AghayedNet
Kanalga Telegram’da o‘tish
2 496
Obunachilar
+124 soatlar
+57 kunlar
+830 kunlar
Postlar arxiv
2 495
🔺تصویر چپ، چاپ اول کتاب حصائل الفکر و تصویر دیگر چاپ دوم کتاب.
مؤلف در چاپ اول مطالبی ضد شیخیه نگاشته بود که در چاپ بعد حذف کرد.
@AghayedNet
2 495
🔺بهترتیب، چاپ اول کتاب حصائل الفکر و چاپ بعد.
مؤلف در چاپ اول مطالبی ضد شیخیه نگاشته بود که در چاپ بعد حذف کرد.
@AghayedNet
2 495
✔️🔻درباره کتاب حصائل الفکر فی احوال الامام المنتظر
بهتازگی بعضی سایتها فایل کتاب حصائل الفکر... را منتشر کردهاند. چون این کتاب ماجرای مفصلی دارد که مرتبط با مکتب است در این یادداشت آن را معرفی میکنیم.
کتاب حصائل الفکر... در سال ۱۹۷۰م در لبنان بهچاپ رسید. این کتابْ تألیفی از مطالب حوزه مهدویت و غیبت است و در آن از پژوهشهای تازه خبری نیست.
بهمناسبت بحث مدعیان بابیت، سخن از علیمحمد شیرازی لعنهالله بهمیان آورده و متأسفانه با تکیه بر کتاب خالصیزاده، او را زاده شیخیه دانسته و باز هم براساس نوشتههای وی، مکتب شیخه را نقد کرده است.
پساز انتشار کتاب، بعضیاز احسائیهای بحرین بهشدت با این نویسنده بحرینی برخورد و او را نقد کردند. حتی شیخ باقر آلعصفور، از علماء مشهور بحرین در آن زمان، از این کتاب راضی نبود. درباره نقد وی بر این کتاب، در کتاب العقد الزاهر فی ترجمة الشيخ باقر نگاشتهٔ محمود طرادة، ضمن شمارش مؤلفات شیخ باقر آلعصفور آمده است:
«و منها الرد على صاحب كتاب حصائل الفكر فی أحوال الامام المنتظر عندما اشكل على بعض العبارات الواردة فيه، حيث لفت انتباهه الى ذلک احد الاحسائيين، فألقى الشيخ باقر ثلاث محاضرات متتاليات عن هذا الكتاب بمسجد مؤمن، و كان الحضور فوق ما يتصور.»
همچنین در نقد ابراهیم جمالالدین بر این کتاب با عنوان «الی صاحب حصائل الفکر»، در بخش آخر چنین آمده است:
«هذا و قد قلت فی صفحة ۷۴ الی صفحة ۸۰ نقلاً عن الکتب المُعادیة للشیخیة ما لایحمد ذکره و نشره مع العلم بانهم من الشیعة الامامیة الصادقین فی الولاء لاهلالبیت علیهمالسلام و الأخذ عنهم و ان المرحوم العلامة الشیخ احمد الاحسائی الذی ینتسبون الیه هو من فطاحل علماء الشیعة الامامیة و حکمائهم و ان بینه و بین علمائنا الابرار فی طریق الاجازة له و منه اطراء جلیل و ثناء جمیل و لیس فی مؤلفاته ایّ انحراف و تغییر و تبدیل. فافهم ذلک و اعرف العلم الصحیح الذی یجب التدین به و اعرف حق العلم و اهله و واجب الاخاء لذوی العقیدة و الولاء و اجعلنی لک من الناصحین. ابراهیم جمالالدین.»
البته نویسنده کتاب معاند نبود، ولی ازروی سادهانگاری و چهبسا سادهلوحی، به شنیدهها اکتفا کرده بود و با مطالعه این کتاب مشخص میشود که هیچ مراجعه مستقیمی به کتب شیخیه نداشته است و محض قرائت چند سطری از نوشتههای خالصیزاده، آن را سندی معتبر پنداشته است (همان روش شایع میان پژوهندگان قشری و مراجعهکننده به منابع دست دوم و سوم). آنهم خالصیزادهای که به عداوت با بزرگان شهرت داشت و گذشته از فتاوای عجیب، وی کسی است که حسب و نسب مرحوم شیخ احمد احسائی را زیر سؤال برد که معلوم نیست از کجا آمدهاند! وحالآنکه آثار این بزرگوار در احساء موجود است (و الحمدلله). خالصیزاده تهمتهای دیگری نیز وارد کرد که در موضع خود پاسخ داده شده است.
نویسنده این کتاب پساز آگاهی از اشتباه فاحش خود، آنچه را درباره شیخیه نگاشته بود در چاپهای بعد حذف کرد و هرکجا گفتوگویی دراینباره داشت، به خطای خود اقرار میکرد. در دیوان وی نیز اشعاری ناظر به این موضوع دیده میشود.
