"زنی کهگم کردم "
Kanalga Telegram’da o‘tish
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
Ko'proq ko'rsatish4 436
Obunachilar
+224 soatlar
-17 kun
-3030 kun
Postlar arxiv
4 436
Repost from "زنی کهگم کردم "
سالهایی که وبلاگ می نوشتم یه بلاگی بود که صاحبش یه پسر جوون و عاشق بود
عاشق یکی از همکلاسیاش بود بدون اینکه بهش گفته باشه
هر روز توی بلاگش براش می نوشت که اون روز چه حالی از دیدنش داشته و چیزهای زیادی میگفت که متاسفانه اون دختر اصلا خبر از وجود این عشق نداشت چه رسد که بخونه بلاگش و...
این آهنگ، آهنگ بک گراند بلاگش بود...
آخرین پستش این بود که همکلاسیش ازدواج کرده و دیگه هیچ وقت پستی نگذاشت و منم نفهمیدم چی شد عاقبتش
امشب بی جهت یادش افتادم
این اهنگِ لعنتی....
#وبلاگ_قدیمی_من
@adelehz
4 436
چارلز بوکوفسکی چقدر زیبا میگه:
"باید خودمان نوری بر تاریکی مان بتابانیم
این را هیچ کس دیگری برای ما انجام نخواهد داد..."
@adelehz
4 436
بچه ها امشب جدی شب من نیست رفتم سیاه دونه بخورم یه قاشق دونه ی سیاه گذاشتم تو دهنم و آبم روش
دیدم اصلا بوی سیاه دونه نداره توجه نکردم
الان که دونه ها روی زبونم می لغزند میبینم یه قاشق تخم شربتی خوردم😑
بخاطر عروسکه است
میدونم😶🌫🥶
4 436
جدی انگار بعضیا با ما تو این جامعه زندگی نمیکنن ها😬من هنوز دارم به اون قیمته برای عروسک فکر میکنم
4 436
یه عروسک دیدم تو اینستا رفتم قیمت گرفتم کلی قشنگ برخورد کردن و قیمت دادن
۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان وجه رایجمملکت
قیمتش خوب بود هاا برای یه عروسک ۵۰ سانتی منتها دیدممن سلیقه ندارم !
پیام و قلب زدم اومدم بیرون😑
4 436
سلام به آنان که بخشیدند،فراموش هم کردند اما هنوز نیمه شبان با درد حاصل از زخمی کهنه در قلبشان از خواب بیدار میشوند.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 436
اینها بچههای مدرسه شبانه هستن. اومدن تو حیاط مدرسه تا باهم بچرخن و بارون رو جشن بگیرن. درست همون موقعی که بارون تو شدیدترین حالتش بود و یه رعدوبرق بزرگ چند لحظه قبلش کل شهرو یه لحظه روشن کرد. انگار که خدا گفته باشه : بچههای عزیزم، حالا که جشن شما برپاست، فشفشه هم با من.
.
یک جشن با شکوه!
.
مدتها ایستادم و نگاه کردم. به صدای جیغهای شادیشون گوشکردم. این قشنگترین چیزی بود که امسال دیدم.یه شادی دسته جمعی که دلم تنگ شده بود برا دیدنش.
.
بچهها مچکریم.
درس امشب جشن گرفتن بود و شما آموزگاران خوبی هستید.
مراقبم که رفوزه نباشم.
.
آآآی ابر بزرگ! ممنونم که برما میباری.
برما که جشن گرفتن را کمتر
اما باریدن را خوب بلدیم.
4 436
چند روزی ست دارم به سن فکر میکنم به اینکه واقعا عدد ست یا نه !
اینکه باید برایش غصه خورد یا نه ؟
به آن برنامه ریزی هایی فکر میکنم که همه متن چندتایی برای خودمان ساخته بودیم تا در سن خاصی به هدفی مشخص برسیم .
راستش تا قبل از بیست سالگی خیلی به این برنامه ها پایبند بودم اما هرچه زمان پیش می رفت و می دیدم کنترل بعضی چیزها عملا از توانم خارج ست سرعت را کم میکردم.
من هر وقت نگران به این فکر میکنم که دیر شد ناگهان به خودم نهیب می زنم که چه شده مگر؟
تو که تمام کارهایی که میتوانستی را انجام دادی حالا برای چه نگرانی؟
آن چه سهمت باشد در ظرفت گذاشته می شود این حجم نگرانی را با خود کجا میبری و می آری ؟
راستش از محاسبه کردن بی حوصله ام،نه خسته نه بیزار بلکه بی حوصله
این محاسبه گری مودم را برهم می ریزد و بخاطر همین کنارش گذاشته ام.
گیرم که دیر شد
گیرم که اصلا نشد
مگر صدسال بعد که نباشم کدام اینها مهم ست ؟
بگذار بگذرد
هرچه بادا باد
#عادله_زمانی
@adeldhz
4 436
چند روزی ست دارم به سن فکر میکنم به اینکه واقعا عدد ست یا نه !
اینکه باید برایش غصه خورد یا نه ؟
4 436
چقدر حرفهایی شنیدیم که گوینده یادش نیست ولی ما تا آخرین لحظه ی حیات یادمونه :(
4 436
گریه ها،تاریکی ها و شکست ها تمام شان بسیار قدرتمند اما فقط تا وقتی که هنوز زندگی به میان نیامده باشد . زندگی از همه چیز قوی تر ست .و چه چیز مثل شروع یک روز میتواند نماد زندگی باشد؟
#عادله_زمانی
@adelehz
4 436
و یک زن
در ظریف ترین نقطه شب
هنوز هم دوست داشته شدن را به انتظار مینشیند
تورگوت اویار
شبتون بخیر❤️
