"زنی کهگم کردم "
Kanalga Telegram’da o‘tish
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
Ko'proq ko'rsatish4 545
Obunachilar
+324 soatlar
+827 kunlar
+17330 kunlar
Postlar arxiv
4 545
#چه_بخوانیم
جز از کل
استیو تولتز
من از خوندن رمان جز از کل نوشتە ی استیو تولتز خیلی لذت بردم . طوری که بعد خوندنش ، هر رمان دیگه ای که میخونم رو با اون مقایسه میکنم و یه جورایی انگار برام معیار سنجش ضعف و قوت داستانی شده ! داستان در مورد زندگی و ارتباط یه پدر و پسره ، با درونمایه ی فلسفی و روایات و اتفاقات مجذوب کننده ... پیچیدگیهای هر دو شخصیت ( خصوصا پدر) بشدت جذاب و تامل برانگیزه ...
کلا در کتابهای استیو تولتز ، شخصیت پردازی بی نهایت قویه ...
کتاب ریگ روان و هر چه باداباد از همین نویسنده رو هم بشدت پیشنهاد میکنم.
@adelehz
4 545
محبوبِ گمشده ام !
آیا شما با چنگیز مغول نسبتی دارید؟
که اینگونه بی دعوت آمدید، ویرانمان کردید و سپس رفتید ؟
#عادله_زمانی
4 545
ما میتوانستیم خودمان باشیم .
نه شبها دیر بخوابیم و نه روزها غصه ها بالای سرمان چون کلافی در هم تنیده معلق ایستاده باشد .
میتوانستیم نفهمیم عشق چیست و نیمه شبها از خواب نپریم.
میتوانستیم خودمان باشیم و هی از خودمان نپرسیم مگر من چه کردم و کجای کارم اشتباه بوده است ..
اگر میگذاشتند.
اما افسوس که نگذاشتند ..
بی دعوت آمدند و برهم ریختند و رفتند ...
#عادله_زمانی
4 545
هرگزت شیرین نمی بردم گمان
ای شهدِ عشق
تلخ می دانستمت امّا ,
نه این مقدار تلخ !
طالب آملی
@adelehz
4 545
یکبوسه در رویا
و هیچ بوسه ای در واقعیت
زیر نور آخرین چراغ برق خیابان همدیگر را نبوسیدن
در باران آرام بهاری یکدیگر را نبوسیدن
پشت درخت کاج باران خورده هم را نبوسیدن
من هزاران بار تورا نبوسیدم.
و راستش عشق بدون بوسه حتی اگر بوسه ای کوچک از روی ترس باشد به چه می ارزد ؟
#عادله_زمانی
4 545
رفقا،معرفی کتاب بذاریم که این روزا با مطالعه یکم ذهنمون اروم بشه؟
anonymous poll
آره 💙
▫️ 0%
نه 🖤
▫️ 0%
👥 Nobody voted so far.
4 545
Repost from "زنی کهگم کردم "
تصویری واقعی از 2 مرد که در سال 1889 در دمشق گرفته شد
کوتوله معلول مسیحی بنام سمیر، بر دوش دوست نابینای مسلمان خود بنام عبدالله بود.
سمیر بر دوش عبدالله در رفت وآمدهایش به او وابسته بود و نقش چشم عبدالله نابینا را داشت ودر کوچه پس کوچه های دمشق با راهنمایی وی، عبدالله از چاله ها و پستی بلندی ها می گذشت.
یکی می دید، و دیگری راه می رفت، اینچنین همدیگررا کامل می کردند و بر قساوت زندگی غلبه کردند.
مسیحی معلول بود و مسلمان روشندل ، هر دو در کودکی یتیم شدند و بدون سرپرست در اتاقی با هم زندگی می کردند و با هم کارمی کردند..
سمیر مسیحی قصه گو بود ودریکی از قهوه خانه های قدیمی و معروف دمشق برای مردم قصه می گفت، و عبدالله روشندل روبروی همان قهوه خانه نخود و لوبیای داغ میفروخت و به قصه های دوستش گوش می داد.
سمیر قبل از عبدالله درگذشت، و عبدالله به شدت متاثر شد، طوری که یک هفته تمام در اتاقش گریست ، تا جائی که جسد بی جانش که از شدت اندوه فوت شده بود را در اتاقش پیدا کردند..
شاید روزی دربهشت سمیر و عبدالله بهم پیوستند..
ولی چه کسی برای ما بر زمین خواهد خفت؟
@adelehz
4 545
ولی من هنوز بعضی صبحها از خواب بیدار میشم و با خودم میگم به دایی احمد زنگ بزنم و تو کسری از ثانیه یادم میاد دایی احمد گوشی شو خاموش کرده 🥲
دلم برات تنگ شده رفیق
چرا به خوابم نمیایی ...
4 545
بچه که بودم مادرم همیشه برای توصیف بهشت برای من از عبارت باغی سر سبز و زیبا استفاده می کرد .
باغی که هرنوع میوه در آن یافت می شود و آنقدر بزرگو بی انتهاست که هرگز به پایانش نمی رسی .
بزرگتر که شدم از خودم سوال کردم اگر بهشت صرفا یک باغ باشد که در همین دنیا هم میتوان به آن رسید .
اما بهشت فقط یک باغ نبود
هر اندازه که بزرگتر شدم و در آتشهای بی رحم زمانه پروبالم سوخت یاد گرفتم بهشت آسودگی ست .
بهشت رهایی از غم ست .
بهشت لحظه یرمعجزه آسای بی دردی ست .
لحظه ای که تو هیچ بهانه ای برای غم نداری ،شادی و بی نیاز عزیزانت را داری و هیچ غصه ای تکرار می کنم هیچ غصه ای یا حداقل موردی برای غصه خوردن نداری .
مطلق خوشبخت و بی دردی
مطلق آسوده ای
آنگاه ست که هرجا میتواند قرار گاه تو باشد و یا بگذار ساده تر بگویم بهشت کوچک تو باشد .
و این را هم خوب می دانم که بهشت در این دنیا به دست نمی آید چون اینجا در همان لحظه ای که چیزی بیشتر داری چیزی هم کمتر داری ..
پس امید دارم این بهشتی که میوه اش بی خیالی و آسودگی ست حداقل در جهان های دیگر نصیب دل همه ی ما دل شکستگان خسته بشود اگر لایقش باشیم .
همین
#عادله_زمانی
4 545
من دیگر دلتنگ تو نمی شوم
فقط دلتنگ مردی که از تو در دلم میشناختم میشوم..
راستی تو آن مرد عاشق و مهربانی که میشناختم را ندیدی؟
#عادله_زمانی
@adelehz
4 545
اینجوریه که امروز رفتم بیرون و از دیدن شمعها و بادکنک های شبیه هندونه ی تزئینی تو یه مغازه حالم بهم خورد .
منی که عاشق شب چله و جشن گرفتن بودم :)
4 545
Repost from "زنی کهگم کردم "
من تنها عاشق تو نیستم،
من به تو مومنم،
همانطور که انسان با اصل و نسب،
به وطن ایمان دارد ..
غسان کنفانی
@adelehz
4 545
اگر لازم است کسی را متقاعد کنید که دوستتان داشته باشد، هرگز شما را دوست نخواهد داشت. اگر لازم است به کسی باج بدهید تا به شما احترام بگذارد، هرگز به شما احترام نخواهد گذاشت. اگر لازم است کسی را متقاعد کنید تا به شما اعتماد کند، در حقیقت هرگز به شما اعتماد نخواهد کرد.
باارزشترین و مهمترین چیزها در زندگی، ذاتاً ماهیتی غیرمعاملاتی دارند و تلاش برای مذاکره سرِ آنها بلافاصله نابودشان میکند.
نمیتوانید برای رسیدن به خوشبختی توطئهچینی کنید؛ غیرممکن است.
✍🏻 مارک منسن
@adelehz
4 545
با هیچکس نباید بیش از اندازه گذشت یا محبت داشت!
همانطور که دوستانمان را نه به علت رد کردن تقاضای قرضی که از ما خواستهاند، بلکه به علت اینکه به آنان قرض دادهایم از دست میدهیم، هیچکس را به علت رفتار غرورآمیز و بیاعتنایی اندک از دست نمیدهیم، بلکه به این علت از دست میدهیم که رفتاری بیش از اندازه دوستانه و فروتنانه از ما دیده است.
📓در باب حکمت زندگی
✍🏻 آرتور شوپنهاور
@adelehz
