فلسفه اخلاق
Kanalga Telegram’da o‘tish
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63
Ko'proq ko'rsatish7 247
Obunachilar
-324 soatlar
-127 kunlar
-5630 kunlar
Postlar arxiv
7 246
| بالا رفتن |
داستان دو دوست که با هم متفاوتاند. نقطه ضعف کسی ممکن است نقطه قوت دیگری باشد.
#انیمیشن
©Join | @janotancentre
7 246
| قانون مولکولی کثرت |
حذف کردن آدمها و بریدن طناب اتصال آداب دارد. آدمها را یک دفعهای نباید کنار گذاشت. نباید به آدمها بدون مقدمه گفت: خداحافظ. همانطور که زمان گذشت و ذره ذره شناختی حاصل شد و صمیمت شکل گرفت، برای رفتن هم باید زمان صرف کرد و مسئولیتاش را پذیرفت.
گاهی آدمها یادشان میرود رابطه یک سر ندارند. رنجیده خاطر میشوند، خلقشان میگیرد و یا به وقت خشم و غم تصمیم میگیرند بروند. و یادشان میرود که عشق تنها شادی نبوده و نیست، فراموش میکنند که زندگی رنج دارد، درد دارد و باید پای تصمیمات گذشتهشان بایستند.
رفتن به هرشکلی که باشد درد دارد و باید برایش اصولی را طی کرد. چراکه اگر حرفها در گلو بمانند انسان را از پا در میآورند. حالا هرکسی هم به شیوهی خودش از پا در میآید، یکی به دیگران اعتماد نمیکند، یکی سراسر از خشم میشود و به خودش حمله میکند و یکی در قعر چاه تنهایی میافتد و چشمهایش دیگر زندگی را نمیبیند.
من نمیگویم، بمانید و درستش کنید. نه چراکه گاهی اوقات چاره با رفتن است. اما من میگویم حواستان باشد اصول رفتن را رعايت کنید. ما انسانها هرچقدر هم که پوست کلفت باشیم، در اعماق وجودمان، درست در جعبهی احساساتمان خیلی آسیب پذیریم! باید هوای احساسات و عواطف یکدیگر را داشته باشیم.
طبق آنچه فردوسی در شاهنامه گفته است: بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند. باید بدانیم که وقتی اصولی رفتار نکنیم ابتدا به خود خنجر میزنیم و بعد به دیگری و آن دیگری هم اگر بنا بر هر دلیلی با اطرافیانش اینطور رفتار کند، قانون مولکولی کثرت شکل میگیرد و جهان پر میشود از اشتباهات تکراری، از رنج و آشفتگی؛ و کسی چه میداند که این گرهی کور چطور باز خواهد شد؟! گاهی انسان را نه آغوشی پر از محبت نجات میدهد و نه ترکیدن از فرط شادی، گاهی باید از بر او آگاهی نازل شود!
#غزاله_محلوجی
❤️☘ @filsofak
7 246
| نشانههای کلی افسردگی |
افسردگی در برههایی از زندگی برای اکثر افراد اتفاق میافتد. دلایل افسردگی به غیر از مسائل ژنتیک و خانوادگی بیشتر در زمینههایی از قبیل اضطراب، ترس و خشمهای فرو خورده نقش دارد. افسردگی در دسته ی بیماریهای خلقی قرار میگیرد که با احساس غم، از دست دادن فرد یا هر چیز دلخواهی، یا عصبانیتی که با فعالیتهای روزانهی فرد تداخل دارد، توصیف میشود و نسبتا شایع است. افراد مختلف حال افسرده را به طریق مختلف تجربه میکنند. به صورت کلی طبق تعاریف مختلف ممکن است افسردگی با فعالیت روزانهی فرد تداخل ایجاد کند، یا همچنین منجر به از دست رفتن زمان شده و کاراییوعملکرد فرد را کاهش دهد به علاوه ممکن است ارتباطات اجتماعی فرد را هم تحت تاثیر قرار دهد.
علایم کلی و جامع افسردگی شامل:
۱. تغییرات وزن: افرادی که دچار افسردگی میشوند، در قالب مکانیسم مقابله، به کمخوری و یا پرخوری عصبی روی میآورند.
۲. کمبود انرژی و بیعلاقگی: اکثر کسانی که دچار افسردگی میشوند کمبود انرژی دارند دچار بیعلاقگی میشوند.
