uz
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

Kanalga Telegram’da o‘tish

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

Ko'proq ko'rsatish
2 679
Obunachilar
-324 soatlar
-37 kunlar
-230 kunlar
Postlar arxiv

‌‌ «عجب! گوشش کجاست؟!» سوای صحبت ایشان، که نمی‌دانم صحت دارد یا نه، یا تا چه حد درست است، اصلاً مگر شما نیامده‌ای طبیعت؟ آن دوپس دوپس را برای چه آورده‌ای؟! می‌توانی همان داخل منزلت گوشش دهی. حالا که آمده‌ای طبیعت، به صدای طبیعت گوش کن. حتی اگر صدایی نباشد، به سکوتش توجه کن. و نمی‌توانی! می‌دانی چرا نمی‌توانی با سکوت باشی؟ چون درونت از روبرو شدن با خودت، در سکوت، فراری است. پس متوجه این فراری بودنت باش! متوجه این کلافه شدنت از سکوت طبیعت، باش. ببینش، و با آن بمان! ‌‌ ‌ @PanevisDotCom

‌ برای سفر دوم اردبیل چهار نفر ظرفیت باقی مانده است. ‌

photo content

‌ سفر دوم اردبیل نظر به تکمیل ظرفیت سفر اردبیل در تابستان امسال و درخواست دوستانی که نتوانستند به موقع ثبت‌نام کنند و نیز زیا
+1
‌ سفر دوم اردبیل نظر به تکمیل ظرفیت سفر اردبیل در تابستان امسال و درخواست دوستانی که نتوانستند به موقع ثبت‌نام کنند و نیز زیاد شدن تعداد دوستانی که در لیست رزرو هستند، تصمیم گرفته‌ایم یک سفر دیگر، برای هفتهٔ بعد از سفر اول، ترتیب دهیم. به همان منطقه، اردبیل و جنگل‌های فندقلو. تعداد محدودی ظرفیت موجود است. دوستانی که می‌خواهند شرکت کنند، تمامی اطلاعات سفر را از »ادمین طوبیٰ« درخواست کنند. ضمناً مانند همیشه، این سفرها برای فقط اعضای کلاس‌های خودشناسی است. اگر عضو نیستید، لطفاً پیام ندهید. @PanevisDotCom

‌ اگر می‌خواهی کسی را بیازمایی، او را در موضع توانایی قرار بده. انسان وقتی در جایگاه قدرت است، درون خودش را نشان می‌دهد. لذا
‌ اگر می‌خواهی کسی را بیازمایی، او را در موضع توانایی قرار بده. انسان وقتی در جایگاه قدرت است، درون خودش را نشان می‌دهد. لذا آن فرد را، به هر تدبیر که می‌دانی، نسبت به خودت در جایگاه تسلط بگذار. مثلاً رازی از زندگی‌ات(چه ساختگی، چه واقعی) به او بگو. مثلاً قسمتی از مالت را یا اعتبار و آبرویت را تحت اختیارش بگذار. سپس اگر می‌توانی، بحرانی بساز . اگر نه، بگذار روزگار بحران را پیش آورد. آنگاه تماشا کن که چگونه رفتار می‌کند. البته که ریسک‌پذیر هم باید باشی و عواقبش را بپذیری. کمتر کسی‌ست که وقتی در این وضعیت باشد، بتواند درونش را پنهان نگه دارد. این آزمایش را برای خودت هم می‌توانی اجرا کنی. @PanevisDotCom

‌‌ حَیفِس در جریان کلاس‌ها گاهی اتفاق‌های جالبی هم می‌افتد. اخیراً در یکی از جلسات گعده ضمن خواندن یکی از فصول کتاب «مردی که
‌‌ حَیفِس در جریان کلاس‌ها گاهی اتفاق‌های جالبی هم می‌افتد. اخیراً در یکی از جلسات گعده ضمن خواندن یکی از فصول کتاب «مردی که آنجا نبود» که در آن، بطور مفصل صحبت از قطع دست و پا بود و بحث احساس هویت داشتن نسبت به بدن داغ بود، دوستی گفت که چرا این کسانی که بحث‌شان در کتاب آمده و دوست دارند یکی از اعضایشان قطع شود، آن دست یا پای قطع‌شده را به کسی که آن عضو را ندارد و نیازش دارد(که شاید پیوند بزنند)، نمی‌دهند؟ «آخر حیف است اینها را دور بیاندازند.». بله، ایشان از دوستان اصفهانی‌مان هستند! @PanevisDotCom

