💌 دلنوت
Kanalga Telegram’da o‘tish
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
Ko'proq ko'rsatish940
Obunachilar
-124 soatlar
+17 kunlar
+2030 kunlar
Postlar arxiv
940
♥️
اتاقهای نامرتب من را یاد زندگی میاندازند. یاد دوست داشتن. یاد اینکه گاهی چیزی بزرگتر از ما از راه میرسد و همهی ترتیبها را به هم میزند. اتاقهای نامرتب گاهی داستان زنی را روایت میکنند که دلش شکسته، گاهی قصهی مردی را میگویند که آوارهی دلبستگی است. اتاقهای نامرتب روایتگر آدمهایی هستند که تا صبح را از شدت دلتنگی نخوابیدهاند، لب به ظرف غذا نزدهاند، کاغذهایشان را جمع نکردهاند، نوشتههایشان را تمام نکردهاند. اتاقهای نامرتب، قصهی کسی را میگویند که شب دیر خوابیده، صبح دیر بیدار شده، قهوهاش را تمام نکرده، لباس خوابش را در کشو نگذاشته، در را پشت سرش قفل نکرده.
اتاقهای نامرتب خبر از زندگیهایی میدهد که از پس ناآرامی برنیامده، که اتفاق بزرگ را به قیمت آرامشهای کوچک نفروخته، که از اضطراب نترسیده، که از ترس نترسیده، که از نرسیدن نترسیده.
اتاقهای نامرتب داستان آدمهایی را میگوید که بیقراری را از نزدیک دیدهاند، آدمهایی که قرارشان با زندگی را فراموش نکردهاند، آدمهایی که خودشان را به مرتب بودن عادت ندادهاند.
#امیرعلی_بنیاسدی
@delnote
940
مست کرد امشب نسیم مستِ شهریور مرا
گرچه باز از چشمِ تَر آبانم، از دلْ آذرم
ماه شهریور پر است از خاطراتِ عشقِ من
من به جان تا زنده باشم، عاشقِ شهریورم
شاهدم باش ای سحر!
کامشب تو خندیدی و من
همچنان گریان به یادِ آن بتِ افسونگرم
آن بهشتِ آرزویم، تاجِ عمرم، هستیام
سایه پروردِ خیالم، نازنینم، دلبرم...
#مهدی_اخوان_ثالث
@delnote
940
خانهی هر کس موزهی اوست. همین است که ورود به خانهی آدمها، ورود به موزههای آنهاست. با تکههایی از گذشته که در گوشه و کنار جا گرفتهاند. دکورهایی که داستانی دارند. هدایایی که ماجرایی دارند. لباسهایی که به مناسبتها خریده شده و به تن شدهاند. وسایل قیمتی و بیقیمت، ارزشمند و کمارزش. عکسها که هر کدام قصهای را میگویند.
خانهی آدمها بخشی از گذشتهشان را روایت میکند. روایتی که تنها صاحبخانه از آن خبر دارد.
#امیرعلی_بنیاسدی
@delnote
940
♥️
و آنگاه، ترسویانی که ما بودیم،
عاشقِ نجورای شامگاه،
خانهها،
جادههای حاشیهی رود،
روشنیهای سرخ و لکهلکهی جاهایی که هست،
اندوهِ فرو نشسته و ناگفتهی ما.
دستهایمان را میپیچیدیم و
از یک زندگی رها میکردیم و
خاموش بودیم
اما خون در قلبهایمان میجهید،
نه دیگر شیرینیای بود
نه دیگر چشم پوشیدن از جادهی حاشیهی رود -
نه دیگر مبتلا بودیم،
و آموختیم که تنها باشیم و زندگی کنیم.
#چزاره_پاوزه
ترجمهی محمد مختاری، زاده اضطراب جهان
@delnote
940
♥️
صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را
که سَر به کوه و بیابان تو دادهای ما را
شِکر فُروش که عُمرَش دراز باد چرا
تَفَقُّدی نَکُنَد طوطیِ شِکرخا را؟
غرورِ حُسنت اجازَت مَگَر نداد اِی گُل
که پُرسِشی نکُنی عَندَلیب شیدا را؟
به خُلق و لطف توان کرد صیدِ اهلِ نظر
به بند و دام نگیرند مرغِ دانا را
ندانم از چه سبب رنگِ آشنایی نیست
سَهیقَدانِ سیَهچشمِ ماهسیما را
چو با حبیب نِشینی و باده پِیمایی
به یاد دار مُحِبّانِ بادپیما را
جُز این قَدَر نَتوان گفت در جَمالِ تو عیب
که وضع مِهر و وفا نیست رویِ زیبا را
در آسمان نه عجب گَر به گفتهٔ حافظ
سُرودِ زُهره به رقص آورد مسیحا را
#حافظ
@delnote
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