۳. تغییرات خواب: کسانی که دچار افسردگی میشوند یا بیش از اندازه میخوابند و علاقهایی به بیدار شدن ندارند و یا خوابشان در طول شب بسیار کم میشود.
۴. ناامیدی: کسانی که تجربه افسردگی دارند به ناامیدی میرسند و به سمت افکار منفی و گاهاً خودکشی کشیده میشوند.
۵. عدم تمرکز و دردهای بدنی: برای فرد افسرده تمرکز مشکل خواهد بود و بیهدف میشوند و مرتب به دنبال دردهای بدنی در خود هستند.
#روانشناسی
❤️☘ @filsofak
7 246
اگر از نیچه بپرسیم با چه کسی ازدواج میکنی؟!
به این شکل پاسخ می دهد؛
وقتی تصمیم می گیری یک احساس را به سرانجامی به نام ازدواج برسانی، اولین حرکت مفید این است که از خودت بپرسی: آیا انتخاب این فرد بر اساس عشق است یا نیاز؟ آیا واقعاً باور داری که که تا سنین پیری از سخن گفتن با این زن، لذت خواهی برد؟
سخن گفتن؛ و نه همخوابگی! تمامی مسائل دیگر در ازدواج موقت و گذرا است. تا زمانی که دو نفر حرفی برای گفتن و گوشی برای شنیدن دارند، می شود به عمر ارتباطشان امید داشت...
👤#فردریش_نیچه
🎬|Amsterdam
🎭| @SoulofDream
7 246
| وصیت خیانت شده - میلان کوندرا |
غیر اخلاقیترین عادت بشر این است که مدام و بیوقفه درباره هرکس و پیش از آنکه بفهمد و درک کند، قضاوت میکند. این آمادگی پرشور برای قضاوت کردن، نفرتانگیزترین حماقت و مخربترین شرارتهاست.
❤️☘ @filsofak
7 246
| سبک عشقورزی توسط دوران کودکی تعیین میشود |
کودکانی که در دوران رشد با والدین خود رابطه ایمن داشتند، بعدا روابط بین فردی بهتری دارند؛ در حالی که کودکانی که روابط ناپایدارتری داشتند، به احتمال زیاد رفتارهای ناسالم و بیثباتی در روابط خواهند داشت.
#انیمیشن
©Join | @janotancentre
7 246
| ۱۱ روش برای داشتن تمرکز بهتر |
اگر تمرکز کردن برایتان مشکل است، این ویدیو برای شماست.
#انیمیشن
©Join | @janotancentre
7 246
| کتاب سرخ - کارل گاوستاو یونگ |
مقایسه نکنید و اندازه نگیرید راه دیگران شبیه راه شما نیست، راههای دیگران شما را گمراه میکنند و فریبتان میدهند شما باید راه خودتان را کامل کنید.
#پاراگراف
©Join | @janotancentre
7 246
| چرا و چگونه کمالگرایی آدم را بیچاره میکند |
اگر واژه کمالگرایی را در گوگل جستجو کنید، احتمالاً به این عناوینِ خبری میرسید: «دانشجویانِ کمالگرا نمرات بهتری میگیرند، اما به چه قیمتی؟»، «چرا مشاغل باید در سال ۲۰۲۰ کمالگرایی را طرد کنند؟» و «چرا تغییر کمالگرایی تا این حد سخت است؟»
کمالگرایی به عنوانِ یک وضعیتِ ذهنی همواره محلِ بحثهای علمی بوده است. بسیاری از سلبریتیها اخیراً از کمالگرایی و فشاری که تلاش برای بینقص بودن به آنها وارد میکند، شکایت کردهاند. اعتقاد به کمالگرایی به این معنی است که شما هر قدر هم تلاش میکنید تا بهترینِ خود را عرضه کنید باز هم فکر میکنید میتوانستید بهتر عمل کنید؛ بنابراین هرگز از خود رضایت ندارید.
کمالگرایی یا همان چیزی که در علمِ روانشناسی به آن اختلالِ شخصیتِ وسواسی-جبری گفته میشود، در زمره اختلالاتِ سلامتِ روانی قرار میگیرد. کسانی که از شکلهای افراطیِ این اختلال رنج میبرند، همواره نگرانِ این هستند که چیزها از نظمِ معمولِ خود خارج شود و کنترلی بر امور نداشته باشند؛ آنها به جزئیات توجه زیادی نشان میدهند. این مشکل ممکن است با سایر اختلالات از مشکلاتِ تغذیهای تا وسواسِ فکری و عملی، اضطراب، افسردگی و افکارِ خودکشی همراه شود.
