uz
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Kanalga Telegram’da o‘tish

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Ko'proq ko'rsatish
395
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+67 kunlar
+830 kunlar
Postlar arxiv
دو دوست بعد از سالهای بسیار ھمدیگر را می بینند.یکی از آنها به دیگری می‌گوید : " بیست و پنج سال است تو را ندیده‌ام. پسرت ھری چطور است ؟ " دیگری می‌گوید: " پسرم ؛ شاعر بزرگی است. تمام سرزمین صدایش را شنیده‌اند،ترانه ھایش خوانده می‌شوند،و کسانی که شعر شناسند می‌گویند به زودی جایزه‌ی نوبل را می‌گیرد. دوست دیگر میگوید : "فوق العاده است ! و درباره‌ی پسر دومت بنی به من بگو " . دوست می‌گوید : " من در مورد پسر دومم بسیار خوشحالم. او یک رھبر است ، یک رھبر سیاسی بزرگ. ھزاران و ھزاران نفر پیرو او ھستند ، و من مطمئنم که او به زودی رییس جمهور این سرزمین خواھد شد. " آنگاه آن دوست گفت : " اوه! تو چه خوشبختی ! و در مورد پسر سومت ایزی چطور ؟ " پدر بسیار غمگین شد و گفت : " ایزی ؟ او ھمچنان ایزی است . او خیاط است . اما به تو می‌گویم که اگر ایزی نبود ما ھمگی از گرسنگی می‌مردیم . " اما پدر غمگین بود زیرا ایزی فقط یک خیاط است. و شاعر و سیاستمدار بزرگ ، رھبر بزرگ_ آنها رویا ھستند. ایزی واقعیت است – یک خیاط . او گفت : " اما اگر ایزی نبود ما ھمه از گرسنگی مرده بودیم . " تو نمی توانستی در این لحظه وجود داشته باشی.آن واقعی است. اما تو ھرگز در موردش خوشحال نیستی . تو در رویاھایت در مورد جایزه‌ی نوبل و رییس جمهوری خوشحالی. ھمین حالا ، " ایزی فقط یک خیاط است ." @lightworkers

تنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشاکنان بستانیم تو به سیمای شخص می‌نگری ما در آثار صنع حیرانیم هر چه گفتیم جز حکایت دوست در ه
تنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشاکنان بستانیم تو به سیمای شخص می‌نگری ما در آثار صنع حیرانیم هر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم.... #سعدی @lightworkers

افکار خود را بنویسید هرکسی که گوش دارد، می‌تواند بشنود ولی این به این معنی نیست که می‌تواند بدرستی گوش کند.برای گوش کردن ابزار دیگری لازم است چیزی غیر از داشتن گوش. برای گوش کردن باید در درون شما سکوت، آرامش و صلح وجود داشته باشد. آنچه در پشت این گوشها قرار دارد، قلب است نه ذهن. ذهن، شما را کر می‌کند. البته ممکن است واقعا کر نباشید ولی از آنچه می‌شنوید چیزی را واقعا گوش نمی‌کنید. ذهن شما مثل یک اتاق مذاکره شلوغ و پر ازدحام است. برای انجام این مراقبه گاهی وقتها در اتاق خودتان بنشینید،در را ببندید و اجازه بدهید هرچیزی که در ذهنتان می‌گذرد روی کاغذ بیاید. اصلا سعی نکنید نوشته‌های خود را اصلاح یا ویرایش کنید.چون قرار نیست آنها را به کسی نشان بدهید.بنابراین فقط هر چیزی را که در ذهنتان وارد می‌شود بنویسید. وقتی به نوشته‌های خود نگاه می‌کنید تعجب می‌کنید. در عرض ده دقیقه می‌بینید که این نوشته‌ها مال یک آدم عاقل نیست! ذهن شما، ذهن یک مجنون است! شما در طول زندگی یاد گرفته‌اید که یک طوری روی این افکار دیوانه‌وار را بپوشانید و نگذارید کسی بفهمد که درون شما چه خبر است. البته در این کار متخصص شدید. طوری که نه فقط اجازه نمی‌دهید دیگران از افکارتان باخبر شوند، بلکه یاد گرفتید خودتان هم از آن بی خبر بمانید. همین شلوغی ذهن است که اجازه نمی‌دهد چیزی را گوش کنید. شما فقط شنونده هستید. از گوش کردن خبری نیست. گوش کردن نیاز به درونی ساکت دارد..... #مراقبه @lightworkers

