uz
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

Kanalga Telegram’da o‘tish

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

Ko'proq ko'rsatish
7 249
Obunachilar
-124 soatlar
-107 kunlar
-5530 kunlar
Postlar arxiv
چگونه احمق نباشیم! احتمالا شما هم در شبکه های مجازی خوانده اید که زیباترین مجری دنیا ایرانی است. یا اگر سارقان شما را مجبور کردند که رمز کارت بانکی تان را وارد کنید، آن را برعکس وارد کنید آنگاه پلیس می فهمد و به کمک شما می آید. یا دیوار چین از ماه دیده می شود. یا نام کرم بستنی (و در نتیجه آیس کریم) از کریم باستانی که در شهر ری یخ فروش می کرده گرفته شده. وقتی با یک مطلب برخورد کردیم باید چیکار کنیم؟ نشریه گمان ۱۴ قاعده و سرنخ کاربردی برای تفکر انتقادی (موشکافانه) ارایه کرده که کمی آن را بازنویسی کردم. ▫️اولین تست؛ منبع (رفرنس): آیا منبع معتبر دارد؟ این مطلب یا ادعا بر چه مبنایی است و از کجا چنین حرفی درآمده؟ ▫️کل ماجرا یا یک قطعه فیلم و تکه عکس: یک عکس همان قدر که به اندازه‌ هزار خط نوشته حرف دارد میتواند هزار داستان تخیلی نیز درست کند. زاویه‌ خاص فیلمبرداری، مشخص نبودن اتفاقات قبل و بعد از آن تکه‌ جدا شده از فیلم، ربط دادن عکس به مطلب نامرتبط، دستکاری عکس و فیلم (فتوشاپ) و … فرصت را برای داستان‌ سازی تخیلی ایجاد می‌کند. مثلا عکس کودکی که مار داخل سرش است.بعضی اصلا از روی یک عکس مخدوش، شروع می کنند و یک خبر می سازند! ▫️اعلام زمان‌های نسبی به جای ذکر تاریخ مشخص: یک‌ساعت پیش، دیشب، به تازگی، از فردا، آخرین دستاوردها و … برای مثال بیش از سه سال است که شایعه‌ «به تازگی گوگل برای تغییر نام خلیج فارس رای‌گیری اینترنتی گذاشته». یا «آخرین تحقیقات دانشمندان ژاپنی…» ▫️دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا: عباراتی که نشان می‌دهد رازی مخوف یا سندی فوق‌محرمانه کشف شده: شرکت‌های دارویی برای کم نشدن سودشان نمیگذارند شما بدانید لیمو همه بیماریهای لاعلاج را درمان میکند! یا نامه‌ی فوق‌ محرمانه و مسقیم درباره‌ زلزله‌ تهران! ▫️جملات خبری علمی‌طور اما مبهم: دانشمندان [سریع بپرسید کدام دانشمندان؟] کشف کرده‌اند که خوردن کره در ساعت ۱۲ ظهر باعث .... کدام پژوهش؟ چه سالی؟ نتایج آن در کدام نشریه علمی کجا منتشر شده؟ نمونه آماری چند نفر بوده است؟ ▫️آدم های بدون نام: هر جا شنیدید که گفته شد «کارشناسان معتقدند» یا «به گزارش شاهدان عینی» رد نکنید اما شک کنید. ▫️ارجاع دروغین خبرهای ناشنیده به خبرگزاری‌های بسیار مشهور و معتبر برای اعتبار بخشی به مطلب: در اینگونه مطالب به صورت خیلی کلی نوشته میشود منبع: سی.ان.ان یا بی.بی.سی. یا پلیس فتا. یا ارجاع به منابع غیرواقعی با اسمهای عجیب و غریب و پر ابهت: شبکه‌ خبری Alien News  فرانسه، شبکه آزادنگاران بدون مرز، تیم تحقیقاتی دکتر چوانگ در مرکز توکیو! ▫️تحریک شدید احساسات از طریق اغراق: در داستان‌های غم‌انگیز، عکس‌های دلخراش، تحریک حس وطن‌ پرستی یا اعتقادات مذهبی و... نشانه اولیه برای دروغ بودن است. ▫️عدم ارتباط منطقی و تخصصی منبع با متن: مثلا رئیس مرکز «قلب» ژاپن گفته است سیگنال موبایل برای «مغز» مضر است! ▫️اینترنت و گوگل منبع نیستند: اینها ابزارهای جستجو هستند. هر چیزی در آن پیدا شود درست نیست حتی اگر صد جا تکرار شده باشد. انگلیسی بودن یک مطلب هم به معنی معتبر بودنش نیست! انگلیسی زبان ها هم به اندازه ما استعداد گول خوردن دارند. ▫️«آیا میدانید»ها: نادانسته‌های کوچک و سطحی جهان آنقدر زیاد است که تشخیص راست بودنشان بسیار مشکل است. زیاد آن‌ها را باور نکنید حتی اگر هم راست باشند تغییری در زندگی شما ایجاد نمی کنند. ▫️شاهدان غیبی: همه ما افرادی را دیده‌ایم که در دفاع از یک ادعای عجیب می گویند: «یکی از دوستانم با چشم خودش دیده!». برای احترام به شعور خودمان هم که شده درخواست کنیم با آن شخص سوم گفتگو کنیم. ▫️شیوه‌ نگارش و سطح علمی‌ بودن: اشتباه املایی و نگارش شتابزده و غیرحرفه‌ای هم نشانه خوبی است.  ▫️زیبایی مساوی صحت نیست: داشتن عکس‌ها و ظاهر گرافیکی زیبا یا تدوین یک ویدئوی حرفه‌ای دلیلی برای درست بودن آن نیست. بسیار دیده شده برای مطالب چرند تصاویر گرافیکی زیبا یا حتی ویدئو ساخته اند و افراد فریب ظاهر آن را خورده اند. 🔻تجویز  راهبردی ● برای وقت خود ارزش قائل باشیم و اصولا به هر چیزی گوش نکنیم و مطالبی را بخوانیم که فکر می کنیم هم درست باشد هم بدردبخور. ● برای شعور خود ارزش قائل باشیم و اجازه ندهیم دیگران هر ادعای غلطی را به ما بفروشند. ● برای زمان و شعور جمعی نیز ارزش قائل باشیم و سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی را توسعه دهیم. “مجتبی لشکربلوکی” ❤️☘ @filsofak

