فلسفه اخلاق
Kanalga Telegram’da o‘tish
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63
Ko'proq ko'rsatish7 242
Obunachilar
-524 soatlar
-157 kunlar
-6130 kunlar
Postlar arxiv
7 242
کارهایی که یک انسان عقلانی و اخلاقی در ظرف زندگی اجتماعی خود باید انجام دهد
فرض کنید من کسی باشم که به جهتی همیشه باید در راه تهران به شیراز در رفتوآمد باشم و به هیچوجه نمیتوانم از این سفر صرفنظر کنم و نمیتوانم جاده دیگری را برای رفتن از تهران به شیراز برگزینم. با این شرایط، اگر من انسانی عقلانی باشم- و فقط عقلانیت برای این جهت کفایت میکند- باید دو کار انجام دهم. بر دو تا بودن کارها تاکید میکنم، از این جهت که بارها از بیانات من سوء تعبیر شده که گویا من از این دو کار، تنها به یکی قائل هستم. درحالی که تاکید میکنم اگر انسانی عقلانی باشم، در شرایط مذکور باید دو کار انجام دهم:
۱. نخست اینکه اگر ناچارم از این جاده حرکت کنم، باید به اندازه خودم و تا آنجا که در توان و وسع من هست، این جاده پر فرازونشیب و گودالها و درههای خطرناک و سنگلاخی را تعمیر کنم و در اصلاح و مرمت آن کمک کنم و اجازه ندهم که این جاده با همین حالت عیبناک باقی بماند. این کار اولی است که من بهعنوان یک انسان عقلانی باید انجام دهم، زیرا من از این جاده استفاده میکنم، اگر اخلاقی بودم، میگفتم که همنوعان من هم از این جاده استفاده میکنند. اما فعلا تنها براساس عقلانیت صرف سخن میگویم و کاری به احکام و قواعد و معیارها و میزانهای اخلاقی ندارم. بنابراین از آنجا که باید عمری در این جاده در رفتوآمد باشم، عقلانیت اقتضا میکند که این جاده را تا جایی که میتوانم، اصلاح و تصحیح و تعمیر و مرمت کنم و از هیچ کاری در این جهت مضایقه نکنم.
۲. اما کار دومی هم باید بکنم. هر چقدر من و حتی سایر همنوعان به مقتضای عقلانیت در جهت اصلاح این جاده بکوشیم، ولی هیچ تضمینی در این نیست که جاده کاملا بیعیب و نقص و بیاشکال و ایرادی باشد و بههرحال این جاده چه بسا تا آخر عمر من یا همنوعان من که از این جاده استفاده میکنند، عیب و ایراد داشته باشد زیرا هر چقدر هم فعالیت کنیم، این فعالیت تضمین موفقیت تام ندارد و بنابراین امکان اینکه من باید تا آخر عمر با این جاده بسازم و این جاده به کمال نرسد، هست. بههمین علت باید کار دیگری کرد و آن این است که باید دستکم برای اتومبیل خودم ضربهگیرهایی قوی فراهم کنم تا کمترین مقدار فشار کف ناهموار جاده به بدن من وارد شود.
نتیجهگیری
در ضرورت کاستن از درد و رنج دیگران
از مثال فوق برای بیان مقصود خودم میکوشم. یک انسان عقلانی و به طریق اولی یک انسان اخلاقی، باید در ظرف زندگی اجتماعی خود دو کار کند.
نخست اینکه باید بکوشد تا جایی که در توان دارد، جامعه را اصلاح و تصحیح کند و از اشکالهای آن بکاهد. هرکس متناسب با میزان داراییهای درونی یعنی داناییها و تواناییها و با توجه به ویژگیهای شخصیتی و منشی و آنچه ژنتیک به او انتقال داده و براساس حوادث زندگی و تعلیم و تربیت و خلاصه با درنظر گرفتن همه امکانهایی که در زندگی دارد، باید جامعه خودش را در تا جایی که در توان دارد، اصلاح کند و نسبت به درد و رنجها و فسادها و سوءنیتها و سوءمدیریتها و جهلهایی که در این جامعه هست، بدون حساسیت نباشد زیرا اگر اخلاقی هم نیست، لااقل عقلانی هست و میداند که به هر حال باید در این جامعه زندگی کند. بنابراین هر چه این جامعه را بیشتر به صلاح نزدیک کند، خودش هم بیشتر سود میبرد. اگر اخلاقی هم باشد که میخواهد برای همنوعان خودش و همه کسانی که در این جامعه زندگی میکنند و چارهای نیز جز آن ندارند، یک وضع بهتری فراهم کند.
