uz
Feedback
Morphin™ | مورفین

Morphin™ | مورفین

Kanalga Telegram’da o‘tish

به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali Morphin™ | مورفین analitikasi

Morphin™ | مورفین (@morphin_graphy) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 19 704 obunachidan iborat bo'lib, Sanʼat & Dizayn toifasida 1 608-o'rinni va Eron mintaqasida 16 978-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 19 704 obunachiga ega bo‘ldi.

21 Iyun, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -257 ga, so‘nggi 24 soatda esa -1 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 12.08% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 4.15% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 2 382 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 818 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 23 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent کس, وقت, آدم, چیز, آدما kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 22 Iyun, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Sanʼat & Dizayn toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

19 704
Obunachilar
-124 soatlar
-327 kunlar
-25730 kunlar
Postlar arxiv
ناگهان به خودم آمدم و خودم را میان یک مشت گرگ یافتم و با خودم گفتم: من بین این‌ها چه‌کار می‌کنم؟! انگار در آن جمع، فقط من بودم که هیچ از سیاست نمی‌فهمیدم و فقط من بودم که برای هیچ‌کس بد نمی‌خواستم... ناگهان به خودم آمدم و دلم خواست بدون هیچ حرف و توضیحی آن‌جا را ترک کنم و برای همیشه به خلوت آرام و بی‌آزار خودم برگردم. خیره ایستاده‌بودم و داشتم نگاه می‌کردم که نیاز به بقا، آدم‌ها را تا کدامین مرحله پایین کشیده و چطور برای یک لقمه نانِ بیشتر، کالبد روان یکدیگر را می‌درند و از روی پیکر احساسات هم رد می‌شوند و مراعات هیچ چیز را نمی‌کنند. من خیره ایستاده‌بودم و داشتم نگاه می‌کردم و کودک درونم کنجی پناه گرفته‌بود و می‌لرزید. ناگهان به خودت می‌آیی و می‌‌فهمی جای تو، در آن نقطه‌ که ایستاده‌ای نیست و با ماندن در بعضی محیط‌های اشتباه، فقط به احساسات و خلاقیت و شخصیت خودت آسیب می‌زنی... #نرگس_صرافیان_طوفان

این شعر وحشی بافقی یکی از قشنگ ترین چیزاییه که خوندم: « ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم دل نیست کبوتر که چو برخاست نِشیند از گوشهٔ بامی که پریدیم، پریدیم... »

اینو بفرست سیو مسیج ک هر روز بخونیش: هروقت حس کردی کسی داره ازت دوری می‌کنه ؛ دیگه هیچوقت مزاحمش نشو. ارزش تو بیشتر از اینه که بخوای خودتو به زور تو دل کسی جا کنی.

اصلا نیازی به تلافی نیست؛ همین که بعد من انقدر حقیر و بدبخت شدی که رفتی چسبیدی به کسایی که، تا دیروز پشتشون پیش من حرف می زدی، کافیه...

با آدم‌های هم سطح خودتون بگردین هم سطح از نظر : اصالت، فرهنگ، رفتار، شخصیت، ادب، طرز فکر حواستون باشه این خیلی مهمه...!

"من به خودم افتخار میکنم" برای راهی که اومدم، دقیقا همون جایی که میتونستم وایسم! برای کارایی که میتونستم مثل خيليا انجام بدم ولی عقایدم مانعش شدن... برای روزای سختی که شرایط برای جا زدن فراهم بود ولی پا پس نکشیدم! برای صبر و امیدی که همچنان پابرجاست برای استقلالی که برای داشتنش جنگیدم... برای روزایی که که زیادتر از سنم زندگیشون کردم و سختی کشیدم...

همیشه اونی که کوتاه میاد و چیزی نمیگه لال نیست... شاید داره جون میکنه یه چیزی رو حفظ کنه به اسم  " حرمت "

هیچکس حق اینو نداره که قضاوتت کنه؛ چون هیچکس واقعا نمیدونه که تو چی کشیدی؛ اونا شاید جریان هارو شنیده باشن، ولی اون حسی که تو قلبت احساسش کردی رو احساس نکردن...

یبار برای همیشه قبول کنید آدم درست نمیذاره شک کنی، فکرهای بد کنی، قهر کنی، همه چیز رو برات توضیح میده و حلش میکنه، آدم درست یعنی آدم امن.

پخته تر که شدی میفهمی حرف ها نقابن؛ رفتارها حقیقت! آدما ذاتشون رو فقط با رفتارشون لو میدن به خوش زبونی کسی اعتماد نکنید..!