Sina Bathaie - Breath Of Life.mp37.50 MB

من می‌کوشم خودم را در چیزها پیدا کنم اما هیچ‌گاه توفیقی در این کار حاصل نمی‌کنم و سرانجام خود را در چیزها گم می‌کنم... این سر
من می‌کوشم خودم را در چیزها پیدا کنم اما هیچ‌گاه توفیقی در این کار حاصل نمی‌کنم و سرانجام خود را در چیزها گم می‌کنم... این سرنوشت نفس است... @lightworkers

سنگینی تنهایی از نبودن دیگری نیست، سنگینی تنهایی به خاطر جدایی از خود است.... آن که دلت برایش تنگ شده، خودت هستی.... #کارل_گو
سنگینی تنهایی از نبودن دیگری نیست، سنگینی تنهایی به خاطر جدایی از خود است.... آن که دلت برایش تنگ شده، خودت هستی.... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

چه چیزی به زندگی شما معنا می‌دهد؟فرهنگ امروزی ما را به‌دنبال ثروت، قدرت یا حتی منزلت می‌فرستد. اما اگر این باورهای نادرست نیاز واقعی ما را به داشتن هدف برآورده نکردند، به کدام سمت‌و‌سو می‌رویم؟ داستان‌ها و باورهای قدیمی که زمانی ما را تعریف می‌کردند از دور خارج شده‌ و رنگ باخته‌اند، حالا باید به جهت‌یاب درونی‌مان متوسل شویم، به همان رهنمون‌های روانی که کمک می‌کنند مسیرمان را از میان شاهراه پیچیده‌ی انتخاب‌ها پیدا کنیم زندگی معنا کاوشی عمیق درباره‌ی ماهیت معناست.... @lightworkers

اگر کسی بیشتر از من داشته باشد بیشتر از من بداند بیشتر از من کار انجام دهد، نفس احساس تهدید می‌کند چون احساس کمتری ،من موهوم را در مقایسه با دیگران ناچیز می‌سازد... در این صورت ممکن است نفس از طریق کوچک کردن، انتقاد کردن یا تحقیر کردن ارزش دارایی‌ها علم یا تواناییهای آن فرد دیگر بکوشد از خود اعاده‌ی اعتبار کند. یا شاید نفس به تدبیر دیگری توسل جوید و به جای رقابت با آن شخص از طریق پیوند و اتحاد با او به بالا کشیدن خود مبادرت ورزد و این تدبیر در صورتی اتخاذ می‌شود که فرد مورد نظر در نگاه دیگران از مقام و منزلت بالایی برخوردار باشد. توجه شود که نفس شکلهای ظریف و زیادی به خود می‌گیرد که به راحتی قابل تشخیص نیست . ممکن است آنها را در دیگران و یا خودمان مشاهده کنیم. باید در نظر داشت لحظه‌ای که بر نفس خود آگاه می‌شویم همان آگاهی در حال ظهور، کیستی ماست کیستی‌ای که ورای هویت نفسانیست و همان من باطنیست... برای مثال وقتی می‌خواهیم واقعه‌ای را به کسی خبر دهیم می‌گوییم؛ حدس بزن چه اتفاقی افتاده هنوز خبر نداری؟ بگذار تا برایت تعریف کنم... اگر هشیار باشیم قادر خواهیم بود احساس رضایت زودگذری را درست قبل از نقل خبر در خود احساس کنیم حتی اگر ناقل خبر خوبی هم نباشیم... احساس رضایت از آنجا ناشی می‌شود که کوتاه زمانی در نظر نفس خود تفوقی نسبت به شخص شنونده احساس می‌کنیم در آن کوتاه زمان ما بیشتر از آن دیگری میدانیم... تمرین رضایت نفس خود را در مواقع ظریف ببینید و موارد را یادداشت کنید در موقع گیر انداختن نفس، نفسهای عمیق بکشید و به درون خود بروید.... #تمرین @lightworkers

