روانشناسی-احساس خوب
Kanalga Telegram’da o‘tish
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Ko'proq ko'rsatish421
Obunachilar
-224 soatlar
-77 kun
-1130 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
شاید شنیده باشید که سرنشینان بالن هنگام بروز مشکل، بارهای اضافی را بیرون میریزند تا بالن سبکتر شده و بتواند در هوا بماند. یا کاپیتان کشتی، هنگام مواجهه با خطر غرق شدن، دستور تخلیه بارها را صادر میکند تا کشتی بتواند روی آب باقی بماند. حتی در شرایط کمبود برق، چراغهای غیرضروری را خاموش میکنیم تا فقط حداقل نور موردنیاز تأمین شود. در این لحظات بحرانی، هدف اصلی بقاست، نه حفظ زرقوبرق یا استفاده از امکانات غیرضروری.
همین اصل در زمان حملهی پانیک یا اضطراب شدید نیز رخ میدهد. مغز، در مواجهه با خطر (حتی اگر واقعی نباشد)، منابع انرژی بدن را به سمت حیاتیترین بخشها هدایت میکند. مثلاً قدرت پاها برای دویدن ممکن است مهمتر از توانایی انجام حرکات ظریف باشد، یا تنظیم انرژی به گونهای انجام شود که بدن بتواند سریعتر واکنش نشان دهد. به همین دلیل، ممکن است فرد احساس کند دستها و پاهایش بیحس شدهاند، یا صورتش رنگپریده شده است. اما اینها نشانههای آسیب نیستند؛ بلکه نشانههای یک مکانیسم دفاعی طبیعیاند که هدفش حفظ بقاست.
مشکل اصلی از جایی آغاز میشود که فرد این تغییرات را بهعنوان نشانهی یک خطر جدی تفسیر میکند. این برداشت اشتباه، مغز را بیشتر در حالت آمادهباش نگه میدارد و چرخهی اضطراب را تقویت میکند. درحالیکه اگر بدانیم این یک واکنش طبیعی است، میتوانیم بهجای وحشت کردن، به مغز کمک کنیم تا زودتر به تعادل برگردد.
چگونه به مغز کمک کنیم؟
1. پذیرش و آگاهی: به خودمان یادآوری کنیم که "این فقط یک واکنش طبیعی بدن است و به زودی فروکش خواهد کرد."
2. تنفس کنترلشده: نفسهای آرام و عمیق باعث میشود مغز پیام آرامش دریافت کند و سیستم عصبی از حالت اضطراب خارج شود.
3. تمرکز بر محیط اطراف (Grounding): لمس اشیا، توجه به صداها و چیزهایی که در اطراف میبینیم، مغز را از تمرکز بر ترس دور کرده و آن را به لحظهی حال بازمیگرداند.
4. عدم مقاومت: تلاش برای مبارزه با اضطراب، آن را شدیدتر میکند. در عوض، اگر اجازه دهیم این احساس بیاید و برود، سریعتر فروکش میکند.
5. صحبت با خود بهشیوهای حمایتگرانه: به خود بگوییم: "بدنم در حال انجام وظیفهاش است، این فقط یک احساس موقتی است، خطری مرا تهدید نمیکند."
بنابراین، همانطور که در بالن، کشتی یا هنگام کمبود برق، تمرکز بر اولویتها موجب حفظ تعادل میشود، در زمان حملهی پانیک نیز میتوانیم با درک عملکرد مغز، به جای ترسیدن از تغییرات، همراه آن باشیم و به بازگشت تعادل کمک کنیم.
رحیم دستخط گشتی
*پاندای کونگفوکار*
دکتر محسن زندی
■"پو" یا همان «پاندای کونگفوکار»، یک پاندای تپل بانمک و تا حدی خنگ و دستوپا چلفتی است که در پیشبینی استاد اوگوِی (لاکپشت) آمده که «جنگجوی اژدها» میشود. او قرار است نامهای را بخواند و در صورتی که بتواند سر از سِرّ نامه درآورد «جنگجوی اژدها» می شود.
□اما نامه چیست؟ صفحهای صاف، طلایی و براق است که هرکس خودش را در آن میبیند. "پو" ابتدا گیج میشود؛ اما بعد از دقایقی راز نامه را میفهمد.
●او باید خودش باشد، خود خودش؛ با همهی چاقی، خنگی، بیعرضگی و بانمکیاش. این «خود بودن»است که از او جنگجوی اژدها میسازد. او میفهمد «هیچ رازی در کار نیست، جز خودت» خودِ خودت
○در قسمت دوم این انیمیشن، او یاد میگیرد که واقعنگر باشد؛ رنجها و غمها و سختیهای گذشتهی دردناک خود را ببیند، با آنها روبرو شود، آنها را کاملاً بپذیرد، و سپس از آنها رها گردد و با آرامش درونی که یافته است آیندهاش را خودش بسازد.
■بُز پیر به او میگوید: «با خودت درگیر نباش، رها شو، شاید داستانت آغاز چندان خوشی نداشت اما... این تویی که در بقیه داستانِ زندگیات تعیین میکنی روزگار چگونه رقم بخورد!»
□پاندا در قسمت سوم میآموزد که استاد حقیقی کیست: «استاد حقیقی کسی است که افراد را به خودشان تبدیل کند، و نه بدلی از خودش!» جملهی محوری استادش این است: «قدرت واقعی این است که شما تا آنجا که میتوانید خودتان باشید».
●"پو" باید پانداهای روستای خود را به خودشان تبدیل کند تا بتوانند از تمام ظرفیتهایشان در مقابل دشمن (کای؛ گاوی از عالم ارواح) استفاده کنند. تنها اینگونه میتوانند او را شکست دهند.