لینک دانلود: محکم در آغوشم بگیر
لینک دانلود: محکم در آغوشم بگیر

ده نشان سنجش‌گرایانه برای شک در درستی  یک مطلب آگاهی‌بخشی تفکر نقادانه ۱. آن مطلب منبع معتبر ندارد. ۲. اعلام زمان‌های نسبی به‌جای ذکر تاریخ مشخص؛ یک‌ساعت پیش، دیشب، به‌تازگی، از فردا، آخرین دستاوردها و … ۳. جملات خبری شبه‌علم و مبهم دارد. مثلا دانشمندان کشف کرده‌اند! سریع بپرسید کدام دانشمندان؟ کدام پژوهش؟ چه سالی؟ نتایج آن در کدام نشریه علمی و کجا منتشر شده؟ نمونه آماری چند نفر بوده است؟ ۴. هر جا گفته شد "کارشناسان معتقدند" یا "به گزارش شاهدان عینی". ۵. ارجاع دروغین خبرهای ناشنیده به خبرگزاری‌های بسیار مشهور و معتبر برای اعتباربخشی به مطلب. ۶. تحریک شدید احساسات از طریق اغراق در داستان‌های غم‌انگیز، عکس‌های دلخراش، تحریک حس وطن‌ پرستی یا اعتقادات مذهبی و ... ۷. عدم ارتباط منطقی و تخصصی منبع با متن مثلا رئیس مرکز "قلب" ژاپن گفته است سیگنال موبایل برای "مغز" مضر است! ۸. انگلیسی‌بودن یک مطلب به معنی معتبر بودن نیست! انگلیسی‌زبان‌ها هم به اندازه ما استعداد گول‌خوردن دارند. ۹. اشتباه املایی و نگارش شتابزده و غیرحرفه‌ای.  ۱۰. زیبایی مساوی صحت نیست. داشتن عکس‌ها و ظاهر گرافیکی زیبا یا تدوین یک ویدئوی حرفه‌ای دلیلی برای درست‌بودن آن نیست. برای شعور خود و شعور جمعی ارزش قائل باشیم و اجازه ندهیم دیگران هر ادعای غلطی را به ما بفروشند. برای تربیت نسل توسعه‌آفرین، باید به تفکر انتقادی مجهز شویم تا در مقابل زودپذیری، تلقین‌پذیری، القاء‌پذیری، خرافه‌پرستی، فرمان‌برداری، شخصیت‌پرستی، تقلید، سلطه‌گری و سلطه‌پذیری بایستیم. 🔸دکتر مجتبی لشکربلوکی ❤️☘ @filsofak

ده نشان سنجش‌گرایانه برای شک در درستی  یک مطلب آگاهی‌بخشی تفکر نقادانه ۱. آن مطلب منبع معتبر ندارد. ۲. اعلام زمان‌های نسبی به‌جای ذکر تاریخ مشخص؛ یک‌ساعت پیش، دیشب، به‌تازگی، از فردا، آخرین دستاوردها و … ۳. جملات خبری شبه‌علم و مبهم دارد. مثلا دانشمندان کشف کرده‌اند! سریع بپرسید کدام دانشمندان؟ کدام پژوهش؟ چه سالی؟ نتایج آن در کدام نشریه علمی و کجا منتشر شده؟ نمونه آماری چند نفر بوده است؟ ۴. هر جا گفته شد "کارشناسان معتقدند" یا "به گزارش شاهدان عینی". ۵. ارجاع دروغین خبرهای ناشنیده به خبرگزاری‌های بسیار مشهور و معتبر برای اعتباربخشی به مطلب. ۶. تحریک شدید احساسات از طریق اغراق در داستان‌های غم‌انگیز، عکس‌های دلخراش، تحریک حس وطن‌ پرستی یا اعتقادات مذهبی و ... ۷. عدم ارتباط منطقی و تخصصی منبع با متن مثلا رئیس مرکز "قلب" ژاپن گفته است سیگنال موبایل برای "مغز" مضر است! ۸. انگلیسی‌بودن یک مطلب به معنی معتبر بودن نیست! انگلیسی‌زبان‌ها هم به اندازه ما استعداد گول‌خوردن دارند. ۹. اشتباه املایی و نگارش شتابزده و غیرحرفه‌ای.  ۱۰. زیبایی مساوی صحت نیست. داشتن عکس‌ها و ظاهر گرافیکی زیبا یا تدوین یک ویدئوی حرفه‌ای دلیلی برای درست‌بودن آن نیست. برای شعور خود و شعور جمعی ارزش قائل باشیم و اجازه ندهیم دیگران هر ادعای غلطی را به ما بفروشند. برای تربیت نسل توسعه‌آفرین، باید به تفکر انتقادی مجهز شویم تا در مقابل زودپذیری، تلقین‌پذیری، القاء‌پذیری، خرافه‌پرستی، فرمان‌برداری، شخصیت‌پرستی، تقلید، سلطه‌گری و سلطه‌پذیری بایستیم. 🔸دکتر مجتبی لشکربلوکی ❤️☘ @filsofak

