uz
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

Kanalga Telegram’da o‘tish

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

Ko'proq ko'rsatish
7 236
Obunachilar
+124 soatlar
-187 kunlar
-6330 kunlar
Postlar arxiv
هایدگر معتقد است که ما آن چیزی هستیم که انتخاب می‌کنیم که باشیم و دارای ماهیتِ انسانیِ ثابتی نیستیم. هنگامی می‌شود گفت شما دارید به روشی اصیل زندگی می‌کنید که هر موقعیتی را همانگونه که پیش می‌آید در نظر گرفته و ماهیتِ حقیقیِ خود را از طریقِ رفتار و طرزِ برخوردِ خود بروز دهید. در غیرِ این صورت شما دارید سعی می‌کنید که از ترس و اضطرابِ خود، با تن دادن به آنچه دیگران از شما انتظار دارند، فرار کنید. #خود_آموز_فلسفه #مل_تامپسون ❤️🍀 @filsofak

مغالطهٔ تعمیم شتاب‌زده «چه زمانی می‌توانیم بگوییم که یک تعمیم «مغلطه» است؟ زمانی که مبتنی بر نمونه‌های اندک یا غیربازنماینده باشد. برای مثال، اگر من به ایتالیا بروم و در شهر رم با سه ایتالیایی آشنا شوم که ازقضا آدم‌های شوخ‌طبعی‌ اند، مجاز نیستم که دست به تعمیم بزنم و بگویم که همه یا بیشتر ایتالیایی‌ها شوخ‌طبع اند؛ هیچ دلیلی ندارد که گمان کنم آن سه نفر بازنمایندهٔ همه یا بیشتر ایتالیایی‌ها هستند.» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔸️مغالطه‌های پرکاربرد | ریچارد پُل، لیندا اِلدر | مهدی خسروانی ❤️🍀 @filsofak