اما اگر من تمام مساعی خود را صرف کنم و همه شهروندان دیگر جامعه هم همین کار را انجام دهند، باز هم هیچ تضمینی نیست که جامعه ما بیعیب و نقص باشد و بنابراین ما نیاز به ضربهگیر داریم. این ضربهگیر فراهم کردن کار دوم ما است. یعنی باید کاری کنیم که فشار وارد ناشی از زیستن در جامعه ناسالم برای خودمان و شهروندان جامعه کمتر شود و آسیبهای آن کمتر درد و رنجی برای خودمان و سایر همنوعان داشته باشد. به تعبیری که در آیین هندو به کار میرود، اگر جامعه منجلاب یا مرداب یا باتلاق هم هست، بتوانیم در این منجلاب و باتلاق، لااقل نیلوفر باشیم.کار اول نیازمند آن است که در فعالیتهای خودمان به آنچه در نهادهای خانواده، اقتصاد، تعلیم و تربیت، علم و فن و هنر، سیاست، قانونگذاری، اخلاق، دین و مذهب میگذرد، توجه کنیم زیرا این نهادها هستند که عیب کلی جامعه را فراهم میکنند. اما برای کار دوم یعنی فراهم کردن ضربهگیر باید به یک سلسلهچیزهایی روی آوریم که شخص خودمان را با آن چیزها مجهز کنیم، بنابراین شأن اجتماعی من، کار اول من است و شأن انفرادی من، هم کار دوم است.
|مصطفی ملکیان؛ گزارش محسن آزموده در روزنامه اعتماد|
❤️☘ @filsofak
7 242
تا به حال به این فکر کردهای که بخش بزرگی از رشد و فهمت را مدیون کسانی هستی که آزارت دادهاند؟
تا به حال به این فکر کردهای که اگر دوستنداشتنیهایت نبودند، هيچوقت به این صرافت نمیافتادی که دربهدر به دنبال دوستداشتنیهایت بگردی؟
جملهها را دوباره بخوان.
انصاف نمیدهی که اینطور دوستنداشتنیهایی، لایق دوستداشتنند؟
#مصطفی_سلیمانی
#استوری
+به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 242
طبق نظر بودیسم، ریشه رنج نه احساس درد است و نه اندوه و نه حتی بیهودگی. بلکه ریشه واقعی رنج همین جستجوی بیپایان و بیهوده احساسات گذرا است که حالتی از تنش دائمی و بیقراری و نارضایتی را در ما به وجود میآورند. در نتیجه این جستجوی دائم، ذهن ما هرگز به رضایت دست نمییابد.
حتی اگر لذت را تجربه کنیم، باز ذهن ما راضی نیست زیرا از ناپدید شدن سریع این احساس میترسد و اشتیاق آن را دارد که این احساس حفظ و تشدید شود.
انسان زمانی از رنج رهایی نمییابند که این یا آن لذت گذرا را تجربه کنند، بلکه این اتفاق زمانی میافتد که به ماهیت ناپایدار تمام احساسهایشان پی ببرند و دیگر اشتیاقی به آنها نداشته باشند.
🔹️یووال نوح هراری
از کتاب انسان خردمند
ترجمه نیک گرگین
❤️☘ @filsofak
7 242
5 قانون مهم دنیا که برای درک بهتر موفقیت در زندگی باید آنها را بشناسید
دینو_لیلا میرزاخان
1. قانون مورفی (Murphy’s Law)
هر خطا و اشتباه ممکنی در جهان رخ خواهد داد. تفسیر این قانون در واقع میگوید که از هر اتفاقی در زندگیتان بترسید، برای شما رخ میدهد.
پس اگر احتمال بروز اشتباه یا خطایی را در هنگام انجام کاری میدهید، شرایط را به نوعی تغییر بدهید که مانع از بروز این اشتباهات شوید.
2. قانون کیدلین (Kidlin’s Law)
اگر بتوانید مشکلات خود را به طور کامل و واضح روی کاغذ بنویسید و جزییات آن را مشخص کنید، در واقع نصف مشکل را حل کردهاید.
چنین قانونی برای جهت دادن به ذهن شما در مواقعی است که نمیدانید چطور مشکلات پیش آمده را حل و شرایط را مدیریت کنید. با نوشتن و شرح کامل موضوع، ذهن شما به دید درستی از مشکل میرسد و میتوانید مسیر درست را بهتر تشخیص دهید.
3. قانون گیلبرت (Gilbert’s Law)
بزرگترین مشکل هنگام انجام دادن کاری، این است که کسی به شما نمیگوید دقیقا باید چه کاری انجام دهید.