مرگ علی‌رغم این‌که هیچ تجربه و تصورِ موثقی از مرگ وجود ندارد، ماجراها و قصه‌های بسیاری حول مرگ شکل گرفته است که البته بخشی به‌واسطه‌ی میل انسان به جاودانگی و خلقِ توهمِ نفسِ ماندگار، بخشی به دلیل کنجکاوی برآمده از ترس، و بخش عمده‌ای نیز به دلایل دینی-اقتصادی-سیاسیِ سرکیسه‌کردنِ خلق‌الله و حفظ نوعی تهدید دائمی برای باجگیری، به‌واسطه‌ی مدیریتِ حیات و وعده‌ی مجازات پس از مرگ بوده است. من نمی‌دانم مرگ چیست و نمی‌دانم پس از آن چه اتفاقی می‌افتد، بنا به نظام تمثیلات خودم مفروض می‌گیرم که چیزی به نام حیات پس از مرگ وجود ندارد، بدن تجزیه می‌شود و "من" در مقام یک پیوستار موقت اعتباری دود می‌شود و به هوا می‌رود، اما از خود این روایت هم مطمئن نیستم. فقط یک چیز را با اطمینان بیشتری می‌دانم و آن این‌که: تمام قصه‌ها درباره‌ی مرگ نیز، از آن‌جا که چیزی جز قصه نیستند، تنها نتیجه‌ی خلاقیت روایتگریِ انسان‌های قصه‌گو ست. به بیان دیگر، من نمی‌دانم مرگ چیست، اما می‌دانم که کس دیگری هم نمی‌داند، یعنی هیچ کس دیگری هم نمی‌تواند روایتش را برای من موجه سازد. پس اثبات نادانی دیگران در این خصوص مبتنی بر این نیست که مثلا حقیقت نزد من است و هر سخن دیگری ناحق است، بلکه مسئله بر سر این است که دیگران نیز همچون من هیچ امکانی برای شناخت و در نتیجه، هیچ توجیهی در سندیت قصه‌هایشان ندارند. آن‌چه اهمیت دارد نه مرگ بلکه زندگی است؛ یعنی مهم اتفاقی نیست که بناست بعد از مرگ بیفتد بلکه تاثیر این اتفاق بر زندگی ماست: یعنی ترس از مرگ؛ ترسی که نه تنها در لحظه‌ی مرگ، بلکه در هر لحظه در تمام زندگی حضور دارد و بر تمام خصوصیات رفتاری و اخلاقی ما سایه افکنده است و سال‌هاست تصمیمات و رفتارهای ما را با اضطراب همراه کرده است. رفتار ما در قبال  بیماریِ همه‌گیر اخیر در سطح سیاره خود بهترین شاهد است بر این مدعا. راه‌کار رایج در برابر این ترس همواره تلاش برای تقویتِ فیزیکی سوژه با هدف به تعویق انداختنِ مرگ بوده است. در این خصوص البته سه سیرِن یا فرشته‌ی دل‌ربای مشهور، یعنی تغذیه، بهداشت و ورزش، مدعیِ خدمت به خدای واحدِ سلامتی، سکاندارِ رفع‌ورجوع کردنِ این ترس شده‌اند. موعظه‌های ریزودرشت درباره‌ی "زندگی سالم" یکی پس از دیگر ی از رسانه‌های جمعی نازل می‌شوند و خلق‌اللهِ بی‌خبر را وعده‌ی طول عمر و مرگِ بی‌دردسر می‌دهند. این ماجرا از میلِ خودشیفته‌وارِ سوژه به حیات جاودان، در مقام یکی از عوامل اصلیِ خلق افسانه‌ها درباره‌ی حیات پس از مرگ، سوءاستفاده می‌کند و نتیجه آن است که می‌بینیم. جوامعی که در عین تعهد به مناسک آیینیِ این سه فرشته، که به ترتیب خود را در سه شعار "رژیم غذایی سالم، زندگی سالم و بدن سالم" بازنمایی می‌کردند، بیش از پیش یا به احساس خودبیمارپنداری، خودچاق/لاغرپنداری و عذاب وجدان ناشی از شکستنِ توبه در رژیم غذایی و در نهایت عذاب وجدان ناشی از تنبلی و تن‌آسایی دچارند، یا در صورت فائق آمدن بر این احساس، به توهمی از موفقیت و سلامت حاصل از خود-بدنشیفتگیِ کاریکاتورگون گرفتارند. به هر ترتیب، از مرگ گریزی نیست، اما راه ما برای مواجهه با این ترس، نه به تعویق انداختن، نه حتی نفی مرگ (و بیان افسانه‌هایی راجع به عمر جاودان، زندگی‌های بعدی، کاروان‌سرا بودنِ این جهان یا "چند روزی قفسی ساخته‌اند از بدنم")، بلکه برعکس، پذیرش این واقعیت و کاملاً آماده بودن برای نابودیِ احتمالیِ سوژه است: "آمادگی برای مرگ" بی‌هیچ پناهی و بی‌هیچ آینده‌ای. بنا به موضع ما، این آمادگی و پذیرش، نه تنها فرد را منفعل و افسرده نمی‌کند، بلکه برعکس، موجب درک گذرا بودنِ زندگی، قدردانی هر لحظه و در نهایت، جایگزین کردنِ "زیستنِ کیفی شجاعانه و شورمندانه" به‌جای "زندگیِ کمّیِ ترس‌خورده و محافظه‌کارانه" می‌شود. هر لحظه باید برای مرگ آماده بود. هر لحظه باید به خود یادآوری کرد که مرگ دقیقاً همین اکنون ممکن است فرابرسد. اگر این یادآوری فرد را دچار تشویش و دلهره ساخت، که عمدتا هم چنین نتیجه‌ای دارد، نشان‌دهنده‌ی آن است که سوژه به‌واسطه‌ی نادانی و ناآمادگی هنوز بسیار ضعیف است. به‌واسطه‌ی پذیرش و آمادگیِ کامل در برابر مرگ است که می‌توان زندگی را فعالانه زیست و هر لحظه از آن را مغتنم شمرد و معنا بخشید. اگر سوژ ه هدفی می‌سازد باید خود را بزرگ بپندارد و هدف را جدی و تمام وجودش را به آن اختصاص دهد. اما همزمان بداند که خودش در میان این میلیاردها انسان، در میان این بی‌شمار جانداران، در میان این سیارات بی‌شمار، در میان عظمت کائنات هیچ نیست و اگر شکست هم بخورد، چیز خاصی از دست نداده، چون اصلاً از ابتدا چیزی نداشته و ندارد. 🔸|اصول مبارزه در زمانه‌ی نیهیلیسم، دکتر محمدمهدی اردبیلی| ❤️☘ @filsofak

مهمترین چیز در زندگی چیست؟ اگر این سوال را از کسی بکنیم که سخت گرسنه است، خواهد گفت غذا. اگر از کسی بپرسیم که از سرما دارد می میرد، خواهد گفت گرما. و اگر از آدمی تک و تنها همین سوال را بکنیم، لابد خواهد گفت مصاحبت آدم ها. ولی هنگامی که این نیازهای اولیه برآورده شد، آیا چیزی می ماند که انسان بدان نیازمند باشد؟ فیلسوفان می گویند بلی. به عقیده آن ها آدم نمی تواند فقط دربند شکم باشد. البته همه خورد و خوراک لازم دارند. البته که همه محتاج محبت و مواظبت اند. ولی از اینها که بگذریم، یک چیز دیگر هم هست که همه لازم دارند و آن این است که بدانیم ما کیستیم و در اینجا چه می کنیم. 🔸دنیای سوفی اثر یوستین گردر ❤️☘ @filsofak

بسیاری از افراد معتقدند هنگام مواجهه با مرگ، تغییرات ماندنی و چشمگیر در آنان بیشتر می‌شود. وقتی حدود ده سال روی بیمارانی که به علت سرطان رودرروی مرگ قرار گرفته بودند، کار کردم، متوجه شدم بسیاری از آن‌ها به جای اینکه تسلیم یاس و ناامیدی شوند، به نحو شگفت‌انگیز و مفیدی متحول می‌شوند. زندگی خود را با رعایت حق‌تقدم‌ها دوباره برنامه‌ریزی می‌کنند و دیگر به چیزهای بی‌اهمیت بها نمی‌دهند. قدرت نه گفتن پیدا می‌کنند و کارهایی را که واقعا دوست ندارند انجام نمی‌دهند. با افرادی که دوست‌شان دارند صمیمانه‌تر ارتباط برقرار می‌کنند. آن‌ها از حقایق اساسی زندگی، تغییر فصول، زیبایی طبیعت و آخرین کریسمس یا سال جدیدی که پشت سر گذارده‌اند، از صمیم قلب قدردانی می‌کنند. حتی بعضی از افراد با نگاه جدیدی که به زندگی پیدا کرده بودند، می‌گفتند ترس آن‌ها از مردم کمتر شده است، قدرت ریسک بیشتری پیدا کرده‌اند و از بابت طردشدگی، کمتر نگرانند. یکی از بیمارانم اظهارنظر خنده‌‌داری می‌کرد: “سرطان، روان‌رنجوری را درمان می‌کند.” بیمار دیگری می‌گفت: “حیف که تا حالا منتظر ماندم. حالا که سراسر بدنم را سلول‌های سرطانی فرا گرفته، تازه یاد گرفتم چطور زندگی کنم!” 🔸خیره به خورشید نگریستن اثر اروین د یالوم ❤️☘ @filsofak