معنویت و افق‌های تازه #مصطفی_سلیمانی * اشاره: بی‌شک یکی از پیام‌های بنیادینِ عزاداری بر اهل‌بیت(ع)، رشد اخلاقی و معنوی عزاداران است؛ و رسیدن به این هدفِ عالی و مقدس، جز با احترام به حقوق انسانی و اجتماعی میسر نخواهد شد. با اندک تحقیق میدانی می‌توان دریافت که با شروعِ ایام سوگواری و عزاداری اهل‌بیت(ع)، تغییرات عمده و کلانی در فعالیت‌های روزانه همه افراد، و به منظور حفظ شأن و قداست این ایام رخ می‌دهد؛ چرا که افراد در این روزها، معمولاً به واسطه غلبه نمادهای سوگواری و مذهبی در اجتماعات، احساس معنویت شدیدتری نسبت به ایام دیگر دارند و بیش‌تر به مفاهیم مقدّسِ پیرامون آن می‌اندیشند. ۱.‌ معنویت و افق‌های تازه حقیقت: یکی از دلایل اصلیِ دین‌مداری در اجتماعِ مسلمین، توجه و ارادت به اهل‌بیت(ع)، به عنوان راهبران دین و معنویت است. علت این مسأله نیز، تاکید آن بزرگواران بر اخلاق و معنویت افراد است. زیرا با پژوهش و واکاوی در سیره و کردار ایشان، به خوبی می‌توان به این دغدغه واقف شد. از طرف دیگر، نگاه تاریخی هم به این واقعیت صحه می‌گذارد که عزاداری روز به روز بر معنویت‌ عزاداران افزوده و اعتقادات انسانی‌شان را مستحکم‌تر می‌کند. در این میان، عزاداری بر أبی‌عبدالله(ع) در ایام محرم، رنگ و لعاب ویژه‌ای به خود گرفته است که سخن گفتن از آن هیچ‌گاه در تاریخ تشیع، تکراری و کهنه نخواهد شد. افراد با قدم گذاشتن در مکتب أبی‌عبدالله(ع)، با افق‌های تازه‌ای از معنا در مقابل دیدگان‌شان مواجه خواهند شد. خاصیت سوگواری بر أبی‌عبدالله(ع)، جستجوگری برای رسیدن به حقیقت و معنویت است؛ که هر کس به فراخور سعه معنوی و آمادگی قلبی از این افق‌ها بهره‌مند می‌شود. نگاه معنوی در سوگواری معصومین(ع)، گرد و غبار را از روی فطرت انسانی بر می‌دارد و نگاه حقیقت‌بین را جایگزین آن می‌کند؛ زیرا وقتی شعور و فهم، ضمیمه مراسمات مذهبی می‌شوند، رنگ دینی و معرفتی به خود می‌گیرند. ۲. ارتباط دین و اخلاق و جنبه معنوی آن در ایام سوگواری: جامعه همنوعان، محفلی برای بروز یک کانون گرم و پر انرژی است که دین و اخلاق هم در آن بستر شکل می‌گیرند. امر اخلاقی و معنوی به عنوان یک پدیده عینی و اجتماعی، در رفتارهای جمعی معنا پیدا می‌کند و در این میان، در یک جامعه دینی، بیش از هر چیز در مناسک ظهور می‌یابد. از جمله این مناسک، مراسمات و برنامه‌های محرم و سوگواری بر أبی‌عبدالله(ع) است. برای توضیح دقیق‌تر در مورد نقش بنیادینِ ایام عزاداری، باید نگاهی معنوی به زیستنِ بهتر و اخلاقی‌تر داشت. در واقع، هنجارهای اخلاقی و بزهکاری‌ها، که خاستگاه اجتماعی دارند، وجدان اخلاقی در عزاداران را تقویت می‌کنند. همکاری و برنامه جمعی، پیوند روحی و معنوی در تک تک افراد ایجاد می‌کنند و مایه صمیمیت و رشد معنوی افراد می‌شوند. ۳. معنویت و صلح درونی: همان‌گونه که می‌دانیم: «معنویت» ناظر به درون آدمی است. «مراسمات دینی»، از جمله جلسات جمعی و مردمی اهل‌بیت(ع)، پتانسیل بالایی در اتحاد روح و روان افراد دارند که طبعاً ثمره‌شان تعاون و زندگی مسالمت‌آمیز و بدون خشونت است. طبیعتاً وقتی درون افراد با معنویت رنگ‌آمیزی می‌شود، اخلاق و انسانیت در آن تبلور پیدا می‌کند. البته باید توجه داشت که: الف. خیلی اوقات، فرد با دیگران تعارضِ زیادى ندارد، ولی در درون خودش آرامش و شادیِ درونی ندارد. در واقع، افراد می‌بایست شرایط و بستر لازم را برای استفاده معنوی از جلسات و تجمعات ایجاد کنند؛ پس افرادی که با گارد و سپرِ سنگین در مقابل تجمعات مربوط به محرم می‌ایستند، توانایی استفاده از جنبه‌های معنوی و نشاط‌آور آن را نخواهند داشت. ب. براى آنکه آرامش، شادى، امید، رضایتِ باطن و معنایابىِ معنوی براى یک سوگوار و عزادار به وجود بیاید، فرد باید با درون خودش هم کشمکش نداشته باشد تا به این وسیله به مقاصدِ اجتماعی و معرفتیِ مراسماتِ سوگواری برسد. ❤️🍀 @filsofak