اگر کسی بیشتر از من داشته باشد بیشتر از من بداند بیشتر از من کار انجام دهد، نفس احساس تهدید می‌کند چون احساس کمتری ،من موهوم را در مقایسه با دیگران ناچیز می‌سازد... در این صورت ممکن است نفس از طریق کوچک کردن، انتقاد کردن یا تحقیر کردن ارزش دارایی‌ها علم یا تواناییهای آن فرد دیگر بکوشد از خود اعاده‌ی اعتبار کند. یا شاید نفس به تدبیر دیگری توسل جوید و به جای رقابت با آن شخص از طریق پیوند و اتحاد با او به بالا کشیدن خود مبادرت ورزد و این تدبیر در صورتی اتخاذ می‌شود که فرد مورد نظر در نگاه دیگران از مقام و منزلت بالایی برخوردار باشد. توجه شود که نفس شکلهای ظریف و زیادی به خود می‌گیرد که به راحتی قابل تشخیص نیست . ممکن است آنها را در دیگران و یا خودمان مشاهده کنیم. باید در نظر داشت لحظه‌ای که بر نفس خود آگاه می‌شویم همان آگاهی در حال ظهور، کیستی ماست کیستی‌ای که ورای هویت نفسانیست و همان من باطنیست... برای مثال وقتی می‌خواهیم واقعه‌ای را به کسی خبر دهیم می‌گوییم؛ حدس بزن چه اتفاقی افتاده هنوز خبر نداری؟ بگذار تا برایت تعریف کنم... اگر هشیار باشیم قادر خواهیم بود احساس رضایت زودگذری را درست قبل از نقل خبر در خود احساس کنیم حتی اگر ناقل خبر خوبی هم نباشیم... احساس رضایت از آنجا ناشی می‌شود که کوتاه زمانی در نظر نفس خود تفوقی نسبت به شخص شنونده احساس می‌کنیم در آن کوتاه زمان ما بیشتر از آن دیگری میدانیم... تمرین آخر هفته رضایت نفس خود را در مواقع ظریف ببینید و موارد را یادداشت کنید در موقع گیر انداختن نفس نفسهای عمیق بکشید و به درون خود بروید.

هنگامی که با فقدان معنای فردی روبه روییم ،باید با سرگرمی‌های مختلف ، یعنی معناهای جعلی، به دنبال خلق جایگزینی برای آن باشیم. پرستش شخصیت‌های مشهور را در نظر بگیرید که باعث می‌شود مردمی که زندگی خودشان از هر گونه معنا تهی است، کاملاً مجذوب زندگی دیگران شوند. آیا شیفتگی ما به چیزهای عجیب و غریب، که رسانه‌های جمعی هر روز به آن دامن می‌زنند، ثمره‌ی آگاهی ما از این ملال نیست؟ هجوم سراسیمه به سرگرمی‌ها دقیقا ترس از خلأ بزرگی را نشان می‌دهد که پیرامونمان را احاطه کرده است.... #لارس_اسوِنسن @lightworkers

Vassilis Saleas - The Seaside of Your Dreams.mp312.48 MB

زمانی می‌رسد که آخرین مسواکتان را می زنید، برای آخرین بار موهایتان را کوتاه می‌کنید، برای آخرین بار سوار ماشینتان می‌شوید، برای آخرین بار چمن باغچه‌هایتان را می‌زنید یا لی‌لی بازی می‌کنید. زمانی خواهد رسید که برای آخرین بار صدای بارش باران را می‌شنوید، به بالا آمدن ماه نگاه می‌کنید، بوی ذرت بوداده به مشامتان می‌خورد، گرمای تن کودکی را که در آغوشتان خوابیده حس می‌کنید و زمانی می‌رسد که برای آخرین بار عاشق می‌شوید. روزی از همین روزها، برای آخرین بار غذا می‌خورید و اندکی پس از آن آخرین دم زندگیتان را فرو می‌دهید... . با فکر کردن به سرشت ناپایدار این جهان، ناگزیر در می‌یابیم که هربار دست به کاری می‌زنیم، ممکن است آخرین بارمان باشد. پی‌بردن به این موضوع، اهمیت و شور و حرارتی به آن کار می‌دهد که در غیر این صورت هرگز حسش نمی کردیم... . غذایی که برای آخرین بار در این رستوران می‌خوریم بهترین غذایی خواهد بود که تا به حال در آنجا خورده‌ایم و بوسه خداحافظی، یکی از عمیق‌ترین تجربه‌های تلخ و شیرین زندگی مان را رقم خواهد زد #ویلیام_اروین @lightworkers

به این نگاه نكنید كه افراد به چه گزاره‌هایی معتقدند بلكه به این مسئله دقت كنید كه چگونه به آن اعتقاد پیدا كرده‌اند. ممكن است شما یك انسان معنوی باشید و من یك انسان متدین و هر دو به اینكه زندگی پس از مرگ وجود دارد اعتقاد داشته باشیم اما طی دو فرآیند مختلف به آن رسیده‌ایم. همین طور ممكن است دو نفر به اینكه خدا وجود ندارد معتقد باشند اما یكی حق بیان این مطلب را داشته باشد و دیگری خیر. همچنین ممكن است كسی بگوید خدا وجود دارد و دیگری بگوید خدا وجود ندارد و هر دو انسانهای معنوی باشند كه طی یك فرآیند به دو نتیجه رسیده‌اند... فنلون می گوید : "اگر خداوند در دست راست خود حقیقت را و در دست چپ خود طلب حقیقت را بگذارد و بگوید انتخاب كن به او خواهم گفت: پدر آنچه در دست چپ تو است به من بده و آنچه در دست راست تو است برای خودت نگه دار...." شرف یك انسان به این نیست كه مالك حقیقت باشد به این است كه طالب حقیقت باشد... انسان معنوی طالب حقیقت است و هیچ دلیلی برای اینكه او و رفیق معنوی‌اش هر دو به یك نقطه برسند وجود ندارد. كسی كه زندگی‌اش را در طلب حقیقت سپری كند و آنچه به آن اعتقاد دارد را از طریق صداقت و جدیت به دست آورده باشد شرف و ارزش دارد.... @lightworkers

