uz
Feedback
Silent

Silent

Kanalga Telegram’da o‘tish

@B_666a

Ko'proq ko'rsatish
5 117
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-217 kun
-19930 kun
Postlar arxiv
Silent
5 117
Demo

Silent
5 117

Silent
5 117

Silent
5 117
نوشته های پوچ. @webprem

Silent
5 117
Repost from NoTe
در رو که باز کردم انگار چیزی از من پیاده شد، نه خودم… یه تیکه‌ای که دیگه بلد نبود جلو بره. ماشین خاموش نبود ولی صداش شبیه نفسِ کسی بود که وانمود می‌کنه زنده‌ست. جاده تاریک بود ولی تاریکی از چراغ‌ها نمی‌اومد از جایی بین چشم‌هام می‌ریخت بیرون. پیاده شدم. خط سفید وسط جاده مثل یه فکرِ نصفه بود که هیچ‌وقت کامل نشد. باد می‌اومد، اما نه برای خنک‌کردن برای یادآوری. فهمیدم بعضی مسیرها رو حتی با چراغ روشن نمی‌شه رفت. نه چون راه نیست چون اون کسی که باید بره دیگه پشت فرمون نیست. در رو بستم ولی صداش تا مدت‌ها تو سرم موند.

Silent
5 117
Demo

Silent
5 117

Silent
5 117

Silent
5 117
Demo

Silent
5 117

Silent
5 117

Silent
5 117
از گرسنگی زیاد، سیر شدیم.

Silent
5 117
Demo

Silent
5 117

Silent
5 117

Silent
5 117
2026 امسال دیگه نوبت منه..

Silent
5 117
Demo

Silent
5 117

Silent
5 117

Silent
5 117
Demo