🍃 یادداشت روان‌شناسی موضوع: معنویت و افق‌های تازه نویسنده: #مصطفی_سلیمانی * اشاره: بی‌شک یکی از پیام‌های بنیادینِ عزاداری بر اهل‌بیت(ع)، رشد اخلاقی و معنوی عزاداران است؛ و رسیدن به این هدفِ عالی و مقدس، جز با احترام به حقوق انسانی و اجتماعی میسر نخواهد شد. با اندک تحقیق میدانی می‌توان دریافت که با شروعِ ایام سوگواری و عزاداری اهل‌بیت(ع)، تغییرات عمده و کلانی در فعالیت‌های روزانه همه افراد، و به منظور حفظ شأن و قداست این ایام رخ می‌دهد؛ چرا که افراد در این روزها، معمولاً به واسطه غلبه نمادهای سوگواری و مذهبی در اجتماعات، احساس معنویت شدیدتری نسبت به ایام دیگر دارند و بیش‌تر به مفاهیم مقدّسِ پیرامون آن می‌اندیشند. ۱.‌ معنویت و افق‌های تازه حقیقت: یکی از دلایل اصلیِ دین‌مداری در اجتماعِ مسلمین، توجه و ارادت به اهل‌بیت(ع)، به عنوان راهبران دین و معنویت است. علت این مسأله نیز، تاکید آن بزرگواران بر اخلاق و معنویت افراد است. زیرا با پژوهش و واکاوی در سیره و کردار ایشان، به خوبی می‌توان به این دغدغه واقف شد. از طرف دیگر، نگاه تاریخی هم به این واقعیت صحه می‌گذارد که عزاداری روز به روز بر معنویت‌ عزاداران افزوده و اعتقادات انسانی‌شان را مستحکم‌تر می‌کند. در این میان، عزاداری بر أبی‌عبدالله(ع) در ایام محرم، رنگ و لعاب ویژه‌ای به خود گرفته است که سخن گفتن از آن هیچ‌گاه در تاریخ تشیع، تکراری و کهنه نخواهد شد. افراد با قدم گذاشتن در مکتب أبی‌عبدالله(ع)، با افق‌های تازه‌ای از معنا در مقابل دیدگان‌شان مواجه خواهند شد. خاصیت سوگواری بر أبی‌عبدالله(ع)، جستجوگری برای رسیدن به حقیقت و معنویت است؛ که هر کس به فراخور سعه معنوی و آمادگی قلبی از این افق‌ها بهره‌مند می‌شود. نگاه معنوی در سوگواری معصومین(ع)، گرد و غبار را از روی فطرت انسانی بر می‌دارد و نگاه حقیقت‌بین را جایگزین آن می‌کند؛ زیرا وقتی شعور و فهم، ضمیمه مراسمات مذهبی می‌شوند، رنگ دینی و معرفتی به خود می‌گیرند. ۲. ارتباط دین و اخلاق و جنبه معنوی آن در ایام سوگواری: جامعه همنوعان، محفلی برای بروز یک کانون گرم و پر انرژی است که دین و اخلاق هم در آن بستر شکل می‌گیرند. امر اخلاقی و معنوی به عنوان یک پدیده عینی و اجتماعی، در رفتارهای جمعی معنا پیدا می‌کند و در این میان، در یک جامعه دینی، بیش از هر چیز در مناسک ظهور می‌یابد. از جمله این مناسک، مراسمات و برنامه‌های محرم و سوگواری بر أبی‌عبدالله(ع) است. برای توضیح دقیق‌تر در مورد نقش بنیادینِ ایام عزاداری، باید نگاهی معنوی به زیستنِ بهتر و اخلاقی‌تر داشت. در واقع، هنجارهای اخلاقی و بزهکاری‌ها، که خاستگاه اجتماعی دارند، وجدان اخلاقی در عزاداران را تقویت می‌کنند. همکاری و برنامه جمعی، پیوند روحی و معنوی در تک تک افراد ایجاد می‌کنند و مایه صمیمیت و رشد معنوی افراد می‌شوند. ۳. معنویت و صلح درونی: همان‌گونه که می‌دانیم: «معنویت» ناظر به درون آدمی است. «مراسمات دینی»، از جمله جلسات جمعی و مردمی اهل‌بیت(ع)، پتانسیل بالایی در اتحاد روح و روان افراد دارند که طبعاً ثمره‌شان تعاون و زندگی مسالمت‌آمیز و بدون خشونت است. طبیعتاً وقتی درون افراد با معنویت رنگ‌آمیزی می‌شود، اخلاق و انسانیت در آن تبلور پیدا می‌کند. البته باید توجه داشت که: الف. خیلی اوقات، فرد با دیگران تعارضِ زیادى ندارد، ولی در درون خودش آرامش و شادیِ درونی ندارد. در واقع، افراد می‌بایست شرایط و بستر لازم را برای استفاده معنوی از جلسات و تجمعات ایجاد کنند؛ پس افرادی که با گارد و سپرِ سنگین در مقابل تجمعات مربوط به محرم می‌ایستند، توانایی استفاده از جنبه‌های معنوی و نشاط‌آور آن را نخواهند داشت. ب. براى آنکه آرامش، شادى، امید، رضایتِ باطن و معنایابىِ معنوی براى یک سوگوار و عزادار به وجود بیاید، فرد باید با درون خودش هم کشمکش نداشته باشد تا به این وسیله به مقاصدِ اجتماعی و معرفتیِ مراسماتِ سوگواری برسد. 🍀❤️ @The_meaningoflife