○تحلیل:
یکی از فاکتورهای مهم توسعه، انگیزه پیشرفت است. جامعهای که افراد آن، خصوصا جوانان، از انگیزهی پیشرفت بالا برخوردار باشند، به سوی ترقی و پیشرفت گام بر میدارد (به عنوان شرط لازم، نه کافی).
■گرچه معمولاً از تاثیر جامعه بر فرد، و متاثر شدن افراد از نقشهای اجتماعی و تحولات اجتماعی سخن میرود، ولی بررسی نقش انگیزهی پیشرفت نشان میدهد که تنها جامعه نیست که خصوصیات افراد را شکل میدهد؛ افراد با انگیزهی پیشرفت بالا در یک جامعه نیز میتوانند سیر حرکت آن را تغییر دهند.
□ویژگیهای افراد دارای انگیزهی پیشرفت بالا عبارت است از:
ـ میل به انتخاب تکالیف دشوار؛
ـ انجام کار به نحو شایسته؛
ـ تلاش و کوشش؛
ـ امیدواری و خوشبینیِ واقعگرایانه؛
ـ گرایش به پیشرفت
●در یک پژوهش سه دورهی زمانی تمدن یونان باستان، یعنی دوره رشد، دوره اوج شکوفایی، و دوره زوال و انحطاط این تمدن بررسی شد. نتایج نشان داد که بین سطح انگیزه پیشرفت موجود در افراد آن جوامع، با میزان پیشرفت و انحطاط آنها رابطه داشته است.
○دیویدمککلند، پژوهشگر توسعه، در یک طرح پژوهشی ابتکاری و طولانی اقدام به گردآوری شواهدی از کشورها و فرهنگهای مختلف کرد. نتایج نشان میداد که بالا بودن سطح انگیزهی پیشرفت در یک دورهی زمانی در یک جامعه، با پیشرفتهای آن رابطه دارد.
■او به بررسی محتوای داستانها، کارتنها، فیلمها و آموزشهای مدارس به کودکان در کشورهای مختلف توسعهیافته و عقبمانده پرداخت و تفاوت فاحشی میان آنها دید. او به این نتیجه رسید که الگوی پیشرفت در یک جامعه با الگویی که در داستانها و آموزشها به کودکان القا میشود، رابطهی مستقیم دارد. از نظر او یکی از راههای فهم میزان انگیزهی پیشرفت در میان افراد یک جامعه ارزیابی آثار فرهنگی (مانند محصولات ادبی، داستانها، فیلمها، ضربالمثلها، باورها و...) است.
□زندگی ما مخلوطی است از داستانهای بسیاری که شخصیت ما را شکل دادهاند. گرچه ما روزگاری تنها شنوندهی این داستانها بودهایم، اما اینک بازیگر مخلوطی از آنها هستیم که در مغز ما پردازش شده است. طرز فکر ما در مورد جهان، دیگران، خودمان، تلاش، موفقیت، اعتماد، اراده، سرنوشت، آبادانی و...، تابع داستانهایی است که شنیدهایم و یا در زندگی واقعی با آنها مواجه بودهایم. در این میان سالهای کودکی مهمترین تأثیر را دارند.
●ما در خانواده، مدرسه و تلویزیون با چه داستانهایی بزرگ شدهایم؟ آیا با داستانهایی که امید و تلاش و خوشبینی و اعتماد و فتح قلههای بلند را در ما تزریق میکنند؛ یا آتآشغالهاییکه فقط داستان غم و اندوه و گرگ بودن مردم، و بیفایده بودن تلاش و اسیر سرنوشت محتوم و جبر زمانه بودن، و یا انحصار راه ترقی را در دریدن حقوق دیگران بیان مینمایند؟
○برای کودکانتان زیاد داستان بگویید. هیچچیز مانند داستان شخصیت آنها را نمیسازد. اما نگذارید هر آتآشغالی وارد ذهنشان شود. برایشان داستانهای۹ی بگویید که روح امید و کنجکاوی و پرسشگری و خردمندی و اراده و تلاش و خودباوری و عزت و شرافت و شجاعت و مهربانی و انسانیت و اخلاقمداری را در آنها زنده میکند.
https://t.me/ehsasekhooob
📌 محققان بر این باورند رفع شلوغی و بینظمیهای زندگی باعث بهبود سلامت روان شما میشود
🔔از نظر کارشناسان، یک رابطه معکوس میان بینظمی و #سلامت_روان وجود دارد. به این معنی که هرچه زندگی شما بهمریختهتر باشد، سلامت روان شما نیز آسیب پذیرتر خواهد بود.
🔴 عواقب #بی_نظمی بر سلامت روان، بسیار زیاد و قابل توجه است. از جمله اینکه حافظه را مختل میکند، منجر به تثبیت عادات غذایی نادرست میشود و کنترل تکانه را کاهش میدهد (اختلال کنترل تکانه نوعی اختلال روانپزشکی است که باعث ناتوانی فرد برای مقاومت در مقابل یک نوع تکانه یا تمایل به انجام اقدامی میشود که آشکارا برای خودش یا دیگران خطرناک است. مثل قماربازی افراطی، وسواس در ناخن جویدن یا کندن مو).
🔴 بی نظمیها در فضای زندگی، در #تمرکز و تصمیم گیری فرد نیز اختلال ایجاد میکند و #خلاقیت، سطح بهرهوری و انرژی فرد را کاهش میدهد.
🔴 بی نظمیها همچنین برقراری ارتباط با دیگران را دشوار میکند.
🔴 مطالعات متعدد نشان داده که فضای زندگی ما، نوعی «خانه روانشناختی» است و ما باید در این خانه، آسایش و امنیت را تجربه کنیم.