برقرار نشدن ارتباط صحیح بین کاری که باید انجام شود و تصوری که در ذهن شما است، باعث میشود روند صحیحی طی نشود و نتیجه رضایت بخش نباشد.
4. قانون والسون (Walson’s Law)
اگر همیشه اطلاعات و هوش را در اولویت قرار دهید، پول به طور مداوم به سمت شما خواهد آمد.
فراموش نکنید که برای موفقیت در هر کاری علاوه بر هوشمندی، به آگاهی و دانش نیاز است. اگر بتوانید این دو را همیشه با هم همراه کنید، موفقیت دائمی در زندگی شما تضمین میشود.
5. قانون فالکلند (Falkland’s Law)
زمانی که مجبور نیستید درباره چیزی تصمیم بگیرید، پس بهترین کار این است که تصمیمی نگیرید.
به این دلیل که تصمیمات عجولانه و ناآگاهانه در نهایت عواقب منفی و مشکلات زیادی در زندگی شما ایجاد میکند.
❤️☘ @filsofak
7 242
آنچنان که مارکس گفت، جامعهای قابل درک است که کارکردی منطقی دارد و مطابق با شان بشر رفتار میکند، جامعهای که «شفاف» است، بر مبنای بینش نسبت به منابع موجود و احتمال رشد سازمان یافته است. جامعهای که در آن، القای جهانبینیهای غلط به افراد ضرورتی ندارد. در چنین جامعهای، انسان میتواند همه چیز را آشکارا ببیند و ناچار نیست نابخرد باشد.
اریک فروم
از کتاب مقدمات روانشناسی فروم
ترجمه سهیلا خداوردیان
❤️☘ @filsofak
7 242
🎬سینمادرمانی(دوره چهارم)
.
🔹️کارگاه آنلاینِ "نقد و تحلیل فیلم روانشناسی"
.
بعضی فیلمها میتونن با آموزش غیر مستقیمی که دارن، تخصص زندگی کردن رو در زمان کوتاهی به ما یاد بدن. ما به این روش میگیم سینمادرمانی.
اگه دوست دارید، با ما در این دوره درمانی همراه و همقدم باشید.
#مصطفی_سلیمانی
#تحلیل_فیلم
#نقد_فیلم
#تحلیل_روانشناختی_فیلم
#تحلیل_روانشناختی
#فیلم
#فیلم_درمانی
.
🔹️ثبتنام شروع شد.
جهت ثبتنام به @soleymani63 مراجعه نمایید.
🍀❤️ @The_meaningoflife
🍀❤️ @filsofak
7 242
۳۶ روش برای سرمایه گذاری روی خودت:
1. غذای سالم بخور
2. آشپزی یاد بگیر
3. نظر دیگران برات مهم نباشه
4. ساعات خوابت رو تنظیم کن
5. نق زدن را تمام کن
6. زمانت رو بهتر مدیریت کن
7. بیشتر سفر کن (الان نه الابته بذار کرونا تموم شه!)
8. برای خودت برنامه روتین داشته باش
9. پولتو سرمایه گذاری کن
10. هر روز خودتو به چالش بکش
11. حواست به خرج کردنت باشه
12. موفقیت رو تصویرسازی کن
13. دیگران را ببخش
14. دنبال تایید دیگران نباش
15. یادداشت بنویس
16. پادکست گوش کن
17. دوستاتو عاقلانه انتخاب کن
18. برنامه های آموزشی نگاه کن
19. مطالب را آنلاین یاد بگیر
20. پس انداز داشته باش
21. کتاب بخون
22. با خانوادت خوب باش
23. از شر دوستای سمی خلاص شو
24. کسب و کارتو شروع کن
25. یه مربی برای خودت پیدا کن
26. یه زبان یاد بگیر
27. هدف گذاری کن
28. برنامه روزانه و هفتگی داشته باش
29. تمرین مدیتیشن کن
30. سپاسگذاری رو تمرین کن
31. برنامه زندگی تو تعیین کن
32. ورزش کن
33. مهارت های بیشتری یاد بگیر
34. نوشابه و الکل نخور
35. یک سرگرمی جدید پیدا کن
36. این مطلب رو ذخیره کن
❤️☘ @filsofak
7 242
⭕️ حاضری بخاطر چه چیزی رنج بکشی؟
✍ اکرم نجاتی
در بیزینس اصطلاحی است به نام
"استراتژی اقیانوس آبی"
در یک جمله یعنی 《حوزه ای که در آن رقیبی نداری》
کسی که بتواند وارد این حوزه شود پیشتاز است
میخواهم از این اصطلاح برای توضیح رسالت شخصی وام بگیرم
تصور کنید شما پیانو زدن را دوست دارید (من نمیدانم به چه علاقه دارید، شما میتوانید بجای پیانو، حرفه مورد علاقه خود را قرار دهید)
اگر در جمعی قرار بگیرید که یک بازیگر ستاره،
یک نقاش چیره دست یا یک نوبلیست ادبی حضور داشته باشد و مورد محبت و احترام دیگران ...
