقایقی که بر این آب و خاک و مردم
قریب دو ماه از آخرین پستی که در کانال گذاشتیم گذشت دو ماهی که انگار بیست سال بود چه روزها و دقایقی که بر این آب و خاک و مردم بزرگوارش گذشت زبان قاصر است، یکی از مهمترین دلایلی که در این دو ماه کلامی گفته نشد چنین بود و شما نیز میدانید که تنها این نبود جان‌های عزیزی که از بین ما رفت، بی گناهانی از جنس مردم که هر یک به تنهایی روایتی بی همتا داشت منصف باشیم و درود بفرستیم به سربازانی که جانشان را بر کف دست گذاشتند و آبرومندانه از خاک و حیثیت این وطن دفاع کردند دفاعی جانانه که کمتر ناظری در دنیا و در داخل کشور متصور بود لیک هیچیک از اینها انکار خسارت‌های عظیمی که بر پیکر از قبل نیمه جان اقتصاد ایران وارد شد نیست شرایطی که این پیکر اکنون با آن مواجه است نه فقط در ۵ دهه گذشته بلکه هرگز در تاریخ ایران تجربه نشده و پیران و خردمندان این خاک در پایان سال آنرا گواه خواهند داد این توصیف واقع بینانه سال ۱۴۰۵ است!/#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed

📝📝 دور چهارم مذاکره، ورود به فاز تعلیق پرخطر، نه خروج از بحران ✍ حمید آصفی تحلیل دقیق آنچه پس از پایان دور سوم مذاکرات رخ داده، اگر بخواهد نه خوش‌بینانه باشد و نه هراس‌فروش، باید از یک واقعیت شروع کند، ما نه با شکست مذاکرات روبه‌رو هستیم و نه با موفقیت آن، آنچه شکل گرفته، ورود به فاز تعلیق پرخطر است. فازی که از نظر سیاسی، از خود بن‌بست خطرناک‌تر است. کشیده‌شدن مذاکرات به دور چهارم و انتقال گفت‌وگوها به سطح فنی، به خودی خود نشانه فروپاشی دیپلماسی نیست. این یعنی هیچ‌یک از دو طرف هنوز به این جمع‌بندی نرسیده که هزینه ترک میز از هزینه ماندن پای آن بیشتر است. اما این ادامه، از جنس گسترش زمان برای حل اختلاف نیست، بیشتر شبیه خرید زمان برای تصمیم نهایی است. وقتی در چنین مقطع حساسی، حتی یک چارچوب اولیه یا توافق حداقلی شکل نمی‌گیرد، ادامه مذاکره بیشتر به معنای تعلیق بحران است، نه حل آن. وزن واقعی این مرحله از مذاکرات نه در ژنو و نه در وین، بلکه در واشینگتن تعیین می‌شود. گزارش تیم آمریکایی اکنون روی میز قرار می‌گیرد و دقیقاً همین‌جا نقطه خطر شکل می‌گیرد. برای ترامپ، پیشرفت فنی یا نزدیکی مواضع معیار تصمیم نیست، معیار او این است که آیا می‌تواند از خروجی مذاکرات، تصویری فوری، شفاف و قابل عرضه از پیروزی بسازد یا نه. اگر پاسخ منفی باشد، ادامه مذاکرات، حتی اگر از نظر دیپلمات‌ها منطقی باشد، در منطق او توجیهی نخواهد داشت. تجربه تاریخی را نباید نادیده گرفت. الگوی مذاکره تا شب قبل از جنگ یک استثنا یا تصادف نیست، یک مدل شناخته‌شده است. در این مدل، گفت‌وگو نه الزاماً برای رسیدن به توافق، بلکه برای تکمیل آرایش نظامی، سنجش واکنش طرف مقابل و مدیریت افکار عمومی استفاده می‌شود. در چنین چارچوبی، اعلام پیشرفت یا توافق بر سر ادامه مذاکرات می‌تواند بخشی از فضای مه‌آلود پیش از اقدام سخت باشد، نه تضمینی برای جلوگیری از آن. نکته نگران‌کننده‌تر این است که تا این لحظه هیچ دستاورد سیاسی غیرقابل بازگشت تولید نشده است. اگر توافقی، حتی محدود، حتی موقت یا صرفاً نمادین، شکل می‌گرفت، هزینه اقدام نظامی بالا می‌رفت. اما وقتی خروجی مذاکرات فقط ادامه گفت‌وگو است، این هزینه برای بازیگری مانند ترامپ چندان بازدارنده نیست. او می‌تواند به‌راحتی ادعا کند که دیپلماسی امتحان شد و نتیجه کافی نداد. بنابراین ورود به دور چهارم، به معنای عبور از خطر نیست، به معنای ورود به خطرناک‌ترین بخش مسیر است. اکنون مذاکرات در وضعیتی قرار دارد که اگر در این بازه کوتاه نشانه‌ای ملموس از تغییر واقعی در محاسبات سیاسی دیده نشود، بازگشت ناگهانی به مدل ژوئن کاملاً محتمل است، نه الزاماً جنگی فوری و تمام‌عیار، بلکه دست‌کم یک اقدام نظامی محدود یا غافلگیرانه برای شکستن بن‌بست. به زبان صریح، ادامه مذاکرات بدون تولید یک دستاورد سیاسی بزرگ، نه تضمین صلح است و نه حتی تعلیق پایدار بحران. این تعلیقی شکننده است که هر لحظه می‌تواند با یک تصمیم ناگهانی پایان یابد. اکنون همه‌چیز به این بستگی دارد که آیا دور چهارم می‌تواند از مذاکره برای مذاکره عبور کند یا نه. اگر نتواند، مسیر بعدی دیگر روی کاغذ نوشته نمی‌شود، در میدان اجرا می‌شود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔺شباهت سخنان ترامپ و