وی در مصاحبه ای با «الوسط»، روزنامه معروف بحرین به این موضوع اشاره کرده است. در این مصاحبه میگوید که پساز تألیف این کتاب دریافته است که کشفیه همان شیخیه است و نقدهای زیادی از اطراف به او رسیده. بالاخره توضیح داده است که وی شخصی را متهم نکرده؛ بلکه فقط گفتار خالصیزاده را نقل کرده است.
آنچه اهمیت دارد، منفتح بودن است (و نه تعصب کورکورانه و جرح و تعدیل بیپایه) و همچنین برخورد منصفانه و قبول حق است؛ اگرچه به دست بردن در کتاب و حذف و تعدیل مطالب گذشته منجر شود.
در پایان، بخشیاز مصاحبه مؤلف کتاب را نقل میکنیم:
«انا اعتبرت فی هذا الكتاب ان الكشفية غير الشيخية فی قضية سفراء الامام المنتظر، فمن المعروف ان للامام اربعة سفراء، و بعد موت هؤلاء السفراء ادعى عدد كبير من الناس انهم سفراء الامام و منهم السيدعلی الباب (ايرانی) الذي فتح باب السفارة على مصراعيه و عين عدداً من الوكلاء فی مختلف الاماكن و هؤلاء ينتمون الى الشيخ احمد الاحسائی (مؤسس مذهب الكشفية). و تفاجأت لاحقاً ان الشيخية هم الكشفية، و بعد مرور سنة من توزيع الكتاب فی المكتبات فی محرم العام اللاحق قام بقيادة الحملة ضدی احد خطباء الاحساء الذی قال للمستمعين اننی اتهمتهم بالمغالاة، و بعثنا الكتاب اليهم و كل من اشترى الكتاب قام بسبی و شتمی، و وصلت الرسائل الى البحرين ايضاً بهتاناً و زوراً. و عقدت ندوات لتوضيح الامر فی القرى و المدن و قلت لهم اننی لماتهم احداً، بل نقلت ذلک عن الشيخ الخالصی و ناقل الكفر ليس بكافر.» (العدد ۷۲۱، الجمعة ۲۷ اغسطس ۲۰۰۴م الموافق ۱۱ رجب ۱۴۲۵ه)
@AghayedNet
2 495
✔️🔻اللغة الفارسية وآدابها مزلة تحقيق المخطوطات العربية.. كتاب الرد على الرادين نموذجاً (۲)
على المحقق أن يطابق هذه الاقتباسات الأدبية مع عبارات المخطوطة وقواعد اللغة الفارسية بدقة كاملة وهذه هي المرحلة الأولى في التحقيق. ثم ينتقل إلى المرحلة الثانية وهي تنسيق هذه العبارات مع ما طُبع من مصادرها الأصلية وهي دواوين الشعراء وغيرها من الكتب الأدبية مع نقل الفروق اللغوية والأدبية بين الموجود في المخطوطة والمصادر الأساسية وذكر اسم الشاعر وما شابهه من مراحل التنسيق والتحقيق. وتتلخص المرحلة الثالثة في ترجمة هذه العبارات باللغة العربية ترجمة منقحة لا ترجمة عشوائية غير مطابقة.
على سبيل المثال نرى في تعليق الصفحة ۷۸ من كتاب الرد على الرادين تُرجِمت كلمة "جاهلان" - الواردة في إحدى العبارات الفارسية - بـ"المجانين" وهذه ترجمة غير مطابقة. لأن كلمة "جاهلان" تعادل كلمة "الجهال" في العربية، ومعناها مغاير لمعنى المجانين. والمجنون والجنون في الأصل العربي يعني الخروج عن تصرف العقلاء الذين يلتزمون نظاماً متعارفاً عليه. والجاهل والجهال خلاف العالِم. فبين هاتين الكلمتين بون شاسع.
ونذكر نحن في هذه الوجیزة بعض الأمثلة وهناك ثمة اقتباسات ما نذكرها هنا ونوضح المرحلة الأولى من تحقيق هذه المقاطع وهي تطبيق العبارات مع النص المخطوط ونترك المرحلتان الأخيرتان لضيق المجال.
نختم هذه الوجيزة بنقل الأبيات الفارسية من الطبعة الثالثة من كتاب الرد على الرادين..
وقد عبّرنا عن العبارة السقيمة المطبوعة بـ"المطبوع" وعن العبارة السليمة - التي في المخطوطة - بـ"الصحيح".
