uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

کلینیک «پذیرش و تعهد»

کلینیک «پذیرش و تعهد»

Kanalga Telegram’da o‘tish

وب سایت: iranacttherapy.com تلفن: ۰۲۱۴۶۱۳۰۲۷۰ موبایل: ۰۹۱۰۱۹۸۲۹۰۱ تهران، جنت آباد مرکزی، خیابان دانش، پلاک ۷۸

Ko'proq ko'rsatish
1 096
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-430 kun
Postlar arxiv
موقعيت تنش زا هيپوتالاموس را فعال مي‌كند كه اين خود دو دستگاه غدد درون ريز يعني دستگاه سمپاتيك و دستگاه قشر فوق كليه را فعال مي‌كند. ضربان قلب بيشتر و مردمكها گشاد مي‌شود. اپي‌نفرين(آدرنالين) و نوراپي نفرين(نورآدرنالین) وارد جريان خون مي‌شود. براي تامين سوخت ماهيچه‌ها، قند بيشتري از جگر رها مي‌شود. سوخت و ساز بدن در تدارك مصرف انرژي براي كارهاي جسماني افزايش مي‌يابد. ضربان قلب، فشار خون و تنفس، فزوني مي‌گيرد و بعضي فعاليت‌هاي غير ضروري مانند گوارش فروكش مي‌كند. آب دهان و مخاط بيني خشك مي‌شود تا هواي بيشتري به ريه برسد. پس نشانه اوليه فشار رواني خشك شدن دهان است. رگ‌هاي خوني سطحي انقباض پيدا مي كند تا در صورت جراحت خون كمتري دفع شود. طحال ياخته‌هاي قرمز خون رها مي‌كند تا مبادله اكسيژن افزايش يابد و مغز استخوان براي مقابله با عفونت گويچه‌هاي سفيد بيشتري مي‌سازد. پس این تصور قدیمی که افرادی که بیشتر در معرض موقعیت‌های استرس زا قرار می‌گیرند، بیشتر مریض می‌شوند کاملا درست است. تکامل با شما در این زمینه پیوند خورده است. تکنیک‌های آرام سازی را با تجارب خود بررسی کنید، این تکنیک‌ها زمانی که در آرامش به سر می‌برید تاثیر مثبت دارند. پس تمرین‌های توجه آگاهی یک لنگر است و شما را ثابت نگه می‌دارد، اما یک راه جادویی برای آرام کردن امواج نیست. توصیه می‌کنم تمرین‌های توجه آگاهی را در هر موقعیت که بدست می‌آورید انجام دهید، چرا که تکرار هرچه بیشتر این تمرین‌ها تاثیر بیشتری بر روی شما می‌گذارند. منبع: دوستی، پیمان. (1395). مبارزه بی پایان. انتشارات فراگیر هگمتانه لینک کانال اکت: @actlearning