نطق 23 سال پیش بوش علیه عراق صلاح الدین خدیو بخش مربوط به ایران سخنرانی ترامپ در کنگره شباهتی حیرت انگیز به نطق جرج بوش در 18 مارس 2003، یعنی 48 ساعت قبل از حمله به عراق دارد. عبارت پردازی، واژگان و استدلال های انگیزشی مشابه دو نطق، یک هدف واحد را دنبال می کنند: آماده کردن افکار عمومی مردم آمریکا برای انجام ماموریتی نظامی در خارج از مرزها. به عنوان نمونه به اظهارات 23 سال قبل جرج بوش بنگرید: رييس جمهور آمريكا با اعلام دلايلش براي انجام اقدام نظامي گفت كه حكومت عراق به كرات از زمان جنگ خليج فارس در 12 سال قبل از خواست جامعه‌ي بين‌الملل سرباز زده است و قطعنامه‌هاي شوراي امنيت براي انهدام سلاحهاي كشتار جمعي‌اش را نپذيرفته است. بوش افزود: «خطر كاملا روشن است كه تروريستها با استفاده از سلاح‌هاي شيميايي، ميكروبي يا يك روز سلاح‌ هسته‌يي كه از طريق و با كمك عراق به دست مي‌آورند مي‌توانند هزاران يا صدها هزار بيگناه را در كشور ما يا هر كشور ديگر نابود كنند. حالا این سخنان را با صحبت های امروز ترامپ مقایسه کنید: برنامه موشکی و هسته‌ای ایران تهدیدی جدی برای آمریکا و اروپا است ایران قبلاً موشک‌هایی ساخته که می‌تواند اروپا و پایگاه‌های ما در خارج از کشور را تهدید کند و اکنون در حال ساخت موشک‌هایی است که به زودی به خاک ایالات متحده خواهند رسید. پس از عملیات «چکش نیمه‌شب» (Midnight Hammer)، آن‌ها هشدار گرفتند که هیچ تلاش دیگری برای بازسازی برنامه تسلیحاتی خود، به ویژه برنامه هسته‌ای، انجام ندهند. اما تلاش‌های خود را از نو آغاز کرده‌اند. ما این برنامه‌ها را از بین بردیم، اما آن‌ها می‌خواهند دوباره از نو شروع کنند و در همین لحظه نیز اهداف شوم خود را دنبال می‌کنند. ما در حال مذاکره با آن‌ها هستیم. آن‌ها می‌خواهند توافق کنند، اما هنوز آن جمله دلخواه را نشنیده‌ایم: «ما هرگز سلاح هسته‌ای نخواهیم داشت. ترامپ البته دربارەی مورد آخر آشکارا واقعیت را تحریف می کند. همانگونه که بعدا معلوم شد بوش هم عامدانه دربارەی عراق دروغ گفته بود. ایرانی ها بارها گفته اند که سلاح هستەای نمی خواهند و حتی یک فتوای شرعی هم پشت بند این ادعا کردەاند. مشکل اصلی بی اعتمادی مطلق به ایران در سایەی وجود مشکلات عدید امنیتی میان تهران و نظام جهانی و زیرمجموعەهای آن در خاورمیانه است. احتمالا مقصود ترامپ این است که ایران باید بگوید: ما دیگر برنامەی هستەای نمی خواهیم و مانند لیبی تمام ظرفیت های آن را کنار می نهیم. امری که برای جمهوری اسلامی قابل قبول نیست. تاکید پررنگ ترامپ روی برنامەی موشکی و اشاره به اعتراضات داخلی، نشان می دهد که از دستور کار مذاکراتی خود کوتاه نیامده است. با این اوضاع احتمال کمی برای موفقیت دور دوم گفتگوهای فردا در ژنو وجود دارد. گروسی پیشاپیش یاس خود را به طور ضمنی بیان کرده و مانند هانس بلیکس رئیس بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل در عراق، عملا به کمیسر سیاسی عملیات جنگی تبدیل شده است. در فضای داخلی آمریکا هم مخالفت جدی با جنگ دیده نمی شود و همین امر ریسک شکست مذاکرات و غلطیدن به ورطەی جنگ را بیش از پیش بالا می برد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

رقص زوربا ناهید زمانیان رقص؛ زبانِ لحظه‌هایی است که کلمات کم می‌آورند. زوربا وقتی به بن‌بست می‌رسد، وقتی غم یا شادی از ظرفیت زبان رد می‌شود، بدن را وارد ماجرا می‌کند. رقص در این‌جا، اعتراضی است به عقلِ خشک، به ترس از بی‌نظمی، به زندگیِ بیش‌ازحد کنترل‌شده. رقص پذیرشِ تراژدی است. زوربا نمی‌رقصد چون همه‌چیز خوب است؛ می‌رقصد چون زندگی همین است؛ مملو از شکست، مرگ، عشق، پوچی؛ و با این حال باید ایستاد و چرخید. وقتی سقف آوار می‌شود، زوربا می‌گوید بیا برقصیم. این یعنی که شاید جهان بی‌معنا باشد، اما من هنوز زنده‌ام. اگر رقص زوربا فریادی است که می‌گوید" آهای دنیای حرامزاده، من هنوز زنده‌ام" ، رقص سوگ در ایران زمزمه‌ی عمیق‌تری را پژواک می‌کند تا بگوید که درد را می‌فهمم و آن‌را تا ابد با خودم حمل می‌کنم. این‌گونه بدن هم عزادار می‌شود. این رقص‌ها نمایشی نیستند. کسی برای دیده‌شدن نمی‌رقصد. حرکت‌ها اغلب ساده، تکراری و محدودند. این سادگی اتفاقی نیست؛ سوگ؛ امری تزئینی نیست. بدن فقط باید آن‌قدر حرکت کند تا مطمئن شود که  فرو نمی‌ریزد. رقص سوگِ امروزِ ایران، مرگ را