uz
Feedback
گفتگفتم داستان

گفتگفتم داستان

Kanalga Telegram’da o‘tish

کانال گفتگفتم:اخبارداستان ،تاتر،سینما،معرفی کتاب ،تاریخ بازتاب اخبارنشست های ادبی شروع به کارکانال12/12/1394 ارتباط باادمین: @S1a2e3

Ko'proq ko'rsatish
1 234
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kunlar
-330 kunlar
Postlar arxiv
کافکا خیلی بی‌رحمانه یک سؤال ساده مطرح می‌کنه: اگر دیگر نتوانی برای دیگران مفید باشی، آیا هنوز برایشان ارزشمندی؟ اگر یک روز از خواب بیدار بشی و ببینی دیگه برای خانواده‌ات همون آدم قبلی نیستی، چی برات دردناک‌تره؟ تغییر خودت یا اینکه کم‌کم بقیه هم دیگه تو رو مثل قبل نبینن؟ «مسخ» اثر فرانتس کافکا با یکی از عجیب‌ترین و در عین حال ساده‌ترین اتفاق‌های ادبیات شروع می‌شه: گرگور سامسا یک صبح از خواب بیدار می‌شه و می‌بینه به موجودی حشره‌مانند تبدیل شده. تنهایی گرگور فقط به این دلیل نیست که در اتاقش حبس شده؛ درد اصلی اینه که حتی وقتی هنوز همان ذهن و احساسات را دارد، دیگران کم‌کم او را فقط بر اساس ظاهر و کارایی‌اش می‌بینند. اگر به ادبیات کلاسیک، داستان‌های روان‌شناختی و آثار فلسفی درباره‌ی تنهایی، بیگانگی و هویت علاقه داری، «مسخ» یکی از آن کتاب‌هایی است که ارزش خواندن و دوباره فکر کردن دارد! ▫️بازنشر از دیارمدیا @artchanel

🔥اسامی راهیافتگان به مرحله نهایی نخستین دوره جایزه ادبی هشت اعلام شد. اسامی افراد به ترتیب حروف الفبا و با تفکیک بخش بزرگسال
🔥اسامی راهیافتگان به مرحله نهایی نخستین دوره جایزه ادبی هشت اعلام شد. اسامی افراد به ترتیب حروف الفبا و با تفکیک بخش بزرگسال و قلم جوان به شرح بالا است. ●نشانی سایت www.festival8.net مراجعه کنید. آدرس کانال : 🆔 @festival_8 آدرس پیج اینستاگرام: @Festival.8 #جایزه_ادبی_هشت #جایزه_ادبی_داستان_کوتاه_هشت #فستیوال_هشت #داستان_کوتاه #داستان #جشنواره_داستان