□سناریوی دیگر؛ تلفن زنگ میزند و متوجه می شوی بهترین دوستت از دنیا رفته. دوباره، چه احساسی خواهی داشت؟ و برای چه مدت؟
●چگونه می توانیم احساسات مان را پیش بینی کنیم؟ آیا در مورد خودمان تخصصی داریم ؟ آیا برنده شدن در بخت آزمایی ما را سال ها به شادترین انسان زنده تبدیل می کند؟
○دن گیلبرت، روان شناس دانشگاه هاروارد، نظرش منفی است. او در مورد برندگان بخت آزمایی پژوهشی انجام داد و متوجه شد اثر شادی آنها بعد از چند ماه فروکش می کند. بنابراین، فرد چند وقت پس از دریافت چکی با مبلغ کلان مانند گذشته راضی یا ناراضی خواهد بود. او این موضوع را "پیش بینی احساسی" مینامد؛ ناتوانی ما در پیش بینی صحیح احساسات خودمان.
■افرادی که در شغلشان تغییر یا پیشرفتی می کنند از نظر میزان خوشحالی بعد از حدود سه ماه دوباره به همان حالت اولیه برمیگردند. علم این اثر را تردمیل خوشبختی می نامد؛ ما سخت تلاش می کنیم، پیشرفت می کنیم و می توانیم چیزهای بیشتر و بهتری را بخریم، ولی این موارد در حال حاضر ما را خوشحال تر نمی کنند.
□پس اتفاقات منفی چگونه بر ما اثر میگذارند؟ مثلاً آسیب دیدگی از ناحیه ی نخاع یا از دست دادن یک دوست؟ در این جا هم ما مدت و شدت احساسات آینده مان را بیش از حد تخمین میزنیم. برای مثال، زمانی که یک رابطه ی عشقی به پایان می رسد، احساس می شود زندگی دیگر به روال عادی بازنمیگردد. زوج پریشان کاملاً متقاعد شده اند هرگز شادی را تجربه نخواهند کرد، اما بعد از چند ماه قرار ملاقاتهای جدید را از سر می گیرند.
●خوب نبود اگر می دانستیم ماشین، شغل یا رابطه ی عشقی جدید دقیقاً چقدر خوشحال مان می کنند؟
○خب، بخشی از آن عملی است. این توصیه ها را که از نظر علمی نیز تأیید شده اند به کاربر تا تصمیمات بهتر و هوشمندانه تری بگیری؛
▪︎از چیزهای منفی که نمیتوانی به آنها عادت کنی اجتناب کن، مثل تردد بین خانه و محل کار، سر و صدا یا استرس مزمن
▪︎از چیزهای مادی مثل ماشین، خانه، برنده شدن در لاتاری، پاداش ها و جوایز انتظار شادی کوتاه مدت داشته باش.
▪︎تا حد ممکن وقت آزاد و مستقل برای خودت در نظر بگیر، چون آثار مثبت طولانی مدت معمولاً از آنچه پیوسته انجامش می دهی نشئت می گیرند. علایقت را دنبال کن، حتا اگر مجبور باشی بخشی از درآمدت را صرف شان کنی. روی دوستی ها سرمایه گذاری کن. برای اکثر مردم، داشتن موقعیت اجتماعی حرفه ای شادی طولانی مدتی به ارمغان می آورد، به شرطی که در همان زمان به دنبال تغییر تراز اطرافیان خود نباشند. به عبارت دیگر، اگر به پست مدیرعاملی ارتقا پیدا کنی و فقط با سایر مدیران و هم رتبه هایت صمیمی شوی، اثر ناشی از شادی مدیر شدنت به زودی از بین میرود.
منبع: رولف دوبلی، هنر شفاف اندیشیدن
___
*۴. جبران بیش از حد*
🖊️حسین قربانی
■بهترین اسبها در مسابقه با اسبهای کندتر، معمولاً میبازند. اما کافیست همین اسبها در مقابل رقبای بهتر و سریعتر قرار گیرند. در این صورت مطمئناً برنده خواهند شد. این اولین مثال برای جبران بیش از حد است که توسط نسیم نیکلاس طالب در کتاب پادشکننده مطرح شده. این نویسندهی باهوش معتقد است ما انسانها برای جبران بیش از حد ساخته شدهایم.
□در واقع هر چه اتفاقات و رویدادهای استرسزای گاه و بیگاه در جنبههای مختلف زندگی ما کمرنگتر باشد، ما دچار نقص و ضعف در آن حوزه خواهیم شد. همچون کسی که هر از چند گاهی یک وزنه سنگینتر از حد معمول برای قدرت بدنی خود برمیدارد تا در نهایت بتواند سیستم عضلانی، خونرسانی و استخوانبندی خود را برای چنین شوکهایی بیش از قبل آماده کند.
●بر این اساس به نظر میرسد هر چه سر ما شلوغتر باشد، بازدهی ما هم افزایش مییابد. و برعکس آن، وقت آزاد و بیعملی بیشتر، ما را تنبلتر بار آورده و باعث کاهش چشمگیر بازدهیمان میشود.
○همچنین به نظر میرسد هر چقدر شنیدن و فهمیدن سخنرانی یک نفر نیازمند زحمت و تلاش بیشتری باشد، فعالیت فکری ما هم در هنگام گوش دادن تشدید شده، مغزمان نیرومندتر، مؤثرتر و تحلیلیتر عملکرده در نهایت سخنان او را خیلی بیشتر و بهتر از سخنان سخنرانی که شفاف و با لحنی تصنعی سخن میگوید دریافت و درک خواهیم کرد.
■نسیم نیکلاس طالب حتی پا را از این هم فراتر گذاشته، معتقد است ما گاهی اوقات نیاز به نویز داریم تا عملکرد مغز خودمان را هر چه بیشتر بهینه کنیم. همچون کسانی که با تولید نویز سفید با استفاده از تجهیزات الکترونیکی تلاش میکنند تا کیفیت خواب خود را بهبود بخشند؛ یا نویسندگانی که در کافهها و سر و صدای ملایم محیطهای مشابه، هر چه بهتر تمرکز کرده و کارهای درخشانتری انجام میدهند.