اساساً این چنین است: اگر صاحب یک خانه هستید، هزینه‌های تعمیر، نگهداری، قبض برق و گاز را هم بر عهده گرفته¬اید؛ اگر کودک دارید، پوشک کثیف و بی‌ خوابی شبانه را هم قبول کرده‌اید؛ و اگر رابطه‏ای صمیمی دارید، به¬طور طبیعی مقدار مشخصی از درد و استرس را هم تضمین کرده‌اید. این‌ یکی از حقایق ناخوشایند انسان بودن است. شریک بودن با دیگری در زندگی می‌تواند تجربه‌ای شگفت‌انگیز، نشاط‌بخش و الهام‌بخش باشد و در زمانی دیگر، می‌تواند بسیار وحشتناک باشد. ستاره¬های موسیقی پاپ، شاعران، نویسندگان رمان‏های¬ عاشقانه و شرکت‌های سازنده کارت تبریک، منافع خود را در نادیده گرفتن این حقیقت ناخوشایند سرمایه‌گذاری کرده‌اند. آنها می‌خواهند شما افسانه‌های باستانی را باور کنید: که واقعاً یک همسر کامل وجود دارد و فقط در انتظار شماست و اینکه شما بدون او ناقص، ناکام و محکوم به زندگی هستید. اینکه وقتی درنهایت این همسر کامل را پیدا کنید، عاشق می‌شوید و در آن حالت برای همیشه در سعادت¬مندی و خوشبختی باقی خواهید ماند. البته می¬دانم، در اینجا کمی رک گو شده¬ام؛ اما واقعیت این است که تقریباً همۀ ما در دنیایی سیر می‌کنیم که پر از انتظارات غیرواقعی در مورد عشق، روابط، صمیمیت و یا اعتقاداتی که به‌طور مستمر از طریق فیلم، رمان، نمایشنامه، شعر، تلویزیون، موسیقی، مجلات، روزنامه‌ها، شایعات محل کار، دوستان خوش نیت و حتی کتاب‌های خودیاری، سراسر زندگی ما را احاطه کرده‌اند. متأسفانه اگر اجازه دهیم این تفکرات گمراه‌کننده زندگی¬مان را تحت الشعاع قرار دهند و هم-چنین پایۀ روابطمان را بر اساس آنها بچینیم، در واقع خودمان را در چرخه‏ای معیوب قرار داده‏ایم که هر چه بیشتر برای ایجاد عشق پایدار تلاش کنیم درنهایت سعی در نابودی آن کرده¬ایم. تلاش اشتباه ما برای پیدا کردن عشق در جامعه مدرن، ویران کننده است. در اکثر کشورهای غربی، نرخ طلاق در حال حاضر نزدیک به 50 درصد است و زندگی اغلب کسانی¬ که ادامه پیدا می¬کند، پر از پوچی، تنهایی و بدبختی است. انسان‏ها بیش از پیش، از ورود به رابطه‏ای بلندمدت(یا ازدواج) وحشت دارند. آنها می‏ترسند که در پایان رابطه، با اشک، تلخ کامی و یا پرونده‌های حقوقی مواجه شوند. جای تعجب نیست که امروزه بزر‌گسالان بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ تنها زندگی می‌کنند. آیا همۀ اینها تا حدودی ترسناک، تاریک و غم‌انگیز به نظر نمی‌رسد؟ نگران نباشید. راه حلی برای آشفته‌بازار عشق وجود دارد و این کتاب قصد دارد نحوه رسیدن به آن را به دقت شرح دهد. در این صفحات یاد می‏گیرید که چگونه باورها و نگرش‌های بیهوده را در مورد عشق نادیده بگیرید. چگونه با افکار و احساسات دردناکی که در تمام این روابط شکل می‌گیرد مقابله کنید. باید یاد بگیرید که چگونه با غم و اندوه و ترس کنار بیایید؛ چگونه با سرخوردگی و خشم برخورد کنید، چگونه هم خودتان و هم همسرتان را ببخشید. باید یاد بگیرید که چگونه میزان تنش و استرس بعد از بحث در مورد نیازهایتان را کاهش دهید و تفاوت‌های یکدیگر را بپذیرید. چگونه رنج و آسیب های ناشی از جر و بحث را به مهر و محبت تبدیل کنید. منبع: درمان پذیرش و تعهد با عشق راس هریس ترجمه: پیمان دوستی و همکاران @actlearning

ذهن ما آرشیوی از انواع فیلم‌هاست و تمام چیزی که می‏خواهد توجه است. ذهن در تمام طول روز به طور مداوم فیلم‌هایی را پخش می‌کند. معمولاً این فیلم ها را" افکار" می‏نامیم. بعضی از این فیلم‏ها به طور غیرقابل انکاری درست هستند که به آنها "حقایق" می‏گوییم؛ اما اکثر فیلم‏هایی که ذهن نشان می‌دهد حقیقت نیستند بلکه بیشتر آنها عقاید، قضاوت‏ها، باورها، نگرش‏ها، ایده‏ها، فرض‏ها، ارزش‏ها، اهداف، انتظارات، آرزوها، تخیلات، تمایلات و ... هستند. با محصور شدن در این فیلم‏ها، از مکان و زمان غافل می‏شویم. منبع: دوستی، پیمان. (1395). مبارزه بی پایان. انتشارات فراگیر هگمتانه. لینک کانال اکت: @actlearning