پرچمدار 🇮🇷 در مشهد به ابتکار چند نفر از دوستان قرار شد یک پرچم ایران را جایی نگه دارند و نگذارند بیفتد. چند نفر داوطلب شدند که یک ساعت پرچم را نگه دارند و بدهند نفر بعدی. اما واقعا چند ساعت و با چند نفر ممکن بود چنین کاری را کردن؟ آن هم با آن سوزوسرما و برفی که در اسفند و فروردین مشهد را درگرفت... بعدش هم کی حاضر بود ساعت مثلا سه تا چهار صبح دستش بگیرد؟ اگر نفر بعدی نیامد چه؟ از همه سختتر، با متلک‌گویی بعضی رهگذران: از خودشونی؟...چقدر گرفتی؟... حالا که چی؟... دیوانه‌ای چیزی هستی؟... سخن کوتاه: پرچم نیفتاد... حتی یک دقیقه، استوار ایستاد چون آدمهایی بودند و هستند که حاضرند برای عقیده‌شان، برای وطنشان، برای پرچمشان کاری کنند؛ تو بگو در حد یکساعت ایستادن در سرما، تک‌وتنها. ساعتها و روزها و هفته‌ها گذشت و یک گوشه‌ای در مشهد همیشه یکی ایستاده بود پای یک پرچم، بی‌شعار بی‌بوق، بی‌پوستر، بی‌بلندگو، بی‌بنر. حالا ششصدهفتصدساعتی‌ست که این پرچم همانجا بالاست. کسانی تکه انداختند و درشت گفتند، بعضی با تعجب نگاه کردند، گروهی پرچم‌های دیگری را آوردند جلو و پشت این پرچم گذاشتند... و آدمهایی هم با تحسین نگاه کردند و داوطلب شدند پرچمدار باشند، بی‌حرف، بی‌بلندگو، بی‌شعار، پرشور، باعشق. به برادرم مجید گفتم تو که خودت پرچم را نگه داشته‌ای یکبار هم بجای من برو نگه‌دار. گفت شرمنده خودم دوباره خواسته‌ام نگه‌دارم گفته‌اند تا هفته بعد وقت خالی نیست! بچه‌ها یک بات در اپلیکیشن بله نوشته‌اند برو آنجا وقت بگیر. یک کانال هم دارند، امروز دیدم نوشته تا هفته دوم اردیبهشت جا نیست... تازه گویا وقتها را نیم‌ساعته کرده‌اند بخاطر استقبال زیاد. از چند نفر که پرچم را نگه داشته بودند شنیدم که چنان حس خوبی از همین کار ساده گرفته‌اند که دلشان پر می‌زند تا نوبت بعدی. گفتم بدانید، شاید بخواهید امتحان کنید. آرامش دل و اشکی جلای روح، گاهی به ایستادن پای چیزی‌ست. یک چیز دیگر هم بگویم و خلاص: من هم مثل بسیاری دیگر از ایرانیان دوست داشتم پرچم شیروخورشید عوض نشود، هم قدیمی‌تر بود هم اصیلتر. یک نشان ملی که بسیاری از مذهبی‌ها هم دوستش داشتند چون معتقد بودند —درست یا نادرست— آن شیر نشانی از «شیر خدا، اسدالله الغالب، علی» است. با این‌حال و در کمال تاسف پرچم شیروخورشید عزیز ما حالا —عموما به همت گروهی از خارج‌نشینان و پهالوه— به نمادی از خشونت، وطن‌فروشی، عربده‌کشی، جنگ‌طلبی، اسراییل‌پرستی، ارتجاع و مجموعه‌ای از رذایلی آشکار بدل شد. این پرچم حالا برای من و بسیاری، «قرآن سر نیزه» است. ارزش پرچم به پرچمدار است وگرنه تکه‌ای پارچه و نخ و رنگست سر چوب یا نیزه‌ای. پرچم من همینی است که این رفقا نگه داشته‌اند. و تا ابد بالا. @goftgoftam 🔺🔻

خاطره اخوان ثالث از گل‌رخسار 🟢قرار این بود که از ایران و تاجیکستان و افغانستان، یعنی فارسی زبانان، برویم شعر بخوانیم. شاعر ا
خاطره اخوان ثالث از گل‌رخسار 🟢قرار این بود که از ایران و تاجیکستان و افغانستان، یعنی فارسی زبانان، برویم شعر بخوانیم. شاعر افغانی نیامد. گویا علت این بود که همزمان با آن دعوت ماموریتی سیاسی و فرهنگی در تاجیکستان داشت که نتوانست بیاید ولی خانم گل رخسار آمد و شعر خواند و کتابی هم به من داد به نام «گهواره سبز» به خط فارسی نستعلیق، من هم یک دوره آثار شعریم را به او دادم و اجازه دادم که همه‌اش را چاپ کند. بدون اینکه دیناری از او بخواهم. البته تاجیک‌ها برادران ما هستند و در قدیم باهم بودیم و از یک سرزمین هستیم. حالا حوادث روزگار این جوری کرده افغانستان یک طرف و تاجیکستان یک طرف دیگر رفته‌اند. 🟢این خانم گل‌رخسار به لهجه غلیظ قدیم خراسانی چیز با مزه‌ای میگفت که من یکی از ۱۲ زنی هستم که در تمام شوروی انتخاب می‌شوند و به مسکو می‌روند برای نمایندگی از جمهوری خودشان . یا چه و چها که من نپرسیدم. خانم گورباچف هم یکی از آنهاست. میگفت وقتی رفتم آنجا نشستم، گفتم خانم گورباچف خیالت نشه زن شاهی یک رای تو داری یک رای مو. من نمی‌ذارم زن شاه بشی! من که مهدی اخوان ثالثم یک بیت برایش گفتم که در یکی از کتاب‌هام تقدیم نومچه نوشتم و به او تقدیم کردم. با ما باغ غریبان پون شفق گل کرد گل‌رخسار فضا را پرشمیم سر و سمبل کرد گل‌رخسار
📌مصاحبه اخوان ثالث در مجله «دنیای سخن»
FarhikhteganOnline.ir روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر @charsoofarhang