⚫️ از نگاه علم روان‌شناسی آن‌چه در منابع معتبر از میزان خشونت و سبوعیت و درنده‌خویی سپاه یزید در حادثه کربلا شنیده و خوانده‌ا
⚫️ از نگاه علم روان‌شناسی آن‌چه در منابع معتبر از میزان خشونت و سبوعیت و درنده‌خویی سپاه یزید در حادثه کربلا شنیده و خوانده‌ایم قابل باور است که این واقعه نشان می‌دهد که انسان می‌تواند به دلایل مختلف از جمله کینه و حرص به حدی از پلیدی برسد که هیچ‌ چیز نبیند و برده‌ی حلقه به گوش امیال خویش شود. 🗯 برگرفته از مطلب «آیا نقل قول‌هایی که درباره خشونت‌های سپاه یزید در حادثه‌ی کربلا می‌شنویم قابل باور است یا داستان‌سرایی است؟»، 🔸️ نویسنده مهدی ملک محمد #روانشناسی #روانشناسی_دینی ❤️🍀 @filsofak

کمال‌گرایی پادکست شماره ۱۸ مُنیاز. 📻 در این پادکست خواهید شنید: کمال‌گرایی چیست؟ چرا جامعه انسانی به سمت کمال‌گرایی در حرکته؟ انسان‌های کمال‌گرا چه ویژگی‌هایی دارند؟ با کمال‌گرایی چه کنیم؟ ❤️🍀 @filsofak

#محمدرضا_شجریان لازم است بدون احساساتی شدن، اغراق کردن یا ایده‌آل‌گرایی به زندگی خود نگاه کنیم. آیا انتخاب‌های ما عمیق‌ترین ارزش‌هایمان را نشان می‌دهند؟ 🍀❤️ @filsofak

برای مواجه شدن با دردهای اجتناب‌ناپذیر زندگی چه راه‌هایی هست؟ 🔸️ #راس_هریس ترجمهٔ حسین محمدی‌زاده ❤️🍀 @filsofak

از اختلال شخصیت خودشیفته چه می‌دانید؟ 🔸️ معرفی زیرمجموعه‌های اختلال شخصیت خودشیفته بر طبق DSM-5 و درمان آن ❤️🍀 @filsofak

عشق در وهله نخست، ارتباط یک شخص خاص نیست، بلکه نگرش و جهت‌گیری منش انسان است که رابطه‌ی او را با کل جهان، و نه با یک معشوق خاص، تعیین می‌کند. انسان اگر فقط یکی را دوست بدارد و نسبت به دیگر هم‌نوعان خود بی اعتنا و بی تفاوت باشد، پیوند او عشق نیست، بلکه نوعی بستگی همزیستی و تعاونی یا خودخواهیِ گسترش یافته است. با وجود این اکثر مردم فکر می‌کنند علت به وجود آمدن عشق، وجود معشوق است، نه استعداد درونی. در حقیقت، آنان حتی فکر می‌کنند چون هیچ‌کسِ دیگری را جز معشوق دوست ندارند، این خود نشان‌دهنده‌ی شدت عشقشان است. این همان سفسطه‌ای است که مثلا بدان اشاره رفت‌. چون چنین فردی نمی‌تواند درک کند که عشق نوعی فعالیت و نوعی قدرت روحی است، خیال می‌کند تنها چیز لازم پیدا کردن یک معشوق مناسب است و پس از آن بقیه‌ی کارها به خودی خود درست خواهند شد. این نگرش را می‌توان با نگرش آدمی که می‌خواهد نقاشی کند ولی به جای این‌که هنر و فن آن را یاد بگیرد، می‌گوید منتظر موضوع مناسبی برای نقاشی هستم و ادعا می‌کند که اگر موضوع را بیابد، زیباترین نقاشی‌ها را خواهد کشید، یکی دانست. اگر آدم واقعا کسی را دوست داشته باشد، حتما همه‌ی انسان‌ها، دنیا و زندگی را دوست می‌دارد. اگر من بتوانم به کسی بگویم "دوستت دارم"، باید توانایی این را هم داشته باشم که بگویم " من در وجود تو همه را دوست دارم"، با تو دنیا را دوست دارم، در تو حتی "خودم را دوست دارم". 🔸️ #اریک_فروم #هنر_عشق_ورزیدن ❤️🍀 @filsofak