🟢 به اعتقاد اسپينوزا احكام اخلاقى دين جاودانه هستند و بقيه مسائل دين در قالب ملّى، منطقه‌اى متناسب با اوضاع و احوال روزگار شكل مى‌گيرند. اگر به آنچه در دين يهود آمده است، توجه كنيم مى‌بينيم كه به جز ده فرمان (اخلاقى)، بقيه موارد به دليل اين‌كه يهوديان در منطقه و تاريخ خاصى زندگى مى‌كنند، اين احكام پديد آمده است. اگر وضع آنها به لحاظ جغرافيايى و شروط ديگر، متفاوت بود، دين آنها نيز تفاوت مى‌كرد. پيامبرى كه در كنار رود گنگ ظهور مى‌كند، به شناى در رودخانه گنگ توصيه مى‌كند نه رودخانه مى‌سى‌سى‌پى؛ اما اصل شنا كردن و انجام فعلى مهم است، ولى در كدام رودخانه، وابسته به موقعيت جغرافيايى است كه پيامبرى در آن ظهور مى‌كند. مطلب آخر در فلسفه دين اسپينوزا اين است كه او معتقد است اين‌كه اديان به ما القاء مى‌كنند كه به امور زودگذر دل نبنديد تا به امور ناگذرا دست پيدا كنيم، از لذّت دنيوى چشم بپوشيم تا به لذّت اُخروى برسيم، قسمت اول آن درست است ولى قسمت دوم آن درست نيست. ما بايد به مردم بياموزيم كه به دنيا دل نبندند، اما نه به اين دليل كه به قدرت ديگرى دست پيدا كنند. به نظر اسپينوزا، همه اديانى كه به پيروانشان وعده نعمات اُخروى مى‌دهند، در حقيقت، اصالت را به امور دنيوى داده‌اند؛ زيرا مى‌گويند چرا امور دنيوى كوتاه مدت را مى‌خواهيد، ما براى شما از همين امور، دراز مدت آن را در نظر گرفته‌ايم و اين يعنى اصالت دادن به امور دنيوى. مفاد سخن اين اديان، آن است كه پول و قدرت خوب است، ولى  گذرا بودن آن كه مردم به آن دل مى‌بندند بد است. اسپینوزا به دینی مثل یهودیت که به چنین امری معتقد است، عنوان «مادیت در لباس معنویت» و گاهی هم از آن تعبیر به «شبه معنویت» می‌کند. به نظر او معنویت فقط در دینی است که روح، متصل به جوهر الهی باشد. اما مفاد سخن اسپينوزا اين است كه روح را فداى اين امور كردن -چه گذرا و چه ناگذرا- زيان است. روح داراى ارزشى است كه مى‌تواند، به تعبير او، به جوهر الهى متصل شود. اين اتصال از راه‌هاى مختلف امكان‌پذير است. ✍️ مصطفی ملکیان ❤️☘ @filsofak

🍃فلسفه چه کمکی به دینداری می‌کند؟ 👌برش‌هایی از کتاب تنوع تجربه دینی اثر ویلیام جیمز: "باید با کمال صداقت نتیجه گیری کنیم که کوشش برای اثبات حقیقت تجربه دینی مستقیم به وسیله استدلال‌های منطقی و عقلانی محض کاملا ناامید کننده است اما کاری که فلسفه برای دین می تواند انجام دهد این است که فکر طبیعی بشر همیشه الوهیت را آنگونه تعریف می‌کند که با گرایش‌های فکری او در همان زمان، هماهنگ باشد. فلسفه می‌تواند از راه مقایسه، موارد محلی و عارضی را از این تعاریف حذف کند‌ و پوسته تاریخی را از عقاید جزمی و اعمال عبادی هر دو بردارد. فلسفه همچنین می‌تواند با مقایسه اصول و احکام دینی خودانگیحته با نتایج علوم طبیعی،آموزه هایی را که از لحاظ علمی بی پایه و اساس یا ناسازگارند حذف نماید...... همچنین می‌تواند بین معتقدان مختلف میانجی‌گری کند و کمک کند تا نظریات و اقوال مشترک پدید آیند." ص۵۰۱ -  "فرآیندهای مفهومی و فلسفی می‌توانند این تجربه‌ها و واقعیت ها(دینی) را طبقه بندی،تعریف و تفسیر نمایند اما نمی‌توانند این تجربه‌ها و احوال را پدید آورده و یا فردیت آنها را بازآفرینی کنند." ص۵۰۰ - "دانش و آگاهی داشتن درباره یک موضوع ،خود آن موضوع محسوب نمی‌شود.وسعت و گستردگی دانش ممکن است شخص را بوالهوس بار بیاورد یعنی فقط از روی علاقه و تفریح به مطالعه و بررسی ادیان مختلف بپردازد و به تدریج حساسیت و ظرافت ایمان دینی و زنده و پویا در وجودش محو گردد اگر نقش دین این باشد که نزدیک شدن به مقصد خداوند یا انسان را واقعا تسریع ببخشد،پس هر که با ایمان دینی زندگی کند هر چند معلوماتش اندک باشد نسبت به کسی که فقط آگاهی دینی دارد هر قدر هم گسترده ،موفق‌تر و خدمتگزار بهتری خواهد بود. 🔅منبع: تنوع تجربه‌ی دینی،انتشارات حکمت ۱۳۹۷، ص۵۳۵. ❤️☘ @filsofak

▫️در هیچ پیشامدی نباید فریاد شادی برآورد یا شکوه و زاری کرد. تا اندازه‌ای به این علت که همه چیز متغیر است که این شامل آن پیشامد نیز می‌گردد و تا اندازه‌ای به این علت که قضاوت آدمی درباره سود و زیان خویش دستخوش خطاست. ▫️تقریباً هرکس به مناسبتی از آنچه بعد برای او بهترین واقعه بوده است، شکوه کرده یا از پیشامدی که بعد سرچشمه بزرگ‌ترین رنج‌های او شده است، فریاد شادی برآورده است. ▫️موضعی را که در اینجا توصیه کردم، شکسپیر به زیبایی بیان کرده است: "طعم شادی‌ها و غم‌های ناگهانی را چندان چشیده‌ام که دیگر هرگز در نگاه نخست از دیدن چهره این دو، مانند زنان عنان خود را از کف نمیدهم". ▫️به طور کلی، کسی که در همه حوادث آرامش خود را حفظ میکند، نشان میدهد که میداند امکان شر‌‌‌‌‌‍‌‌‍ّ در زندگی چقدر بزرگ و پرتنوع است و از این رو به آنچه در زمان حال اتفاق می‌افتد به منزله‌ی بخش کوچکی از آنچه ممکن است هنوز پیش بیاید می‌نگرد. ▫️این منش انسان‌های شکیباست، که وضعیت نوع بشر را هرگز فراموش نمی‌کنند، بلکه همواره به خاطر دارند که هستی انسان چه اندوهبار و اسفناک است و بلایایی که در معرض آنهاست، بیشمارند. 🔸در باب حکمت زندگی آرتور شوپنهاور ❤️☘ @filsofak