الصفحة ۳۳:
المطبوع:
سه نكر ووبربشم اراورا رنيان خوانى و حرير وبرند
الصحيح:
سه نگردد بریشم ار او را
پرنیان خواني و حریر و پرند
الصفحة ۴۴:
المطبوع:
متی ز علایق جسماني بستي ز هواجس نفساني
رسوا شدة وبمیداني نجدا ملاکه نمیداني
الصحيح:
مستي ز علایق جسماني
پستي ز هواجس نفساني
رسوا شده و نميداني
بهخدا ملا که نميداني
الصفحة ۴۵:
المطبوع:
زین خواب کوان بکشا
جشمي بر حال خودت بنما رحمی
الصحیح:
زين خواب گران بگشا چشمي
بر حال خودت بنما رحمي
الصفحة ۷۸:
المطبوع:
تو مو می بینی و من ییحش مو
الصحيح:
تو مو ميبیني و من پیچش مو
الصفحة ۷۸:
المطبوع:
بلی جاهلان در عتق بجائي رسند که بجز محبوب خیري نمی ننید وخبر صوت وی صوتی نمیشوند هر راهی بوینداوراکویند
هر کلی بوینداوراجویند عارفان خدا در حرکات و سکنات ونظیر غیر خدارا متطور دارند و جز او رامی ینسد و غیر صوت او صوتی میتنوند
الصحیح:
بلي، جاهلان در عشق مجاز بهجايي رسند که بهجز محبوب چیزي نميبينند و بهجز صوت وي صوتي نميشنوند. هر راهي پویند او را گویند، هر گلي بویند او را جویند. نميدانم عارفان خدا در حرکات و سکنات و نظر چرا غیر خدا را منظور دارند و جز او را ميبینند و غیر او صوتي میشنوند.
الصفحة ۷۸:
المطبوع:
أین همه اوراهما از شه بود کرجه از حلقوم عبدالله بود
الصحیح:
این همه آوازها از شه بود
گرچه از حلقوم عبدالله بود
الصفحة ۸۳:
المطبوع:
کار یاکانرا قیاس از خود مکیر زانکه باشد در نوشتن شبیر شیر
هست یکتیري که ادم میخورد شیر دیکر هست که ادم میخورد
الصحيح:
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
زانکه باشد در نوشتن شیر شیر
هست یک شیري که آدم ميخورد
شیر دیگر هست که آدم ميخورد
الصفحة ۹۷:
المطبوع:
انشغالك رفت اند رخم رنك واندران خم کرد یکساعت درنك جون بزامد بوستین رنکین شدد دکه منم طاوس علیین شده
إلی أن قال رحمه اللّه: بانك طاوسان کن کویدکه لا بس ني طاوس خواجه بو العلا:
الصحیح:
آن شغالک رفت اندر خم رنگ
واندر آن خم کرد یکساعت درنگ
چون برآمد پوستین رنگین شده
که منم طاووس علیینشده
بانگ طاووسان کني گفتا که لا
پس نهاي طاووس خواجه بوالعلا
الصفحة ۱۰۳:
المطبوع:
من ملك بودم وفردوس برین جایم بود
ادم اورد درین دیر خراب ابادم
الصحیح:
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد دراین دیر خرابآبادم
الصفحة ۱۲۸:
المطبوع:
زین عصا تا انعصا فرقت وزرف
زین عمل تا ان عمل راه شکرف
لعنة اللّه ان عمل رادرقفا
رحمة اللّه ان عمل رادروفا
الصحيح:
زین عصا تا آن عصا فرقي است ژرف
زین عمل تا آن عمل راهي شگرف
لعنة الله این عمل را در قفا
رحمة الله آن عمل را در وفا
الصفحة ۱۲۹:
المطبوع:
شرح ابن خون دل
وخون جکز این زمان بکذار تا وقت دکر.
الصحيح:
شرح این خون دل و خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر
الصفحة ۱۳۷:
المطبوع:
اکر دست علی دست خدا ینست
جرادست دکر مشکل کشماه نیست
الصحیح:
اگر دست علي دست خدا نيست
چرا دست دگر مشکلگشا نیست؟
وللکلام بقیة.. ولكن ختمناه بمسك.
وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالمين وصلی الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين.
السید محمدصادق الموسوي
جمادی الآخرة ۱۴۴۴
@AghayedNet
2 495
✔️🔻اللغة الفارسية وآدابها مزلة تحقيق المخطوطات العربية.. كتاب الرد على الرادين نموذجاً (۱)
حصل بين اللغتين العربية والفارسية تداخل منذ أمد طويل بحيث نرى هذه الظاهرة في الكتب والآثار فضلاً عن المحاورات. يرى الباحث في مجال المخطوطات القديمة وجود بعض الرسائل والكتب التي كُتبت بلغتين أو أكثر، بمعنى أن بنية الكتاب في غالبه باللغة العربية، ولكن قد تتخلله في نفس الوقت كلمات وتعبيرات ومصطلحات وأيضاً بعض الأبيات بلغة أجنبية كالفارسية والتركية والإنجليزية وغيرها حسب اقتضاء المقام.
