💌 دلنوت
Kanalga Telegram’da o‘tish
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
Ko'proq ko'rsatish942
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kunlar
+1730 kunlar
Postlar arxiv
942
♥️
الهی کوتاهی روزگار از آرزوهای بلند ناامیدت نکند، دلشکستگیها از دل بستن ناامیدت نکنند. خاموشی آدمها از سخن گفتن ناامیدت نکند، پرخاش آدمها از شکیبایی ناامیدت نکند، بیرحمی آدمها از مدارا ناامیدت نکند.
الهی زخمها از دویدن ناامیدت نکنند، گوشهای ناشنوا از آواز خواندن ناامیدت نکنند، اخمها از لبخند ناامیدت نکنند، اشکها از خندیدن ناامیدت نکنند.
الهی درهای بسته از به در کوبیدن ناامیدت نکنند، راههای سخت از گام برداشتن ناامیدت نکنند، صورتهای خشمگین از در آغوش گرفتن ناامیدت نکنند، رفتهها از آنها که در راهند ناامیدت نکنند.
الهی سنگدلان از دوست داشتن ناامیدت نکنند، فراموشکاران از به یادآوردن ناامیدت نکنند، بیخبران از دانستن ناامیدت نکنند.
الهی شبهای تاریک از روزهای روشن ناامیدت نکنند.
بدرود سال کهنه، سلام سال نو.
#امیرعلی_بنیاسدی
@delnote
942
عشقت را از سالی به سال دیگر منتقل میکنم
همانند دانشآموزی که تکالیف مدرسهاش را به دفتر جدیدش منتقل میکند.
صدایت، عطرت، نامههایت، شماره تلفنت و صندوق نامههایت را منتقل میکنم و آویزانشان میکنم در گنجینهی سال نو و اقامت همیشگیات در قلبم را برایت صادر میکنم.
#نزار_قبانی
@delnote
942
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر تخت او
شگفتی فرو مانده از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
برآسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار
#ابوالقاسم_فردوسی
@delnote
942
Repost from 💌 دلنوت
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر تخت او
شگفتی فرو مانده از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
برآسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار
#ابوالقاسم_فردوسی
@delnote
942
♥️
من
واپسین بوته از نوعی گیاه لجبازم
واپسین بوته
که مسیر انقراض را دارد
سبزینه به سبزینه طی میکند
غمگین و یَشم
درست مثل کاج برفبهدوشی
که در محوطهی زندان هم حتی
بیواهمه زنده است
غمگین و لیز
مثل ماهی نایابی
در رودخانهی گَنگ
که با خاکستر مردگان بزرگ شده
باشد
من واپسین شعله در
آتشکدهای ویرانم
که دارد
دعاهای گرگرفتهی نامستجاب را
به اتاق خداوند میبرد
حزن واپسین ماموت مادهام من
در لحظهای
که خیره بوده
به گردهافشانی گلها
من آخرین موجود امیدوار جهانم
لطفا به یاسهای من دست نزنید
سرمایههای انقراض مناند...
#رویا_شاهحسین_زاده
@delnote