#دنیای_زنان ۵  May December 2023 🎥 فیلم «ماه می دسامبر» ۲۰۲۳ 💬 زیرنویس فارسی چسبیده 💿 کیفیت 1080P ✂️ بدون سانسور و حذفیات❗️ 🔸خلاصه فیلم: بیست سال پس از آنکه خبر رابطه عاشقانه نامشروع زوجی در میان مردم پخش شد، بازیگری برای تحقیق در رابطه با ساخت فیلمی از گذشته این دو به آن‌ها سرمی‌زند و آن‌ها با مشکلات جدیدی مواجه می‌شوند... 🔹لینک دانلود: https://digimoviez.com/may-december-2023/ #معرفی_فیلم ❤️☘ @filsofak

خودخواه بودن به این معنی نیست که آدم آن‌طور که دلش می‌خواهد زندگی کند، بلکه به این معنی است که آدم از دیگران بخواهد مطابق میل او زندگی کنند. خودخواه نبودن یعنی رها کردن زندگی دیگران به حال خودشان، دخالت نکردن در اموراتشان، هدف خودخواه، شکل دادن به یک‌شکلیِ مطلقِ انواع به گرد خود است. برای کسی که خودخواه نیست، تنوعِ بی‌نهایتِ انواع دلپذیر است... از آن لذت می‌برد. اینکه آدمی به خودش فکر کند خودخواهانه نیست. کسی که به خودش فکر نمی‌کند اساسا فکر نمی‌کند. 🔸آدام فیلیپس از کتاب لذت‌های ناممنوع ترجمه نصراله مرادیانی ❤️☘ @filsofak

🖊  "والدین کنترل‌گر چه بلایی سر مغز بچه‌ها میارن؟!" 📌 از جالب‌ترین پژوهش‌هایی که اخیرا خوندم مقاله دکتر مدلین فاربر(Farber) از دانشگاه دوک بود. ایشون دنبال این بودن ببینن محافظت بیش از حد والدین چه تاثیری روی ساختارهای مغزی‌ بچه می‌گذاره؟، واسه‌ش خوبه یا بد!، خیره یا شر! ... ‏📍برای رسیدن به جواب این سوال، پژوهش‌گرها مطالعه جذاب و پر سر و صدایی رو به راه انداختن. روش کارشون هم اینطوری بود که از تعداد زیادی دانش آموز و دانشجوی سال آخر دعوت کردن تا در یک مصاحبه مربوط به تجربه زندگی شرکت کنن... ‏📌و طی چند مصاحبه عمیق ازشون در مورد روابط با پدر مادرها طی دوره بچگی پرسیدن و در نهایت از بین همه شرکت کننده‌ها 312 نفر رو که طی دوره کودکی و نوجوانی زیر چتر والدین بیش از اندازه محافظت کننده(overprotection) قرار داشتن و بدون اجازه پدر/ مادر حق آب خوردن نداشتن رو انتخاب کردن و… ‏📍ازشون خواستن تا برای تصویربرداری از ساختارها و عملکرد مغزی در دستگاه fmri قرار بگیرن و همزمان با ارائه یک مجموعه تصاویر محرک از موقعیت‌های مختلف هیجانی (ترس، عصبانیت، تعجب، خنثی و ...) شروع کردن به اسکن ساختارهای مغزی این گروه از بچه‌های دیروز و بزرگسالان امروز... ‏📍 خروجی کار نشون میداد؛ حمایت زیاد و بی‌مورد والدین از بچه‌ها در سنین کودکی و نوجوانی، ناحیه‌ای از مغز بچه‌ها به نام آمیگدالا (Amygdala) که مسئول ترس و واکنش‌های هیجانیه و در موقعیت‌های ترسناک و بحرانی فعال میشه رو پرکارتر می‌کنه و... ‏📌 بچه‌هایی که طی دوره کودکی و نوجوانی والدین بیش از اندازه محافظت کننده یا به اصطلاح هلیکوپتری داشتن و بدون اجازه والدین حق نداشتن قدم از قدم بردارن و همیشه و همه جا باید جواب پس می‌دادن!، آمیگدال‌ پرکارتر و فعال‌تری داشته و موقعیت‌ها رو بیش از اندازه ترسناک ارزیابی می‌کردن.... ‏📌در نتیجه؛ محافظت زیاد و بی‌مورد والدین از بچه‌ها، زمینه‌ساز پرکاری ناحیه‌ی مربوط به ترس مغز (آمیگدال) اونها در سنین بعدی شده و بزرگسال‌هایی ترسو و کم جرات رو پرورش میده که تو موقعیت‌های بحرانی به جای سینه سپر کردن و دریدن قلب بحران،یه گوشه یخ می‌کنن و دنبال راه در رو می‌گردن... ‏📍 یه بزرگسال ترسو و کم جرات به سختی تصمیم می‌گیره!، به سختی مسئولیت قبول می‌کنه!، و به سختی متعهد میشه و اجرا می‌کنه!، چرا که قبلا یک نفر به جاش تصمیم می‌گرفته!، مسئولیت تمام کارهاش رو قبول می‌کرده! و به جاش اجرا می‌کرده... 🔸امید امانی ❤️☘ @filsofak

✍برخی از به‌یادماندنی‌ترین جمله‌های ابتدایی ادبیات جهان را بخوانید: ۱. همه خانواده‌های خوشبخت مثل هم هستند، اما هر خانواده بدبخت، به راه و روش خودش بدبخت است. 🔸 آناکارنیا/ لئو تالستوی ۲. این حقیقت را همه دنیا قبول دارند که مرد مجردی با ثروت مناسب، باید به دنبال همسر بگردد. 🔸 غرور و تعصب/جین آستین ۳. بهترین دوران بود، بدترین دوران بود، دوران درایت بود، دوران حماقت بود، اوج ایمان بود، اوج شک بود، فصل روشنایی بود، فصل تاریکی بود، بهار امید بود، زمستان یاس بود، همه چیز در یک قدمی ما بود، همه چیز را پشت سر گذاشته بودیم، همه مستقیم به بهشت می‌رفتیم، همه مستقیم در جهت مخالف می‌رفتیم. 🔸 داستان دو شهر/چارلز دیکنز ۴. روز سرد روشنی از ماه آوریل بود، ساعت سیزده بار ضربه زد. 🔸 ۱۹۸۴/ جرج اورول ۵. هیچی درمورد من نمی‌دانید، مگر اینکه کتابی با نام «ماجراهای تام سایر» را خوانده باشید. اما اصلا مهم نیست. آن کتاب را آقای مارک تواین نوشته بود و تقریبا همه‌اش حقیقت 🔸 ماجراهای هاکلبری فین/مارک تواین ۶. اگر واقعا می‌خواهید از این ماجرا مطلع شوید، حتما اولین چیزی که می‌خواهید بدانید این است که کجا به دنیا آمده‌ام و بچگی مزخرفم چطور بوده و پدر و مادرم چه کاره بودند و قبل از دنیا آمدن من چه می‌کردند و همه این چیزهای مسخره دیوید کاپرفیلدی، اما راستش را بخواهید من حالش را ندارم این حرف‌ها رابزنم. 🔸 ناتوردشت/جی. دی. سلینجر ۷. در سال‌های جوان‌تر و ضعیف‌تر بودنم پدرم به من نصیحتی کرد که از همان موقع در ذهنم می‌چرخد. اینطور گفت که هر وقت می‌خواهی از کسی ایراد بگیری فقط یادت باشد که همه مردم دنیا، شانس و بختی که تو داشتی را نداشتند. 🔸 گتسبی بزرگ/اف. اسکات فیتزجرالد ۸. یک روز که گرگور سامسا از خوابی تلخ بیدار شد متوجه شد که در رختخوابش به یک سوسک غول‌آسا بدل شده است. 🔸 مسخ/ فرانس کافکا ۹. مرا اسماعیل صدا بزنید. 🔸 موبی دیک/ هرمان ملویل ۱۰. دوشیزه بروکس زیبایی داشت که انگار لباس‌های کهنه به آن جلوه بیشتری می‌داد. 🔸 میدل مارچ/جرج الیوت ۱۱. همه بچه‌ها به جز یکی، بزرگ می‌شوند. 🔸 پیتر پن/ جی. ام. بری ۱۲. گریزناپذیر بود: عطر بادام تلخ همیشه او را به یاد سرانجام عشقی نافرجام می‌انداخت. 🔸 عشق سال‌های وبا/ گابریل گارسیا مارکز ۱۳. سرما با بی‌میلی از زمین برمی‌خاست، و مه با کمرنگ شدنش سپاهی را نشان می‌داد که روی تپه کشیده شده بود و استراحت می‌کرد. 🔸 نشان سرخ دلیری/استفن کرین ۱۴. مامان امروز مرد. یا شاید دیروز، نمی‌دانم. 🔸بیگانه/ آلبر کامو/۱۹۴۶ ۱۵. پیرمردی بود که تنها در خلیج ماهیگیری می‌کرد و هشتاد و چهار روز بود که ماهی نگرفته بود 🔸 پیرمرد و دریا/ارنست همینگوی ❤️☘ @filsofak