وهذه نقطة مهمة في مجال تحقيق المخطوطات وعلى المحقق أن يكون متبحراً في فهم هذه اللغات المستخدمة أو راجعاً إلى العارفين بهذه اللغات حتى يكون التحقيق خالٍ عن الأغلاط والمزلات.
والذي يسترعي النظر في هذا أن هناك كتب مدرسية مؤلفة بلغة العربية وفي ذات الوقت استشهد مؤلفوها - المشايخ والعلماء - بنصوص وأبيات ومقاطع شعرية باللغة الفارسية.
وسنسلّط الضوء في هذا التحليل باختصار شديد على المقاطع الفارسية والأدب الفارسي في مخطوط عربي مدرسي.
يكتب المحقق العربي المخطوطة بالآلة الكاتبة، وتكون الآلة ولوحة المفاتيح - الكيبورد - معدّة بشكل خاص للكتابة العربية. ككتابة حرفي "ك" و"ي". وتفتقر أيضاً لأربعة أحرف من اللغة الفارسية: "پ، چ، گ، ژ" وتكتب بدلها: "ب، ج، ك، ز"!
وهذا يغير النص والمعنى تماماً! وبعد الكتابة بهذا النسق وطبع الكتاب يرى القارئ المتفطن العارف باللغتين وجود نصوص باللغة الفارسية، ولكن الخلل فيها يصده عن قرائتها! فيحدث نفسه ويقول: هل كان هذا الخلل في أصل المخطوطة أم كان نتيجة أغلاط مطبعية أو أنه قصور من ناحية المحقق؟! وحين يرجع إلى المخطوطة يرى أنها سليمة من هذه الأخطاء، وأن مؤلف المخطوطة كان يتقن اللغة الفارسية.
وإليكم نموذجاً من هذه الظاهرة التي شهدته أخيراً بنفسي.
في رحلتي الأخيرة إلى العراق أهداني بعض الإخوان نسخة من الإصدار الجديد من رسالة المرحوم الميرزا محمود بن محمد التبريزي المعروف بملاباشي والملقب بنظام العلماء، والذي كان من تلامذة الشيخ ومرافقيه وذكر حاله رحمه الله خارج عن نطاق هذه الوجيزة.
كان المرحوم نظام العلماء قد كتب رسالة في الدفاع عن الشيخ الأحسائي أعلى الله مقامه مشهورة بـالرد على الرادين على الشيخ أحمد الأحسائي. وكنت حين استلمت الكتاب من صديقي قد وُفقت لزيارة الإمامين الكاظميين عليهما السلام، وكان الكتاب في حقيبتي وحين دخولي في الكاظمية قام أفراد الشرطة بتفتيشها الحقيبة. فلما فتحها ورأى الكتاب، تعجب وتبسم وقال: " الرد على الرادين.. في الحقيقة صدمتني هذه التسمية"، وأجبته بابتسامة ومضيت!
وكان المرحوم نظام العلماء يجيد اللغة التركية من حيث ولادته في مدينة تبريز وكان أيضاً يجيد اللغة الفارسية لأنه كان يعيش في بيئة إيرانية ومهتماً باللغة العربية لأنها لغة القرآن والأخبار ولغة العلماء ولغة الحكمة. واستخدم كل هذه اللغات الثلاثة في رسائله، وهذه الرسالة المذكورة كذلك.
فاللازم على محقق هذه الرسائل أن ينبه القارئ إلى هذه الفطنة، ويخرج المخطوطة إلى النور بتمامها مع إتقان هذه الجماليات الأدبية.
ولكن مما يُؤسف عليه جداً هو كتابة رسالة الرد على الرادين وطبعها طبعاً مجانباً للصواب، وبتعبير أدق تحوير النصوص والأبيات الفارسية فيها إلى كلمات مهملة لا جدوى منها.. .
كل هذا بغض النظر عن سائر المزلات التحقيقية في هذه الطبعة كالأغلاط المطبعية في النص العربي والافتقار إلى بعض التعليقات المفيدة ونقصان بعض التعليقات الموجودة و.. .
نختم هذه الوجيزة بنقل الأبيات الفارسية من الطبعة الثالثة من كتاب الرد على الرادين..
وقد عبّرنا عن العبارة السقيمة المطبوعة بـ"المطبوع" وعن العبارة السليمة - التي في المخطوطة - بـ"الصحيح".
⏳یتبع..
@AghayedNet
2 495
🔺نقدم هذا التسجيل الصوتي جواباً لبعض الباحثين المحققين حول الإصدار الجديد از تکفیر تا تکفیر، أي: من التكفير إلى التكفير.
