uz
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

Kanalga Telegram’da o‘tish

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

Ko'proq ko'rsatish
2 680
Obunachilar
+124 soatlar
-37 kunlar
+130 kunlar
Postlar arxiv
زاهدی به میخانه سرخ‌رو ز می دیدم گفتمش: «مبارک باد بر تو این مسلمانی»! @PanevisDotCom

تا بنگشایی به قندت روزه‌ام تا قیامت روزه‌دارم روز و شب
تا بنگشایی به قندت روزه‌ام تا قیامت روزه‌دارم روز و شب

کامنت‌هایی دربارهٔ قسمت اول سریال «اتاق قرمز» موضوعات: جذابیت طرحواره‌ای، خشونت، ارزشهای اجتماعی + جهت شرکت در گروه رابطه یا در دورهٔ لپراخوانی به »مدیر ثبت‌نام« پیام دهید. @Panevisdotcom

‌ بگذار منجم را! رو رو که نه ای عاشق ای زلفک و ای خالک ای نازک و ای خشمک پابسته به خلخالک با مرگ کجا پیچد آن زلفک و آن پیچک؟ بر چرخ کجا پرد آن پرک و آن بالک؟ ای نازک نازک دل دل جو که دلت ماند روزی که جدا مانی از زرک و از مالک اشکسته چرا باشی دلتنگ چرا گردی دل همچو دل میمک قد همچو قد دالک تو رستم دستانی از زال چه می ترسی یا رب برهان او را از ننگ چنین زالک من دوش تو را دیدم در خواب و چنان باشد بر چرخ همی گشتی سرمستک و خوش حالک می گشتی و می گفتی ای زهره به من بنگر سرمستم و آزادم ز ادبارک و اقبالک درویشی وانگه غم از مست نبیذی کم رو خدمت آن مه کن مردانه یکی سالک بر هفت فلک بگذر افسون زحل مشنو بگذار منجم را در اختر و در فالک من خرقه ز خور دارم چون لعل و گهر دارم من خرقه کجا پوشم از صوفک و از شالک با یار عرب گفتم در چشم ترم بنگر می گفت به زیر لب لا تخدعنی والک می گفتم و می پختم در سینه دو صد حیلت می گفت مرا خندان کم تکتم احوالک خامش کن و شه را بین چون باز سپیدی تو نی بلبل قوالی درمانده در این قالک جلال‌الدین محمد @PanevisDotCom

‌ آخرین اعلام پذیرش عضو دورهٔ «دیدار با خود» دورهٔ لپراخوانی بزودی آغاز خواهد شد. دوستانی که می‌خواهند از ابتدای مباحث باشند،
‌ آخرین اعلام پذیرش عضو دورهٔ «دیدار با خود» دورهٔ لپراخوانی بزودی آغاز خواهد شد. دوستانی که می‌خواهند از ابتدای مباحث باشند، اقدام کنند برای ثبت‌نام. این آخرین اعلام پذیرش است. توضیح دربارهٔ این دوره را »اینجــا« تماشا کنید. برای ثبت‌نام به »مدیر« پیام دهید. این اعلام را برای دوست و آشنایان‌تان که فکر می‌کنید به تغییر زندگی‌شان علاقمندند بفرستید. شاید این دوره مفید بیفتد. @NicoleLePera

‌ "نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید" صائب تبریزی همان است که گفتیم. ‌
‌ "نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید" صائب تبریزی همان است که گفتیم. ‌

‌ هر چیز، مطلقاً هر چیز، که مانع سلامت روان است و اصلاح‌شدنی نیست، شایستهٔ بایستهٔ حذف شدن از زندگی‌ست. ‌
‌ هر چیز، مطلقاً هر چیز، که مانع سلامت روان است و اصلاح‌شدنی نیست، شایستهٔ بایستهٔ حذف شدن از زندگی‌ست. ‌

‌ زندگی‌تان را از هر مقطعی نجات دهید، در کل سود کرده‌اید. این اعجاب بزرگ زندگی‌ست. ‌
‌ زندگی‌تان را از هر مقطعی نجات دهید، در کل سود کرده‌اید. این اعجاب بزرگ زندگی‌ست. ‌

‌ یوم تبلی السرائر یکی از برکات اینترنت و تعامل انسانها از طریق آن، این است که انسانها براحتی خودشان را بیرون می‌ریزند، و چون شناخته نمی‌شوند، ترسی از هر گونه رفتار غیر اخلاقی نیز ندارند! وقتی فرد رو در رو باشد، شرم می‌کند که فلان رفتار را کند و فلان حرف را بزند. اما وقتی با نام ناشناس یا تقریباً ناشناس چیزی می‌نویسد و یا رفتاری می‌کند، و این گمان را دارد که خواننده او را نمی‌شناسد، براحتی هر چه درونش باشد، اعم از بی‌اخلاقی یا خشم و نفرت و حسادت و تندی و پرخاش و ... را بیرون می‌ریزد. در حالی که اگر در رابطهٔ بیرون و واقعی بود، بهیچوجه این رفتار و گفتار را بروز نمی‌داد. این موضوع دقیقاً از مشخصه‌های هویت فکری منبعث است. دوستی می‌گفت: در سایت من کسی می‌آمد و با نام ناشناس چیزهایی می‌نوشت که معلوم بود به گمان خودش می‌خواهد مرا آزار دهد و برنجاند. و فکر می‌کرد من نمی‌دانم او کیست. اما برای من مثل روز روشن بود. او حتی از دوستان من بود که من مدتی با او صمیمی بودم و منزلش هم رفتم و با هم سر یک سفره غذا می‌خوردیم و رفاقت کرده بودیم. و تعجبم از این بود که چطور این آدم در زندگی بیرون و واقعی آنقدر آدم با اخلاق و با ادب و فرهنگی می‌نماید اما در اینجا اینطور رفتار می‌کند. دلیلش روشن است. اینکه فرد در زندگی بیرونی با ادب و احترام با شما برخورد و رفتار می کند، اتفاقاً آن باصطلاح ادب و احترام و با اخلاق بودنش، سرپوشی است بر حال درون پر خشم و نفرتش. اگر او آن ادب و احترام و فرهنگ ظاهری را مستقر بر وجودش نکند، اگر آن لباس ادب را نپوشد، تو بروشنی باطن او را می‌بینی. و او این را نمی‌خواهد و می‌ترسد. لذا به این وسیلهٔ ادب و احترام، درون و باطنش را استتار می‌کند. واقعیت این است که دنیای درون انسانها بسیار بسیار مخرب و بر مبنای میل خشم و آزار است. هویت فکری بسیار هشلهف و ملغمه‌ای بغرنج است. خدا می‌داند اگر پرده از روی ظواهر ما انسانها برداشته شود، آیا ما بهم حتی نگاه می‌کنیم؟ جمله قرآن شرح خبث نفس‌هاست آذر ۹۵ @Panevisdotcom

photo content
+8

سایت پانویس - Telegram kanali @panevisdotcom statistikasi va tahlili