سایت پانویس
Kanalga Telegram’da o‘tish
مینیمالهای پانویس جهت شرکت در کلاسها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera
Ko'proq ko'rsatish2 681
Obunachilar
+424 soatlar
+77 kunlar
+1230 kunlar
Postlar arxiv
2 680
خطاطی بیت قبلاً مذکورِ «سودائیان عالم پندار را بگو» با کیفیت عالی برای دوستانی که گفتند قصد چاپ دارند.
تشکر از جناب احد پناهی، خطاط.
@Panevisdotcom
2 680
Repost from N/a
آواز مثنوی بیات ترک
آسمان شو ابر شو باران ببار
ناودان بارش کند نبود به کار
آب باران باغ صد رنگ آورد
ناودان همسایه در جنگ آورد
این دو بیت را دوست داشت
2 680
سه نوع زن در مثنوی معنوی
مولوی در دفتر سوم کتابش از زبان کاراکتری عاقل اما دیوانهنما دربارهٔ سه زن صحبت میکند:
گفت میخواهم در این کوچه زنی
کیست لایق از برای چون منی؟
گفت سه گونه زناند اندر جهان
آن دو رنج و این یکی گنج روان
آن یکی را چون بخواهی کل تراست
وآن دگر نیمی ترا نیمی جداست
وآن سیم هیچ او ترا نبود بدان
این شنودی دور شو رفتم روان
شیخ راند اندر میان کودکان
بانگ زد بار دگر او را جوان
که بیا آخر بگو تفسیر این
این زنان سه نوع گفتی بر گزین
راند سوی او و گفتش بکر خاص
کل ترا باشد ز غم یابی خلاص
وانک نیمی آن تو بیوه بود
وانک هیچست آن عیال با ولد
چون ز شوی اولش کودک بود
مهر و کل خاطرش آن سو رود
به نظر شما منظورش چیست؟
@Panevisdotcom
2 680
Repost from سایت پانویس
عقاب
از شعر عقاب دکتر خانلری تفسیرهای اجتماعی زیادی شده است. بنده هم از ظن خود یارش میشوم و به مذاقم آنچه بنظرم میآید مینویسم.
عقاب نقد حال ما انسانهاست. انسانی که برایش سئوال ایجاد میشود که "چطور میشود مانند بسیاری از انسانهای "موفق"، در جامعه زندگی "موفق" و کامیابی داشت؟"
به سراغ یکی از همین "موفق"ها میرود و راز بقای آنها را میپرسد. فرد موفق اجتماعی به او پاسخ میدهد که راز آن در دو چیز نهفته است:
۱. اینکه از اوج به فرود آیی. اگر کیفیت سبک روحی و روانی میخواهی، اگر فراغت و آزادگی از سطحی بودن و کوچک بودن میخواهی و در یک کلام اگر میخواهی دنیا را از اوج و ارتفاع بنگری، فکرش را هم نکن که "موفق" باشی! باید پایین بپـری. باید انسانی سطحی باشی تا بتوانی طول بقای موفقیت اجتماعی بلندی داشته باشی.
۲. راز دوم، مردهخواریست. باید فکرخوار باشی. باید دائماً تصاویر ذهنیات را نشخوار کنی. اینها اگرچه مرده هستند، اما باعث طول عمر شخصیتات و بقای هویتت هستند.
پس هم از اوج و ارتفاعِ بیاندیشه بودن و سکوت باید پایین بیایی و هم از گند و مردار متعفن افکار تغذیه کنی.
و انسانی که بخوبی سبکی، فراغت، آزادگی و پرواز در اوج ذات خودش را بیاد دارد، "حال بیماری دق" مییابد. از گند و مردار، از مردارخوران، فرار میکند و فاصله میگیرد. به افلاک، به موطنش سر بر میکند، نقطه و سپس هیــچ.
+ پادکست «عقاب» خانلری
@PanevisDotCom
2 680
مثنوی «عقاب»
از مرحوم پرویز ناتل خانلری
پیرمرد این شعر عالی را بسیار دوست داشت، بخصوص آخر آن را که میگوید:
لحظهای چند بر این لوح کبود
نقطهای بود و دگر هیچ نبود
الحق که «نقد حال ماست آن».