🔸علماً بأن التكفير الأول - في عنوان الكتاب - هو التكفير الإصطلاحي الفقهي وجاء التكفير الثاني بمعناه اللغوي أي الكفّارة كما في المنجد: "كفّر عن یمینه أو إثمه: أعطی الکفارة" إشارة إلى تكفير الملا محمدتقي البرغاني في أوائل أمره وتوبته ورجوعه عن التكفير في أواخر عمره.
@AghayedNet
2 495
✔️🔻المقدمات والتعلیقات من کتاب فصلالخطاب
عرضٌ وتحلیل (۶)
وبالعودة إلی صلب الموضوع، نقول إن کتاب فصلالخطاب يشمل۷۶۵۲ باباً - عدا المقدمة - وأبرز ما تناولته تعلیقات هذه الأبواب:
۱. معاني اللغات الغریبة بالاستفادة من المصادر اللغویة أهمها معيار اللغة - الذي ألفه الشیرازي تلمیذه وهو جدیرٌ بالاهتمام من ناحیة اللغة العربیة عموماً ومن الجانب المدرسي خصوصاً - والقاموس ومجمع البحرین والصحاح وسرّ الأدب بید أنه ذکر في بعض التعلیقات اللغویة خلاصة ما في المعیار (کالصفحة ۶۰۳ من المجلد الثامن) أو لميذکر المصدر اللغوي مطلقاً في بعض التعلیقات ولکنه معلوم بالقرینة أن المعنی من إحدی هذه المصادر المذکورة.
۲. استنباطاته اللغویة والأصولیة والفقهیة والرجالیة والتاریخیة وقد أشبع الکتاب بهذا القسم من التعلیقات وکتب في نهایة بعضها «کریم» أو «کریم بن إبرهیم». هذه التعلیقات تأخذ حیزاً کبیراً من الاهتمام في أنحاء الاختصاصات التي لها صلة بالدین - اللغة والتفسیر والفقه والأصول والکلام و غیرها - والثقافة والتاریخ. تروي الغلیل ویسکن بها الفؤاد ویخضع المتفطن الخبیر علی بابها. ونقلُنا لبعضها دون بعضٍ في هذه الوجیزة ترجیحٌ بلا ترجح ولکنا لما کتبنا «التعلیقات الرجالیة» فلا بأس أن نذکر شطراً منها.
وحيث من الممكن أن يوحي حذف الأسانید برفض المرحوم الکرماني لعلم الرجال من أساسه ولعل بدایات هذه الفکرة قد تم استیحاؤها من أنه أعلی الله مقامه ذکر أکثر من عشرین دلیلاً علی نفي علم الرجال في رسالته المسمی بالقواعد ورسالته شرح النتایج ولکن منهجه تجاه علم الرجال ليس عشوائياً بل له دُستور وقوانین مستنبطة من الروایات نری بعض ثمارها في فصلالخطاب.
منها ما کتبه بالنسبة إلی أبوالبختري حیث یقول: «أبوالبختري هذا هو وهب بن وهب القاضي العامي الکذاب المفتري» (المقدمات و التعلیقات..، ص۵۱۳) ونقل بعض رواة العامة کما أشار إلیه السید الروضاتي و مضی عبارته. وکتب في ذیل حدیثٍ أنه قد یُعَبر عن موسی بن جعفر علیهما السلام بالشیخ (المقدمات و التعلیقات..، ص۷۴۵)
وفي بعض المواضع ما ذُکر راوي الحدیث في المتن ولکن أُشیر إلی اسمه في التعلیقات. مثلاً یقول في ذیل روایة: «والذي یستدل به للقلیل روایة الفضیل [..] کما یشهد به روایة عبیدالله بن زرارة» (المقدمات والتعلیقات..، ص۶۷۵) إلا أننا نقر في نفس الوقت بأنه أعلی الله مقامه عاملَ علم الرجال بشکل غیر معروف في الأوساط العلمیة وتفصیل المطلب في مظانه.
⏳یتبع..
@AghayedNet
2 495
✔️🔻المقدمات والتعلیقات من کتاب فصلالخطاب
عرضٌ وتحلیل (۶)
وبالعودة إلی صلب الموضوع، نقول إن کتاب فصلالخطاب يشمل۷۶۵۲ باباً - عدا المقدمة - وأبرز ما تناولته تعلیقات هذه الأبواب:
۱. معاني اللغات الغریبة بالاستفادة من المصادر اللغویة أهمها معيار اللغة - الذي ألفه الشیرازي تلمیذه وهو جدیرٌ بالاهتمام من ناحیة اللغة العربیة عموماً ومن الجانب المدرسي خصوصاً - والقاموس ومجمع البحرین والصحاح وسرّ الأدب بید أنه ذکر في بعض التعلیقات اللغویة خلاصة ما في المعیار (کالصفحة ۶۰۳ من المجلد الثامن) أو لميذکر المصدر اللغوي مطلقاً في بعض التعلیقات ولکنه معلوم بالقرینة أن المعنی من إحدی هذه المصادر المذکورة.