انکار نمی‌کند، بلکه در آن حل می‌شود؛ می‌گوید که غم هست، می‌ماند، و من در جریان زندگی با آن حرکت می‌کنم! اگر زوربا با رقصش به پوچی می‌خندد، رقص سوگ ایرانی با حرکت آهسته به پوچی خیره می‌شود. هر دو بدن را وارد گفت‌وگویی می‌کنند که عقل به‌تنهایی از پسش برنمی‌آید؛ اما هم‌چنان‌که ایلیای ده‌ساله بر مزار مادرش گریه می‌کند و می‌گوید" فقط ده سال توانستم با مادرم بمانم، بقیه‌‌اش را باید در زندان زندگی بمانم.." کودک هیچ راهی نمی‌یابد، مگر آن‌که به پوچی خیره شود تا بتواند بگوید " اما من زنده‌ام..." با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست امیر رحمتی انتخاب ساده‌ای بود؛ می‌توانستیم فرش را انتخاب کنیم اما انرژی هسته‌ای را ترجیح دادیم. می‌شد تمام دلارهای نفتی را که کردیم سانتریفیوژ و حالا محبوس خاک فردو و نطنز است را تار و پودهای رنگی بخریم و قسمتش کنیم بین تمام کارگاههای قالی‌بافی خاک‌خورده‌ی کاشان و تبریز و بیرجند و قم و نایین و چهارمحال تا نقش ایرانی ببافند و هنر و اقتصاد ایران را سوار بر قالیچه‌های سلیمانی‌ به اقصی نقاط عالم پرواز دهند. انتخاب بی شیله پیله ای بود؛ می‌توانستیم زعفران را انتخاب کنیم. تمام خاک خراسان را زعفران بکاریم و این زرِ سرخ را در جهان نامورتر از آن چه هست کنیم اما ترجیحمان این شد که ما را به سرخی دنباله‌ی موشکهایمان بشناسد جهان. انتخاب راحتی بود. می شد پیچیده اش نکنیم و آفتاب را انتخاب کنیم. تمام دشت لوت و کویرمان را بیاراییم به سفره های خورشیدی و به اندازه‌ی یک جهان برق تولید کنیم. می‌شد بادهای صد و بیست روزه سیستان را به خدمت بگیریم و پیشروترین تولید کننده انرژی‌های پاک در جهان باشیم اما انتخاب ما سخت‌ترینش بود: شکافتن هسته اتم! انتخاب واضحی بود؛ می‌توانستیم از چهار گوشه‌ی چهار فصل ایرانمان ستونهای صنعت توریسم را برافرازیم و جهان و جهانیان را به تحسین میهمان نوازی خود واداریم و ترکیه و دبی را حسرت‌کش دلارهای توریستی میهمانان وطن کنیم اما گویا برای عده‌ای از ما خوشایندتر آن بود که جهان ما را با گروگان‌گیری توریستهای چشم رنگی و موطلایی اش بشناسد. انتخاب بی دردسری بود؛ می‌شد با یک صدم آن دلارها که خرج آتش کردیم وام بدهیم به صیادان کنارک و دیلم و بندر آفتاب تا کشتی‌های صیادی پربازده بخرند و در آبهای گرم خلیج همیشه فارس و دریای عمان‌مان پا جای پای کشتی‌های صید ترال چینی بگذارند، اما فلاکت و فقر را برای بلوچستانمان زیبنده‌تر تشخیص دادیم لابد. انتخاب بدیهی بود؛ آنجا که با قطر و امارات و عراق و عربستان و کویت ظرفهای نفت و گاز مشترکی داشتیم، اولویت قاعدتا می‌بایست برداشت از آن کاسه‌ی اشتراکی می‌بود تا پیش از آن که رقیب تمامش کند ما محتوایش را سر کشیده باشیم، اما برای ما واجبتر آن بود گویا که روی موشکهایمان به عبری از نابودی اسراییل بگوییم تا جهان با کاغذپاره‌هایش تحریممان کند و هزار سال عقب بمانیم از تکنولوژی روز اکتشاف و برداشت نفت و گاز که همه همسایگانمان بدان مجهزند و نتیجه اش بشود همین جدول خاموشی هر روزه. همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست. این که انتخاب سهلی داشتیم: می‌شد زندگی را انتخاب کنیم اما در ما جماعتی به مرگ تشنه‌تر بودند! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔵 این بهترین فرصت است آمریکا را نابود کنیم.! ✍️ رضا طالشیان جلودارزاده مگر سال‌ها نمی‌گفتیم، ما آمریکا را زیر پا له می‌کنیم؟ آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند؟ کاخ سفید را تبدیل به حسینیه می‌کنیم؟ حیفا و تل‌آویو را با خاک یکسان می‌کنیم؟ اسراییل را محو می‌کنیم؟ این گوی و این میدان.! این فرصت هم‌اکنون، فوری‌تر از همیشه پیش روی ماست. آمریکا کار ما را آسان کرده و آمده بیخ گوش ما.! بزنیم لته‌پار و له و لورده‌اش کنیم و عالمی و مللی را از شر یک کشور زورگو و استکباری آسوده کنیم و انقلاب‌مان را آسان‌تر از همیشه به جهان صادر کنیم. با یک تیر، دو نشان. هم آمریکا و هم اسراییل را یکجا نابود کنیم. این بهترین فرصت است.! چرا به دبیرکل سازمان ملل نامه می‌زنیم؟ و می‌نویسیم، "در صورت حمله آمریکا به ما، تمام پایگاه‌ها، تأسیسات و دارایی‌های نیروی متخاصم در منطقه، اهداف مشروع ما در چارچوب پاسخ دفاعی محسوب می‌شوند و ایالات متحده مسوولیت کامل و مستقیم هرگونه عواقب غیرقابل پیش‌بینی و کنترل نشده آنرا بر عهده خواهد داشت." این چه نامه‌ای است که صادر کردیم. این نامه یک اشتباه انقلابی است. این همه سال رجز خواندیم و و بیش از چهار دهه تمام سرمایه‌های انسانی، مادی، معنوی و سرزمینی کشور و روزگار و آینده چندنسل را سیاه کردیم و سوزاندیم و فریاد زدیم و گوش فلک را پر کردیم، آمریکا را فلان می‌کنیم و بهمان؛ مگر غیر از این است؟ خب، الان بهترین فرصت است. باید دست بجنبانیم و نابودش کنیم...این همه سال کشور و مردم را به فلاکت و بیچارگی انداختیم، پهپاد ساختیم و موشک درست کردیم، هایپرسونیک و شهاب ۱ و ۲ و ۳ و فجر و فاتح و قدر و عاشورا و فلان و زیردریایی‌های ذولفقار و غضنفر و ذبیح‌الله و فرض‌الله؛ صدها میلیارد دلار صرف محور مقاومت و شبه‌نظامیان منطقه کردیم. بزنیم این شیطان بزرگ را و همه ناوگان‌های‌اش را غرق کنیم و یک بار برای همیشه شر آن را کم کنیم و بعد بنشینیم با حسین شریعتمداری، سید احمد خاتمی و علم‌الهدا و سردار نقدی و این‌ها جشن مفصل بگیریم و بین مردم کالا‌برگ فوق‌العاده توزیع کنیم. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

چرا آمریکا هنوز پادشاه آسمان‌هاست؟ (پاسخی مستدل به طرفداران تکنولوژی چینی) مدتی است که بحث داغی شکل گرفته: «چین با پروژه‌های نسل ششم مثل J-36 و J-50 از آمریکا جلو زده است.» اما بیایید کمی از فضای هیجانی فاصله بگیریم و با «منطق و دلیل» به واقعیت نگاه کنیم. تفاوت بزرگی بین یک «طرح اولیه» (Prototype) با یک «سیستم عملیاتی کامل» وجود دارد. 🔹 چالش موتور؛ پاشنه آشیل چین شک نکنید که چین با سرعت عجیبی در حال پیشرفت است، اما ساختن بدنه یک جت جنگنده با ساختن قلب آن یعنی «موتور» متفاوت است. چین هنوز در رسیدن به استانداردهای پایداری، طول عمر موتور و قابلیت اطمینانی که برای یک جنگنده نسل ۵ یا ۶ حیاتی است، با چالش جدی روبروست. آن‌ها هنوز در حال آزمون و خطا روی برنامه‌های موتوری خود هستند. 🔹 شکاف ۳۰ ساله؛ واقعیتی تلخ آمریکا تکنولوژی‌ای که چین امروز به دنبال آن است را ۳۰ سال پیش به دست آورده بود! * جنگنده F-22 Raptor: اولین مدل عملیاتی‌اش در سال ۱۹۹۷ (حدود ۲۸ سال پیش) رونمایی شد. هنوز هم در دنیا رقیب واقعی ندارد و به همین دلیل آمریکا حتی به متحدان نزدیکش هم اجازه خرید آن را نداد. * جنگنده F-35: شاهکار نسل پنجم که اکنون در حال خدمت است. وقتی به مجموعه‌ی F-16، F-18، F-15EX و در نهایت F-22 نگاه می‌کنیم، می‌بینیم هیچ کشوری نتوانسته پکیجی بسازد که در همه ابعاد (قدرت موتور، آویونیک، سنسورها و تجربه جنگی) با این‌ها برابری کند. 🔹 دنیای بمب‌افکن‌ها؛ جایی که فاصله نجومی می‌شود تفاوت اصلی اینجاست: بمب‌افکن استراتژیک B-52 آمریکا در سال ۱۹۵۲ ساخته شد؛ یعنی ۷۲ سال پیش! این یعنی آمریکا بیش از ۷ دهه است که بر تکنولوژی بمب‌افکن‌های استراتژیک مسلط است. سیر تکاملی آمریکا را ببینید: ۱. B-52 (پدر بمب‌افکن‌ها - ۱۹۵۲) ۲. B-1B Lancer ۳. B-2 Spirit (بمب‌افکن رادارگریز - ورود به خدمت ۱۹۹۷) ۴. B-21 Raider (نسل جدید بمب‌افکن‌های فوق پیشرفته) در مقابل، چین تازه در حال تلاش برای ساخت H-20 (بمب‌افکن رادارگریز) است؛ یعنی گامی که آمریکا دهه‌ها پیش برداشته بود. 💡 نتیجه‌گیری نشان دادن نمونه‌های اولیه در نمایشگاه‌ها آسان است، اما نگهداری، به‌روزرسانی و استفاده عملیاتی از سیستم‌های پیچیده در طول دهه‌ها، نشانه قدرت واقعی است. چین به جایی می‌رسد که آمریکا سال‌هاست در آنجا ایستاده و اکنون در حال عبور از آن است. این یک واقعیت تکنولوژیک است، نه یک سوگیری سیاسی. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

‍ 🔵صدام حسین حاکم عراق فاصله چندانی با حمله نظامی آمریکا (جنگ دوم خلیج فارس) نداشت. جرج بوش پسر،رئیس جمهوری آمریکا، تهدید کرده بود که به زودی به خاک عراق لشکرکشی خواهد کرد.صدام در پی جدی شدن این تهدید ،وزرا و مسئولین بلندپایه رژیمش را به حضور خوانده بود تا در این باره با یکدیگر تبادل نظر کنند.صدام جلسه را با محکوم کردن تهدید آمریکا آغاز کرد و سپس از وزرایش خواست در این باره نظر بدهند.اول از همه،علی حسن المجید وزیر دفاع صحبت کرد.او گفت:"آمریکایی ها آدم های احمق و خودبزرگ بینی هستند.ما نبرد با آمریکا را به داخل خاک آمریکا خواهیم برد".