+ یادداشتی دربارهٔ «عقاب» خانلری
@Panevisdotcom
2 680
بدیدم حسن را سرمست می گفت
بلایم من بلایم من بلایم
جوابش آمد از هر سو ز صد جان
ترایم من ترایم من ترایم
تو آن نوری که با موسی همیگفت
خدایم من خدایم من خدایم
بگفتم شمس تبریزی کیی گفت
شمایم من شمایم من شمایم
2 680
Repost from N/a
۱۰۵۲
موضوعات:
مهاجرت، خیال راحتی
بدیدم حُسن را سرمست می گفت
بلایم من بلایم من بلایم
جوابش آمد از هر سو ز صد جان
تو رایم من تورایم من تورایم
تو آن نوری که با موسی همیگفت
خدایم من خدایم من خدایم
بگفتم شمس تبریزی کیی گفت
شمایم من شمایم من شمایم
2 680
کتاب «جامعهشناسی سلبریتی» به ترجمهٔ نویسندهٔ مطلب فوق، آقای فردین علیخواه، نیز خواندنی است. بخشهایی از این کتاب را در کلاس مینیخودشناسی، مخصوص نوجوانان، کار می کنیم.
+ همچنین
+ ایضاً
+ نیــز
@Panevisdotcom
2 680
Repost from فردین علیخواه
ادامه مطلب: این روانریتی های مهربان
برخی از روحانیون در ایران به ویژه نسلهای جدیدتر، وقتی میبینند که بازار روانریتیها سکه است و دسته دسته مردم را جذب خود کردهاند سعی میکنند مانند آنان حرف بزنند. دو سال قبل نوشتم که در سالهای آینده به تدریج شاهد ظهور پدیدۀ «آخوندریتی» (ترکیب آخوند-سلبریتی) خواهیم بود. این روزها نشانههایی از آن را خوب شاهدیم. تبلیغ محصولات تجاری توسط آنان، استفاده از زبانِ بدنِ خاص بازاریابی برای اثرگذاری بر مشتری، نمایش بخشهایی از زندگی خصوصی خودشان از آن جمله است که بسیار از روانریتیها متأثر است.
سخن پایانی آنکه این روند همچنان تشدید خواهد شد.
▪️کانال نویسنده در تلگرام: @fardinalikhah
▪️ارسال نظر برای نویسنده: @alikhahfardin
2 680
Repost from فردین علیخواه
این روانریتیهای مهربان!
▪️▪️فردین علیخواه|عضو گروه جامعهشناسی دانشگاه گیلان
روانریتیها(ترکیب روان شناس-سلبریتی)در شبکههای صدا و سیما، شبکههای ماهوارهای و اینستاگرام بازارشان حسابی سکه است. در شبکههای صدا و سیما حتی اگر جواناند ژست «حکیمی به فرزندش گفت» را میگیرند، اغلب صورتشان را مهربان و دوست داشتنی نشان میدهند، همه چیز میدانند و از هر دری سخنی میگویند. حرفهای محبتآمیز میزنند، اگر برای جمع صحبت میکنند گاهی لحن ملامت و سرزنش به خود میگیرند تا انگیزه ایجاد کنند. با غرّش بر سر مخاطبان، از همه آنان میخواهند با صدای بلند بگویند: « تو هیچیت نیست! »،« تو هیچیت نیست! ».
به جز سیاست، از هر دری سخنی میگویند. مرزهای علومشان مشخص نیست. جامع الاطرافاند. خودشان، خودشان را روانشناس میدانند ولی روانشناسانی که عمر خود را در دانشگاه و پژوهش صرف کردهاند و سهمی در علم روانشناسی دارند اینان را کاسب میدانند و میگویند« اینها روانشناسی را به گند کشیدهاند. »
از نظر روانریتیها حال مردم از دخالتهای بیمنطق و بیجای دیگران، از افزون طلبی و طمعی که دارند، داشتن تفسیر غلط از زندگی، جذب انرژیهای منفی موجود در پیرامون بد میشود. افراد باید نگاهشان را تغییر دهند تا دنیایشان «زیبا و زیباتر» شود.
روانریتیها کاری به سیاست ندارند. حتی کاری به اقتصاد هم ندارند چون خوب میدانند که در این کشور اقتصاد هم گرفتار در سیاست است. اصلاً آنها کاری با قدرت کلانی که روان افراد را به این وضعیت دچار ساخته ندارند. سیاست که در ایران بر ذره ذره زندگی آدمها سیطره دارد در حرفهای آنان به حالت تعلیق درآمده است. از نظر آنان همه چیز در ایجاد یک روان ناآرام نقش دارد جز سیاستِ همه چیز خواه. از نظر آنان آدمها گویی در خلا زندگی میکنند. برای مثال، برای یک فرانسوی، یا یک آرژانتینی یا یک رومانیایی همان حرفهایی را میزنند که برای یک ایرانی میگویند: « نگاهت رو به زندگی تغییر بده عزیز دلم».