آیا
به آنها حسادت خواهی کرد؟
یا آرزو میکنی به جای آنها بودی ؟
....
اگر پیانو علاقه واقعی شما باشد قطعا پاسخ پرسشهای بالا " خیر " است
زیرا میدانید حال شما با بازیگری یا نقاشی یا...آنقدر خوب نیست که با پیانو زدن خوب است.
حسی که از نواختن پیانو در روحتان ایجاد میشود
جایگزین حسادت، ناراحتی و حسرت نسبت به موفقیت دیگران است.
اقیانوس آبی شما ، پیانو شماست
همان جایی که میتوانید پیشتاز باشید و بدرخشید
زیرا علاقه از جنس انرژی است
وقتی با علاقه پیانو مینوازی، از خودت انرژی ساطع میکنی
و این انرژی از جنس عشق ، محبت، خیر و روزی است و در پی هم بسامد شدن با هم جنس خود .
به قول حضرت مولانا
جنس بر جنس است عاشق جاودان
جاذب هر جنس را هم جنس دان
برای یافتن اقیانوس آبی خود
به دنبال علاقه های خود بگردید
نکته مهمی که در مسیر جست و جوی علاقه باید به آن دقت کنید
پرسیدن سوالات درست است
اینکه کسی دوست دارد بازیگر شود
اما دوست ندارد مدتی در سختی و گمنامی تمرین کند
او در واقع بازیگری را دوست ندارد بلکه صدای کف زدن تماشاچی ها و چاپ عکسش روی جلد مجله ها را دوست دارد.
《مارک منسون سرنخ جالبی داده:
علاقه ما چیزی است که حاضریم بخاطرش اذیت شویم》
اقیانوس آبی در منطقه رنج های ما پدیدار میشود.
❤️☘ @filsofak
7 242
قربانیِ عاشق
با دستهایی که میلرزید، کفِ ماسیده گوشه لبهاش را پاک کرد «هر روز یک دست کتکِ خوب و مَشتی میخورَد؛ مثل وعده صبحانه!» و بعد، یک آهِ بلند و سنگین کشید و سرش را انداخت پایین. کاملاً معلوم بود که براش سخت است به چشمهام نگاه کند.
چند ثانیهای که گذشت، خودش ادامه داد «روزی نیست که مادرم از سیاهیها و کبودیهای جدید بدنِ خواهرم حرف نزند. دلم نمیخواهد بشنوم، اما هر چه میگویم نگو، باز هم کار خودش را میکند. میدانید؟ نمیتواند نگوید! خب مادر است. دلش میسوزد.»
گلویم را صاف کردم و گفتم «خب تو چرا سرت را اینطوری پایین انداختهای؟ تو که نمیزنی! سرت را بالا بگیر پسرِ خوب. داریم با هم حرف میزنیم.»
دستش هی دور و بر چشمهاش میچرخید. تکاپو میکرد که اشکهاش را قبل از ریختن، یکجوری جمعوجور کند.
دفتر و دستکم را کشیدم جلوم و پرسیدم «چند سال است که ازدواج کرده؟» مِنّ و منّی کرد و گفت «وقتی که من سالِ آخر دبیرستان بودم؛ چیزی حدود پنج شش سال است!» و یکهو صدایش را برد بالاتر «پنج شش سال است دارد کتک میخورد و جیکش درنمیآید!» و با مشت کوبید روی رانش.
پرسیدم «چرا جیکش درنمیآید؟ دلیلش برای تحمل کردن چیست؟» یک نفس گفت «لابد نمیخواهد اعتراف کند که اشتباه کرده! آخر ماها هیچکدام موافق ازدواجش با این مرتیکه نبودیم. به زور، همهمان را راضی کرد. میگفت فقط با آن اَلدَنگ خوشبخت میشود. حالا هم لابد دارد زور میزند که پیش ما ضایع نشود! لابد پیش خودش میگوید با لباس سفید رفتهام، با کفن سفید هم برمیگردم! ماها هم جرئت نداریم چیزی بگوییم. تا میآییم از وحشیگریاش حرفی بزنیم، پشتش در میآید!» و بقیه حرفهاش را با دهنکجی گفت «میگوید دلش مثل گنجشک است! هر وقت از زدنم خسته بشود، از دلم در میآورد. چیزی توی دلش نیست، فقط نمیتواند اعصاب خودش را کنترل کند!» و یک احمقِ نان و آبدار حواله خواهرش کرد.