هيز: اكنون ببينيم منظور از قراردادي چيست. سه شماره از تو می‌پرسم. اگر آنها را به یاد آوردي وارد مرحله بعد مي‌شوم، اگر بتواني پاسخ دهي یک ميليون دلار پاداش مي‌دهم. امروز روز شانس تو است. يك صندوق به اسم "صندوق درماني استيون" داريم. اين صندوق واقعا وجود دارد. خب؟ كلاير: خب. هيز: اینها شماره‌ها هستند: يك، دو، سه. مي‌تواني شماره‌ها را بگويي؟ كلاير: يك، دو، سه. هيز: خوب است. آنها را فراموش نكن، زيرا قرار است هفته آينده یک ميليون دلار بگيري. بنابراين بايد آنها را به ياد بیاوري. بيا تمرين كنيم. می‌توانی شماره‌ها را بگویی؟ كلاير: يك، دو، سه. هيز: خوب است، یک ميليون دلار دريافت مي‌كني، زيرا شماره‌ها را به یاد آوردی. یک بار دیگر بگو، شماره‌ها چه بودند؟ كلاير: يك، دو، سه. هيز: اگر هفته آينده بپرسم، این شماره‌ها را به یاد می‌آوری؟ كلاير: بله. مسلما. هيز: به احتمال زياد همينطور است. اما اگر مطمئن نيستي مي‌توانيم دوباره مرور كنيم. مي‌خواهي دوباره مرور كنيم؟ كلاير: نه، نه. هيز: احتمالا نيازي به مرور نداري. كلاير: بله همينطور است. هيز: گمان مي‌كني ماه آينده هم شماره‌ها را به خاطر آوري؟ كلاير: فكر مي‌كنم تمام عمر بتوانم آنها را به ياد بياورم. هيز: حتي اگر هنگام مرگ از تو بپرسم آن اعداد چه بودند، ممکن است به یاد بیاوري. درباره اين موضوع فكر كن، چقدر شبيه به دعوت كردن يك مسافر است. زندگي مانند يك اتوبوس است و ما دائما در حال سوار كردن مسافران جديد هستيم. ما تا همين لحظه ده‌ها تن مسافر داشته‌ايم و يكي از آنها همين اعداد هستند. منبع: درمان پذیرش و تعهد: گسلش شناختی استیون هیز ترجمه پیمان دوستی و فاطمه احمدی https://t.me/actlearning

گسلش در اکت مترجم: پیمان دوستی @actlearning

تمرين براي بهبود روابط در اکت مترجم: پیمان دوستی @actlearning

من مي دانم چرا(روابط و زوج) مترجم: پیمان دوستی @actlearning

به من نگاه كن(روابط و زوج) مترجم: پیمان دوستی @actlearning

نسخه نمايشي كتاب اكت با عشق مترجم: پیمان دوستی، سيده سپيده هدايتي همداني، حسين محققي @actlearning

ارزش هاي روابط عاشقانه مترجم: پیمان دوستی @actlearning

اگر راننده خودرویی باشید که چهار سرنشین دارد، در شرایط بحرانی چطور برخورد می‌کنید؟ تصور کنید سرنشینان خودرو شما یک پیر‌مرد که سابقه رانندگی با ماشین‌های قدیمی دارد، یک درشکه چی، یک نوجوان و یک کودک است. حال شما در شرایط بحران قرار گرفته‌اید و هر کدام از سرنشینان به شیوه خودشان می‌خواهند کنترل اوضاع را به دست بگیرند. پیر‌مرد می‌خواهد ماشین را به سبک خودروهای قدیمی هدایت کند، درشکه چی می‌خواهد آن را به سبک درشکه کنترل کند، نوجوان از این شرایط به وجد آمده است و کودک ترسیده است. هرکدام از سرنشینان می‌خواهند به نحوی کمک کنند و از دیدگاه خودشان منطقی ترین کار ممکن را انجام می‌دهند. اگر کنترل خودروی خود را به دست آنها بسپارید چه فاجعه‌ای رخ می‌دهد؟ فاجعه بدتر زمانی اتفاق می‌افتد که به جای کنترل خودرو، سعی در قانع کردن مسافران کنید. در چنین شرایطی عاقلانه ترین کار این است که به راندن خودتان ادامه دهید. شما همچنان می‌بینید که مسافران چه می‌کنند، همچنان می‌شنوید که آنها چه می‌گویند، اما به مسیر خودتان ادامه می‌دهید. نکته جالب این است که پس از آنکه شرایط بحران به پایان برسد مسافران دوباره به شما اعتماد کرده و دست از سر و صدا بر می‌دارند. مسافران این خودرو نمادی از افکارتان هستند. در اینجا با مفهوم کلیدی دیگری در ACT آشنا می‌شویم. توانایی شنیدن آنچه افکار می‌گویند اما انجام دادن آنچه که باید انجام دهیم. منبع: دوستی، پیمان. (1395). مبارزه بی پایان. انتشارات فراگیر هگمتانه: چاپ اول. https://t.me/actlearning