کریس وارد در کتاب «کمتر کامل، بیشتر خوشحال» توضیح میدهد که اعتماد به نفسِ پایین مرزِ باریکی است که کمالگرایی را از یک فضیلت به یک معضل تبدیل میکند: «تلاش برای دستیابی به کمال برای آنکه فرد از سفر خود لذتِ بیشتری ببرد یا به پاداش برسد، بسیار خوب است؛ اما تلاش برای رسیدن به کمال برای اینکه فرد به دیگران اثبات کند از همه بهتر است، مرز بین فضیلت و معضل است.»
او در کتاب خود نشان میدهد که تحمیلِ استانداردهای غیرممکن به خود در طولِ زندگی تا چه حد میتواند هزینه شخصی داشته باشد؛ و علاوه بر آن تا چه حد میتواند روی زندگیِ اطرافیانِ فردِ کمالگرا اثر منفی بگذارد. او میگوید: «من به یک والد یا همسرِ سمی، کنترلگر، مطالبهگر، نامطبوع و همیشه حقبهجانب تبدیل شده بودم.» اما ادامه میدهد که در درون، احساسِ تنهایی، فهمیده نشدن و اضطراب میکردم. من فکر میکردم که همه چیز باید درست اجرا و انجام شود و همیشه اضطراب داشتم که مبادا هر زمانی اشتباهی رخ دهد.
کَری کوپر، استاد روانشناسیِ سازمانی و بهداشت در دانشگاه منچستر، میگوید: «کودکان به خصوص بعد از طلاقِ والدین بسیار آسیبپذیر میشوند، زیرا تلاش میکنند وضعیتِ محیط را به حالتِ ثبات درآورند.» او همچنین میگوید: «زنانی که به مشاغلِ تحتِ سلطه مردان وارد میشوند معمولاً کمالگرایی از خود بروز میدهند، زیرا احساس میکنند باید به رؤسای مرد نشان دهند از عهده کارها بر میآیند.»
پروفسور کوپر میگوید: یکی دیگر از عواملِ بروزِ کمالگرایی، رسانههای اجتماعی است. «کمالگرایی به نسلِ استفادهکنندگان از رسانههای اجتماعی، فضاهایی که در آن هر کسی خودش را در کاملترین شکل عرضه میکند: بهترین سبکِ زندگی، بهترین ظاهر، بهترین زندگیِ اجتماعی، مرتبط است.» زندگی با فردِ اُسیپیدی از بیرون بسیار کامل و بینقص است. این همان احساسی است که این افراد دوست دارند به دیگران بدهند. حسِ بینقص و کامل بودن. از بیرون به نظر میرسد که آنها نمونه واقعیِ یک همسر، والد، دوست و به خصوص یک همکار هستند.
#روانشناسی
❤️☘ @filsofak
7 246
🔺اگر «حمیدرضا صدر» را نمیشناختید و برای اولین بار او را از نزدیک میدیدید، ممکن بود فکر کنید با یک آدم معمولی طرف هستید. مردی که صدای نرمالی داشت، عینک بنددارش همیشه همراهش بود و زیادی هیجانزده نمیشد، مگر اینکه پای فوتبال وسط میآمد. اینجا بود که به هیجان میآمد، تن صدایش بالا میرفت و دستهایش زیاد حرکت میکردند. او عاشق فوتبال بود اما اقتصاد و شهرسازی خوانده بود، سالها در مجلههای «فیلم» و «هفت» و نشریههای سینمایی دیگر نقد فیلم مینوشت و کارنامهی نویسندگیاش پر است از داستانها و ناداستانهای جذاب. ورق بزنید و بخشهایی از یک گفتوگوی قدیمی مجلهی «همشهری جوان» با او را بخوانید. گفتوگو با جانِ شیفتهای را که عاشق نوشتن بود و تا ساعت سهونیم بامداد برای نوشتن این پاسخها بیدار مانده بود. جوابهایی که مثل آن صحبتکردنهای پرشورش، سرشار است از شور زندگی، عشق و البته همزیستی با مرگ.