----------
*۴ نکته در ۴ یادداشت*
*نشر:* گاهنامه مدیر
-------
*۱. پدیده "ویل راجرز": با میانگینها گول نخوریم!*
■ویل راجرز اصطلاحا پدیدهای است که در آن، با انتقال تعدادی از اعضای یک مجموعه به مجموعهای دیگر، مقدار میانگین هر دو مجموعه را افزایش میدهیم. این پدیده، از جملهای منسوب به ویل راجرز، کمدین معروف آمریکایی، برگرفته شده است که در آن گفته میشود: "وقتی که اُکلاهماییها، اُکلاهما را به مقصد کالیفرنیا ترک میکنند، آنها میانگین بهره هوشی هر دو ایالت را بالا
□این پدیده زمانی که هر دوی این شرایط، در آنِ واحد برقرار باشند، حتما روی خواهد داد:
▪︎اول اینکه اعضایی که از مجموعهی اول منتقل میشوند، مقدارشان از مقدار میانگین آن مجموعه، کمتر باشد.
▪︎دوم اینکه اعضایی که از مجموعه اول منتقل میشوند، مقدارشان از مقدار میانگین اعضای مجموعه دوم، بیشتر باشد.
هر چند که این دو شرط، شرطهای لازم برای رویدادن این پدیده محسوب نمیشوند.
●مثال عددی: دو مجموعه A و B را در نظر بگیرید که:
اعضای A عبارتنداز: ۱ و ۲ و ۳ و ۴
و اعضای B عبارتند از: ۵ و ۶ و ۷ و ۸ و ۹
میانگین حسابی مجموعهی A برابر است با ۲.۵ و میانگین حسابی مجموعه B برابر است با ۷.
حال اگر عدد ۵ را از مجموعه B به مجموعه A منتقل کنیم آنگاه:
اعضای A عبارت خواهند شد از: ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵
و اعضای B عبارت خواهند شد از: ۶ و ۷ و ۸ و ۹
که میانگین حسابی مجموعه A به ۳ و میانگین حسابی مجموعه B به ۷.۵ افزایش یافتهاند.
○حالا فرض کنید مدیرعامل یک بانک خصوصی هستید. مشتریان این بانک افراد ثروتمند هستند. دو مدیر مالی الف و ب به شما گزارش میدهند. مدیر مالی الف پول تعدادی از مشتریان بسیار بسیار ثروتمند را اداره میکند. مشتریان مدیر مالی ب هم ثروتمندند، اما نه خیلی زیاد. هیئتمدیره از شما میخواهد حجم سرمایه میانگین هر دو مدیر مالی را در عرض ششماه بالا ببرید. اگر موفق شوید، پاداش خوبی دریافت خواهید کرد وگرنه این کار را به فرد دیگری میسپارند.
■از کجا شروع میکنید؟ خیلی ساده است. در واقع یک مشتری با حجم سرمایه بالا اما نه بالاتر از میانگین از میان مشتریان گروه الف انتخاب میکنید و او را به گروه ب منتقل میکنید. با یک حرکت میانگین هر دو گروه الف و ب زیاد میشود و شما حتی یک مشتری جدید هم پیدا نکردهاید!
منبع: هنر شفافاندیشیدن، رولف دوبلی
-----------------------
*۲. جانِ آماری؛ جانِ شخصی!*
■فرض کنید بهخاطر جُرمی محکوم به این شدهاید که در مقابل اسلحه صدلول سربازی قرار بگیرید که فقط ۵ لوله آن حاوی فشنگ است. سرباز فقط میتواند یکبار ماشه را بچکاند. قبل از اجرای حکم، دادگاه تجدیدنظر جرم شما را تقلیل میدهد و دو راه پیش پای شما میگذارد:
▪︎چهار فشنگ را از اسلحهی صدلول خارج کنید.
▪︎اسلحهی صدلول را با اسلحهی هزارلول عوض کنید و در عوض تعداد فشنگها را ۱۰ عدد کنید.
□اغلب در انتخاب بین این دو گزینه، گزینه اول را انتخاب میکنند! اگر چه نتیجه آماری کاهش احتمال مرگ در هر دو گزینه یکسان است.
در واقع، درک و ارتباط حسی افراد برای زنده ماندن با فشنگ، بیشتر از آمار است.
●باید توجه داشت که همیشه بین گزینههای انتخابی ما، نتیجه هر دو انتخاب یکسان نخواهد بود و گاهی بهشکل ناخودآگاه این کجرفتاری باعث زیان بیشتر خواهد شد. بگذارید مثال دیگری بزنیم که در آن انتخابها نتایج یکسانی ندارند.
○فرض کنید در دو مورد نیاز به کمک مالی مردم بهمبلغ ۱۰۰ میلیون تومان باشد. نخست از مردم بخواهند برای نجات جان یک دختربچه یتیم که نیاز به درمان سرطان دارد، کمک مالی کنند.
▪︎دوم اینکه از مردم بخواهند برای تعریض یک جاده که سالانه جان دهها نفر را میگیرد، پول جمع کنند.
■نتایج نشان میدهد که برای مورد نخست، صندوق کمکها پر میشود از مبلغهای فراوان مردم که حتی بیشتر از هزینه عمل هم خواهد شد. اما در مورد گزینه دوم بهندرت مبلغی به اندازه کمک به جان آن یک نفر دختر بچه جمعآوری میشود!
□دلیل این امر این است که مردم به راحتی جانِ شخصی را میپذیرند، اما جانِ آماری را بهسختی قبول میکنند. این دو مثال، حکایت از کجرفتاری ذهنی افراد در تفکیک جان شخصی و جان آماری دارد.