طرح‌| رجبعلی خیاط مشهدی‌ها؛ سیدی که آیت‌الله بهجت به دیدارش می‌رفت سید قرقره فروش مشهدی، فردی ساده و بی‌آلایش بود که با مراقب
طرح‌| رجبعلی خیاط مشهدی‌ها؛ سیدی که آیت‌الله بهجت به دیدارش می‌رفت سید قرقره فروش مشهدی، فردی ساده و بی‌آلایش بود که با مراقبت در زندگی شخصی، مورد عنایت خدا قرار گرفته و حکمت الهی بر زبانش جاری بود. او به «سید قرقره فروش» معروف بود. یک دوچرخه قدیمی داشت و کارش فروش نخ، دکمه، سوزن، شانه و وسایل خیاطی بود که در گوشه‌ای از میدان شهدای قدیم مشهد بساط می‌کرد. این کاسب خدا جوی، عاشق اهل بیت (ع) ، فردی بی‌آلایش و فارغ از مرید پروری بود. مراجعه کننده‌ها را بدون آنکه به زیارت امام رضا (ع) رفته باشند نمی‌پذیرفت. وی در ارشادات عارفانه و توحیدی که داشت، همیشه می‌گفت: اگر انسان خدا را به عنوان کفیل خود باور داشته باشد و یقین کند خدای مهربان او را خلق کرده و کفالت زندگی او را برعهده گرفته هیچ وقت دست خود را در خانه دیگری دراز نمی‌کند. او اهل ذکر و روضه و صاحب کرامت بود و در اردیبهشت 1400 در سن 99 سالگی دعوت حق را لبیک گفت. 🇮🇷 @zakeriART 🌿✍️

❗️آدولف آیشمن؛ از افسران نازی که در ارتباط با اخراج و مرگ میلیون‌ها یهودی نقش کلیدی‌ای داشت، در سال ۱۹۶۰، بعد از پانزده سال زندگی مخفیانه در آرژانتین، برای حضور در این دادگاه توسط اسرائیل ربوده شد! ▪️در بین حضار دادگاه یکی از مشهورترین نظریه‌پردازان سیاسی قرن بیشتم نشسته است.. هانا آرنت، یهودی که در آلمان به دنیا آمد، در فرانسه فرار از اردوگاه را تجربه کرد و در سال ۱۹۴۱ خودش را به آمریکا رساند. او در این دادگاه حضور دارد ‌تا برای نیویورکر گزارشی از این محاکمه بنویسد، گزارش هانا آرنت از این دادگاه که در سال ۱۹۶۳ در کتاب «آیمشن در اورشلیم» چاپ شد، بحث‌ها و جنجال‌های زیادی را به همراه داشت. او را متهم به یهودستیزی و طرفداری از نازی‌ها کردند و بسیاری از دوستانش را از دست داد. هانا آرنت در این کتاب به دو مسئله‌ی اساسی می‌پردازد: چطور مردی مثل آیشمن که به شکل اسف‌بار و هولناکی معمولی ا‌ست، دست به چنین جنایت‌هایی می‌زند؟ ▫️آیا این دادگاه، دادگاه صالحی برای بررسی جنایت‌های آدولف آیشمن هست؟ @artchanel

یازدهمین کتاب محسن رحیم دل منتشر شد. لطفا جهت تهیه این کتاب تماس بگیرید و یا در پی وی پیغام بگذارید. ارسال در مشهد با پیک شهر
یازدهمین کتاب محسن رحیم دل منتشر شد. لطفا جهت تهیه این کتاب تماس بگیرید و یا در پی وی پیغام بگذارید. ارسال در مشهد با پیک شهرستان ها با پست 0937 842 32 21 0993 130 44 04 متشکرم ❤️

❗️مستند «هوشنگ گلشیری» (بخش دوم) ▪️کارگردان: احمد نیک‌آذر @artchanel

❗️مستند «هوشنگ گلشیری» (بخش نخست) ▪️کارگردان: احمد نیک‌آذر @artchanel

یک افسانه‌ی صحرایی، از مردی می‌گوید که می‌خواست به واحه‌ی دیگری مهاجرت کند و شروع کرد به بار کردنِ شترش. فرش‌هایش، لوازم پخت و پز، صندوق‌های لباسش را بار کرد و حیوان همه را پذیرفت. وقتی می‌خواستند به راه بیفتند، مرد پَرِ آبی زیبایی را به یاد آورد که پدرش به او داده بود. پر را برداشت و بر پشتِ شتر گذاشت؛ اما با این کار، جانور زیر بار تاب نیاورد و جان سپرد. حتما مرد فکر کرده است شتر من حتی نتوانست وزن یک پر را تحمل کند. گاهی ما هم در مورد دیگران همین طور فکر می‌کنیم، نمی‌فهمیم که شوخی کوچک ما شاید همان قطره‌ای بوده است که جامی پُر از درد و رنج را لبریز کرده. @goftgoftam 🔻🔺️