🔻حمیدرضا صدر
۳۰ فروردین ۱۳۳۵ – ۲۵ تیر ۱۴۰۰
☘❤️ @filsofak
7 246
🔺اگر «حمیدرضا صدر» را نمیشناختید و برای اولین بار او را از نزدیک میدیدید، ممکن بود فکر کنید با یک آدم معمولی طرف هستید. مردی که صدای نرمالی داشت، عینک بنددارش همیشه همراهش بود و زیادی هیجانزده نمیشد، مگر اینکه پای فوتبال وسط میآمد. اینجا بود که به هیجان میآمد، تن صدایش بالا میرفت و دستهایش زیاد حرکت میکردند. او عاشق فوتبال بود اما اقتصاد و شهرسازی خوانده بود، سالها در مجلههای «فیلم» و «هفت» و نشریههای سینمایی دیگر نقد فیلم مینوشت و کارنامهی نویسندگیاش پر است از داستانها و ناداستانهای جذاب. ورق بزنید و بخشهایی از یک گفتوگوی قدیمی مجلهی «همشهری جوان» با او را بخوانید. گفتوگو با جانِ شیفتهای را که عاشق نوشتن بود و تا ساعت سهونیم بامداد برای نوشتن این پاسخها بیدار مانده بود. جوابهایی که مثل آن صحبتکردنهای پرشورش، سرشار است از شور زندگی، عشق و البته همزیستی با مرگ.
🔻حمیدرضا صدر
۳۰ فروردین ۱۳۳۵ – ۲۵ تیر ۱۴۰۰
7 246
آخرین روانپزشک
رضا براهنی میگوید «نویسنده مانند یک انسان عادی افسرده نیست که برای درمان نزد روانپزشک برود. وی قادر است با نوشتن بر افسردگی خود مسلط شود و خود را درمان کند.»
من البته با حرف براهنی چندان موافق نیستم. نویسنده هم مانند دیگران در مواردی باید از روانپزشک یا روانشناس کمک بگیرد. در این مواقع البته نوشتن میتواند مکملی برای تسریع روند درمان باشد.
اما نوشتار شفابخش چگونه است؟ نوشتاری که درهیچ چهارچوبی نمیماند. هنگام نوشتن باید به اوج شوریدگی رسید و ازهم گسیخته و شلخته نوشت. سوژهی نوشتار باید همان حرفهایی باشد که زیر فرش قایم کردهایم؛ همان حرفهایی که مرورشان تنمان را میلرزاند. شاید باید آنقدر آزادانه بنویسیم که رویمان نشود هیچیکاز نوشتههایمان را به کسی نشان بدهیم. برای رهایی از زندانهای ذهن و زندگی باید شجاعت تجربهی نهایت آزادی را در نوشتن داشت.
و فراموش نکنیم که نوشتاردرمانی فقط با استمرار به نتیجه میرسد. تفننینوشتن فقط حکم مسکّن را دارد.
چارلز بوکوفسکی زمانی نوشت: «نوشتن آخرین روانپزشک است.»
شاهین کلانتری
❤️☘ @filsofak
7 246
| عزت نفس |
دانستن دربارهی ریشههای عزت نفس مهم است، اما کافی نیست؛ برای داشتن عزت نفس باید با خودمان کنار بیاییم و ذهنیت خود را دربارهی آن تغییر دهیم.
#انیمیشن
©Join | @janotancentre
7 246
| نگاه روانشناختی بر هیتلر |
آدولف هیتلر به عنوان یک شخصیت بیرحم تاریخ که مرگ میلیونها نفر را رقم زد شناخته میشود. وی با جاهطلبیهای دیوانهوار خود دنیا را به جنگی خانمانسوز کشاند. همه او را مسئول شروع جنگ جهانی دوم و کشتار یهودیان میدانند. اما باید اعتراف کرد که هیتلر شخصیتی کاریزماتیک داشت که ارتش کشور، سیاستمداران و مردم عادی را با سخنان تهییج کنندهاش با خود همراه ساخت تا در جهت باورها و سیاستهای او گام بردارند.
آدولف هیتلر عقده حقارت قوی داشت، که احتمالاً نتیجهی بدرفتاری پدرش با اوست. این عقده به نوبه خود او را به دنبال برتری و وسواس برای قدرت سوق داد، همچنین این نوع از رابطه ناسالم با پدرش باعث شکلگیری ناقص وجدان اخلاقی و عدم شکلگیری همدلی هیتلر با دیگران شد. هیتلر در کودکی همواره با احساس کمبود و اضطراب زیادی مواجه بود. او در جوانی به عنوان یک هنرمند(نقاش) مطرود شناخته میشد. بنابراین به دست آوردن قدرت را راهکاری برای حافظت در برابر احساسات منفی میدانست. در واقع او از سیاست و جایگاه قدرت برای بازگرداندن عزتنفس از دست رفته و آسیبدیده خود بهره جست. همچنین از مکانیسم دفاعی فرافکنی برای بیرون راندن احساسات منفی مانند شرم و گناه و دفاع در برابر اضطراب استفاده میکرد.