●چه باید کرد؟ در زمان تصمیمگیری و هزینهکردن، مخصوصا وقتی سود و زیانِ دو گزینه متفاوت هست، بهسرعت تصمیم نگیریم و گزینههای آماری را مدنظر قرار دهیم. در واقع تلاش کنیم به این کجرفتاریها بهشکل آگاهانه توجه کنیم.
منبع: کجرفتاری، ریچارد تیلر
__
*۳. پيش بيني احساسي*
■فرض کن روزی تلفن زنگ میزند. صدایی پرهیجان به تو میگوید برنده ی جایزه بزرگ ده میلیون دلاری بخت آزمایی شده ای! چه احساسی خواهی داشت؟ و این احساس چه قدر دوام خواهد آورد؟
Repost from روانشناسی-احساس خوب
✅مشاوره پیش از ازدواج
✅زوج درمانی
✅سکس تراپی
✅درمان خیانت زناشویی
و
✳️افسردگی
✳️وسواس فکری
✳️ اضطراب
با تکنیک های
✅CBT
✅Schema therapy
✅paradoxical
✅DBT
💢 حضوری
💢تلفنی
💢آنلاین ( ایران و خارج از کشور)
🅰 آدرس
خیابان شریعتی .جنب مترو دکتر شریعتی . ساختمان پزشکان نیکان. طبقه پنجم . کلینیک کوشان
☎️۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴
📱۰۹۱۲۴۸۸۷۲۷۸
📱۰۹۱۹۶۰۵۰۶۰۲
@OHADIpsychologist
شماره نظام 4949
Repost from Brain Gym|باشگاه مغز
💭 ۵ دقیقه برای خودشناسی:
🕊🦉مرغ سحر هستید یا جغد شب؟
⁉️چرا بعضیها صبحها پرانرژی هستند، ولی برخی دیگر شبها فعالتر میشوند؟
‼️ممکن است برایتان پیش آمده باشد که در ساعات خاصی از روز احساس انرژی و تمرکز بیشتری کنید!
‼️یا شاید صبح زود بیحال و بدون انگیزه، اما شبها سرحالتر از همیشه باشید!
🔹این تفاوتهای فردی، ریشه در تنوع در ساعت بیولوژیک بدن و به طور کلی #تنوع_عصبی دارند. ساعت بدن هر فرد به نوعی تنظیم میشود که با تغییرات محیطی، به ویژه نور و تاریکی، همگام شود.
🔹درواقع، این پدیده بهنام "کرونوتایپ" شناخته میشود که نشان میدهد بدن هر فرد تمایل دارد در چه زمانی از روز بیشترین انرژی را داشته باشد.
🔹اگر شما صبحگرا یا به اصطلاح مرغ سحر باشید، ممکن است در ساعات اولیه روز بیشترین کارایی را داشته باشید. برعکس، عصرگراها یا به اصطلاح جغدهای شب، شبها بیشترین انرژی را دارند.
❓ کرونوتایپ شما چیست؟
🧠✨ با شناخت بهتر از ریتم طبیعی بدن خود، میتوانید عملکرد روزانهتان را بهبود ببخشید. چرا که تنظیم کارها بر اساس کرونوتایپ میتواند به شما کمک کند تا بهرهوری بیشتری داشته باشید.
🤩 در چند دقیقه، زمان مناسب برای بالاترین میزان عملکرد خود را پیدا کنید:
🔗پرسشنامه صبحگرایی-عصرگرایی
@bashgahmaghz
💢زندگی برای دیگران
🔻 یکی از پدیدههای مهم عصر دیجیتال : نمایش زندگی در برابر زندگی واقعی.
🔴 امروزه، شبکههای اجتماعی نه تنها ابزاری برای ارتباط هستند، بلکه به معیاری برای سنجش ارزش زندگی شخصی تبدیل شدهاند.
🔻ما در عصری زندگی میکنیم که "نمایش دادن" به اندازه "تجربه کردن" اهمیت دارد.
▫️این فرهنگ نمایشی، ما را به سمتی سوق میدهد که هر لحظه از زندگی باید در قالب یک پست، استوری یا ویدئو کوتاه به اشتراک گذاشته شود.
▪️این نه تنها زمان زیادی از زندگی واقعی ما را میگیرد، بلکه یک نوع فشار اجتماعی ایجاد میکند که باید همیشه در حال ارائه نسخهای از خود باشیم که جذاب، موفق و شاد به نظر برسد.
♻️این فشار میتواند منجر به استرس، اضطراب و حتی افسردگی شود، زیرا ما را به سمت مقایسه خود با دیگران سوق میدهد، بدون اینکه به واقعیت پشت آن پردههای زیبا و آراسته توجه کنیم.
🔻از سوی دیگر، این نمایش زندگی میتواند جنبههای مثبتی هم داشته باشد. به عنوان مثال، میتواند به افراد کمک کند تا ارتباطات جدیدی برقرار کنند، فرصتهای شغلی بیابند یا از طریق اشتراک تجربیات شخصی، به دیگران الهام بخشند.
▪️همچنین، میتواند یک پلتفرم برای آموزش، تبادل دانش و حتی فعالیتهای اجتماعی و سیاسی باشد.
♻️اما آیا این واقعاً به معنای زندگی کردن است؟
♻️آیا ما باید به جای اینکه زندگی کنیم، به نمایش زندگی بپردازیم؟
♦️ شاید پاسخ در یافتن تعادل باشد.
▫️ تعادلی بین زندگی کردن و نشان دادن آن؛
♻️جایی که ما همچنان لحظات خود را سپری کنیم، بدون اینکه احساس کنیم باید همه آنها را به نمایش بگذاریم.
▪️ شاید زمان آن رسیده که دوباره به ارزشهای ساده زندگی برگردیم و به خود یادآوری کنیم که زندگی کردن به خودی خود ارزشمند است، نه فقط زمانی که به دیگران نشان داده شود.