مبارزه، مبارزه و مبارزه چالشی است که در طول سال‌ها با چیزهای بی‌معنی از جمله زندگی یک مبارزه از لحظه تولد تا مرگ می باشد در مغزمان فرو رفته است. بیشتر ما انسان ها از تجربه احساس اضطراب بیزاریم، پس افسانه قدیمی "دنیا دنیا آرامش" به راحتی در ذهن مان نقش می‌بندد و ما را به مبارزه‌ای بی پایان با این احساس برای رسیدن به آرامش دعوت می‌کند. می‌دانید در یک دنیای خیالی افرادی با آرامش تمام زندگی می‌کنند؟ بله درست است. آرامش آن دور دست هاست، مبارزه کنید تا شاید دنیایی خیالی همراه با آرامشی که در ذهن داشتید را به دست آورید و در اوج خوشبختی بی‌پایانی زندگی کنید. این موضوع به اندازه افسانه سیندرلا واقعی است. باید بگویم چیزی به‌عنوان آرامش ابدی وجود ندارد یا حداقل کسانی که من به خوبی می‌شناسم هیچ‌گاه آرامش ابدی را تجربه نکرده‌اند. ولی چقدر سخت است که از شر این تفکر خلاص شد؟ چقدر سخت است که دیگر به دنبال حذف اضطراب نباشید؟ که دیگر در مورد آرامشی که باید داشته باشید اما به هر دلیلی ندارید، خیال‌پردازی نکنید. چقدر سخت است که دست از مبارزه کردن با احساس اضطرابتان بردارید و یا اینکه دیگر به این فکر نکنید که خیلی بهتر می‌شد اگر آرامش بیشتری داشتید؟ این موضوع برای اغلب انسان‌ها کاری بسیار دشوار است؛ اما مجبور نیستید دست روی دست بگذارید و به این مبارزه بی پایان با احساس ناخوشایندتان ادامه دهید و رنج بیشتری برای خود فراهم کنید. اگر بخواهید، تغییر امکان‌پذیر است. اجازه دهید فقط یک‌لحظه به بلایی که به خاطر این طرز فکر به سرتان می آید نگاهی بیاندازیم. منبع: دوستی، پیمان. (1395). مبارزه بی پایان. انتشارات فراگیر هگمتانه: چاپ اول. https://t.me/actlearning

بررشی از کتاب مداخله روان شناختی در اختلال فشار روانی پس از سانحه بر اساس دیدگاه ACT نویسنده: پیمان دوستی پیشگفتار: دکتر میشل وویدنک کی اف توزیع: از خرداد 1396 توسط انتشارات فراگیر هگمتانه —---— تصور کنید فرزند کوچکی دارید که یک روز او را برای خرید به همراه خود می برید. یادتان باشد که این تصور شماست، پس فرزندتان هرچقدر که می خواهید می تواند زیبا یا شیرین زبان باشد. زمانی که به سوپر مارکت رسیدید او از شما تقاضای یک بستنی می کند و شما بستنی را برای او می خرید. صبح روز بعد دوباره او را با خود به سوپر مارکت می برید، این بار او تقاضای بیشتری از شما دارد و به جای فقط یک بستنی، انواعی از تنقلات مغازه را طلب می کند. در ابتدا شما مقاومت می کنید، اما لحظه ای که او شروع به گریه و زاری می کند تسلیم می شوید و برای آرام شدن او به خواسته اش عمل می کنید. تصور کنید این روند پیوسته ادامه پیدا می کند و هربار میزان خواسته های کودک شما و البته آشوبی که در خصوص عمل نکردن به خواسته اش به پا می کند بیشتر می شود. آیا این همان سبک فرزندپروری است که می خواهید داشته باشید؟ آیا نمی توانید پذیرای آشوب های کودک تان در راستای رسیدن به سبک فرزندپروری مورد علاقه تان باشید؟ حال یک روز تصمیم می گیرید این چرخه معیوب را قطع کنید. اجازه می دهید فرزندتان هرچقدر که می خواهد آشوب به پا کند، شما پذیرای این آشوب می شوید، اما تسلیم خواسته او نمی شوید و به سبکی که می خواهید رفتار می کنید. فکر می کنید چه اتفاقی می افتد؟ فرزند شما تا کی به این آشوب ادامه می دهد؟ با خود فکر کنید دفعه بعد که او را به خرید می برید، چگونه رفتار می کنید؟ می خواهم توجه تان را به نکته ای جلب کنم. زمانی که شما از موقعیت هایی که موجب یادآوری خاطراتی دردناک می شوند اجتناب می کنید، درست مانند زمانی است که تسلیم خواسته های فرزند فرضی تان می شوید. هنگامی که در این موقعیت ها افکار و احساس های ناخوشایند به شما هجوم می آورند و از شما می خواهند موقعیت را ترک کنید، درست مانند زمانی است که فرزندتان آشوب به پا می کند. حال انتخاب شما چیست؟ آیا می توانید در ذهن تان فضایی برای این احساس های ناخوشایند ایجاد کنید و با وجودی که آنها وجود دارند و آشوبی درونی در شما ایجاد کرده اند، در مسیر ارزش های تان زندگی کنید یا باز هم می خواهید تسلیم شوید و از این آشوب درونی اجتناب کنید؟ برای درک بهتر موضوع می خواهم کاربرگ زیر را طی هفته آینده تکمیل کنید. https://t.me/actlearning