هیتلر تمایل داشت نسبت به دیگران احساس رنجش کند و خوشحال کردن دیگران را به عنوان یک انحراف از دید خود میدید. وی اغلب خود را جدای از افراد میدانست و یا با اکراه به مردم کمک میکرد، اما در نهایت تنها ثمرهاش احساس خشم و ویرانگری بود.
نقل قولی از آدولف هیتلر: «اگر برنده شدید، نیازی به توضیح ندارید. اگر شکست خوردید، نباید آنجا باشید تا توضیح دهید!»
#شخصیت
❤️☘ @filsofak
7 246
| احساساتی که به شکل «فرآوری نشده» درون ما وجود دارند |
بسیاری از نگرانیها ممکن است نادیده گرفته شوند و تفسیر نشده، باقی بمانند، و خود را به عنوان اضطرابی قوی نشان دهند.
#انیمیشن
©Join | @janotancentre
7 246
| زندگی در غیاب اخلاق و مسئولیت |
گفتن از اخلاق، گفتن از امری غایب است؛ گفتن از چیزیست که فردمحوری آن را محو کرده است. گفتن از اخلاق، گفتن از پلیست که سودجویی و لذتطلبی و عقلانیت ابزاری آن را ویران کرده است و دیگر چیزی نیست که ما را بههم برساند. گفتن از اخلاق، گفتن از ملاقات است، گفتن از چیزیست که از دست دادهایم. ما دیگر یکدیگر را ملاقات نمیکنیم. ما دیگر یکدیگر را نمیبینیم، حتی در اتاق خواب. آنچه اغلب دیده میشود نه انسانی که همآغوش یا روبروی ماست بلکه نیازها، لذتها و پیشفرضها و خواستههای شخصی است.
زندگی بدون اخلاق، بدون فهم و ادراک متقابل و پذیرش حق و حقوق انسانی یکدیگر، بدون مسئولیتپذیری نسبت به غیر، بدون ارزشها و مفاهیم مشترک، بدون گفتوگو و بدون توجه عمیق و همدلی چگونه ممکن است؟
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری موجب نگرانیست، فقدان ارزشها و باورهایی است که ما را به هم پیوند میزنند. آیندهی ما و جامعهی ایران در وهلهی اول در گرو شکلگیری ارزشها و اخلاقیاتی است که ما را به هم پیوند بزنند. در غیاب چنین اخلاقیاتی کشتن دیگری بسیار آسان میشود و به راحتی میتوان دست به اسلحه برد و به او شلیک کرد.
زندگی اخلاقی یعنی زندگیای مسئولانه، یعنی حیاتی نه از سر سودجویی و منفعتطلبی و لذتطلبی بلکه حیاتی در جهت ادراک دیگری و پذیرش حق او به مثابه یک صدا. زندگی اخلاقی زندگی همراه با تعهد است، زندگیای کمی نیست، یک زندگی کیفی و متکی به ارتباط ژرف با دیگریست. زندگی اخلاقی زندگیای معطوف به عقیده و اعتقاد هم نیست. زندگی اخلاقی متکی بر موقعیت است و با اتکا به آن مواضع افراد مشخص میشود.
نمیتوان خود را فردی اخلاقی نامید وقتی که خود را به خدمت اصولی از پیش تعیین شده درآورده باشیم. اخلاقی زیستن نیازمند نوعی بازنگری و بازاندیشی روزانه است، یعنی بازاندیشی در اعمال روزانهی خود و تلاش برای تغییر کنشهای غیرمسئولانه. زیست اخلاقی دشوار است. اما مگر راه دیگری هم وجود دارد؟
#احسام_سلطانی
☘❤️ @filsofak
7 246
سلامتِ تن سببِ سلامتِ روح نیست و حال آنکه، بلعکس، روحِ سالم با فضیلتِ خود سبب میشود که تن، سالم و معتدل گردد.
#افلاطون
©Join | @janotancentre
7 246
| اگر این نشانهها را دارید، شما آدم بسیار حساسی هستید |
#انیمیشن
©Join | @janotancentre
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