۲. استنباطاته اللغویة والأصولیة والفقهیة والرجالیة والتاریخیة وقد أشبع الکتاب بهذا القسم من التعلیقات وکتب في نهایة بعضها «کریم» أو «کریم بن إبرهیم». هذه التعلیقات تأخذ حیزاً کبیراً من الاهتمام في أنحاء الاختصاصات التي لها صلة بالدین - اللغة والتفسیر والفقه والأصول والکلام و غیرها - والثقافة والتاریخ. تروي الغلیل ویسکن بها الفؤاد ویخضع المتفطن الخبیر علی بابها. ونقلُنا لبعضها دون بعضٍ في هذه الوجیزة ترجیحٌ بلا ترجح ولکنا لما کتبنا «التعلیقات الرجالیة» فلا بأس أن نذکر شطراً منها.
وحيث من الممكن أن يوحي حذف الأسانید برفض المرحوم الکرماني لعلم الرجال من أساسه ولعل بدایات هذه الفکرة قد تم استیحاؤها من أنه أعلی الله مقامه ذکر أکثر من عشرین دلیلاً علی نفي علم الرجال في رسالته المسمی بالقواعد ورسالته شرح النتایج ولکن منهجه تجاه علم الرجال ليس عشوائياً بل له دُستور وقوانین مستنبطة من الروایات نری بعض ثمارها في فصلالخطاب.
منها ما کتبه بالنسبة إلی أبوالبختري حیث یقول: «أبوالبختري هذا هو وهب بن وهب القاضي العامي الکذاب المفتري» (المقدمات و التعلیقات..، ص۵۱۳) ونقل بعض رواة العامة کما أشار إلیه السید الروضاتي و مضی عبارته. وکتب في ذیل حدیثٍ أنه قد یُعَبر عن موسی بن جعفر علیهما السلام بالشیخ (المقدمات و التعلیقات..، ص۷۴۵)
وفي بعض المواضع ما ذُکر راوي الحدیث في المتن ولکن أُشیر إلی اسمه في التعلیقات. مثلاً یقول في ذیل روایة: «والذي یستدل به للقلیل روایة الفضیل [..] کما یشهد به روایة عبیدالله بن زرارة» (المقدمات والتعلیقات..، ص۶۷۵) إلا أننا نقر في نفس الوقت بأنه أعلی الله مقامه عاملَ علم الرجال بشکل غیر معروف في الأوساط العلمیة وتفصیل المطلب في مظانه.
⏳یتبع..
@AghayedNet
2 495
🔺العَلَمان المدفونان في الحرم الحسیني علیهالسلام من عائلة البرغاني.. اللذان کانا من مٶیدي العالم الرباني الشیخ أحمد الأحسائي، وقد فصلنا الکلام حولهما في الإصدار الجدید از تکفیر تا تکفیر.
وبالرغم من طعن صاحب قصص العلماء فيهما ونقله رؤیا كاذبة عن الشیخ صالح البرغاني للطعن في الشیخ أعلی الله مقامه غير أن رسالة المرحوم نظام العلماء بعد وفاة الشیخ صالح إلی ولده ترد هذه الدعوى رداً واضحاً.
وأیضاً نسبة صاحب فضائح العلماء الملا علي البرغاني - الذي کتب الشیخ أعلی الله مقامه تقریظاً علی کتابه لوامع الأنوار - إلی البابية لعنهم الله قد ردته هذه الفرقة المنحرفة بنفسها والتفصیل في مظانه.
@AghayedNet
2 495
✔️🔻المقدمات والتعلیقات من کتاب فصلالخطاب
عرضٌ وتحلیل (۵)
وأما القسم الثاني أي اشتباهات المحدثین، قال في حقّ الشیخ الطوسي رحمه الله: «إشتبه مع الخبر [ای مع وجود الخبر] علی الشیخ» و «الصدوق أضبط وأسدّ والشیخ أسهی» و «لیس من کثرة سهو الشیخ ببعید» و «الروایة عن الشیخ واضطراب أخباره معروف» و قال بعد نقل روایة: «عن الشیخ والأخری عن الکلیني والکلیني أضبط» وفي موضع آخر: «هذا الخبر مروي عن الشیخ في مواضع وفي کل موضع یخالف الآخر» وفي موضع آخر: «الحدیث عن الشیخ وفیه الخلل» وقال في حق الصدوق رحمه الله ودَیدنه: «مِن خلط کلامه بالحدیث من غیر علامة».