سهیل بهزادی
⁉️ پرسش ۱۹
فرزند من علاقه به زبان نداره، من اگر زبان به منافع او گره بزنم دارم او را بازی میدهم، چه کنم؟
https://t.me/ehsasekhooob
Repost from دانشگاه مجازی تکنولوژی فکر برتر
افسوس که تمام روابط انسانی
نیاز به نوعی نقاب دارد...
و تنهایی آخرین گریزگاه انسان های صادق است...
گاهی حقیقت آنقدر سنگین است که دیگران تاب تحملش را ندارند، و گاهی نقاب آنقدر محکم بر چهرهها دوخته شده که حتی خودمان را هم گم میکنیم.
در دنیایی که صداقت بهایی گزاف دارد، تنهایی پناهگاه کسانی است که از معامله با نقابها سر باز میزنند.
در دنیای امروز، بسیاری از روابط انسانی بر پایهی مصلحت، تظاهر و نقابهایی شکل گرفته که افراد برای پذیرفتهشدن، محبوببودن یا حتی در امانماندن از قضاوت دیگران، بر چهره میزنند...
این نقابها گاهی دروغهای کوچک و بیاهمیتاند، اما گاهی چنان سنگین و پیچیده میشوند که فاصلهی میان حقیقت و ظاهر را محو میکنند.
افرادی که به صداقت پایبندند، اغلب در این بازی جایی ندارند، زیرا جامعه برای شنیدن حقیقت آمادگی ندارد...
صداقت گاهی هزینهی سنگینی دارد: طردشدن، نادیدهگرفتهشدن یا حتی قضاوتشدن. در چنین شرایطی، تنهایی بهعنوان آخرین پناهگاه باقی میماند، جایی که فرد میتواند خود واقعیاش باشد، بدون نیاز به نقاب، بدون ترس از قضاوت و بدون اجبار به ایفای نقشی که جامعه از او انتظار دارد.
اما این تنهایی دو وجه دارد؛ از یک سو آرامشبخش است، زیرا دیگر نیازی به تظاهر نیست، اما از سوی دیگر میتواند دردناک باشد، چرا که انسان ذاتاً اجتماعی است و نیاز به درکشدن و ارتباط دارد.
پس شاید مسئله، یافتن تعادل باشد؛ جایی میان صداقت و واقعیتهای اجتماعی، میان پذیرش تنهایی و یافتن افرادی که نیازی به نقاب ندارند.
Repost from N/a
دایرهالمعارف روابط زناشویی ابزار مهمی برای شروع و استمرار یک زندگی مشترک موفق و کمتنش است. طراحی و استفاده از این دایرهالمعارف به زوجین کمک میکند تا از همان ابتدا ارتباطاتشان را بر اساس تفاهم و احترام متقابل بنا کنند. همچنین، این دایرهالمعارف بهطور مستمر به آنها امکان میدهد تا روابطشان را ارتقا دهند و با آگاهی از موقعیتهای مختلف، تعاملات بهتری داشته باشند.
با طراحی چنین چارچوبی، زوجین میتوانند در هر مرحله از زندگی مشترک، درک بهتری از یکدیگر داشته و بهجای تقویت مشکلات، بر روی حل آنها تمرکز کنند. این رویکرد به آنها کمک میکند تا در کنار هم رشد کنند و در برابر چالشهای زندگی با قدرت و همدلی مواجه شوند.
رحیم گشتی
Repost from N/a
طراحی دایرهالمعارف روابط زناشویی
زندگی مشترک بهویژه در سالهای اولیه، میتواند پر از چالشها، تفاوتها و سوءتفاهمهای ناخواسته باشد. یکی از بزرگترین مشکلاتی که زوجین با آن مواجه میشوند، عدم درک و فهم دقیق از نیازها، باورها و فرهنگهای مختلفی است که هر یک از آنها از خانواده خود به رابطه آوردهاند. این تفاوتها نهتنها میتوانند به تنشها و مشکلات مختلفی منجر شوند، بلکه در صورت عدم مدیریت صحیح، ممکن است به بحرانهای عمیقتر در رابطه منتهی گردند.
بنابراین، یکی از راهحلهای موثر برای ایجاد یک زندگی مشترک پایدار و کمتنش، طراحی دایرهالمعارف مخصوص به زوجین است. این دایرهالمعارف میتواند به عنوان ابزاری مفید و عملی در شروع زندگی مشترک، به زوجین کمک کند تا با آگاهی و درک بیشتری از یکدیگر، روابط خود را مدیریت کنند. در ادامه، این دایرهالمعارف به بخشهای مختلف تقسیم میشود که شامل نکات کلیدی در راستای افزایش آگاهی، تفاهم و رضایت زناشویی است.
1. شناخت تفاوتها
هر فرد در نتیجه تربیت در خانوادههای متفاوت، فرهنگها و محیطهای اجتماعی مختلف، ویژگیها، باورها و نگرشهای خاص خود را پیدا کرده است. به همین دلیل، ازدواج دو نفر از دو فرهنگ مختلف میتواند به چالشهایی منتهی شود. از اینرو، اولین قدم در طراحی دایرهالمعارف، شناخت تفاوتهای فرهنگی، تربیتی و اجتماعی است. زوجین باید آگاه باشند که تفاوتهایی در باورها، ارزشها، نیازها و سبکهای ارتباطی آنها وجود دارد. این تفاوتها طبیعی و قابل احترام هستند و باید بهجای ایجاد تضاد، بهعنوان منبعی برای رشد و تکامل رابطه در نظر گرفته شوند.
2. تعریف نیازها و خواستهها
برای جلوگیری از سوءتفاهمها، زوجین باید نیازها، خواستهها و انتظارات خود را بهطور شفاف و صادقانه بیان کنند. این مرحله به آنها کمک میکند تا از یکدیگر بفهمند چه چیزی برای هر یک از آنها مهم است. نیازهای عاطفی، جسمی، مالی، اجتماعی و حتی روابط جنسی از جمله مسائلی هستند که باید بهوضوح درک شوند و تعریف شوند.