از شدت کتککاریها پرسیدم، گفت «آخرین بار، با لگد، دو تا از دندههاش را شکسته. ما میرویم شکایت میکنیم، اما خودش میرود و رضایت میدهد و دوباره برمیگردد سرِ خانه و زندگیاش.»
براش توضیح دادم عارضهای که خواهرش به آن دچار شده، احتمالا سَندرُم اِستُکهُلم است، و وقتی اتفاق میافتد که قربانی، با وجود آزارهایی که از شخص آزارگر میبیند، همچنان خودش را با علاقه و اختیار، تسلیمِ او میکند و در مقابلِ افرادی که سعی در نجاتش از چنگِ شکنجهگر دارند گارد میگیرد.
فقط سر تکان میداد و همچنان سرش پایین بود.
برای کنترل همسرتان به چه راهحل موقتیای پناه میبرید؟
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 242
ویژگی های ارتباطی شخصیت ها:
✅افراد درونگرا(introversion)
1️⃣ از تنهایی انرژی میگیرند
2️⃣ نمیخواهند کانون توجه باشند
3️⃣ شنونده های خوبی هستند
✅افراد برونگرا(extraversion)
1️⃣ از تعامل با دیگران لذت میبرند
2️⃣ بیش از انکه گوش بدهند حرف میزنند
3️⃣ دوست دارند کانون توجه باشند
✅افراد حسی(sensing)
1️⃣ تمرکز بر دریافت اطلاعاتشان با حواس پنجگانه است
2️⃣ به زمان حال توجه دارند
3️⃣ از تکرار یک مهارت خسته نمی شوند
✅ویژگی شهودی(Intuition)
1️⃣ به الهام و دریافت قلبی معتقدند
2️⃣ از تکرار یک مهارت خسته می شوند
3️⃣ برای نوآوری و تخیل ارزش زیادی قائلاند
✅ویژگی افراد احساسی(feeling)
1️⃣ به همدلی و درک دیگران اهمیت میدهند
2️⃣ به راحتی از دیگران تشکر می کنند
3️⃣ از طرف دیگران بیش از اندازه عاطفی ارزیابی میشوند
✅ویژگی افراد منطقی(Thinking)
1️⃣ بیش از حد برای منطق و عدالت بها قائل اند
2️⃣ از طرف دیگران خشک و بی انعطاف ارزیابی می شوند.
3️⃣ بزرگترین انگیزه ی آنها در کار موفق شدن است
✅ویژگی افراد قضاوت کننده(judging)
1️⃣ معتقدند اول کار بعد تفریح
2️⃣ زمان را منبع تمام شدنی می دانند
3️⃣ نتیجه گرا هستند
✅ویژگی افراد دریافت کننده(perciving)
1️⃣ اول تفریح بعد کار
2️⃣ زمان را منبع تجدید شدنی می دانند
3️⃣ نتیجه گرا نیستند...
❤️☘ @filsofak
7 242
مقوله «اگزیستانسیال» شامل پنج مورد است:
۱ - درک اینکه گاهی زندگی بیانصاف و ستمگر است.
۲ - درک اینکه در نهایت از بعضی از رنجهای زندگی و از مرگ نمیتوان گریخت.
۳ - درک اینکه هر قدر هم به دیگران نزدیک شوم، باز باید بهتنهایی با زندگی مواجه شوم.
۴ - مواجهه با مسائل اساسی زندگی و مرگ تا بتوانم صادقانهتر زندگی کنم و کمتر خود را درگیر جزئیات کنم.
۵ - درک اینکه هر چقدر هم از دیگران راهنمایی و حمایت گرفته باشیم، در نهایت مسئولیت شیوهی زندگیام برعهده خودم است.
اروین یالوم
از کتاب رواندرمانی اگزیستانسیال
ترجمه سپیده حبیب
❤️☘ @filsofak
7 242
🌺عوارض تنها بودن بیش ازحد را بدانیم؟
🔺این ویدیو به شما نشان میدهد عدم ارتباط با دیگران چه عوارضی دارد!
❤️☘ @filsofak
7 242
پنج نکته آموختنی از آلمانیها
۱. گرانفروشی کنيد!
قیمت آب، برق، بنزین و سایر حاملهای انرژی بالاست. این باعث شده که آلمانیها هم مقتصد باشند هم مصرفکننده هوشمند، ملتی که مصرف را با اسراف اشتباه نگرفته است.
۲. به مادرت احترام بگذار!