در طول جلسات، درمانگر مسیر ACT را به سوی تمرین‌های تجربی هدایت می‌کند. این تمرین‌ها تکنیک‌هایی برای عدم مبارزه با افکار و احساس‌های منفی می‌باشند. همچنین تمرین‌های زبانی برای کمک به قطع ارتباط درمانجویان با محتوای افکارشان وجود دارد. تجربه‌های خیالی مانند تجسم کردن درمانجویان در مراسم خاکسپاری‌شان، دیدن خودشان در موقعیتی که خیلی جوان‌تر یا پیرتر هستند و ... از دیگر تمرین‌هایی می‌باشد که توسط درمانگر هدایت می‌شود. بخش دیگری از تمرین‌ها با هدف کمک به مراجعان برای درونی کردن قسمت‌های این مدل و روشن کردن اهداف و ارزش‌هایشان صورت می‌گیرد. همانند CBT که برای درک بهتر از مقاومت‌ها و موانع ممکن است درمانجویان از کاربرگ‌هایی استفاده کنند، درمانگران درمان پذیرش و تعهد گاهی از کاربرگ‌ها و نوشتن تکالیفی برای روشن شدن ارزش‌های درمانجو و قرار دادن اهداف‌شان بر پایه ارزش‌هایشان استفاده می‌کنند. همچنین درمانگر ممکن است به درمانجو برای شناسایی مناطق مشکل و راه حل‌ها کمک کند. منبع: هیز، استیون. (2013). درمان پذیرش و تعهد: گسلش شناختی. ترجمه: دوستی، پیمان. احمدی، فاطمه. (1395). انتشارات فراگیر هگمتانه: چاپ اول. https://t.me/actlearning

هر چه بیشتر برای داشتن زندگی خالی از اضطراب تلاش کنیم درنهایت خودمان را بیشتر در گرد باد شکست قرار داده ایم. تلاش اشتباه ما برای حذف اضطراب، ویران کننده است. امروزه انسان هایی را می بینم که پوچی، تنهایی و بدبختی سراسر زندگی آنها را فرا گرفته است. آنها از انجام هر کاری وحشت دارند. می ترسند که پس از انجام کارها احساس های ناخوشایندی را تجربه کنند و از تجربه این احساس های ناخوشایند اجتناب می کنند. پس جای تعجب نیست که انسان های موفق درصد کمی از جمعیت را تشکیل می دهند. اینها تا حدودی ترسناک به نظر نمی‌رسد؟ نگران نباشید. راه حلی برای دریای پرخروش وجود دارد و این کتاب قصد دارد نحوه رسیدن به آن را به دقت شرح دهد. در "مبارزه بی پایان" یاد می‏گیرید که چگونه به جای چسبیدن به باورهای بیهوده در خصوص آرامش، در مسیر ارزش های خود قدم بگذارید. باید یاد بگیرید که چگونه بدون مبارزه با احساس اضطراب ارزش های خود را دنبال کنید. منبع: دوستی، پیمان. (1395). مبارزه بی پایان. انتشارات فراگیر هگمتانه: چاپ اول. https://t.me/actlearning