قصه فقدان خلبانان رازهایی دارتد .از ارتفاعی به بعد، زمین و آسمان یکی می‌شوند. انگاری رفتن، همان رسیدن باشد، فقط از مسیری که ما هنوز نمی‌بینیم. چشم‌به‌راهان این راز را با سکوت‌شان نگه می‌دارند. آنها هم رازهایی دارند. قصه حدیث نفس همه ماست این غیاب. یک جیزی سنگین تر از وزن کره زمین روی سبنه افتادن است. نفس، در جست‌وجوی غایب، در حقیقت مبدأ خویش را می‌جوید. داری با او حرف میزنی. مکث می کند. دستی که روی میز بی‌حرکت مانده، جای خالیِ دستی دیگر را نگه می‌دارد. آن‌که رفته، از جهانِ ما بیرون نرفته؛ در ما نشسته، مثل نوری که از خورشیدی دور همچنان بر دیوار می‌تابد، حتی وقتی خورشید غروب کرده. چشم‌به‌راهی یک وضعیت روحی نیست. یک طرز نکاه کردن به دنیای پنهانکارست. یادآوریِ آن یگانگی‌ست که پیش از هر جدایی بوده و بعد از هر جدایی خواهد ماند.#خلبانان

❗️جویس کرول اوتس از داستان‌نویسی می‌گوید! @artchanel

🎬  - ویتگنشتاین: «چرا در قدیم مردم تصور می‌کردند که خورشید حرکت می‌کند؟» - دانشجو: «چون این‌طور به نظر می‌رسید.» - ویتگنشتاین: «مگر الان چطور به نظر می‌رسد؟...»

این که در اکثر اوقات افکار را در مغزمان نگه می‌داریم، دلیلی دارد، آن ها جایشان در آن بیرون اصلا امن نیست. زنی در کابین ۱۰ روث ور @goftgoftam 🔺🔻

🎬  - ویتگنشتاین: «چرا در قدیم مردم تصور می‌کردند که خورشید حرکت می‌کند؟» - دانشجو: «چون این‌طور به نظر می‌رسید.» - ویتگنشتاین: «مگر الان چطور به نظر می‌رسد؟...»

❗️محمد قاضی و عکس‌هایی کمتر دیده‌شده از او! ▪️محمد قاضی؛ مترجمی که سرطان حنجره، صدایش را گرفت، اما قلمش برای همیشه در ادبیات
+7
❗️محمد قاضی و عکس‌هایی کمتر دیده‌شده از او! ▪️محمد قاضی؛ مترجمی که سرطان حنجره، صدایش را گرفت، اما قلمش برای همیشه در ادبیات فارسی ماندگار شد! آشنایی عمیق قاضی با ادبیات کلاسیک فارسی و پایبندی آگاهانه‌اش به متن اصلی، در کنار تلاش برای انتقال دقیق شیوهٔ روایت نویسنده با زبانی روان و خوش‌خوان، تحسین گستردهٔ منتقدان را برانگیخت. او به‌ویژه در ترجمهٔ آثاری با لحن طنز و هجو، از جمله «زوربای یونانی»، مهارتی کم‌نظیر داشت. از سروانتس، ویکتور هوگو و آناتول فرانس تا جک لندن، پرل باک و نیکوس کازانتزاکیس، برای چند نسل از فارسی‌زبانان، نخستین آشنایی با ادبیات جهان از دریچهٔ ترجمه‌های محمد قاضی رقم خورد؛ ترجمه‌هایی که هنوز هم، با گذشت دهه‌ها، زنده و خواندنی‌اند. ▫️بازنشر از صفحه‌ی انتشارات خوارزمی @artchanel

❗️پل آستر، از نگاه ویژه‌اش به هنر و نویسندگی می‌گوید! ▪️پل آستر Paul Auster؛ رمان‌نویس، شاعر و فیلم‌ساز آمریکایی، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های ادبیات معاصر است. او با آثاری چون «سه‌گانهٔ نیویورک» (The New York Trilogy)، «کتاب اوهام» (The Book of Illusions) و «مرد در تاریکی» (Man in the Dark) توانست به‌عنوان صدایی متفاوت در ادبیات قرن بیستم و بیست‌ویکم شناخته شود. نثر مینیمالیستی، نگاه فلسفی و پرداختن به مفاهیم هویت، سرنوشت و تصادف، از ویژگی‌های اصلی نوشته‌های اوست. آستر در طول کارنامه‌ی خود جوایز معتبری از جمله جایزهٔ مدیسی فرانسه و جایزهٔ شاهزاده آستوریاس اسپانیا را به‌دست آورده و آثارش به ده‌ها زبان دنیا ترجمه شده است. @artchanel

❗️بورخس از نابینایی و نوشتن و کارکردن می‌گوید! @artchanel