«ما مجبوریم با کتب زندگی کنیم. اما زندگی کوتاه‌تر از آن است که با کتبی غیر از بزرگ‌ترین کتب زندگی کنیم.» — لئو اشتراوس ــــــ
«ما مجبوریم با کتب زندگی کنیم. اما زندگی کوتاه‌تر از آن است که با کتبی غیر از بزرگ‌ترین کتب زندگی کنیم.» — لئو اشتراوس ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔸️ [از «مقدمه‌ای سیاسی بر فلسفه» | ترجمهٔ یاشار جیرانی] 🍀❤️ @filsofak

🔹کافر «قرآنی» غیر از کافر «فقهی» است. کافر در زبان قرآن کسی است که حقانیت عقیده/ادعا/سخنی را درک کرده و میداند که آن عقیده/ ادعا/ سخن، حق است و در عین حال از سر هوی و هوس یا تعصب و عناد و لجبازی و حسادت و خودپرستی و دنیاپرستی آن را انکار میکند. کفر ورزیدن در قرآن به معنای پوشاندن «حقی» است که حقانیتِ آن بر انکار کننده «روشن» و «معلوم» است. 🔹و لذا انکار «حقی» که حقانیت آن بر انکار کننده «پوشیده» است، یا دلیل معتبری بر «ناحق بودن» آن گواهی میدهد، از نظر قرآن کفر نیست. و نیز ابراز شک و تردید در حقی که حقانیت آن بر شخص پوشیده است و دلیل قانع کننده ای به سود آن در دسترس او نیست، کفر نخواهد بود. کسی که به استناد «دلیل موجه» و از سر حقیقت طلبی، نه از سر تعصب و هوی و هوس و خودپرستی و دنیاپرستی عقیده یا آموزه ای را که «واقعا» حق است نمیپذیرد، از نظر قرآن نه تنها کافر نیست که مستحق ثواب و پاداش است. 🔸️ دکتر ابوالقاسم فنائی، کتاب اخلاق دین شناسی، صفحه 203 ❤️🍀 @filsofak

من آدم‌های مبارزی را كه هياهو به پا می‌كنند دوست دارم. من عاشق كسی هستم كه به خاطر خواسته‌هايش شرمنده نيست و اجازه نمی‌دهد ديگران نااميد و منصرفش كنند. مبارز بی‌پروا از نظر من يعنی اين؛ يعنی حاضريد برای رسيدن به خواسته‌تان -هر چيزی كه هست- تلاش كنيد و منتظر نمانده‌ايد تا كسی آن را دودستی تقديمتان كند و می‌دانيد كه اين خواسته متعلق به شماست و به آن دست خواهيد يافت. 🔸️ #ریچل_هالیس #شرمنده_نباش_دختر ❤️🍀 @filsofak