محیط زیست (زمین) در آلمان مانند یک مادر محترم است. تفکیک زباله در آلمان، هم امری قانونی و هم امری فرهنگی است. تفکیک زباله در مبدا بسیار تخصصی انجام میشود. زبالهها به ۱۳ بخش تقسیم میشوند. پسماندهایی مانند قوطی کنسرو، میخ، پیچ، قوطی اسپری خالی و ظروف محصولات لبنی که در سطل زرد انداخته میشوند. کاغذ و مقوا، کیسههای کاغذی، روزنامهها، کاتالوگها، کارتنها، بستههای سیگار و غیره که در سطل آبی قرار میگیرند. زبالههای خانگی و آشپزخانه مثلا قهوه و چای، میوهها و سبزیجات، تخممرغ، برگها و غیره که در سطلهای قهوهای انداخته میشود. باقی زبالههای خانگی مانند تهسیگار و پوشک بچه جزو این گروه از زبالهها هستند که معمولا مربوط به سطل مشکی است. شیشههای سفید، شیشههای سبز، لباس و کفشهای کهنه، زبالههای الکتریکی شامل لوازم برقی کهنه، زبالههای بزرگ و اقلام بزرگ و لوازم خانگی مثل مبل، بطریهای پلاستیکی و شیشهای یا قوطی نوشیدنی، باتریهای قلمی و زبالههای خاص مثل داروها، مواد شوینده، باتریها، لامپهای فلورسنت، حشرهکشها و ظروف باقیمانده رنگ و چسب جداگانه جدا میشوند.
۳. کارخانه آدمسازی!
همه امور بهگونهای طراحی شده که شما تبدیل به یک فرد منضبط، قانوندان و قانونپذیر میشوید. در رانندگی یکی از مهمترین چیزها رقصگردن (شولتربلیک) است یعنی برگرداندن سر به سمت شانهها برای دیدن نقاط کوری که در آیینه نمیبینید. برخی جادهها در زمان ترافیک، رانندگان باید به طرفین جاده حرکت کنند تا یک لاین جدید برای عبور احتمالی وسایل نقلیه اضطراری بازشود که به آن کوچه نجات میگویند. برای اخذ گواهینانه رانندگی همه باید دوره کمکهای اولیه ببینند.
۴. بیپدر باش، بیآدرس نباش!
هویت در آلمان به نام، نام خانوادگی، تاریخ تولد و آدرس و امضاء است. حتی این را بگویم که شما میتوانید پدر نداشته باشید اما باید آدرس داشته باشید! آدرس ثبت شده بخشی از هویت شماست و در کارت ملی شما ثبت میشود. موظفید فرزندتان را در نزدیکترین مدرسه محل سکونتتان (مطابق با آدرس ثبتی)، ثبتنام کنید. این یعنی کاهش ترافیک و کاهش مصرف انرژی. در زمان انتخابات از پیش برای شما نامهای ارسال میشود، حوزه انتخابیه شما مشخص میشود و شما حق دارید فقط در آن حوزه رایگیری که از قبل مشخص شده رای خود را بیاندازید. بههمین سادگی، بحث جابجایی رای غیرممکن میشود. پروندههای قضایی و مطالبات مالی خیلی راحتتر قابل پیگرد قانونی دارند. فرد نمیتواند در ولنجک مونیخ! سکونت داشته باشد اما از یارانه روستاها برخوردار باشد.
۵. درست طراحی کن! لذتش را ببر
آلمانیها برای اداره کشور، یک ساختار اداری قوی و یک ساختار سیاسی جالب دارند. ساختار سیاسی آلمان دارای سه نکته بسیار مهم است:
الف: قانون اساسیاش دو ویژگی پارادوکسیکال دارد؛ تفسيرناپذیر و دقیق اما تغييرپذیر و پویا
ب: احزاب سیاسی همهکارهاند. در آلمان حزب یک شخصیت حقوقی معنادار است که در قبال مردم و افکار عمومی پاسخگو است. احزاب، شکارچی بهترین افراد هستند. نگاه بلندمدت دارند و شب انتخابات از زیر بوته سبز نمیشوند. نظام یادگیری حرفهای دارند و سیاستمدارانی حرفهای پرورش میدهند. محلی برای تبدیل اختلاف منافع به ائتلاف منافع میشوند. خارج از هیات حاکمه برای تمهید زمینههای پیروزی در انتخابات آینده، عملکرد دولت را زیر ذرهبین نظارت قرار میدهند و منتقد باقی میمانند. هیچگاه کشور یکدست نبوده است؛ قدرت در عین کثرت!