3. ادبیات خاص گفتگو
چگونه هر یک از زوجین در موقعیتهای مختلف با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند، به شدت بر کیفیت رابطه تأثیر میگذارد. ادبیات خاص گفتگو که شامل نحوه بیان احساسات، بیان نیازها، بهکارگیری واژهها و حتی نحوه برخورد با احساسات دشوار است، باید در این دایرهالمعارف مشخص شود. برخی افراد ممکن است نیاز به گفتگوهای عمیق و مشروح داشته باشند، در حالی که دیگران تمایل دارند مسائل را بهصورت مختصر و فوری حل کنند. شناخت این تفاوتها و پذیرش آن میتواند به جلوگیری از تنشها و سوءتفاهمها کمک کند.
4. خطوط قرمز مشخص
یکی از مهمترین ابزارهای ارتباطی در هر رابطه، مشخص کردن خطوط قرمز است. این خطوط قرمز شامل مرزهای عاطفی، فیزیکی، روانی یا اجتماعی هستند که باید در طول زندگی مشترک رعایت شوند. برخی از این خطوط قرمز ممکن است به روابط با دیگران، مسائل جنسی، نحوه برخورد با مشکلات و حتی تعاملات با خانوادهها مربوط شوند. داشتن خطوط قرمز مشخص به هر یک از طرفین این امکان را میدهد که احساس امنیت و احترام داشته باشند و از آنها برای بهبود کیفیت زندگی استفاده کنند.
5. ابزارهای حل تعارض
همه روابط دچار تعارض و اختلاف میشوند، اما مهم این است که این تعارضات چگونه مدیریت میشوند. طراحی ابزارهای حل تعارض در دایرهالمعارف میتواند به زوجین کمک کند تا از حل مشکلات بهطور سازنده و به دور از خشونت یا بیتفاوتی استفاده کنند. این ابزارها میتوانند شامل تکنیکهای گفتوگو، مذاکره، همدلی و حتی مشاوره زوجین باشند. داشتن این ابزارها باعث میشود که زوجین در مواقع تنش بهجای تقویت مشکل، به حل آن کمک کنند.
6. توسعه آگاهی و تعاملات آگاهانه
بخش دیگری از دایرهالمعارف، توسعه آگاهی و تعاملات آگاهانه در رابطه است. این آگاهی شامل شناخت نقش هر فرد در رابطه و تأثیرات آن بر روابط دوطرفه است. به عنوان مثال، اگر یکی از زوجین تمایل به پرخاشگری دارد، باید بررسی کنند که چه عواملی باعث افزایش این رفتار و چطور میتوانند به شیوههای آگاهانهتر به آن واکنش نشان دهند. زوجین باید از میزان مشارکت خود در ایجاد و ادامه مشکلات و تنشها آگاه شوند و در جهت بهبود این وضعیت، رفتارهای خود را تغییر دهند.
7. انعطافپذیری و بازنگری در موقعیتها
زندگی مشترک در طول زمان به تغییرات نیاز دارد و بهطور پیوسته باید در آن انعطافپذیر و آگاهانه عمل کرد. بنابراین، دایرهالمعارف باید به گونهای طراحی شود که زوجین در طول زندگی مشترک، به طور مداوم آن را بازنگری و بهروز رسانی کنند. این بازنگری میتواند در مواقعی که مشکلات جدید ایجاد میشود یا تغییرات جدیدی در زندگی مشترک اتفاق میافتد، صورت گیرد.
---
نتیجهگیری
*تخلیه روانی*
🖊️دکتر هادی خیرآبادی
■تا حالا شده است بعد از خوردنِ مایعاتِ زیاد، یا توی سرما وسطِ جاده در یک اتوبوس بین شهری گیر کرده باشید و مثانهتان از فشارِ پر شدن در حال ترکیدن باشد؟ دیدهاید آدم جانش به لبش میرسد؛ تمام ذهن و فکر و آرمان و آرزویش خالی شدن مثانهاش است. هیچی برایش مهم نیست. هیچی به چشمش نمی آید. هیچ آرزویی ندارد جز توقف ماشین. تا محتویات مثانه را برون ریزی کنید.
□دیدهاید وقتی دستشویی میروید چه احساس راحتیای دست میدهد؟ احساس سبُکی. آنوقت است که آزاد میشوید و دوباره به چیزهای دیگر فکر میکنید. از تهِ دل میگویید: آخِیش. راحت شدم.
●روان ما هم یک مثانه دارد که در مسیر زندگی مدام پر و خالی میشود. آنها که مایعات بیشتری میخورند یا در معرض سرما هستند (یعنی زندگی پرتلاطمتری دارند) مثانهشان زودتر پُر میشود. مثانهی روان که پر میشود آدم الَکی قاطی می کند، به هم میریزد؛ اخلاقش سگی میشود؛ و جالب آنکه خودش هم نمیداند چه مرگش است.
○با این تفاوت که آدم پرشدنِ مثانهی روان را نمی فهمد؛ فقط درد و فشارش را حس میکند. روان نیز نیاز به بیرونروی دارد. نیاز به خالی شدن از فاضلاب مشکلات زندگی. تا بتواند دوباره به چیزهای خوب فکر کند. روی چیزهای بهتر سرمایهگزاری کند. روان هم نیاز به رهایی از فشار دارد. وگرنه میماند؛ گیر میکند. رشد نمیکند. نمیتواند قدم از قدم بردارد. تمام فکر و ذکرش درگیر چیزهای حقیر میشود.