یه زمانی من فکر میکردم رو راستی خیلی جواب میده… باید صادق باشی، مهربون باشی ، ولی خب! نتیجش اینه که امروز تنهام… میدونی ماهایی که همه ی خودمونو گذاشتیم، ماهایی که بی رنگ و بی ریا بودیم، دست کم گرفته شدیم! اتفاقا برعکس دنیا به من نشون داد برد با اونایی بود که سیاست داشتن،نقاب زدنو عشقشونو با سیاست خرج کردن! فکر میکنم عصر ما ادمای ساده ی روراست بی سیاست خیلی وقته گذشته و این خیلی حقیقت تلخیه...

ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﻫﺎ، ﻣﻮﻧﺪﯾﻢ ﭘﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺭﺯﺵ ﻣﻮﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻭ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﻫﺎ ﺳﺎﺧﺘﯿﻢ ﺑﺎ ﺑﺪﯾﻬﺎ ﻭ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯼِ ﯾﻪ ﺁﺩﻡ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺍﻻّ ﺑﻪ ﻣﺎ! ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭘﺎﯾﺒﻨﺪ ﺑﻮﺩ ﺍﻻّ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺵ ﻣﯿﻤﺮﺩﯾﻢ. ﺷﮑﺴﺘﯿﻢ، ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﺗﻌﻬﺪ ﯾﻨﯽ ﭼﯽ. ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﻫﺎ ﻣﺪﺗﻬﺎ ﭘﯿﺶ ﻣُﺮﺩﯾﻢ، ﺗﻭ ﺳﮑﻮﺗﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻫﯿﭻ ﺟﻮﺭﻩ ﺩﺭﮐﺶ ﻧﮑﺮد.

قشنگترین تعریف آرامش همینه که مصطفی ملکیان میگه: « آرامش یعنی؛ به حداقل رساندن تأثیر بیرون در درون» همینقدر ساده و عمیق.

من پذیرفته ام که زندگی یعنی بتوانی خودت را سرگرم کنی... سرگرم به کار، به دلخوشیها، به تلاش، به ارتقای خود، به آدمها و به عشق... فهمیده ام که بهترین حالت زندگی وقتی‌ست که تو آنقدر مشغول باشی که دیگر بیش از حد به موضوعی فکر نکنی، و عمقِ هیچ چیزی را نبینی، و آن قدر غرق در زندگی شوی که اندوه ها، غم ها و ناملایمتی ها فقط از کنارت عبور کنند، نه این که در درونت خانه کنند.✨️

ببین عزیز من؛ اتفاق عجیبی نیفتاده! فقط در موقعیتی قرار گرفتی که قبلا توش نبودی،‌ واسه همین طبیعیه که کمی احساس گیجی کنی، بهش می‌گن تجربه و امتداد همه‌ی این تجربه‌ها اسمش زندگیه. تو فقط داری زندگی می‌کنی!

یک بار برای همیشه: مشکلاتِ شخصی شما مجوز بد اخلاقی با بقیه نیست!

کار کنید، تلاش کنید، پیشرفت کنید اما وارد بازی چشم و هم چشمی دوست و فامیل نشین حریم شخصی داشته باشین. رازهای زندگی رو به همه نگین یادتون باشه دشمن مثل یک تیر انداز کوره، اما دوست و آشنا دقیقاً میدونه کجات رو بزنه که دیگه بلند نشی.

جمله همه عقاید محترمن مزخرفی بیش نیست هیچ عقیده ای محترم نیست عقیده ای که بتونه از زیر تیغ منطق و استدلال رد بشه و همچنان قابل قبول باشه نیازی به احترام نداره بقیه هم که تکلیفشون مشخصه

من زیاد تلاش می‌کنم، من زیاد می‌دوم، من دستاوردهای زیادی داشته‌ام؛ ولی صادقانه می‌گویم که دلم لک زده برای یک اتفاقِ خوبِ بدونِ تلاش، برای یک داشته‌ی ارزشمند که بی‌هیچ رنج و زحمتی به آن رسیده‌باشم، برای یک معجزه، یک حالِ خوبِ ناگهانی. من خسته‌ام از خوشحالی‌های معوق و اقساطی و چیزهای خوشایند مشروطه! دلم می‌خواهد یک‌بار بدون شرط و منت برسم، بی‌آنکه کف پای خواستنم تاول زده‌باشد و از صرافتِ داشتن و رسیدن و دوست داشتن، افتاده‌باشم...

نوشته بود؛ ‏بعضی‌ روزها دلم می‌خواهد روی پیشانی‌ام بنویسم: «دارم برای زنده ماندن، آرام ماندن و عبور از طوفان‌های درونم می‌جنگم؛ لطفا زخمی دیگر بر روی زخم‌هایم اضافه نکنید.»