‌ عاشق شدن یعنی اینکه عمیق‌ترین زندگی نزیسته‌مان را به کسی بدهیم که مدتی برایمان نگهش دارد تا موقعی که آماده پس گرفتنش شویم... ‌ واقعیت دردناک این است که بخش اعظم آنچه در ماجراهای عاشقانه می‌گذرد در عمل زندگی نزیسته خودمان است که به‌سوی خودمان بازتابانده می‌شود... ‌ لحظه‌ای تأمل کنید و نگاهی به روابط شخصی‌تان بیندازید. خصوصیاتی که وقتی اولین بار عاشق شدید در وجود عشق‌تان دیدید و مجذوبش شدید چه بود؟ چه چیزی او را در نظرتان درخشان می‌ساخت؟ خصوصیاتی که ما بیش از همه در شریک زندگی آینده‌مان تحسین می‌کنیم همان قابلیت‌های نزیسته‌ای‌ هستند که برای رشد کردن در درون خودمان پخته و آماده شدند... ‌ وقتی ما برای اولین بار امکان نویی در زندگی‌مان می‌بینیم، اول آن را در شخص دیگر می‌بینیم. بخشی از ما که پنهان بوده قرار است ظاهر شود، اما این جریان به‌صورت مستقیم از ضمیر ناخودآگاه به ضمیر آگاه صورت نمی‌گیرد، بلکه از طریق میانجی و واسطه انجام می‌شود.‌... #رابرت_جانسون @lightworkers

چون در دریا افتاد اگر دست و پا زند،دریا فرو برد و در هم شکند حتی اگر شیر باشد اِلا اینکه خود را مرده سازد! عادت دریا همین است
چون در دریا افتاد اگر دست و پا زند،دریا فرو برد و در هم شکند حتی اگر شیر باشد اِلا اینکه خود را مرده سازد! عادت دریا همین است که تا زنده است فرو می‌برد تا جایی که غرق شود و بمیرد چون غرقه شود و بمیرد،برگیردش و حمّال او شود اکنون از اول در پیشگاه دریا مرده شو و خوش بر روی آب برو.... #شمس_تبریزی @lightworkers

هیچ آدمی زندگی اش آن نیست که دقیقاً می خواهد برای همین در ذهنش آن چیزی که نیست را بازسازی می کند این زمینه پیدایش هنر است در این ناتمامی زندگی تنها چیزی که منجی آدمی است عشق است ... عشق خیلی تفاوت دارد با علاقه با اشتیاق با نیاز با شور و هیجانات عشق پدیده بسیار پیچیده ای است که بسیار به ندرت اتفاق می افتد عشق تنها عامل نجات آدمی است از معضلات حیات و هستی خوشا روزگاری که عشق به سراغ آدم می آید چون عشق ، آمدنی است جستنی نیست . #شمس_لنگرودی @lightworkers

‍ و از او پرسیدند: كه خدای را می‌شناسی؟ ساعتی خاموش سر فرو افکند.... پس گفت: هر که او را بشناخت سخنش اندک شد و تحیرش دائم گشت
‍ و از او پرسیدند: كه خدای را می‌شناسی؟ ساعتی خاموش سر فرو افکند.... پس گفت: هر که او را بشناخت سخنش اندک شد و تحیرش دائم گشت.... #تذکره_الاولیاء @lightworkers

نه کتابی دارم و نه دفتری و نه قلمی و نه گچی و نه تخته سیاهی. آموزگارم و جز سی و دو دانه گندم چیزی ندارم. الفبا می کارم؛ تا کلمات برویند. تا کلمات را تو درو کنی، تا باد نیاید و  کلمات را نبَرد، تا گندمِ کلمات نان شود؛ نان معنا و آن نان، قُوْت لایموت جانت شود. به گندمزار کلمات بیا، بیا و نان معنا در دهان جانت بگذار. گرسنه نمان که آموختن و آموزاندن عشق است و عشق غذای روح… #عرفان_نظرآهاری @lightworkers