‌ تخم طلا حکایتی‌ست این قصهٔ احساس نیاز به برقراری رابطه. اکثر افراد برای داشتن شریک دعوا، حریف بوکس و کسی که فضولات روانی‌شا
‌ تخم طلا حکایتی‌ست این قصهٔ احساس نیاز به برقراری رابطه. اکثر افراد برای داشتن شریک دعوا، حریف بوکس و کسی که فضولات روانی‌شان را بر وی بالا بیاورند، بدنبال رابطه‌اند. تلخ است این موضوع، اما واقعیتی‌ست. فرد به تجربه دریافته که آن احساس خوشبختی و عشقی که می‌پنداشته با رفتن در رابطه تأمین خواهد شد، تأمین که نمی‌شود هیچ، هزار بدبختی و حاشیه را هم بار خودش و طرف می‌کند، اما با این وجود باز هم با خودش می‌گوید که نه، این یکی فرق می‌کند! وودی آلن در ابتدای آنی هال لطیفهٔ وصف‌حالی را تعریف می‌کند: شخصی می‌رود پیش دکتر و می‌گوید: "برادرم فکر می‌کند مرغ است و می‌خواهد تخم بگذارد." دکتر می‌گوید: "بیاورش پیش من تا درمانش کنم." طرف می‌گوید: "آخر دکتر جان، ما به تخم‌هایی که برادرم قرار است بگذارد احتیاج داریم."! انصافاً که خود حقیقت نقد حال ماست آن. ما هم «به تخم‌های طلایی‌ای که رابطه قرار است برایمان بگذارد، احتیاج داریم»! @PanevisDotCom

‌ گفتیم شاید با آن چند نظرسنجی آموزشی‌طور مشکل نوشتاری بشریت حل شد. از آن گذشته، «جامع» را کجای دل‌مان بگذاریم؟! @PanevisDotC
+2
‌ گفتیم شاید با آن چند نظرسنجی آموزشی‌طور مشکل نوشتاری بشریت حل شد. از آن گذشته، «جامع» را کجای دل‌مان بگذاریم؟! @PanevisDotCom

‌ این تصویر و نوشتهٔ آن را مقایسه کنید با »این تصویر« و نوشتهٔ آن. و تأمل کنید. @PanevisDotCom
‌ این تصویر و نوشتهٔ آن را مقایسه کنید با »این تصویر« و نوشتهٔ آن. و تأمل کنید. @PanevisDotCom

Ovozli xabar01:39

‌ آیا می‌توانید اینطور به زندگی اعتماد کنید؟ @PanevisDotCom

‌ سوال دربارهٔ رویکرد ما با افکار مقایسه‌کننده @PanevisDotCom

‌ در مورد انسان‌های سطحی و دهان‌بین(گوشی)، کافی‌ست فقط یکی از آنها را به مسیری که می‌خواهی بکشی. بقیه خودشان می‌آیند! @PanevisDotCom

‌ سخنی هست از پیامبر اسلام معروف به حدیث «حُفت الجنة». مولوی هم دربارهٔ آن صحبت کرده. »اینجـا« هم دربارهٔ آن توضیح نسبتاً مفص
‌ سخنی هست از پیامبر اسلام معروف به حدیث «حُفت الجنة». مولوی هم دربارهٔ آن صحبت کرده. »اینجـا« هم دربارهٔ آن توضیح نسبتاً مفصلی داده شده. این سخن را با یافته‌های امروزی دربارهٔ مصرف دوپامین بسنجید و بر آن تأمل بفرمائید. بی‌مرادی شد قلاووز بهشت حفت الجنة شنو ای خوش‌سرشت پس: آتش اختیار کن! @PanevisDotCom

‌ «عود را سرّی است که اگر هزار سال او را می‌بویی، هیچ بوی ندهد... آتشی خواهد تا سرّ خود آشکارا کند.» روح الارواح فی شرح اسماء
‌ «عود را سرّی است که اگر هزار سال او را می‌بویی، هیچ بوی ندهد... آتشی خواهد تا سرّ خود آشکارا کند.» روح الارواح فی شرح اسماء الملک الفتاح شهاب‌الدین سمعانی به تصحیح نجیب مایل هروی پس: آتش اختیار کن! @PanevisDotCom

‌ مشاهده و دیگر هیچ @PanevisDotCom

‌ کتاب‌خوانی در گروه «رمان و فیلم» با جمع‌خوانی کتاب «سفرنامهٔ برادران امیدوار» برقرار است. روز‌های زوج، بصورت لایو. علاقمندان می‌توانند جهت شرکت در این جمع، با »ادمین طوبیٰ« هماهنگ کنند و اطلاعات بیشتری کسب کنند. @PanevisDotCom

دربارهٔ فروتنی