| جهان را احمق‌ها فتح کرده‌اند | تریبون‌های میلیونی، رسانه‌های غول، نشریات، انتشارات، شبکه‌های اجتماعی و... همه و همه در دست احمق‌ها و بسط‌دهندگان حماقت و جهالت است. و عجب آنکه همین حماقت‌ها به نام دانش و اندیشه ترویج می‌شود و احمق‌ها به نام دانشمند و متفکر و اندیشمند معرفی می‌شوند! احمق‌ها آموزش و پرورش و مساله‌ی تربیت کودکان و جهت‌دهی ذهن و ضمیرشان را نیز در دست دارند. آن‌ها جامعه‌شناسی، روانشناسی، انسان‌شناسی، دین، خرافه، رمالی و حتی فلسفه را به خدمت می‌گیرند تا حماقت جانی تازه بگیرد و از نا نیافتد. احمق‌ها همیشه هم موفق بوده‌اند و توانسته‌اند همواره تولید نیاز کاذب کنند، مصرف‌پرستی را رواج دهند، بت‌های جدیدی (همانند مدرک‌پرستی، آلت‌پرستی به شیوه‌ی جدید، جایگاه پرستی، کالا پرستی، پول‌پرستی، شکم و زیرشکم‌پرستی) تولید کرده و تمام ابعاد وجودی انسان‌ها را در یک جهت خاص خلاصه نمایند: «از تولید به مصرف و از مصرف به تولید» «فداکردنِ آسایش برای ساختِ وسایلِ آسایش». احمق‌ها با بسط آلت‌پرستی موفق شده‌اند که بیش از ۳۶% از سرچ گوگل را به صنعت پورن اختصاص دهند! آن‌ها از همین حماقت (یعنی سرچ فیلم‌های سوپر و جستجوی بهترین و ایده‌آل‌ترین پوزیشن‌ها و باسن‌ها و آلت‌ها) در هر ثانیه، سه هزار دلار به جیب می‌زنند! چهل میلیون عضو ثابت فقط در آمریکا و صدها میلیون عضو در اقصی نقاط جهان دارند و به واسطه‌ی همین حماقت (جستجوی پورن، همان باسن و آلت‌های الگو شده یا به عنوان ایده‌آل تحمیل‌شده) ابررسانه‌ای همانند گوگل را پیش می‌برند! نهایتا این احمق‌ها بوده‌اند که، توانستند چنان حماقتی به خرج دهند تا نویسنده‌ای بتواند تاریخ بشر را در یک کلمه خلاصه کند: «بوم!» یعنی: جوع و جهل و جنگ و جنایت! و فلسفه در میان این همه حماقت، کارش تشخیص و آزردن حماقت است. فراموش نکنیم، این درست است که جهان مشحون از حماقت است اما تشخیص و آزار حماقت آسان نیست؛ چرا که وقتی همه بیمار شوند، تشخیص آفت و ویروس دشوار شده و حتی شخص سالم را به نام بیمار آن هم بیماری که ویروسی مسری و خطرناک دارد و دیگران را مبتلا می‌کند سر به نیست خواهند کرد. همچنین است آزار حماقت، آزار احمق‌ها و حماقت در عصر و نسل و زمینه و زمانه‌ای که قاضی و قانون و قدرت و ثروت و تمامی منابع طبیعی و دیجیتال در دست آنان است. گاه مساوی با سر به نیستی و نابودی خود و اطرافیان شده و هزینه‌ی گزافی در پی خواهد داشت. به همین جهت بود که کانت متذکر می‌شد که اندیشه نیاز به شهامت و جسارت دارد. زیرا هیچ خطری برای حماقت و حکومت احمق‌ها بالاتر از اندیشه و تفکر نبوده و نخواهد بود. #ابوذر_شریعتی ©Join ❤️☘ @filsofak

تغییرات اساسی از نهاد دین آغاز می‌شود گفتگو با علی میرسپاسی درباره آینده ایران ❤️☘ @filsofak

#دنیای_زنان ۴ Women Talking 2022 🎦 فیلم «حرف‌های زنانه» 🎙 دوبله فارسی دوزبانه 🎞 کیفیت 1080P 🚫 بدون سانسور و حذفیات 🔸خلاصه فیلم: داستان این فیلم در سال 2010 اتفاق می‌افتد، وقتی زنان یک جامعه مذهبی ایزوله شده تقلا می‌کنند واقعیت‌‌شان را با ایمانشان آشتی بدهند. 🔹لینک دانلود: https://digimoviez.com/women-talking-2022/comment-page-3/ #معرفی_فیلم ❤️☘ @filsofak