سپس طاها یاسین رمضان ،معاون رئیس جمهور،گفت:"قهرمانان واقعی عراق هزاران جوانی هستند که به خودشان بمب می‌بندند و آمریکا را منفجر خواهند کرد" سپس نوبت به قصی، پسر صدام حسین رسید. قصی که مدیر تولید سلاح های نامتعارف عراق بود ،خطاب به پدرش گفت:"ما می‌دانیم، و همه برادران حاضر در اینجا می‌دانند ،که ما ،به یاری خداوند،از همه ظرفیت‌ها و توانایی‌های لازم برخورداریم. ما صرفا با یک اشاره ساده از جانب حضرتعالی می‌توانیم خواب را از سر مردم آمریکا بپرانیم و جنگ را به خیابان های آمریکا ببریم.... قربان،من فقط از شما می خواهم که یک اشاره کوچک به من بکنید. قسم به سر مبارکتان ،که اگر شب آمریکایی ها را به روز و روزشان را به جهنم تبدیل نکردم ،از شما خواهم خواست که همینجا در حضور برادران حاضر در این اتاق سرم را از بدنم جدا کنید. اگر آن طور که می‌گویند بن لادن توانسته حملات یازده سپتامبر را انجام بدهد پس ، خدا به سر شاهد است ، ما ثابت خواهیم کرد آنچه که در یازده سپتامبر رخ داد در قیاس با بلایی که خشم و غضب صدام حسین بر سر آمریکایی‌ها خواهد آورد چیزی جز یک پیک نیک نبوده است. آمریکایی ها عراق را،رهبر عراق را،بچه های عراق را نشناخته اند"پس از پایان جلسه،صدام پسرش را مسئول دفاع از بغداد کرد و.... ✍️ روانشاد بیژن اشتری/مترجم و نویسنده با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

سی ویژگی یک مُدیر توانمند محمود سریع‌القلم مدیر فردی است: ۱. که شخصیت او جلوتر از تحصیلات او حرکت کند؛ ۲. که تحصیلات داشته باشد و نه مدرک؛ ۳. که خوب درس خوانده باشد؛ ۴. که از حفظ وضع موجود بترسد؛ ۵. که متوجه باشد تمرکز پراکنده زمینه ‌ساز شکست است؛ ۶. که دریافته باشد نزاع‌های اصلی زندگی در درون خود اوست؛ ۷. که میان زندگی شخصی از یک طرف و حرفۀ مدیریتی از طرف دیگر، تعادل ایجاد کند؛ ۸. که سخنان او را دیگران حس کنند و به خاطر بسپارند؛ ۹. که بداند کیفیت در کار، تصادفی نیست؛ ۱۰. که هفت روز هفته و ۲۴ ساعت شبانه ‌روز در حال یادگیری باشد؛ ۱۱. که موفقیت را از قلب شکست‌های مکرر استخراج کند؛ ۱۲. که با آجرهایی که دیگران به او پرتاب می‌کنند، ساختمان بسازد؛ ۱۳. که آگاه باشد خصلت «شجاعت» تمام خصلت‌های دیگر را تضمین می‌کند؛ ۱۴. که با همه پستی‌ها و بلندی‌های زمانه خود، بهترین‌ها را به میراث بگذارد؛ ۱۵. که یاد گرفته باشد دیگران اول باید او را قبول کنند بعد سخنانش را؛ ۱۶. که ریشه معاشرت و ارتباطات مؤثر را در واژگان ساده و جملات کوتاه بداند؛ ۱۷. که آموخته باشد فاصله میان خوب و عالی از قلب اوتشعشع می یابد؛ ۱۸. که تا می‌تواند از دمدمی مزاج بودن فاصله می‌گیرد؛ ۱۹. که کمتر در مورد خود صحبت می‌کند و اجازه می‌دهد دیگران در مورد خودشان صحبت کنند؛ ۲۰. که درونی زلال، پرشور و فراخ داشته باشد؛ ۲۱. که طرز برخورد او با انسان‌های دیگر مملو از دقت و ظرافت‌های کلامی و غیرکلامی است؛ ۲۲. که تا می‌تواند در جای خود، تقدیر و تشکر می‌کند؛ ۲۳. که وقت می‌گذارد و با خودش گفت وگو می‌کند؛ ۲۴. که توانمندی او مساوی است با آنکه چه کسانی را جذب می‌کند؛ ۲۵. که فهمیده است انسان‌های دیگر می‌خواهند بدانند او چقدر برای دیگران اهمیت قائل است؛ ۲۶. که از توان‌مندی‌های دیگران برای تحقق اهداف مشترک نهایت بهره‌برداری را می‌کند؛ ۲۷. که بیشتر امتیاز می‌دهد، می‌بخشد و یاد می‌دهد تا آنکه تقاضا و انتظارات داشته باشد؛ ۲۸. که دیگران نحوۀ واکنش و روش تصمیم‌گیری او را تقدیر می‌کنند؛ ۲۹. که تا چه میزان اشتباهات خود را تشخیص می‌دهد، می‌نویسد، دسته ‌بندی و اصلاح می‌کند؛ ۳۰. که از افلاطون شنیده باشد: کار مهم زندگی، تسخیر خود است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

💢 نقش مراد بهبهاني در ساخت كويت مدرن ✍️ یدالله کریمی‌پور ‍ داستان ساختن و ترقی کویت در کتاب های درسی این ملت آمده است. ایرانیان جنوبی یا شمال خلیج فارس، نقش محوری در ساختن و پیشرفت این کشور داشته اند. بوشهریها، لاری ها، دیلمی ها و گناوه ای ها. در اینجا تیتر وار تنها به نقش بهبهانی هادر ساخت و توسعه کویت اشاراتی گذرا می شود. کوت در عربی به معنای دژ است. در ۱۱۱۰ هجری، شیخ قبیله بنی خالد و بزرگ منطقه الاحسا برای انباشت آذوقه و سلاح، دژی کوچک(کویت؛ مصغر کوت است. یعنی قلعه کوچک) می سازد. ولی پس از مدتی آن را به دودمان نزدیکش آل صباح و شیخش سعدون بن محمد هدیه داد. زین پس شیوخ آل صباح از ایرانیان به ویژه