چارلز دیکنز آگاهی‌بخشی ادبیات ترجمه و صدای دکتر ایمان فانی ❤️🍀 @filsofak

تجربه از دست دادن فقط وقتى شدت مى‌گيرد كه چيزى ارزشمند در زندگى ما وجود داشته باشد. اگر تجربه از دست دادن نداشته باشيم، به اين معناست كه هيچ چيز ارزشمندى در زندگى‌مان وجود ندارد. با رنج بردن از اين تجربه، ارزش چيزى را كه به ما عطا شده است، درك مى‌كنيم. زیگموند #فرويد مقاله‌اى تحت عنوان «سوگوارى و افسردگى» نوشت كه در آن اظهار داشت: كودكى كه والدين خود را به‌واسطه مرگ از دست مى‌دهد، مى‌تواند عزادارى كند و مقدارى از انرژى آن را تخليه كند. كودكى كه والدينش حاضر، اما از لحاظ عاطفى غايب هستند، نمى‌تواند سوگوارى كند؛ زيرا والدين وى به راستى نمرده‌اند. اين ماتم بيهوده آنگاه براى كودك به‌صورت افسردگى، غم فقدان و ميل شديد به وصل مجدد درونى مى‌شود. بدين‌سان تجربه فقدان فقط به‌دنبال از دست دادن چيزى ارزشمند به‌وجود مى‌آيد. وظيفه ما در اين مرداب رنج آن است كه ارزش آن چيزى را كه به ما عطا شده است درك كنيم. هنگامى كه عزيزى را از دست مى‌دهيم بايد برايش سوگوارى كنيم و درعين حال آگاهانه آنچه را كه از او درونى كرديم، گرامى بداريم. ما با آگاه شدن از نقشى كه عزيزان ازدست رفته در زندگى ما داشته‌اند و به‌كارگيرى آن ارزش‌ها در اقدامات آتى زندگى، به بهترين وجه اين عزيزان را گرامى مى‌داريم. اين شيوه، تبديل مناسب فقدان در اين زندگى فانى است. چنين تبديلى انكار نيست؛ بلكه تحول است. هر چيزى كه درونى شده باشد، هرگز گم نمى‌شود. #کارل_گوستاو_يونگ هنگامى كه همسرش اِما را از دست داد به افسردگى واكنشى مبتلا شد. او ماه‌ها داغدار و سرگردان بود. آنگاه يك شب در خواب ديد وارد سالن تئاترى شد كه در آنجا تنها بود. او به رديف جلو رفت و صبر كرد. جايگاه اركستر مانند شكافى عميق دربرابرش بود. هنگامى كه پرده كنار رفت، همسرش را ديد كه در آنجا ايستاده بود؛ لباسى سفيد به تن داشت و به او لبخند مى‌زد. يونگ فهميد كه سكوت شكسته شده است. آن ها با هم بودند؛ خواه با هم يا جدا از هم. هر چيز واقعى كه پيوسته مهم و تأثيرگذار بوده است هيچ‌گاه از دست نمى‌رود. شخص فقط با رها كردن توهم كنترل مى‌تواند به راستى از اندوه فقدان رها شود و آن ارزش را گرامى بدارد. 🔸️برگرفته از کتاب مرداب روح نوشته‌ی جیمز هالیس ❤️🍀 @filsofak

برای اولین بار صحنه واقعی روز عاشورا منطبق بر مقاتل به صورت کامل و اجرای هنرمندان عراقی در کربلا به تصویر کشیده شد... ❤️🍀 @filsofak

شما خبر ندارید که در دوروبرتان انبوهی از مردم بدبخت هستند که زندگی کردن برایشان یعنی هر روز رنج بردن، یعنی بی‌دستمزد کافی و بی‌تضمین آینده و بی‌امکان امید، زیر کار خرد شدن! شما دست کم می‌دانید که زغال سنگ استخراج می‌شود و کارخانه‌ها به راه می‌افتد، ولی آیا گاهی به فکر این میلیونها انسان بوده‌اید که همه عمرشان در تاریکی معادن می‌گذرد؟ و میلیونها انسان دیگر که اعصابشان در هیاهوی ماشین‌آلات کارخانه‌ها فرسوده می‌شود؟ یا حتی آن مردم نیمه خوشبخت روستاها که کار روزانه‌شان خراشیدن زمین است و برحسب فصلهای سال، روزی ده یا دوازده یا چهارده ساعت جان می‌کنند تا حاصل رنجشان را به واسطه‌هایی بفروشند که از قِبل آنها در تنعم زندگی می‌کنند؟ این است رنج انسانها! آیا اغراق می‌کنم؟ ابدا! 🔸️ رمان خانواده تیبو ❤️🍀 @filsofak