وله أعلی الله مقامه کلامٌ في حق الشیخ والکلیني ننقله لمزید الفائدة:
«اعلم أن الروایة الأولی من الشیخ والروایة الثانیة من الکلیني ولا شك للفقهاء في کثرة سهو الشیخ وکثرة ضبط الکلیني رحمه الله حتی قیل ما من روایة في التهذیب إلا وفي متنه أو سنده خلل وسهو. فعلی هذا عند التعارض لایعتنی بروایة الشیخ والعمل علی روایة الکلیني فلا تعارض في الأخبار والحمدلله.» (المقدمات و التعلیقات من کتاب فصلالخطاب، ص۶۶۵)
وفي بعض التعلیقات ینبه القارئ بدور الروایة التي نقلها بهذا التعبیر: «هذا الحدیث یبطل استدلال کثیر من الفقهاء... .»
وفي ضمن هذا القسم نذکر بعض تعلیقاته في خصوص تصحیح الأخبار. منها قوله في تصحیح خبرٍ: «هذه الروایة لیس في المقنع الموجود عندنا وعند بعض العلماء» وکقوله في ذیل خبرٍ: «هذا الخبر مضطرب المتن.»
هنا نقطة مهمة في تصحیح الأخبار عند المرحوم الکرماني وهي أن مخطوط کتاب تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة بخط المؤلف _أي المرحوم الشیخ العاملي رحمه الله_ کان بحیازة المرحوم الکرماني وهذه لفتة مهمة للناشطین في ساحة المخطوطات خصوصاً وللباحثین في مجال الدین عموماً. وقد استفاد المرحوم الکرماني من هذه المخطوطة النفیسة لتصحیح الأخبار.
یذکر المرحوم الکرمانی هذه المخطوطة في رسالته المعنونة بعنوان رسالة في النذر ویقول:
«ولم یُنقل خلاف ذلک إلا عن الشیخ حرّ فإنه نقل عنه کراهة صومها بدون اذنه ولکن عندي الوسائل بخطه وعنون الباب بالکراهة.» (مکارمالابرار، ج٢٢، ص۴۶٢)
و یقول في تعلیقة من فصلالخطاب:
«اعلم أن ما في المتن من قوله المسکین الذي هو أجهد [منه] الذي یسأل، في أکثر النسخ ولکن في الوسائل بخط الشیخ الحرّ لا یسأل.. .» (المقدمات والتعلیقات..، ص۵۷۱)
والظاهر أن لکتاب وسائل الشیعة تحریرات وتسویدات وکان عند المرحوم الکرماني النسخة الثالثة بخط المؤلف کما أشار إلی هذه المخطوطة في جواب الشیخ محمد البحراني حیث یقول:
«ولیس في الوسائل الموجود عندنا ذلک.. فلعلها کان في بعض نسخ الوسائل فانه سوّد بخطه ثلث نُسَخ وعندي الثالثة منها وفیها حذف وزیادة کثیرة.» (مکارمالابرار، ج٣١، ص۶١١)
تفرق وسائل الشیعة بخط المؤلف في زماننا هذا في مختلف المکتبات کما ذُکرت في فنخا خمسةعشر نسخة بخط المؤلف (ج۸، ص۸۶۶). علی أي حال یتضح من خلال هذه الحیازة وهذا التملك دور المرحوم الکرماني في المجتمع الشیعي آنذاك بصفته المالك لأنفَس نسخةٍ من کتاب روائي شیعي شهیر.
⏳یتبع..
@AghayedNet
2 495
✔️🔻المقدمات والتعلیقات من کتاب فصلالخطاب
عرضٌ وتحلیل (۴)
منهجیة المرحوم الکرماني هي الاکتفاء بنصوص الروایات دون نقل الأسناد وقد لخص السید محمد علي الروضاتي في تکملة الذریعة إلی تصانیف الشیعة هذا المنهج، ونحن ننقل عين عبارته هنا:
«إعلم أن الحاج کریمخان الشیخي المتوفی ۱۲۸۸ نقل في کتابه الکبیر [فصلالخطاب: ۱۶: ۲۹۹: ۸۹۵] جمیع أحادیث الوسایل هذا بحذف الأسناد إلا مَن کان مِن العامة فذکر اسم ذلک الراوي العامي تارکاً لما کان مکرراً فیه لفظاً أو معنی واستقصی جمیع ما فیه فائدة مؤسسة کما بیّنه في مقدمة کتابه ص۹ فراجعه [...]و علی أي حال یلزم للباحث الرجوع إلی فصلالخطاب أیضاً ولایغفل.» (ج۱، ص۲۲۲)
إن الکتب التي نقل المصنف منها في هذا الکتاب هي کتب معروفة مشهورة بین الأصحاب وهي صحیحة الانتساب إلی مؤلفیها الأطیاب قد صححها وضمن صحتها مؤلفوها أو غیرهم من علمائنا الأنجاب وهي غنیة عن الإجازة للعلم بصحة نسبتها إليهم ولکنه وفقاً لدَیدن الأصحاب ذكر المرحوم الکرماني إجازاته في مقدمة الکتاب في الصفحة ۲۳ من کتاب المقدمات و التعلیقات من کتاب فصل الخطاب.
استخدم المصنف بعض التعبیرات في نهایة بعض التعلیقات لکي تتضح أهمیتها من خلال هذا الأسلوب مثل: «فافهم»، «فتدبر»، «فتنبه».
وقد نقلنا عبارة المصنف حیث قال: «وأخرجنا اشتباهات وقعت في کتب المحدثین.» ونری هذه الظاهرة في الکتاب من الصدر إلی الذیل حیث ارتکز المصنف علی تصحیح ضبط الکلمات في کتب المحدثین وأیضاً تصحیح استنباطاتهم وعبّر عن الشِقَّین بالأسالیب، منها إشاراته أعلی الله مقامه إلی «التصحیف» الذي وقع في متن الروایة کهذا التعلیق: «قوله [علیهالسلام] وسهل، يحتمل التصحيف و لعل أصله وتمهل أي تأنّ».
وقال في ذیل هذا الحدیث: «سئل ابوعبداللّٰه عليه السلام عن الرّجل يرمی الصّيد و هو علی الجبل فيخرقه،
الظاهر انه يخزقه بالخاء و الزاء المعجمتين فانه يقال خزق السهم القرطاس اي نفذ منه ولاينسب الی السهم الخرق ولعله تصحيف خزق.»
⏳یتبع..
@AghayedNet
2 495
✔️🔻المقدمات والتعلیقات من کتاب فصلالخطاب
عرضٌ وتحلیل (۳)
فما أحسن وأجود وأروع هذه الموسوعة القیمة حیث کتبها خرّیج جامعة الروایات و خرّیت الفن في عصره أشاد اللهُ شأنه.
والعجب العجاب تمّ کتابة هذه الموسوعة _مع التصحیح والمقابلة ومع ما فیها من إفادات فریدة وتعلیقات علمیة_ في أقلّ من ثلاث سنین! هذا ما کتبه المصنف في خاتمة الکتاب وجعَلَ ختامه مسکاً:
«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
يقول العبد الاثيم كريم بن ابرهيم انه قد وقع الفراغ بحول الله وقوته من تأليف هذا الكتاب المستطٰاب المسمی بـفصلالخطاب في العشر الاوائل من شهر ربيعالاول من شهور سنة اثنتين وثمانين ومائتين بعد الألف من الهجرة النبوية علی مهاجرهٰا الاف الثناء والصلوة والتحية وقد تم والحمد لله في اقل من ثلث سنين وقد بذلت جهدي في جمع الاخبار وتصحيحها وتهذيبها وترتيبها وترتيب الكتب والابواب بما قدرت عليه ولايعلم حسنها الا من سرح النظر في خلالهٰا وتدبر بفكر ثاقب في اثنائهٰا ومع ذلك لست ابرئ نفسي من القصور ولاامن عليهٰا من السهو والنسيان والخطاء ورجائي من اللّٰه العفو ومن محمد وآلمحمد علیهمالسلام التجاوز ومن العلماء الراسخين الصفح اذا اطلعوا علی سهو او خطأ او نسيان فإن الانسان لايكلّف الا وسعه ولٰايمكنه الا جهده
وقد بذلت الجهد ونصحت لاخواني في الدين ما قدرت عليه والحمد لله رب العالمين وأرجو الله جل وعز أنيجعلها خدمة مقبولة مشكورة ابلغ بها رضاه ودار قربه وجوار محمد وآلمحمد صلوات الله عليهم في جنات النعيم وأنيوفقني وجميع اخواني علی العمل بمضامينه والتسليم لمصادر أخباره ورواة آثاره وعدم التخلف عن طريق اتباعه زماناً طويلاً آمين آمين آمين و قد تم وأنا اقول الحمد للّه ربّ العٰالمين ولا حول ولا قوة الّا باللّه العليّ العظيم وصلّی اللّه علی محمّد وآله الطيبين ورهطه المخلصين ولعنة اللّه علی اعدٰائهم اجمعين.
بسم اللّه الرّحمٰن الرّحيم
الحمد للّه والصلوة علی محمد وآله، يقول العبد الاثيم كريم بن ابرهيم مؤلف هذا الكتاب إني بنفسي قد قابلت هذا الكتاب وبذلت الجهد في تصحيحه ومنحت الطاقة ومع ذلك لست ابرئ نفسي من السهو والخطاء وأسأل الله العفو ببركات بقيته في أرضه عجل الله فرجه وكان ذلك في العشر الاواخر من ذيالحجة من شهور سنة خمس وثمانين بعد المأتين والألف، كريم بن ابرهيم.»
⏳یتبع...
@AghayedNet