بهبهانی ها با گرمی دعوت کردند که به کویت کوچ کنند. چند صد خانواده معمار، تاجر، هنرمند طلاساز، حلواپز و... بهبهانی به مینا آل‌احمدی رفته و در شرق این شهر کوچک ساکن می شوند(از جمله به دلیل گسترش اختلافات درون شهری؛ قنواتی-بهبهانی). زان پس کار ساخت و ساز، تجارت با دیگر بنادر ایران و جنوب خلیج فارس آغاز شده و بازار کویت شکل گرفت. در واقع خانواده های معتبر بنادر شمال خلیج فارس، مانند موسوی، قبازر، دشتی، اشکانی، بهمن، معرفی و بهبهانی، از جمله بنیانگذاران کویت اولیه اند. ولی پس از گذشت نزدیک به ۱۳۰ سال از شکل گیری بندر کویت، یوسف مراد بهبهانی به کویت رفت. سفری که کویت را متحول کرد. یوسف مراد قهرمان ملی نوسازی کویت شد و این شیخ نشین کوچک را به شاهراه ترقی رهنمون گشت. مراد بهبهانی برای ورود کویت به عصر مدرنیزاسیون با یاری همشهری های سابق، نخست موسسه ساعت امگا را تاسیس نمود که در همه کشورهای خلیج فارس تبدیل به برند شد. سپس درست در ۱۹۴۵ با تشکیل گروه بازرگانی بهبهانی، داد وستد بسیار پر منفعتی را با ژاپن شروع کرد. او از عطش ژاپن شکست خورده به داد وستد آگاه بود. سپس در همین سال نخستین ایستگاه رادیویی را در کویت افتتاح کرد. تنها سه سال بعد ایستگاه تلویزیونی کویت توسط مراد افتتاح شد. ۱۹۴۹ طی سفری پر مشقت ۱۹ شبانه روزه، با کشتی، هواپیما، خودرو به نیویورک رسید و قرارداد تولید و ایجاد موسسه تهویه مطبوع را با آمریکایی ها بست. زان پس کویتی ها با وجود تهویه سازها، از جهنم داغ این برهوت نجات یافتند. مراد یوسف بهبهانی که به زادگاه و اصالتش عشق می ورزید تا سال مرگش. ۲۰۰۵، در تاسبس بانک ها، بیمه ها، خودرو، راهسازی، ایجاد بازار کالاهای لوکس، طلا و دهها نوآوری دیگر کمترین کوتاهی نکرد. کویت و دودمان صباح، از او و خانواده اش، به عنوان قهرمان ملی نوسازی کویت یاد می کنند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴چرا «آرزوی جنگ» در جامعه ایران امروز ممکن می شود؟ ✍️ غلامحسین حبیبی آرزوی جنگ، در نگاه نخست، شبیه یک تناقض اخلاقی و عقلانی است: چگونه ممکن است مردمی که از رنج و مرگ خسته‌اند، به رخدادی امید ببندند که ذاتاً با مرگِ گسترده، آوارگی، و فروپاشیِ زندگی روزمره گره خورده است؟ اما اگر این پدیده را صرفاً به «هیجان»، «ناآگاهی» یا «افراط» تقلیل دهیم، دقیقاً مهم‌ترین بخشِ مسئله را از دست می‌دهیم. این پدیده معمولاً علامتِ یک بحران عمیق‌تر است: جامعه به نقطه‌ای می‌رسد که «پایان دادن» از «چگونگی پایان دادن» مهم‌تر می‌شود. در این لحظه، جنگ مثل یک «گزینه سیاسی» در نظر گرفته نمی‌شود؛ بیشتر شبیه یک مداخله‌ی قاطع تصور می‌شود: چیزی که چرخه‌ی فرسایش، تحقیر و سرکوب را یک‌باره قطع کند. از همین رو آنچه این روزها ذهنم را درگیر کرده، این است که: چه سازوکاری جامعه ایران را به نقطه¬ای  رسانده است؛ که «جنگ» از «تداوم وضعیت موجود» قابل‌تحمل‌تر به نظر بیاید؟ پاسخ اول: انسداد افق آینده و فرسایش امکان تغییر در سیاستِ روزمره، جامعه راه‌های مختلفی برای تغییر دارد: کنش مدنی، فشار اجتماعی، اصلاح نهادی، چانه‌زنی، گذار... نسل ما این امکان‌ها را زیسته و امتحان کرده، اما پیوسته با انسداد و بی‌اثری مواجه شده است... و اکنون به لحظه ای رسیده است که «آینده» دیگر به شکل امکان دیده نمی‌شود؛ به شکلِ ادامه‌ی همین امروز تجربه می‌شود. اینجاست که ذهنیت جمعی وارد منطقِ «قطع کردن» می‌شود: اگر تغییرِ تدریجی ممکن نیست، شاید فقط یک گسست قاطع کار کند. در چنین وضعیتی، شوک بیرونی_حتی با هزینه‌ی سنگین جنگ_می‌تواند مثل «دکمه‌ی توقف» در تخیل سیاسی ظاهر شود. پاسخ دوم: ما مهاجران سوگ در سوگیم .... انسداد افق فقط یک مسئله‌ی سیاسی نیست؛ یک مسئله‌ی عاطفی نیز هست. جامعه‌ای که رنج و مرگ را تجربه کرده، برای ادامه‌ی زیستِ جمعی نیاز دارد فقدان‌هایش را ببیند، نام‌گذاری کند، روایت‌پذیر سازد و به رسمیت بشناسد. اما وقتی امکانِ سوگواریِ عمومی، حقیقت‌یابی و دادخواهی مسدود باشد، جامعه مدام از یک سوگ به سوگی دیگر پرتاب می‌شود بی‌آنکه هیچ‌کدام «طی» شوند. در این وضعیت، سوگ نه به خاطره‌ای قابل‌حمل، بلکه به زخمی مزمن تبدیل می‌شود: سوگی که عبور نمی‌کند، قفل می‌شود و به صورت انباشتِ فعال در اکنون باقی می‌ماند. و وقتی سوگِ قفل‌شده در سطح جامعه روایت نشود، به انرژیِ خشم تبدیل می‌شود. پاسخ سوم: جنگ به مثابه دکمه توقف جامعه‌ای که سوگش قفل شده و راهی برای سوگواریِ عمومی و دادخواهی ندارد، به‌تدریج خشمگین می‌شود؛ خشمی که وقتی عدالت دست‌نیافتنی دیده شود، از مطالبه به سمت مجازات فوری و قاطع می‌لغزد. اگر این میل به مجازات با انسداد افقِ تغییر جمع شود، یک خیال سیاسی متولد می‌شود: «جنگ» به مثابه رخدادی که می‌تواند همه‌چیز را یک‌باره قطع کند. در این منطق، جنگ نه فاجعه‌ی انسانی، بلکه «پایان فوری تحقیر، فرسایش و سرکوب طولانی» تصویر می‌شود؛ پاک‌کننده‌ی وضعیتی که گویی راه دیگری برای تمام شدنش نمانده با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔺جنگ واقعی با سریال جومونگ فرق دارد ✍️محمدحسین روانبخش 🔷«استاد گرامی» با حرکات رزمی بزرگ شده است! البته این جوری نبوده که خودش ورزش رزمی انجام داده باشد؛ نخیر! در نوجوانی نیم کیلو تخمه می‌خریده و پای تلویزیون می‌نشسته و فیلم‌های بروسلی را تماشا می‌کرده است. در نهایت هم از حرکات رزمی فقط جیغ زدن را یاد گرفت. 🔷استاد، قدری که بزرگتر شد و فهمید که در زمان نوزادی او بین ایران و عراق جنگ بوده، تصمیم گرفت که از برکات آن جنگ هم بهره‌مند شود. کسانی بودند که سن و سالشان به جنگ ایران عراق می‌خورد و در دهه ۶۰ گهگاه سری به پشت جبهه‌ها می‌زدند و یک آب‌پرتقال صلواتی نوش جان می‌کردند و برمی‌گشتند تهران. آن عزیزان الان جزو مجاهدان بزرگ جنگ هستند و از طرف همه رزمندگان، شهدا و جانبازان حرف می‌زنند. اما استاد گرامی ما ولی وقتی جنگ تمام شد تازه از شیر گرفته شده بود، برای همین نمی‌توانست مثل همکاران سابقه جهاد و شهادت برای خودش دست و پا کند. استاد تشنه یک موقعیت جنگی بود، در سخنرانی‌هایش، در توئیت‌هایش آرزوی جهاد و شهادت داشت اما ... 🔷اما زمانش که رسید، استاد فهمید که کار به این سادگی‌ها هم نیست. استاد تا دلتان بخواهد درباره ایثار و فداکاری حرف زده است اما یک بار نرفت سوریه تا در کنار مدافعان حرم بجنگد. استاد درباره محو اسرائیل خیلی نکته‌های قشنگی گفته است. وقتی هم که فهمید راه غزه بسته است درباره حضور در غزه شعارهای بسیاری داد، اما وقتی راه غزه باز شد استاد ترجیح داد ساکت باشد و ریسک نکند! استاد، تا به حال چند بار اعلام کرده که «آمریکا تمام شد» اما آمریکا دارد در مقابل وعده استاد مقاومت می‌کند! 🔷حالا استاد گرامی با این سابقه درخشان از رزم و ایثار و شهادت و جیغ به سبک بروسلی، در جدیدترین توئیت ارزشمدارانه خود به مردم ایران وعده داده است: «به هیچ وجه نگران جنگ و نتیجه آن نباشید. مردم جهان خصوصا رژیم کودک‌کش اسرائیل و ساکنانش خیلی شیک و مجلسی سورپرایز خواهند شد!» به نظر می‌رسد استاد به تازگی تغییر فاز داده و به جای بروسلی، دائما جومونگ تماشا می‌کند؛ والا این درک از جنگ فقط در حد جومونگ و ارتش گوگوریو است! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed
#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed

✅۵ دلیل برای اینکه مردم اعتراض می‌کنند ✍️مجتبی لشکربلوکی 🔗فرصت کردم با چند معترض گفتگو کنم (با معترض و نه اغتشاشگر و تخریب‌گر). برخی از آنان «اعتراض اولی» بودند و برخی هم «اعتراض چندمی» و اینک حاصل گفتگو. چرا مردم اعتراض می کنند؟ به ۵ دلیل! ۱) بی افقی: اوایل دهه ۹۰ شمسی یکی از وزرای اسبق برای فرصت مطالعاتی به چین رفته بود (حدود ۱۵ سال پیش) می گفت چینی هایی که دیده بود زندگی نکبت باری داشتند. وضعیت بهداشت و زندگی شان قابل مقایسه با ایران آن‌روز نبود. اما بسیار امیدوار بودند چرا که می دیدند حکومت هر چند وقت یکبار منطقه به منطقه کل ساختمان ها را کف بُــر و تخریب می کرد و ساختمان نو می ساخت و تحویل می داد. مردم در نکبت زندگی می کردند اما چشم انداز روشنی داشتند. چرا که پیش خودشان می گفتند این ماه نه؛ ماه بعدی و امسال نه؛ سال بعدی بالاخره نوبت ما هم می شود. معترضانی که با آنان به گفتگو نشستم هیچ تصویر روشنی از آینده ندارند. (بحران بی افقی جمعی یا بی‌رویایی ملی) شرایط برهه حساس کنونی، باعث شده ما همواره در حال عبور از این بحران برای کسب آمادگی برای بحران بعدی باشیم. «سیاست از این ستون به آن ستون» ۲) نداشتن نماینده: جمع کثیری از مردم احساس می کنند که نماینده واقعی و موثر در حاکمیت ندارند. یعنی نمی‌دانند که چه کسی، منافع، دغدغه، اولویت های آنان را در درون حاکمیت به صورت موثر تا حصول نتیجه پیگیری می‌کند. ۳) نداشتن کانال: در دنیا احزاب، اصناف و تشکل‌ها، محلی برای تجمیع و تلفیق نظرات، گفتگو، رایزنی مردم با حکومت است. ما در ایران مسیر آسانی برای انتقال معطوف به نتیجه نظرات نداریم. اینکه بگوییم مردم حرف هایشان را بزنند دقیقا چگونه؟ و به چه کسی؟ فرض کنید کسی منتقد سیاست فیلترینگ باشد، دقیقا به کجا باید مراجعه کنم؟ منتقد بدون کانال تبدیل می شود به معترض! ۴) تصور جهان‌های موازی: معترضان می گویند ما در ده سال گذشته کمتر گوشت مصرف می کنیم (بر اساس آمار مصرف گوشت قرمز به حدود یک سوم ده سال پیش رسیده) کمتر سفر می رویم، بیشتر قرص اعصاب می خوریم اما مسوولان محترم از پیشرفت و رشد و توسعه صحبت می کنند. انگار که ما در جهان های موازی زندگی می کنیم. ۵) انتخاب «کمتر بدتر» در برابر «خیلی بهتر»: در طول سالیان گذشته هر بار به مردم گفته ایم برای اینکه اوضاع خیلی بد نشود فعلا گزینه «کمتر بدتر» را انتخاب کنیم. اما کسانی هستند (خارج از حکومت) که گزینه خیلی بهتر را نوید می دهند (راست یا دروغ). معترض امروز همان مردمی هستند که دیگر از گزینه «کمتر بدتر» خسته شده و به گزینه «خیلی بهتر» دل بسته. فرمول ساده شده: نارضایتی (دلایل ۱ و ۵) + ناامیدی (دلایل ۲ و ۳ و ۴) = ناآرامی و اعتراضات سازمان نیافته بسیار مهم است بین اعتراضات سازمان‌نیافته و اغتشاشات سازمان‌یافته تفکیک قائل شویم. 🔗در لابه لای این گفتگوها دو نکته توجهم را جلب کرد: ۱) عبور از مراجع ۴ گانه روزی روزگاری در همین سرزمین ۴ مرجع فکری و سیاسی وجود داشت: مراجع تقلید و روحانیان، پدر و مادر، روشن‌فکران و افراد شاخص سیاسی. این جمع معترضی که دیدم از همه این ها عبور کرده‌اند. شاید ما وارد جامعه بی‌مرجع شده باشیم. نمی‌دانم! فقط همین قدر می‌دانم که مراجع سنتی مدت هاست توسط جامعه کنار گذاشته شده‌اند و این در کنار یک جامعه اتمیزه تشکل‌نایافته نگران‌کننده‌تر هم می‌شود، چرا؟ چون اصلا فرض کن دولت خواست با معترضان مذاکره کند، دقیقا با چه کسی و چگونه؟ ۲) شکاف ۵۰ ساله روسای قوای سه‌گانه، رئیس مجمع تشخیص و دبیر شورای عالی امنیت ملی همه در دهه هفتم و هشتم زندگی‌شان هستند در حالی که جمع کثیری از معترضان هنوز دهه دوم زندگی شان را کامل نکرده اند. این شکاف سنی ۵۰ ساله باعث می‌شود دیالوگ دشوار شود. تعامل مدیران ارشد متعلق به ۷% بالای هرم سنی (بالای ۶۵ سال) با ۹۳% جامعه زیر ۶۵ سال تعامل آسانی نیست. این معترضان (و نه تخریب گران) همان مردم کوچه و بازار و مدرسه و اداره اند. همان پرستارانی که در کرونا جان‌فشانی کردند. همان دانش آموزانی و ورزشکارانی که در المپیادها و المپیک ها به نام ایران طلا گرفتند. باور دارم اگر همین معترضان پایش بیفتد شانه به شانه نیروهای نظامی و انتظامی مدافع امنیت این سرزمین خواهند بود در برابر اغتشاش‌گران و تخریب‌گران و مزدوران. اما اگر همان ۵ دلیل بالا باقی بماند با گفتار درمانی صرف، با برخورد قضایی و انتظامی تنها و با محدودسازی رسانه‌ای می توان شعله‌های آتش را مهار کرد اما با آتشِ زیرِ خاکستر چه می کنیم؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

اجازه دهید بعنوان اولین پست پس از ۱۶ روز قطعی اینترنت تسلیت صمیمانه خود را به تمام داغداران و مردم ایران از آنچه در این روزها
اجازه دهید بعنوان اولین پست پس از ۱۶ روز قطعی اینترنت تسلیت صمیمانه خود را به تمام داغداران و مردم ایران از آنچه در این روزها گذشت تقدیم کنیم بعید می دانم کسی در پهنای این کشور ۹۰ میلیون نفری از هر سلیقه و طرز تفکری مخالف این حقیقت باشد که جرقه اصلی و ابتدایی آنچه حادث شد «بحران اقتصادی» بود و گسترش آتش آن دامان کل کشور را گرفت، سیاست و جامعه را در هم نوردید، تا جایی که به فاجعه ای تاریخی منجر شد کافی است در خلوت خودمان و با خودمان صادق و منصف باشیم و بپرسیم اگر شرایط اقتصادی بسامان بود چقدر امکان ظهور و بروز چنین واقعه ای محتمل بود آنچه شاهدش هستیم تاییدی است برآنکه تا زمانیکه اقتصاد، اولویت هر سبکی از حکمرانی نباشد لاجرم به مرحله ای خواهد رسید که هر روز و هر ماه در انتظار وقوع چنین رخدادهای فاجعه آمیزی است و تاییدی است بر این حقیقت که تفکیک اقتصاد از سیاست می تواند چه تبعات جبران ناپذیری برای یک کشور داشته باشد/#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed