uz
Feedback
Book_tips

Book_tips

Kanalga Telegram’da o‘tish

ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali Book_tips analitikasi

Book_tips (@book_tips) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 21 705 obunachidan iborat bo'lib, Kitoblar toifasida 1 566-o'rinni va Eron mintaqasida 15 477-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 21 705 obunachiga ega bo‘ldi.

13 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 339 ga, so‘nggi 24 soatda esa -12 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 3.93% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 2.19% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 852 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 474 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 14 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 14 Iyul, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Kitoblar toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

21 705
Obunachilar
-1224 soatlar
+2127 kunlar
+33930 kunlar
Postlar arxiv
Book_tips
21 704
🍃🌺🍃 #داستان_کوتاه #آبجی_خانم (قسمت اول) آبجی خانم خواهر بزرگ ماهرخ بود، ولی هر کس که سابقه نداشت و آنها را می دید ممکن نبود باور بکند که با هم خواهر هستند. آبجی خانم بلند بالا، لاغر، گندمگون، لب های کلفت، موهای مشکی داشت و روی هم رفته زشت بود. در صورتی که ماهرخ کوتاه، سفید، بینی کوچک، موهای خرمایی و چشمهایش گیرنده بود و هر وقت می خندید روی لب های او چال می افتاد. از حیث رفتار و روش هم آن ها خیلی با هم فرق داشتند. آبجی خانم از بچگی ایرادی، جنگره و با مردم نمیساخت حتی با مادرش دو ماه سه ماه قهر می کرد بر عکس خواهرش مردم دار، تو دل برو، خوشخو و خنده رو بود، ننه حسن همسایه شان اسم او را (خانم سوگلی) گذاشته بود. مادر و پدرش هم بیشتر ماهرخ را دوست داشتند که ته تغاری و عزیز نازنین بود. از همان بچگی آبجی خانم را مادرش می زد و با او می پیچید ولی ظاهرا روبروی مردم روبروی همسایه ها برای او غصه خوری می کرد دست روی دستش می زد و می گفت : «این بدبختی را چه بکنم، هان؟ دختر باین زشتی را کی می گیرد؟ می ترسم آخرش بیخ گیسم بماند! یک دختری که نه مال دارد، نه جمال دارد و نه کمال. کدام بیچاره است که او را بگیرد؟» از بسکه از اینجور حرفها جلو آبجی خانم زده بودند او هم کلی ناامید شده بود و از شوهر کردن چشم پوشیده بود، بیشتر اوقات خود را به نماز و طاعت میپرداخت: اصلا قید شوهر کردن را زده بود یعنی شوهر هم برایش پیدا نشده بود. یک دفعه هم که خواستند او را بدهند به کل حسین شاگرد نجار، کل حسین او را نخواست. ولی آبجی خانم هر جا می نشست می گفت: «شوهر برایم پیدا شد ولی خودم نخواستم. پوه، شوهرهای امروزه همه عرق خور و هرزه برای لای جرز خوبند! من هیچ وقت شوهر نخواهم کرد.» ‏ظاهرا از این حرف ها می زد، ولی پیدا بود که در ته دل کل حسین را دوست داشت و خیلی مایل بود که شوهر بکند. اما چون از پنج سالگی شنیده بود که زشت است و کسی او را نمی گیرد، از آنجائیکه از خوشی های این دنیا خودش را بی بهره می دانست می خواست بزور نماز و طاعت اقلا مال دنیای دیگر را دریابد. از این رو برای خودش دلداری پیدا کرده بود. آری این دنیای دو روزه چه افسوسی دارد اگر از خوشی های آن برخوردار نشوی؟ دنیای جاودانی و همیشگی مال او خواهد بود، همه مردمان خوشگل همچنین خواهرش و همه آرزوی او را خواهند کرد. وقتی ماه محرم و صفر می آمد هنگام جولان و خود نمایی آبجی خانم می رسید، در هیچ روضه خوانی نبود که او در بالای مجلس نباشد. در تعزیه ها از یک ساعت پیش از ظهر برای خودش جا می گرفت، همه روضه خوان ها او را می شناختند و خیلی مایل بودند که آبجی خانم پای منبر آنها بوده باشد تا مجلس را از گریه، ناله و شیون خودش گرم بکند. بیشتر روضه ها را از بر شده بود، حتی از بسکه پای وعظ نشسته بود و مسئله می دانست اغلب همسایه ها می آمدند از او سهویات خودشان را می پرسیدند، سپیده صبح او بود که اهل خانه را بیدار میکرد، اول می رفت سر رختخواب خواهرش به او لگد میزد میگفت: «لنگه ظهر است ، پس کی پا میشوی نمازت را بکمرت بزنی؟» آن بیچاره هم بلند میشد خواب آلود وضو می گرفت و می ایستاد به نماز کردن. از اذان صبح، بانگ خروس، نسیم سحر، زمزمه نماز، یک حالت مخصوصی، یک حالت روحانی به آبجی خانم دست می داد و پیش وجدان خویش سرافراز بود. با خودش می گفت: «اگر خدا من را نبرد به بهشت پس کی را خواهد برد؟» باقی روز را هم پس از رسیدگی جزئی به کارهای خانه و ایرد گرفتن به این و آن یک تسبیح دراز که رنگ سیاه آن از بسکه گردانیده بودند زرد شده بود در دستش می گرفت و صلوات می فرستاد. حالا همه آرزویش این بود که هر طوری شده یک سفر به کربلا برود و در آنجا مجاور بشود. ولی خواهرش در این قسمت هیچ توجه مخصوصی ظاهر نمی ساخت و همه اش کار خانه را می کرد، بعد هم که به سن ۱۵ سالگی رسید رفت به خدمتکاری. آبجی خانم ۲۲ سالش بود ولی در خانه مانده بود و در باطن با خواهرش حسادت می ورزید. در مدت یکسال و نیم که ماهرخ رفته بود به خدمتکاری یکبار نشد که آبجی خانم بسراغ او برود یا احوالش را بپرسد،؟ پانزده روز یک مرتبه هم که ماهرخ برای دیدن خویشانش به خانه می آمد، آبجی خانم یا با یک نفر دعوایش می شد یا می رفت سر نماز دو سه ساعت طول می داد. بعد هم که دور هم می نشستند به خواهرش گوشه و کنایه میزد و شروع می کرد به موعظه در باب نماز، روزه، طهارت و شکیات. ادامه دارد... نویسنده: #صادق_هدایت @book_tips 🐞

Book_tips
21 704
📮بعضـی چیزها درجهان؛ خیلـی مهم تر از دارایـی هستند یکی از آنها ؛ توانایی خوش بودن با چیزهای ساده است... و ما کاشفِ دل‌خوشی‌ه
📮بعضـی چیزها درجهان؛ خیلـی مهم تر از دارایـی هستند یکی از آنها ؛ توانایی خوش بودن با چیزهای ساده است... و ما کاشفِ دل‌خوشی‌های کوچکیم...🪄 با ما همراه باشید در مجله‌ی هنری ادبیِ میم‌کاف. @Mimkaaf_mag

Book_tips
21 704
Repost from N/a
🛑 در این کانال با اصول #درخواست و #دریافت #نعمت از #کائنات آشنا میشویم. 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEWntOKOcFA3qITbEg ‏⟁ اگر به دنبال هدفات هستی جوین شو👆👆

Book_tips
21 704
🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵 📌#یادآوری_مطالعه_گروهی ✅ هشتمین روز مطالعه 📕 #ما_تمامش_میکنیم ✍ #کالین_هوور 🔄 #آرتمیس_مسعودی # تعداد صفحات کتاب : ۲۵۸ سهم مطالعه روزانه کتاب : ۱۲صفحه شروع: ۱۴۰۱/۸/۸ پایان: ۱۴۰۱/۸/۳۰ 🗓 امروز پانزدهم آبان ماه 🗒 صفحات کتاب‌ صفحات ۹۰ تا ۱۰۲ @book_tips 🐞📚 🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵🦩

Book_tips
21 704
چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود،تنهایی؟ چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایى؟ پیله ات را بگشا تو به اندازه ی پروانه شدن زیبايى …. #سهراب_سپهری @book_tips 🐞

Book_tips
21 704
🍃🌺🍃 سوره محمد آیه 35 : فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ ترجمه : پس هرگز سست نشوید و (دشمنان را) به صلح (ذلّت‌بار) دعوت نکنید در حالی که شما برترید، و خداوند با شماست و چیزی از (ثواب) اعمالتان را کم نمی‌کند! #کلام_پروردگار @godqurantips 🤲

Book_tips
21 704
sticker.webp0.88 KB

Book_tips
21 704
Repost from N/a
🔴 چشم سوم چیست؟ چگونه آن را فعال کنیم؟ علائم باز شدن چشم سوم👇👇 ♨#مدیتیشن ♨#تله_پاتی ♨#بازکردن_چشم_سوم☟☟ 🔻https://t.me/joi
🔴 چشم سوم چیست؟ چگونه آن را فعال کنیم؟ علائم باز شدن چشم سوم👇👇 ♨#مدیتیشن#تله_پاتی#بازکردن_چشم_سوم☟☟ 🔻https://t.me/joinchat/AAAAAEWntOKOcFA3qITbEg 🔺https://t.me/joinchat/AAAAAEWntOKOcFA3qITbEg ☜ راههای ارتباط با کائنات ☞ 👁👁

Book_tips
21 704
🍃🌺🍃 #گوته می گوید: "در دوران پیری رادیکال بودن نهایتِ دیوانگیست." همه جوامع به رهبران عاقل و دوراندیش نیاز دارند تا جامعه را بسوی آبادی،آزادی،رونق اقتصادی و توسعه رهنمون کنند. رهبران پیر رادیکال (تندرو) جوامع را به اضمحلال می.کشند و خاطرات و آرزوهای نسل‌ها را نابود می‌کنند. اگر کسی به‌شکل فردی رادیکال باشد شعاع تاثیر آن محدود خواهد بود اما شعاع عملکرد رادیکالی رهبران، جامعه را نابود می کند. چرا که آنها چندان درکی از آرزوها، آمال و اعتقادات جوانان ندارند و خود در آستانه مرگ  هستند و آینده نسل هایی را تباه کرده و با خود به گور می برد. #مصطفی_ملکیان @book_tips 🐞

Book_tips
21 704
#با_هم_بشنویم آرامِ من #محمد_معتمدی @book_tips 🐞🎶

Book_tips
21 704
🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵 📌#یادآوری_مطالعه_گروهی ✅ هفتمین روز مطالعه 📕 #ما_تمامش_میکنیم ✍ #کالین_هوور 🔄 #آرتمیس_مسعودی # تعداد صفحات کتاب : ۲۵۸ سهم مطالعه روزانه کتاب : ۱۲صفحه شروع: ۱۴۰۱/۸/۸ پایان: ۱۴۰۱/۸/۳۰ 🗓 امروز چهاردهم آبان ماه 🗒 صفحات کتاب‌ صفحات ۷۸ تا ۹۰ @book_tips 🐞📚 🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵🦩🌵🦩

Book_tips
21 704
Repost from N/a
♻️مولانا مولانا مولانا مولانا مولانا ♻️ https://t.me/joinchat/RwniU30-6usa-4N4 https://t.me/joinchat/RwniU30-6usa-4N4 🔺گنجینه ای نفیس 🔻از ناب ترین اشعار مولانا 🔵تقدیم به دوستدارن مولانای جان

Book_tips
21 704
چنان که ابر گره خورده با گریستنش، چنان که گُل همه‌عمرش مسخّرِ شادی است، چنان که هستیِ آتش اسیرِ سوختن است، تمام پویه‌ی انسان
چنان که ابر گره خورده با گریستنش، چنان که گُل همه‌عمرش مسخّرِ شادی است، چنان که هستیِ آتش اسیرِ سوختن است، تمام پویه‌ی انسان به سوی آزادی است. #شفیعی_کدکنی @book_tips 🐞

Book_tips
21 704
🍃🌺🍃 سوره الفرقان آیه 63 : وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ترجمه : بندگان (خاص خداوند) رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی‌تکبّر بر زمین راه می‌روند؛ و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام می‌گویند (و با بی‌اعتنایی و بزرگواری می‌گذرند)؛ #کلام_پروردگار @godqurantips 🤲

Book_tips
21 704
sticker.webp0.87 KB

Book_tips
21 704
[🟥] ‏⇌ رهایی از وابستگی ✦ "ریکی" روشی قدرتمند ‏✦ برای درمان بیماری ها 👇👇 🔴 https://t.me/templeoflight369  ⩥⩥ چشم سوّم؛ تله پاتی، تناسخ ‏❖@Cheshm3kaenat جادوے فڪر + °مثبت °+ ‏❖@JadouyeFekrM عالم معنا ‏❖@motaeeal طرزِ + فڪرتو + عوض ڪن! ‏❖@MossbatAndishann شبی ده دقیقه کتاب بخوانیم ‏❖@book_tips روح پس از * مرگ * چه میشود!! ‏❖@PasAz_Marg آشنایی با مکان‌های زیبای جهان ‏❖@gashtogozardarjahan زنهای "قوی" و با انگیزه ! ‏❖@zanan_khoshbakhti فرکانس درمانی ♡ چشم سوم ♡ ‏❖@payamibarayesolh موزیک خوب گوش کن ‏❖@yousimusic حقوق برای همه ‏❖@jenab_vakill شعر و •  شراب و • اندیشه ‏❖@shabhaye_niloofari غزل" غزل " غزل " غزل "غزل" ‏❖@ghaz2020 زندگی عاشق توست */* لوییز هی ‏❖@Louise_Haychanel ماورای طبیعی شدن/ جو دیسپنزا ‏❖@joe_diispenza کانال ترفند (جورواجور) ‏❖@Tarfandsani مهر آریایی ‏❖@royayemehr اناالحق ‏❖@Analhaghhoo معجزه شکرگزاری و پاکسازی ‏❖@Rohshokrgozare جملاتی که افکار شما را《تغییر می‌دهد》 ‏❖@ghalbeziba حضرت مولانا و عاشقانه های شمس ‏❖@baghesabzeshgh کنترل ذهن و ضمیرناخودآگاه ‏❖@asrarkontoroLzehn تمرکز روی خودم!!! ‏❖@shine41 حکایت‌های جذاب و خواندنی ‏❖@kafeh_sher مولانا؛ مولانا؛ مولانا؛ مولانا ‏❖@MouLanayjan گردشگری مجازی ‏❖@JournalTourism بشنو از ني ‏❖@vasledoost کلبه ی •°• دوبیتی •°• ‏❖@D2beytichanel سرزمین •• موسیقی •• ‏❖@musiicLand_ir با درونت آشنا شو ‏❖@h_daron کافه " تنهایی" ‏❖@Tannhaaiii کتاب و جزوهای«روانشناسی و مؤفقیت» ‏❖@BOOK_P_S عواقب فریاد زدن بر سر کودک ‏❖@ghasemi8484 ایران را تماشا کنیم... ‏❖@manazer_iran کتابخانه❞حقوق و علوم سیاسی❝ ‏❖@BOOK_L_P آگاهی،بیداری،زندگی سالم ‏❖@aramesh_ba_meditation اشعار شعرا و عرفا با شناسنامه ‏❖@vasLe7 عجیب و شگفتی و ترفند.. ‏❖@jazeb_ajib سیر تا پیاز ••روش تحقیق•• ‏❖@RAWESH_T درمانگر خود شوید ‏❖@shafa4444 کتابخانه معارف ‏❖@book_M_A کتابخانه مطالعات ویژه افغانستان ‏❖@LiB_AF گل و زیبایی و پروفایل شیک.. ‏❖@gol_manzare شهر کتابهای کمیاب (𝗣 𝗗 𝗙) ‏❖@Book_FHA زن..زنــــدگے..آزادی ‏❖@banoyeariaye1 بازی های جدی مدیریتی ‏❖@iseriousplay گلچینی از بهترینها ‏❖@karhicx کلام صوفی ، کلام انسان کامل ‏❖@eshghnirooyebidariii کتاب‌های ممنوعه ادیان جهان ‏❖@BOOK_DEN خودشناسی خداشناسی افکارمثبت آرامش درون ‏❖@pluosafkar رازهای جذابیت ‏❖@chgonjazabbashem ا𝗣𝗗𝗙ا کُتب اقتصادی ✚ مدیریتی ‏❖@BOOK_E_M راز کوانتومی یونیورس ‏❖@Universiit "موسسه وکالت و مشاوره حقوقی" ‏❖@mehdihemmati59 خودباوری وعزت نفس ‏❖@ramzkodbavre درمان افسردگی و اضطراب... ‏❖@jazbe_zehne_mosbat گلچین اشعار 《سعدی》 ‏❖@Sadii_jaan چگونہ ڪاریزماتیڪ وجذاااب باشیم؟؟؟ ‏❖@zehnearam انبار فلسفه (𝐏𝐃𝐅,mp4,mp3) ‏❖@BOOK_PHI خدا با 《من》است!! ‏❖@kh0daShEnaSi دنیای کتاب صوتی وpdf ‏❖@Doneaekatad2 انرژی درمانی ( ریکی ) ‏❖@enerjhidarmani اسرار متافیزیک/چاکراها و درمان ‏❖@meta_ajna حالتو خوووب کن ! ‏❖@Zenndegiiii حقوق شهروندی (وکیل دادگستری) ‏❖@ADLIEH_TEAM دانستنی ها عجیب اما جالب ‏❖@shogo_jaleb سواد رابطه//ازدواج موفق ‏❖@ghasemi8483 جملات جادویی که آرومت میکنه ! ‏❖@zendegi_ziibaaaast عاشقان ِ《کتاب》 ‏❖@B00kLifeMe اموزش قانون جذب ((کائنات)) ‏❖@razjazbe آهنگ شاد عاشقانه ‏❖@ahangeeshghh ـ𝐏 𝐃 𝐅 صدهزار جلد کتاب کمیاب ‏❖@LIBRARYMANAWI مردان شیفته این زنان می شوند (مشاوره رایگان) ‏❖@moshavereh_shoma پاکسازی روح، پاکسازی درون ‏❖@gognus_kimiagar هزار پند مولانا با معانی اشعار ‏❖@Ashaarkotaa نا امیدی 《ممنوع》 ! ‏❖@OMidBeZendgiii سخنان زیبا و ماندگار ‏❖@goftarniek 《خودشناسی عرفانی انگیزشی 》 ‏❖@Roohe_bartar "حافظ" فروغ" مولانا" خیام" ‏❖@AShaarMandgar ا𝗣𝗗𝗙ا 500000 هزار جلد کتاب‌ کمیاب ‏❖@book_noor ☆ •• از کائنات چه بخواهیم •• ☆ ‏❖@movafaghiat_jahanii ‎‌‌‌‌‌‎─═༅  ‎‌‌‌‌‌‎═༅   🌱   ༅═  ༅═─ @tab_golbarg