ج: رسانهها واقعا آزادند. روزنامه دولتی وجود ندارد. رسانهها بههیچ وجه نمیتوانند صدای واحدی را تبلیغ کنند و ابزار دست دولت و حکومت باشند. این رسانهها از آنزمان تاکنون کاملا غیرمتمرکز اداره میشوند. دولت نمیتواند خبرنگاری را بهخاطر نوشتن و انتقاد، زندانی کند یا نشریهای را به این خاطر تعطیل کند. شاکی خصوصی حتما باید وجود داشته باشد. یعنی مدعیالعموم نمیتواند به خبرنگاری بگوید چرا نقلقولی دروغین در مطلب خودت آوردهای. بههمین دلیل خبرنگاران حیطه آزادی وسیعی دارند.
❤️☘ @filsofak
7 242
تقدم انسان بر فرهنگ
اساسا یکی از نشانههای رشد یک جامعه این است که به تناقضهای درونی خودش پی ببرد و وقتی که پی برد، بداند که از طرفین تناقض، کدامیک را میخواهد نگه دارد و کدامیک را میخواهد رها کند.
ما در کدام محکمه امضاء دادهایم که میخواهیم همه مؤلفههای فرهنگ خودمان را حفظ کنیم؟ چرا چیزی بر دوش ما میگذارید که نمیتوانیم به آن ملتزم باشیم؟ اصلا رشد هر جامعهای در گرو کشف ناسازگاری اجزای فرهنگش و حذف یکی از اجزاء به زیان دیگریست. چرا ما باید "ایرانیّت و اسلامیّت و تجدد" را حفظ کنیم؟ این "باید" از کجا آمده است؟ ممکن است ما رشد عقلی پیدا کنیم و ببینیم بعضی از مؤلفههای تجدد حتی با ایرانیّت هم سازگاری ندارند. تجدد با اسلامیّت ما هم سازگاری ندارد. چرا باید بگوییم با هر زور و ضربی این سهتا را در آشتی نگه داریم؟ وقتی اینها نمیتوانند با هم آشتی کنند، چرا ما باید نیروی خودمان را صرف آشتیدادن اینها کنیم؟
ما کجا امضاء دادهایم که همه مؤلفههای فرهنگیمان را باید حفظ کنیم؟ به تعبیر عیسی مسیح، انسان را برای شنبه نیافریدهاند، شنبه را برای انسان آفریدهاند. فرهنگ را برای انسان آفریدهاند نه انسان را برای فرهنگ. قرار نیست ما زیر فشار این عناصر متناقض له شویم فقط برای اینکه بگوییم ما هر سه عنصر فرهنگ خودمان را حفظ کردهایم! اگر ما به این نتیجه رسیدیم که یکی از مشکلات ما نگهداشتن این سه مؤلفه فرهنگمان است باید هر سه مؤلفه را حفظ کنیم؟ آخر چرا؟ مگر فرهنگ نیامده بود زندگی مرا سهل و ساده کند ولی این فرهنگ زندگی مرا دشوار کرده است ولی با این حال شما میگویید نباید یکی از سه رشته این فرهنگ را قیچی کنیم و کنار بگذاریم.
برای من، انسان گوشت و پوست و خوندار مقدم بر فرهنگ است. این انسان باید کمترین درد و رنج ممکن را متحمل شود. برای کاستن از درد و رنج این انسان گوشت و پوست و خوندار، گاهی لازم است فرهنگ او را دستکاری کنیم. نمیتوان گفت فرهنگ او باید دستنخورده بماند ولو این فرهنگ درد و رنج این انسان را افزایش دهد!
مصطفی ملکیان
❤️☘ @filsofak
7 242
زندگی نبايد هميشه شما را محصور كند و شكست دهد، زندگی نبايد به معنای زنده ماندن باشد بلكه بايد به معنای زندگی كردن باشد،
شرايط و موقعيتها ممكن است به ناچار از كنترل شما خارج شوند اما لحظاتی كه احساس غرق شدن و شكست میكنيد بايد كوتاه و زودگذر باشند، نبايد كل وجود و هستی شما را فرا بگيرند، زندگی باارزشی که به شما بخشيده شده مثل يك كشتیست كه درحال عبور از اقيانوس است و شما بايد ناخدای آن باشيد.
✍🏽 #ریچل_هالیس
📕 خودت باش دختر
❤️☘ @filsofak
7 242
💢باغبان یا نجار؟
نجار، قبل از اینکه شروع به ساختن چیزی کند، باید نقشۀ دقیق همهچیز را بکشد. او پیش از اینکه یک صندلی بسازد، دقیقاً میداند نتیجۀ کارش چه خواهد شد و اگر به اندازۀ کافی مهارت و تجربه داشته باشد، هیچ خطایی رخ نخواهد داد.