|در ستایش نقد و نقّادی | نقد و نقّادی لازمه هر  جامعه‌ای بوده و موجب پویایی و سر زندگی آن جامعه می‌شود. جامعه‌ای که در آن نقد و نقادی نباشد به جامعه‌ای راکد و مرده تبدیل می‌شود که ممکن است فقط صدای ستایش‌گران و مجیزگویان و مداحان در آن به گوش برسد و هر گونه صدای دیگر تحمل نشود. نقد و نقادی البته چندان حد و مرزی نمی‌شناسد و ممکن است در مواردی حتی خطوط قرمزی که برساخت‌شده جامعه و فرهنگ هستند را نیز در نوردد. ناگفته پیداست که نقد و نقادی روش و اصول خاص خودش را داشته و بدون رعایت روش و اصول مورد نظر، ممکن است کار به هتاکی، فحاشی، پرده‌دری، بی‌انصافی و حتی تهمت،  افترا و دروغ بیانجامد که صد البته کاری‌ست بس غیراخلاقی و غیرانسانی. به عبارت دیگر، آن‌گونه که برخی در جامعه ما می‌پندارند، نقادی، دروغ‌گویی و تهمت‌زنی و فحاشی و سیاه و سفید دیدن نیست؛ بلکه بازگویی نقاط مثبت و منفی و از همه مهم‌تر  ارائه راه‌کارهایی برای تقویت و ارتقاء نقاط مثبت و کاهش نقاط منفی است. نقادی غلبه عقلانیت و منطق بر احساسات، عواطف، هیجانات و فراتر رفتن از تمجید و ستایش و مجیزگویی از یک سو، و دوری جستن از فحاشی و تهمت و افترا و دروغ از سوی دیگر است. نقادی،  تشخیص و تمیز درست از نادرست آن هم مبتنی بر استدلال و منطق است. اساسا در انتقاد نه مداحی راهی دارد و نه فحاشی و هر گونه مداحی و فحاشی نه تنها نقد نیست، بلکه فروکوفته شدن عقلانیت و منطق و انصاف به دست دگماتیسم و تعصب و یک‌جانبه‌گرایی است. در نقادی لازم است که نقادان با ارائه استدلال متقن و همچنین بیان گزاره‌های منطقی، درست یا نادرست بودن رأی و نظر نویسنده و گوینده را مورد واکاوی همه جانبه قرار می‌دهد. همچنین ناقد یا ناقدان محترم با ارجاع دقیق به نوشته‌ها و گفته‌های متفکران و اندیشمندان و نه صرفا مبتنی بر شنیده‌ها و شایعات راه را بر هرگونه سوء‌استفاده‌های احتمالی  در این زمینه  می‌بندند و در واقع اخلاق نقد را رعایت می‌کنند.  نقادی به یک معنای مهم و پایه‌ای، در میان گذاشتن دانسته‌های خود با دانسته‌های دیگران است، تا از این طریق دیگران با به کارگیری منطق و استدلال، به بررسی و واکاوی دانسته‌های ما بپردازند و در جریان چنین فرایندی تعاطی افکار و تضارب آراء به نحو مناسبی انجام  شود تا بدین روش ابعاد و اجزاء فکری و معرفتی افراد بر آفتاب افکنده شود و از همه مهم‌تر این که کسانی گمان نکنند که فقط آنانند که می‌دانند و می‌فهمند و دیگران را بهره‌ای از فهم و ادراک نیست. روشن است که کسانی جرأت و شجاعت در میان نهادن دانسته‌های خود را با دیگران دارند که ظرفیت نقد شدن را داشته و هیچ نگرانی‌ای از این بابت به خود راه نمی‌دهند. در واقع، گام نهادن در وادی نوشتن و اندیشیدن و تفکر کردن مستلزم نقد شدن و نقد کردن نیز هست و از این منظر نباید هیچ ترس و نگرانی‌ای وجود داشته باشد و این که نباید موجب رنجش و ناراحتی نقدشدگان بشود. احیانا اگر کسانی یارای نقد شدن را ندارند و خیلی زود با نقد دیگران (البته همان‌گونه که گفته شد نقد به معنای واقعی کلمه نه مداحی و فحاشی) به اصطلاح معروف از کوره به در می‌روند و به تخریب نقدکنندگان می‌پردازند و غصه‌دار می‌شوند. بدیهی است که نباید وارد فضای نقد و نقادی شوند. فرد نویسنده و متفکر همین که دانسته‌های خود را با دیگران در میان می‌گذارد باید منتظر نقد و نقادی دیگران هم باشد؛ حال با هر شدت و میزانی. حتی این  گروه از دوستان باید خرسند هم باشند که دیگرانی بوده و هستند که نوشته‌ها و افکار و اندیشه‌های آنان را می‌خوانند و مورد توجه و دقت نظر قرار می‌دهند و به نقادی می‌پردازند و موجب غنی‌تر شدن آن دسته از مباحث هم می‌شوند. نقد و نقادی به همگان می‌آموزد که سخن در حد و اندازه خویش بگویند و بدون مطالعه، پژوهش، وارسی، تأمل، تحمل، دقت نظر، تفکر، تخصص و تعقل در هر زمینه‌ای ورود نکنند و دادِ سخن ندهند و این گونه نپندارند که می‌توانند در هر زمینه‌ای بگویند و بنویسند و نظر بدهند، بدون اینکه سخنان و گفته‌ها و اندیشه‌های‌شان در ترازوی نقد و نقادی قرار گیرد. #محمدباقر_تاج‌الدین ❤️☘ @filsofak