■گاهی به روانتان استراحت دهید. استراحت از روزمرگی؛ از دویدنهای بیهدف؛ از تنشهای بیهوده؛ از کل کل کردن با خود و دیگران؛ از گیر دادن به چیزهایی که ارزشش را ندارد؛ استراحت از حرص و طمع، استراحت از کینه.استراحت از خبر های ناگوار، استراحت از نقاب ها و پرستیژهای مزخرفی که سینهی آدم را تنگ میکند. استراحت از احساس قبض و گرفتگی.
□یا لااقل استراحت از چیزهایی که درون خود میریزید و کسی نمیفهمد. خصوصا در فرهنگ ما که از همان بچگی یاد میگیریم که آدمِ خوب یعنی کسی که هیجاناتش را سرکوب کند و نشان ندهد.
●برونریزی روان یعنی داشتنِ رفیقی که با او همانطور حرف بزنید که با خودتان حرف میزنید. اگر نداریدَش بهترین رفیقی که می توانید فشار روان را روی آن خالی کنید یک قلم و کاغذ است. بنویسید. هرچه دلِ تنگتان میخواهد. آزاد و رها. بعدش هم بیندازیدش سطل اشغال. حتی اسیرِ آن نوشتن هم نشوید: اینکه چه مینویسید و چگونه مینویسید و برای چه مینویسید. فقط و فقط بنوسید. حتی اگر حال نوشتن نداری شروع کن به حرف زدن و صدایتان را ضبط کردن. بدون هیچ قیدی حرف هایت را بزن. بی هیچ آداب و ترتیبی. در مورد همه چی. بی هیچ هراس و قید و بندی. بعد بارها گوشش بده. بعد حذفش کن و فراموشش کن. فقط باید برسی به آنجا که فریاد بکشی: «چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من».
○برونریزی یعنی ورزش؛ یعنی گاهی کوه و درِ و دشت رفتن. یعنی بالا و پایین پریدن. یعنی با بچهها فوتبال زدن و عروسک بازی کردن. یعنی فریاد کشیدن؛ بلند خندیدن؛ بلند گریه کردن. اصلا یعنی لحظاتی را مثل دیوانهها زیستن.
■یعنی آن لباس قشنگتان را توی خانه پوشیدن و خودتان را تحویل گرفتن. یعنی توی خلوتِ خودتان همراه با یک آهنگ دلخواه یک لیوان چای با بیسکوییت در خلوت خوردن و بعدش شروع کنی برای خودت رقصیدن. یعنی لحظاتی بیخیال همه چیز شدن. یعنی تمام وجودتان با حضور قلب دایم یک ذکر را بگوید: چیز لقِ دنیا. برون ریزی یعنی چیزی که بعدش از تهِ دلتان بگویید: "آخیش؛ راحت شدم."
□بیرون نریختن هیجانهای اصلی در مسیری بالغانه و والایشیافته، و سرکوبِ مداوم آنها در خانواده و یا در جامعه، کم کم به تجمعِ درونیِ خشم منجر خواهد شد که روزی در جایی همانند یک دُمل چرکین سر باز خواهد کرد.
●فقط یک چیز را یادتان باشد؛ یعنی یک چیز را رعایت کنید؛ فشار روانتان را روی کسی خالی نکنید. قرار نیست با آخِیش گفتن شما، زخمی بر وجود کسی بنشیند....
🌈🌈🌈🌈🌈
https://t.me/+4zX5QEtbKds1NDE0
Repost from 🪷در جستجوی حقیقت🪷
✅ فواید رقصیدن
رقص بهعنوان یکی از شاخههای هنری دارای فواید بسیاری است. به طور کلی، رقص میتواند بهبوددهنده سلامتی جسمی و روانی باشد و در زندگی افراد مفید باشد. در ادامه به بررسی برخی از این فواید میپردازیم:
۱. بهبود قلب و عروق:
رقص بهعنوان یک فعالیت ورزشی میتواند به بهبود قلب و عروق کمک کند. در طی رقص، عضلات در حال کار کردن هستند و فعالیت قلب نیز افزایش میباید. بنابراین، رقص میتواند به بهبود عملکرد قلب و عروق کمک کند و احتمال بروز بیماریهای قلبی و عروقی را کاهش دهد.
۲. بهبود تعادل و هماهنگی:
رقص بهعنوان یک فعالیت بدنی میتواند به عملکرد مغز و سیستم عصبی کمک کند. با انجام رقص، شما میتوانید بهبود تعادل و هماهنگی بدنی خود را تجربه کنید. همچنین، رقص میتواند به بهبود حافظه و تمرکز نیز کمک کند.
۳. کاهش استرس و اضطراب:
رقص میتواند به کاهش استرس و اضطراب کمک کند. حین رقص، بدن اندکی آرام میشود و سطح هورمون استرس کاهش مییابد. بنابراین، رقص میتواند به بهتر شدن حالت روحی کمک کند.
۴. بهبود قابلیت تحمل و استقامت:
رقص بهعنوان یک فعالیت ورزشی میتواند قابلیت تحمل و استقامت بدن را افزایش دهد. با انجام رقص بهطور منظم، میتوانید عضلات و قلب خود را بهبود داده و قابلیت تحمل و استقامت خود را افزایش دهید.
در مورد تأثیرات رقص بر سلامتی از منظر فیزیولوژیکی، مطالعات نشان دادهاند که رقص میتواند به تحریک سیستم عصبی مرکزی و جریان خون در بدن کمک کند. همچنین، رقص میتواند به تحریک سیستم ایمنی و بهبود عملکرد سیستم گوارشی کمک کند.
در کل، رقص بهعنوان یک فعالیت هنری ورزشی میتواند به بهبود سلامتی جسمی و روانی کمک کند و در زندگی افراد مفید باشد. بنابراین، اگر شما هم به دنبال یک فعالیت سرگرمکننده و مفید هستید، رقص را بهعنوان یک گزینه در نظر بگیرید.
.
⚜️ @agahi_va_haghighat ⚜️