اولین ماجرای عشقی‌ای که در این جهان باید آن را به کمال برسانیم رابطه با خودمان است! تنها پس از موفقیت در این رابطه است که می‌توانیم به دیگران عشق بورزیم... 🔸️ #ناتانیل_براندن ❤️🍀 @filsofak

#معنی_زندگی_چیست؟ فیلسوف یونانی دکتر پاپادروس در پایان کلاس درسش با این پرسش به سخنرانی خود خاتمه داد: آیا كسی سؤالی دارد؟ یکی از شاگردانش به نام "رابرت فولگام" نویسندۀ مشهور در بین حضار بود و پرسید: جناب آقای دكتر پاپادروس، معنی زندگی چیست؟ بعضی از حضار خندیدند! اما پاپادروس، دانشجویان خودرا به سکوت دعوت كرد، سپس كیف بغلی خود را از جیبش درآورد، داخل آن را گشت و آینۀ گرد و كوچکی را بیرون آورد و گفت: موقعی كه بچه بودم جنگ بود، ما بسیار فقیر بودیم و در یک روستای دورافتاده زندگی می‌كردیم، روزی در كنار جاده چند تکه آینۀ شکسته، از لاشه یک موتورسیکلت آلمانی پیدا كردم. بزرگترین تکۀ آن را برداشتم و با ساییدن آن به سنگ، گِردش كردم. همین آینه‌ای كه حالا در دست من است و ملاحظه می‌كنید. سپس به‌عنوان یک اسباب‌بازی شروع كردم به بازی با آن و بازتاباندن نور خورشید به هر سوراخ و سنبه و درز و شکاف كمد و صندوقخانه و تاریکترین جاهایی كه نور خورشید به آنها نمی‌رسید. از اینكه با كمک این آینه می‌توانستم ظلمانی‌ترین نقاط دنیا را نورانی كنم به‌قدری شیفته و مجذوب شده بودم كه وصفش مشکل است. *در واقع، بازتاباندن نور به تاریکترین نقاط اطرافم، بازی روزانۀ من شده بود. آینه را نگه داشتم و در دوران بعدیِ زندگی نیز هر وقت كه بیکار می‌شدم آن را از جیبم در می‌آوردم و به بازی همیشگی خود ادامه می‌دادم. بزرگ كه شدم دریافتم این كار یک بازی كودكانه نبود، بلکه استعاره‌ای بر كارهایی بود كه احتمال داشت بتوانم در زندگی خود انجام دهم. بعدها دریافتم كه من، خود نور و یا منبع آن نیستم، بلکه نور و به عبارت دیگر، حقیقت، درک و دانش جایی دیگر است و تنها در صورتی تاریکترین نقاط عالم را نورانی خواهد كرد كه من بازتابش دهم. من تکه‌ای از آینه‌ای هستم كه از طرح و شکل واقعی آن اطلاع چندان درستی ندارم. با وجود این، هرچه كه هستم، می‌توانم نور را به تاریکترین نقاط عالم، به سیاهترین نقاط قلوب انسان‌ها منعکس كنم و سبب تغییر بعضی چیزها در برخی از انسان‌ها گردم. شاید دیگران نیز متوجه این كار شوند و همین كار را انجام دهند. به‌طور دقیق این همان چیزی است كه من به دنبال آن هستم. این معنی زندگی من است. دکتر بعد از پایان درس، آینه را به دقت دوباره در دست گرفت و به كمک ستونی از نور آفتاب كه از پنجره به داخل سالن می‌تابید، پرتویی از آن را به صورتم و به دستهایم كه روی بازوی صندلی به هم گره خورده بودند، تاباند و گفت: ✔به جایی که تاریک و ظلمانی است، نور ببریم. ✔به جایی که امید نیست، امید ببریم. ✔به جایی که دروغ هست، راستی ببریم. این معنای زندگیست. ❤️🍀 @filsofak