مراحل دوران #سوگ دکتر الیزابت کوبلر در 1969 برای دوران سوگ مراحلی را عنوان کرد. این تقسیم بندی بر مبنای تجارب وی با مریضان سرطانی بوده که به نظر بسیاری از روانشناسان در خصوص افراد سوگوار نیز مصداق دارد. این مراحل عبارتند از : ✅1-انکار و دوری گزینی: فرد در ابتدا ممکن است وقوع چنین فاجعه ای را انکار کند. این مرحله ممکن است بسیار کوتاه یا طولانی باشد.در این مرحله ،فرد اغلب گوشه گیر گشته و خود را از روابط اجتماعی کنار می کشد.(مثلا وقتی به شخص خبر میرسد که یکی از اعضای فامیل فوت کرده،برایش بسیار مشکل است که این موضوع را باور کند)‼️ ✅2- خشم: در این مرحله فرد مصیبت دیده نسبت به خود، فرد از دست رفته، یا همه ی جهان احساس خشم و عصبانیت می کند(چرا همچو کاری شد؟چرا من باید عضو خانواده خود را از دست بدهم؟چرا خدا جگر گوشه ام را از من گرفت؟)‼️ ✅3- چانه زنی: و میل به دیدار یا جستجوی فرد از دست رفته، از دیدگاه جان بالبی این مرحله با اشتغال ذهنی درباره فرد از دست رفته و جستجو و یادآوری خاطرات وی همراه است.(اگر پدر/ برادرم/ زنم/دوستم زنده بماند، از او بهتر نگهداری میکنم ، دوست بهتری میشوم، از او معذرت خواهی میکنم. خدایا یک شانس دیگر برایم بده!)‼️ ✅4- افسردگی: در این مرحله اندوه و مصیبت ممکن است به صورت احساس افسردگی ، بی تفاوتی ، و بی حسی (کرختی) در فرد ظاهر شود.(زندگی بی حاصل است. کاش زنده نمی بودم و این روز را نمی دیدم.)‼️ ✅5- پذیرش/قبول: زمانی است که از ماتم ، خشم، و اندوه فرد بتدریج کاسته می شود و او شروع به پذیرش واقعیت موجود می کند.(همه ی ما می میریم.مرگ جزیی از زندگی ماست.عزیز ما از دست رفت، ولی امیدوارم در دنیای دیگر آرام باشد‼️ ❌چگونه میتوان به درمان سوگ در خود کمک کرد؟؟ ✅-احساسات و عواطف خود را به هر طریقی که میتوانید ابراز کنید و درباره فرد از دست رفته با دیگران صحبت کنید و غم سنگین خود را بیرون بریزید. اگر دوست دارید می توانید احساسات خود را بنویسید و مطالبی که می خواستید به فرد از دست رفته بگویید و هیچ گاه فرصت آن را نیافتید به روی کاغذ بیاورید.‼️ ✅- چیزی به یاد او درست کنید و اگر با او علایق مشترکی داشتید آن کارها را پی بگیرید.‼️ ✅- به سلامت جسمی خود اهمیت دهید.خواب و استراحت کافی، تغذیه مناسب و ورزش روزانه خود را جدی بگیرید. از روی آوردن به الکل و مواد مخدر جدا خوداری کنید چون فقط باعث طولانی تر شدن این مرحله می شود.حتی از مصرف دواهای ضد افسردگی حتی المکان پرهیز کنید. رویارویی مستقیم با این درد بیشتر از فراموش کردن آن از طریق پناه بردن به این گونه مواد کارایی دارد.‼️ ✅- به هیچ کس حتی خودتان اجازه ندهید برای عواطف و احساسات شما تعیین تکلیف کند. بپذیرید که می توانید از فرد از دست رفته عصبانی باشید، می توانید بر سر زمین و زمان فریاد بزنید و می توانید هر آنقدر که نیاز دارید گریه کنید. هیچ کس نمی تواند به شما بگوید" دیگر بس است!" همچنین خندیدن نیز گناه نیست. هیچ کس حق ندارد به شما بگوید این کار "بد" است‼️ ✅- به یاد داشته باشید که بهبود آثار عاطفی نیاز به زمان بسیار دارد و انتظار نداشته باشید که به سرعت به وضعیت سابق برگردید.‼️ سوگ درمانی اصطلاح سوگ احساس ها و رفتارهایی را شامل می گردد که در نتیجه ضایعه فقدان پدید می آید. اگرچه فقدان به مرگ اطلاق می شود، اما سوگ می تواند کنش در مقابل طلاق، قطع عضو، از دست دادن شغل و ... نیز باشد. ناراحتی در مقابل مرگ و ترک عزیزان فرآیندی بهنجار و طبیعی است اما اگر از حد طبیعی خارج شود موجب اختلال می شود. اگر سوگ بصورت حل نشده باقی بماند تسکین و شفای فرد داغدیده با تاخیر مواجه خواهد شد و حتی ممکن است هرگز صورت نگیرد. مشاوره بازتوانی سوگ دیده عبارتست از بکارگیری اصول و فنون مشاوره خاص برای کمک به افراد مصیبت دیده آنی و بدون ریشه عمیق روانی جهت تسهیل ناراحتی حاصله، تا مشکل و ناراحتی ناشی از مصیبت در یک چهارچوب زمانی معقول قرار گرفته و سازگاری فرد با محیط فقدان صورت گیرد  و حرکت بسوی زندگی طبیعی و عادی فراهم آید.‼️ ❌علایم سوگ ✅1) علایم عاطفی: خشم، احساس گناه، اضطراب، خستگی، کرختی، پریشانی ✅2) علایم جسمانی: تنگی نفس، ضعف عضلانی، تپش قلب، فشار در قفسه سینه و... ✅3) علایم شناختی: ناباوری، توهم، احساس حضور متوفی و... ✅4) علایم رفتاری: اختلال در خواب، حواس پرتی، بیقراری، اختلال اشتها و... ❤️☘ @filsofak

| خودمان باشیم تا مشکلات حل گردد | اگر تصمیم بگیریم خودمان باشیم بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. ممکن است شما بگویید این نوعی افسار گسیختگی به وجود می‌آورد. امّا به دو نکته باید توّجه کرد: یک پیش فرض نادرست در اینجا وجود دارد و آن اینکه بسیاری گمان می‌کنند اگر انسان‌ها به حال خود رها شوند همدیگر را می‌دَرند. پس، حال که نمی‌درند مانعی وجود دارد. یعنی حالت طبیعی آن‌ها «درندگی» است. من از کسانی که می‌گویند خداجویی و خداگرایی در ما فطری است و در عین حال معتقدند انسان‌ها باید به نحو شدید، مهار شوند، تعجّب می‌کنم. اگر این‌طور است که مردم را اگر به حال خود وا بگذاریم همدیگر را می‌درند، پس این حالت فطری آن‌ها است. اینکه تا این حد به بشر بدبین باشیم که اگر رها شوند همدیگر را می‌درند، این پیش‌فرضی است که خیلی باید در آن تأمل کرد؛ مخصوصاً با توجه به اینکه آن‌ها هم که اهداف مادّی خودگروانه هم دارند به دراز مدت توّجه دارند و اگر اهداف درازمدّت مادّی حساب شود، آن حالت اقتضایش نیست. نکته‌ی دوّم این است که وقتی می‌گوییم هر کس باید خودش باشد، این است که چرا شما خود را در درون محدوده‌ی قانون هم محدودتر کرده‌اید؟ (زندان در زندان) نمی‌گوییم قانون نباشد. می‌گویم لااقل در محدوده‌ایی که قانون اجازه داده جولان دهید. منظور من از «خود بودن» این نیست که در یک «وضع» قرار بگیریم بعد به مقتضای آن عمل نکنیم و یا از امکانات آن وضع بهره بریم، امّا تن به محدودیت‌های آن ندهیم نه، این مراد من نیست. با «خود بودن» به این معنا نیست که من اگر از محدودیت‌های «دانشجو بودن» بدم می‌آید اصلاً دانشجو نشوم. بلکه، آنجا که با خود می‌گویی: «اگر دانشجو نشوم، احترام اجتماعی ندارم» در این وضعیت، از «خود» بیرون آمده‌اید و به خوشایند دیگران پرداخته‌اید. اگر ما دقیقاً «خود»مان باشیم این نابسامانی‌ها پیش نمی‌آید. اگر به معنای دقیق کلمه «خود» باشیم به وضعی که دوست نداریم تن نمی‌دهیم - البتّه طبعاً بر اساس خوشایند دیگران هم رفتار نکرده‌ایم ـ امّا محدودیت‌های آن وضع را هم متحمّل نمی‌شویم. این است که می‎گوییم قانون شرّی است که از آن گریزی نیست. قانون حالت طبیعی ما آدمیان نیست، امّا از آن گریز و چاره‌ایی نیست. پس قانون ضرورت است و اگر ضرورت است، «الضرورة تقدر بقدرها». پس، به همان میزان ضرورت، باید اکتفا کنیم نه بیش از آن. ما علاوه بر قانون تابع افکار عمومی، جریانات حاکم بر جامعه، تحسین و تقبیح اطرافیان، محبوبیّت و شهرت و.. هستیم. این است که ما را مستهلک می‌کند. ما آدم‌هایی شده‌ایم که همواره خوشایند دیگران را لحاظ می‌كنند. #مصطفی_ملکیان ❤️☘ @filsofak