3 499
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-117 kunlar
-6430 kunlar
Postlar arxiv
3 499
.
یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتم،
اوایل بهش میرسیدم، قشنگ بود و جون دار،
کم کم فهمیدم با همه بوته هام فرق داره،
خیلی قوی بود، صبور بود...
اگه چند روز بهش نور و آب نمیدادم هیچ تغییری نمیکرد،
منم واسه همین خیلی حواسم بهش نبود،
به خیال اینکه خیلی قویه و چیزیش نمیشه،
هر گلی که خراب میشد،
میگفتم کاکتوسه چقدر خوبه هیچیش نمیشه،
اما بازم بهش رسیدگی نمیکردم...
تا اینکه یه روز که رفتم سراغش،
دیدم خیلی وقته که خشک شده،
ریشه اش از بین رفته بود...
و فقط ساقه هاش ظاهراشو حفظ کرده بود،
قوی ترین گل ام و از دست دادم چون فکر کردم قویه و مقاوم...
مواظب قوی ترین های زندگیمون باشیم
ما از بین رفتنشونو نمیفهمیم،
چون همیشه یه ظاهر خوب دارند،
همیشه حامی اند، پشتت بهشون گرمه...
اما بهشون رسیدگی نمیکنیم،
تا اینکه یه روز میفهمی،
قوی ها هم از بین میرن...
《حواسمون به کاکتوس های زندگیمون باشه..》
@gitmit
3 499
مامان همیشه میگه: چای باید خوب دم بکشه
تا عطر و رنگ واقعیشو بفهمی..
زود برش داری ، عطر و رنگش اصل نیست
دیر برداری میجوشه!
چای اگه بجوشه که خوردنی نیست!
ولی اگه دم بکشه، بشینی کنارِ ایوون،
بارون بزنه، فنجونتو بگیری دستت،
گرماشو حس کنی، اونوقته که لذت داره...
دوست داشتنم همینه...
عجله نکن، لفتش هم نده
بذار خوب دم بکشه...
@gitmit
3 499
.
همان بهتر که رفت، همان بهتر که تمام شد،
پاییز را میگویم...
دردِ طلایی رنگِ باران خورده ی سرد،
دمار از روزگار عاشق در می آورد...
بهتر که زمستان آمد،
بگذار اشکهایمان یخ ببندد...
بگذار برف بنشیند و بنشیند و بنشیند،
روی غصه های دل دردمند عاشقمان...
کسی که مارا نشنید،
بگذار گوش های سنگین دی ماه،
آواز تنهاییمان را بشنود، و بنشیند،
پای درد دل جوانی و داستان دل بستگیمان...
بهمن بشود سنگ صبورِ قصه ی دوری و مجبوریمان.
اسفند، دامنی باشد، برای سر سوداگر و چشمان بی خوابمان...
همان بهتر که رفت...
پاییز آدم عاشق را بیچاره میکند!
خوشا به زمستان...
خوشا به زمستان...
@gitmit
3 499
من نشسته ام دانه های دی ماه را سرمیندازم
سی دانه
یک عشق از زير، یک خوشی از رو،
تا گره بخورند درهم،
شالی شود بر روی دوشتان
تا ازسردی روزگار نرنجید...
#خانه_دلتان_به_گرمی_خورشید♥️
@gitmit
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
