uz
Feedback
حــرفــــ دل

حــرفــــ دل

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
3 510
Obunachilar
-224 soatlar
-117 kunlar
-6030 kunlar
Postlar arxiv

. کاش می‌شد از یاد برد؛ خاطرات خوبِ آدم‌های رفته و از یاد نرفته را... کاش می‌شد نسبت به بعضی آدم‌ها بی‌تفاوت بود و شبیه بقیه از کنارشان رد شد... کاش می‌شد بعضی آدم‌ها را برای همیشه فراموش کرد آدم‌هایی که نه می‌توان دوستشان نداشت، نه می‌توان سر از کارِ دوست داشتنشان در آورد... آدم‌هایی که ناخواسته، در یک بلا تکلیفیِ مزمن رهایت می‌کنند... کاش می‌شد با بعضی نبودن‌ها کنار آمد کاش می‌شد بی‌خیال بود... @gitmit

آهنگ #جدید حمید هیراد قلب @gitmit

آهنگ #جدید علی لهراسبی یه بارون @gitmit

آهنگ #جدید یوسف زمانی مثل پروانه @gitmit

. همه یِ ما باید کسی را داشته باشیم که وقتی یک روز، روزِ ما نبود بنشینیم رو به رویش و غرغر کنان از سیر تا پیازِ تمامِ بد بیاری هایمان را برایش تعریف کنیم... و او هم لبخند به لب، گوش کند و پایانِ هر جمله مان بگوید: حق داشتی پس اینقدر عصبی بشی، حالا ولش کن مهم نیست، فدایِ سرت میدانید آدم هرچقدر هم قوی باشد، باید کسی را داشته باشد که حالِ بدش را بفهمد؛ که نگذارد به حالِ خودش بماند... @gitmit

. با حرص ته سیگارشو با انگشت اشاره و شصتش، به دورترین نقطه ممکن پرت کرد و گفت: چرته! اینکه میگن آدما به از دست دادن عادت میکنن چرته! من عادت نکردم، هیچکس عادت نکرده! کسی که پاهاشو از دست میده به راه نرفتن عادت میکنه؟ اونی که صداش جادو میکنه رو میشه بهش گفت بیخیال خوانندگی شو عادت میکنی وقتی تا آخر عمر صداش تو گلوش باهاش هست؟ به اونی که دل میبنده و بی دلبر میشه بگیم، عادت میکنی به دیدن قلب سوراخت؟ نمیشه دیگه آدم حسابی ! آدم به رنج کشیدن هیچوقت عادت نمیکنه...! فقط هی خسته میشه، یروزی انقدر خسته میشه که دیگه حال اعتراض و ناله هم نداره! بعد بقیه نمیگن فلانی انقدر نداشت که جونش در رفت، میگن دیدی فلانی عادت کرد به نداشتن بهمان؟! @gitmit

آهنگ #جدید محمد علیزاده لطفا @gitmit

آهنگ #جدید شاهین بنان عمرا @gitmit

آهنگ #جدید کسرا زاهدی چشمات @gitmit

. من سخت‌ترین آدمی بودم كه خودم می‌شناختم، نه به خاطر ایستادنم در برابر موج‌های بلند، نه به خاطر نگه داشتن بغضم، نه به خاطر هر بار زير مشت و لگد روزگار زنده موندن. آدم قوی‌ای بودم كه هر بار، اين همه خاطره رو جمع می‌کردم و با خودم می‌بردم. از وقتی رفتن رو واسه خودم راحت كردم ديگه مهم نبود تو كدوم جغرافيا، شب صبح بشه، فقط دلم می‌خواست چشمام تو چشای تو وا شه. از وقتی خاطرات رو روی دوشم كشیدم، سنگینی‌اش مهم نبود، فقط دلم می‌خواست تو، توی همه‌شون باشی. من خیلی سخت بودم كه تونستم كنار بيام، من سخت‌ترین آدم برای دوست داشته شدن بودم كه سعی كردم با دستای بی جونم همه چيز رو كنترل كنم و بعد يهو سرمو بالا بیارم ببينم بابا دستای تو رو شونمه، آرامش تو توی تنمه. كه تو تونستی كوه بمونی كه منو نگه داری وگرنه من كه خیلی وقت پیش‌ها بايد همه چيز رو ول می‌کردم و رها می‌شدم از بند اين زندگی... @gitmit

آهنگ #جدید گرشا رضایی ماهی @gitmit

يه جايي به خودم اومدم ديدم ديگه خنده هام واقعی نيس... ديگه مث قبل مسخره بازي در نميارم... ديگه چيزي خوشحالم نميكنه... چشام ! چشام داد ميزنه ! هر كي ميبينه ميگه يه غمي تو چشات هست... تابلوئم اصن ! حالم خوب نیست... حالِ دلمو ميگم ! الان يه چند سالي هست اينجوری شدم ! اولاش فكر ميكردم يه مدت ميگذره حل ميشه ، ولي نشد ! از يه جايي به بعد ، ديگه حالم خوب نشد... موندم تو غم ! تو حالِ بد ! تو شب... ميگيري كه !؟ @gitmit