بعضی از آنان از مخاطبان خود میخواهند که در کل خواندن یا گوش دادن به اخبار را از زندگیشان حذف کنند تا دنیایشان زیباتر شود. و چقدر سیاست مدارانِ مردم گریز به ویژه در خاورمیانه به این نوع توصیهها علاقه دارند. تنها احساس کنشگری یک ملت گوش کردن به اخبار است و آنرا هم اینان توصیه میکنند ترک کنید.
روانریتیها مانند قرص مسکّن عمل میکند. مخاطبان به حرفهای آنان گوش میدهند و در لحظه نگاهشان زیبا میشود. بعد از یکی دو روز دوباره حالشان بد میشود. دوباره در اینستاگرام کلیپی از نصایح آنان میبینند و نگاهشان زیبا میشود. بعد از چند روز دوباره حالشان بد میشود. دوباره به آنها گوش میکنند و این قصه همچنان ادامه دارد. به همین دلیل برنامهها یا کلیپهای روانریتیها مدام باید تولید و عرضه شود. مخاطبانی معتاد داریم که اگر محصول به آنها نرسد در گوشهای کز میکنند و به صفحه گوشی خیره میشوند.
روانریتیها کارخانه تولید معنا شدهاند. آنان نیک میدانند که آدمها به ویژه در ایران که نقش دین در زندگی اجتماعی و فردی کم رنگه گشته دنبال جایگزیناند. به همین دلیل آنان سرمایهگذاری کردهاند و کارخانههای کوچک تولید معنا ساختهاند. آنان کپسولهای متنوع معنا تولید میکنند در رنگ و لعابهای مختلف. سعی میکنند در خط تولید، تنوع را حفظ کنند تا مشتری دلزده نشود. به طعم آنچه میگویند یک بار از نیچه، یک بار از «آلیس در سرزمین عجایب»، یکبار از ویکتوهوگو، یکبار از مریم میرزاخانی و یکبار از معلم دوره ابتداییشان چیزی اضافه میکنند تا غذایشان کسالتآور نشود.
به یقین اینان کشیشان عصر جدید هستند. کشیشان مردم را به خدا دعوت میکردند اینان آنان را به «خود» دعوت میکنند. ولی چه نوع خودی؟ این خود در واقع خودِ فردِ مخاطب نیست بلکه خودِ روانریتی است! خودی که در عوض کشیش با دستورالعملهای روانریتیها پیش میرود و شدیدا به تولیدات صنعت رویاسازی و رویافروشی آنان وابسته است. مردم همانطور که در محضر کشیشها راحت گریه و اعتراف میکردند در محضر اینان هم آسان اشک میریزند، همانطور که کشیشان در آنچه میگفتند یقین داشتند اینان نیز همیشه با یقین حرف میزنند، همانطور که کشیشان ژست« پیری در راه جوانی بدید» را میگرفتند اینان نیز چنین لحن و ژستی دارند، کشیشان مدام نصیحت میکردند، نصحیت، نصحیت و نصیحت. اینان نیز نصحیت میکنند ولی پشت نیچۀ بخت برگشته، سعدی، شوپنهاور، وین دایر و برایان ترسی پنهان میشوند. تنها یک فرق دارند: کشیشها بعد از موعظه «پاکت» میگرفتند اما مخاطب روانریتیها قبل از مراسم باید تصویر تراکنش را برای ادمین آنان ارسال کند تا مطمئن شوند پولواریز شده است. کاملا شیک و مدرن!
ادامه در صفحه بعد👇🏽
2 680
تسویف
اصل موضوع تسویف یا همان procrastination فرار کردن از احساسات ناخوشایند است. وقتی میخواهم کاری انجام دهم و آن را به فردا ها و شنبه ها موکول می کنم، دلیلش اینست که وقتی به انجام آن کار فکر می کنم، احساس ناخوشایندی دارم.
حالا اگر یاد بگیرم که با احساس ناخوشایند، هر چه که باشد، کنار بیایم، رفیق شوم، موضوع تسویف نیز بصورت حاشیه ای خودبخود حل می شود.
احساس های ناخوشایند را رصد کن، بشناس، و با آنها بمان و رفیق شو. این رویکرد را داشته باش که: داشتن این احساسات ناخوشایند مشکلی نیست و با آنها اوکی هستی.
+ نیز
+ و نیز
@Panevisdotcom
2 680
پشه و باد
تو برای رهایی از «من» هیچ کاری نمیتوانی بکنی. به این دلیل ساده که شما میخواهی باشی و رها هم باشی! متوجه تناقض هستی؟
آیا متوجه هستی که همان چیزی که میخواهی از آن رها بشوی، همینی است که میخواهد رها بشود؟ یعنی خودت. تو میخواهی نباشی، رها باشی و در عین حال باشی که رها بودن را تجربه کنی! و این نشدنی است.
@Panevisdotcom