✔ به تو از دور سلام سلام. می‌خواهم با تو دوستی کنم، این را قبلن گفته‌ام. گفته‌ام که تمام عالم را گشته‌ام. که هیچ‌کس را ندارم. که هیچ دلیلی برای زندگی کردن ندارم و اگر آویزان تو نباشم می‌میرم. گفته‌ام اما ما هنوز با هم غریبه‌ایم. حتمن غریبه‌ایم که هنوز از دور به تو سلام می‌کنم. بگو باید چه کنم اگر بخواهم این غریبه‌گیِ بین‌مان از میان برود؟ گریه کنم خوب است؟ دلت را نرم می‌کند، یا کم است؟ می‌خواهی از خوبی‌هات بگویم؟ بگویم که زندگی‌ام را روی روال انداخته‌ای؟ بگویم که از وقتی تو را شناخته‌ام همه پریشانی‌هام از سرم افتاده؛ نبودن هیچ‌کس مرا نمی‌ترساند و دلم گرم می‌شود حتی به ذکر نامت؟ این‌ها کافی است؟ اگر کافی نیست من هنوز راه‌های زیادی توی خیالم دارم برای این‌که بتوانم دلت را به دست بیاورم. بگویم بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي خوب است؟ اگر کم است که واسطه بیاورم. بِمُحَمَّدٍ، بِعلیٍّ، بِفاطِمَةَ، بِالحَسَنِ، به خودت... به خودت متوسل شوم خوب است؟ اگر بگویم به مهربانی‌ات که کرانه ندارد و به کَرَمت که دست رد به سینه هیچ‌کس نمی‌زند، فاصله بین‌مان را بردار، فاصله را تمام می‌کنی؟ خودت را به خودت یادآوری کنم چه؟ مثلن اگر بگویم تو همانی هستی که گفته‌ای حال‌بدیِ من به هم‌ات می‌ریزد تأثیر دارد؟ دستم را می‌گیری اگر به یادت بیاورم که تو همانی هستی که جانِ عزیزت را به زحمت انداخته‌ای تا دستم را بگیری؟ می‌دانی از وقتی تو را پیدا کرده‌ام دیگر گم نشده‌ام و همه بندهای اسارت از دست و پام افتاده است؟ 🔸️چراغ هدایت و کشتی نجات من! بگو تا کی می‌خواهی مرا به بی‌چاره‌گی و غربت غریبه‌گی با خودت معذب کنی؟ اصلن تو اهل عذاب کردنی؟ دل‌رحم نمی‌شوی مگر این‌که عجز و لابه‌ام را در بی‌چاره‌گی و غم دوری از خودت ببینی؟ دوست داری کارم به بر سر و سینه زدن برسد از بی‌طاقتی؟ فقط کشته مرده قبول می‌کنی؟ خب راستش من کشته مرده شدن بلد نیستم. من بلد نیستم خودم را به تو برسانم‌. و آن راه‌هایی که گفتم هم همه مال وقتی هستند که من «کسی» باشم بی‌تو. که این در و آن در زدن در توانم باشد برای پیدا کردنِ تو. راستش می‌دانم نیاز نیست این در و آن در بزنم برای به دست آوردن دلت. می‌دانم آغوشِ تو، مثل درِ خانه‌ای که طاق‌هاش یک‌سره از هم بازند، یک‌سره باز است. می‌دانم. من همه این‌ها را می‌دانم. من حتی می‌دانم آن کسی که می‌خواهد با دیگری دوستی کند، تو هستی نه من. ولی راستش هنوز نمی‌دانم پس چرا ما این‌همه غریبه‌ایم با هم. این‌قدر غریبه که من هنوز از دور به تو سلام می‌کنم. #مصطفی_سلیمانی #محرم #به_تو_از_دور_سلام #امام_حسین 🍀❤️ @filsofak