اما باغبان چطور؟ او هم همۀ تلاشش را میکند، به جزئیترین نشانهها توجه دارد و بهترین شرایط را برای رشد گلها و گیاهانش فراهم میکند. اما با وجود این، نمیتواند تعیین کند که درختی که کاشته، یا گلی که پرورش داده، چه شکلی خواهند شد. باغبان، برخلاف نجار، همیشه منتظر چیزهای پیشبینینشده است. یک روز صبح از خواب بیدار میشود و میبیند درختها زودتر از چیزی که انتظار داشت شکوفه کردهاند. یا میبیند گلدانِ سرسبزی ناگهان پژمرده شده است.
بعضی از پدر و مادرها میخواهند برای بچهشان نجار باشند. از همان کودکی نقشۀ راه موفقیت او را پیش خودشان کشیدهاند. پسرم باید دانشمند شود، دخترم باید پزشک شود و بعد لحظه لحظۀ زندگی کودکشان را مثل نجارها با خطکش و پرگار و گونیا اندازه میگیرند. ۴۰دقیقه بازی، دو ساعت درس، ۲۰دقیقه تلویزیون و همینطور تا آخر. آنها تحت هیچ شرایطی اجازه نمیدهند این برنامه به هم بریزد، اما نکتۀ بزرگی را فراموش کردهاند: نجارها با چوب بیجان کار میکنند، ولی بچهها نهالهای زندهاند.
آلیسون گوپنیک، نویسندۀ کتاب علیه تربیت فرزند، میگوید باید برای بچهها باغبان بود. باید به آنها توجه کنیم، شرایط رشد و بالندگیشان را فراهم کنیم، اما بدانیم که آنها باید راه خودشان را بروند. با بازی، زندگیکردن را بیاموزند و با شلختگی و بههمریختگی، اهمیت نظم و برنامهریزی را درک کنند. و یادمان نرود که مرغوبترین میز و صندلیها هم هیچوقت شکوفه نخواهند داد.
❤️☘ @filsofak
7 242
فکر میکنم آنچه موجب رنجش آدمها از یکدیگر میشود این است که غالبا ما آدمها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه دید ما نگاه کند!
در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوتها، روابط شکل مناسبتری خواهند داشت.
🔻گونتر گراس
از کتاب طبل حلبی
ترجمه سروش حبیبی
❤️☘ @filsofak
7 242
.
🔻خاستگاه اخلاق در تعالیم مسیحیت
#مصطفی_سلیمانی
#مقاله_اخلاقی
اصلِ اساسیِ اخلاقِ مسیحیت
بر اساسِ آموزههای مسیحیت، عیسی بزرگترین حکم شریعت را محبت میداند و معتقد است که خدا در والاترین و بالاترین سطح از عشق ایستاده است و از این رو، میتواند به تمام هستی و موجودات عشق بورزد. به اعتقاد عیسی، عشق به خدا درون هر موجودی هست و تنها این عشق است که میتواند سبب شکلگیری یک زندگی اخلاقی باشد. موهبت عشق میتواند تمام گناهان آدمی را، از همان گناه نخستین پاک کند و بر گناهانِ شخصی و ظاهریِ او قلمِ عفو بکشد و اسبابِ پیوند او را با ابدیت و حقیقت مطلق روحانی فراهم آورد. بر اساس این تعالیم، بعد از اینکه تمام وجودِ شخص، سرشار از عشق به مسیح شود، نه تنها جان و دل او از عشق لبریز خواهد شد، بلکه سرریزِ این عشق، شفقت او را نسبت به تمام هستی نیز جاری خواهد کرد. و به این ترتیب، عشق سبب تکامل اخلاقی فرد خواهد شد (ادیان زنده جهان، رابرت ارنست هیوم به ترجمه عبدالرحیم گواهی، ۱۳۷۳، ص ۳۵۰؛ خاستگاه اخلاق مسیحی در عهد جدید، سمیه عمادی اندانی، ۱۳۹۴، ص ۵۴-۵۳).
منبع:
https://fa.shafaqna.com/news/1285917/%
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 242
خاستگاه اخلاق در تعالیم مسیحیت
#مصطفی_سلیمانی
#مقاله_اخلاقی
منبع:
https://fa.shafaqna.com/news/1285917/%
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 242
یک اصطلاح جالب در روانشناسی وجود دارد: #اثر_پنگوئن!
🔻 این زمانی است که گروهی #جرات انجام کاری را ندارند، اما به محض اینکه یکی شروع می کند، بقیه بلافاصله به دنبال او می شتابند.
❤️☘ @filsofak
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