Book_tips
21 704
Repost from N/a
‌ 🧡زیبـــاترین اشــعار مــولانا همـــراه با زیبـــاترین تصــاویر🧡 https://t.me/joinchat/RwniU30-6usa-4N4 https://t.me/joinchat/RwniU30-6usa-4N4 https://t.me/joinchat/RwniU30-6usa-4N4 به کانال خداوندگار عشق #مولانا بپیوندید 👆 با ما همراه باشید عاشقان شعر🧡🔥☄

Book_tips
21 704
🍃🌺🍃 #داستان_کوتاه #قلب_افشاگر (قسمت پایانی) هنگام اتمام این کارها ساعت چهار بود، هنوز هم هوا مثل نیمه شب تاریک بود. همین که ناقوس زمان را اعلام کرد، صدای کوبه ی در به گوش رسید. با دلی آرام پایین رفتم تا در را باز کنم - چرا باید می ترسیدم؟ سه مرد که با کمال احترام خود را افسر پلیس معرفی کردند وارد خانه شدند. یکی از همسایه ها در شب صدای جیغی شنیده، ظنين شده، پلیس خبر کرده بود؛ و مأمورها آمده بودند تا سر و گوشی آب دهند لبخند زدم - چرا باید می ترسیدم؟ به آقایان خوشامد گفتم. گفتم من بودم که در خواب جیغ کشیدم. گفتم پیر مرد خانه نیست، از شهر رفته بیرون. همه جای خانه را به ماموران نشان دادم. گفتم همه جا را بگردند - خوب بگردند. آخر سر، آنها را به اتاق پیر مرد بردم. گنجینه ی دست نخوردهی او را نشانشان دادم. با شوق و اعتماد به نفس چند صندلی به اتاق آوردم و از آنها خواستم خستگی در کنند و خودم هم با جسارت وحشیانه ی ناشی از پیروزی کامل، صندلی ام را درست در نقطه ای گذاشتم که زیرش جسد قربانی دفن شده بود. مأمورها خشنود بودند. رفتار من متقاعدشان کرده بود. به طرز عجیبی آسوده بودم. آنها نشسته بودند و از هر دری حرف می زدند و من با خرسندی پاسخ شان را می دادم. اما دیری نپایید که احساس کردم رنگم پریده و آرزو کردم هرچه زودتر بروند. سرم درد می کرد و حس کردم گوش هایم زنگ می زنند، اما آنها هنوز نشسته بودند و گپ می زدند. صدای زنگ واضح تر شد؛ همچنان ادامه داشت و واضح تر شد. من بی پروا حرف میزدم شاید از آن احساس رها شوم، اما صدا ادامه یافت و مشخص تر شد، تا سرانجام فهمیدم صدا از توی گوشم نیست. اکنون بدون شک رنگم کاملا پریده بود؛ هرچند با صدایی سلیس تر و رساتر حرف می زدم. با این همه، صدا شدید تر میشد چه کار می توانستم بکنم؟ صدایی بم، خفه و تند بود، درست مثل صدای ساعتی که لای پارچه پیچیده باشند. نفسم تنگ می شد، ولی مأمورها چیزی نمی شنیدند من تندتر و با شور و حرارت بیشتری صحبت می کردم؛ اما وقفه شدیدتر می شد. بلند شدم و درباره ی مسائل پیش پا افتاده با صدای بلند و حرکات تند و خشن بحث کردم. اما صدا همچنان بلندتر می شد. آخر چرا آنها نمی رفتند رد کارشان؟ با گام های سنگین از این سو به آن سوی اتاق میرفتم، گویی از اظهارات آنها خونم به جوش آمده بود اما صدا بی امان شدید تر می شد. آخ خدایا! چه کار می توانستم بکنم؟ کف به دهان آوردم - هارت و پورت کردم - ناسزا گفتم! صندلی ای که رویش نشسته بودم بلند کردم و محکم روی تخته ها کوبیدم، ولی صدای ضربان بر تمام سروصداها غالب بود و پیوسته شدید تر می شد. بلند تر می شد، بلندتر، بلند تر! هنوز هم مردها راحت گپ میزدند و می خندیدند. مگر می شود آنها صدا را نشنوند؟ خدای بزرگ! نه، نه! می شنیدند! شک کرده بودند! می دانستند. آنها ترس مرا به تمسخر گرفته بودند. این طور فکر کردم و این طور فکر می کنم. اما هر مجازاتی بهتر از این شکنجه بود! هر مجازاتی تحمل پذیر تر از این استهزا بود! دیگر قادر نبودم آن لبخندهای ریاکارانه را تحمل کنم! احساس کردم اگر نعره نزنم، می میرم! و حالا دوباره گوش کنید! بلند تر! بلند تر! بلند تر؟ فریاد زدم « پست فطرتها، مسخره بازی بس است! من اعتراف میکنم! تخته ها را بکنید! همین جا را! این صدای تپش قلب پلید اوست!» پایان #ادگار_آلن_پو @book_tips 🐞

Book_tips
21 704
ارتباط غیر خطی طول مدت خواب و طول عمر #دکتر_ایمان_فانی 🍃🌺🍃 📌همراهان عزیز ✅منتظر پیشنهاد و انتقادات شما برای داشتن کانالی بهتر هستیم . #جمعه ۱۴۰۱/۸/۱۳ با سپاس @book_tips 🐞