خیلی از مردم سعی می‌کنند به خودشان از طریق خشن بودن، قضاوت کردن، سرزنش کردن، یا مجازات کردن خود، انگیزه بدهند. اما آیا این طور نیست که اگر سرزنش کردن خودتان راه خوبی برای تغییر رفتارتان بود، باید تا الان یک فرد عالی می‌بودید؟ یاد بگیرید که "چوب را زمین بگذارید": خودتان را از انتظارات بیش از حد و خود قضاوت‌گری‌های سخت رها کنید و به جای آن پذیرش خود و خود-شفقتی را تمرین کنید. سپس با پیوند برقرار کردن بین اقدام با ارزش‌هایتان و تامل روی نتایج مثبت احتمالی "یک هویج" خلق کنید. برای مثال از خودتان بپرسید،" اگر این کار را انجام دهم، برای چه چیزی ایستادگی می‌کنم؟" یا "اگر اینکار را انجام دهم، در دراز مدت چه منافعی خواهد داشت؟" به هر گام کوچکی که "در مسیر درست" برمی‌دارید اذعان داشته باشید. به آنچه که انجام می‌دهید توجه کنید و متوجه تفاوت‌هایی که در زندگی شما ایجاد می‌کنند باشید. شیوه‌هایی برای تشویق خود برای ادامه دادن بیابید. این پاداش‌ها ممکن است به اندازه گفتن "احسنت. انجامش دادی" ساده باشد، آنها را در یک دفترچه ثبت کنید یا به افرادی که حمایت‌تان می‌کنند گزارشی از پیشرفت خودتان بدهید. منبع: ترابیان، سحرالسادات. دوستی، پیمان. (1395). کاربرگ های درمان پذیرش و تعهد. انتشارات فراگیر: چاپ اول. @actlearning

ذهن شما شبیه به استاد قصه‌گویی است که هیچ‌وقت دست از صحبت کردن نمی‌کشد. قصه‌هایی که می¬گوید را به‌عنوان "افکار" می‌شناسید. بعضی از این داستان‌ها یا افکار درست هستند که به آنها "حقایق" می‌گوییم اما بیشتر داستان‌هایی که ذهن می‌گوید شامل عقاید، قضاوت‌ها، تخیلات، ایده‌ها، مفاهیم، مدل‌ها، مفروضات و ارزیابی می‌باشند. چنین قصه‌هایی را نمی‌توان به‌عنوان درست یا غلط دسته‌بندی کرد. آنها انعکاس جهان‌بینی شما هستند. ذهنتان تلاش می‌کند که شما را جذب این داستان‌ها نماید. ذهن شما خاطرات دردناک گذشته را بیرون می‌کشد، سناریوهای ترسناک آینده را به کار می‌گیرد و به تمام عیوب و نقاط ضعف همسرتان اشاره می‌کند، به شکایت، قضاوت، مقایسه و انتقاد می پردازد. اگر سفت ‌و سخت به این افسانه‌ها بچسبید، شما را به تاریکی خواهند کشید. رها کردن به این معناست که دست از سر این قصه ها بردارید. درمان پذیرش و تعهد به شما آموزش می‌دهد که چگونه خشم، عدالت، سرزنش، نگرانی، قضاوت، نقد و درخواست را رها کنید. منبع: درمان پذیرش و تعهد با عشق، نوشته راس هریس، ترجمه پیمان دوستی و همکاران، انتشارات فراگیر @actlearning

معاونت امور اجتماعي سازمان بهزيستي- توانمند سازي زنان و خانوداه مدرس: پيمان دوستي @actlearning
معاونت امور اجتماعي سازمان بهزيستي- توانمند سازي زنان و خانوداه مدرس: پيمان دوستي @actlearning

برشی از کتاب "کاربرگ های درمان پذیرش و تعهد" گردآوری، ترجمه و تالیف: سحرالسادات ترابیان- پیمان دوستی —--- در طول روز، خودتان را از افکار غیرمفیدی که به راحتی موجب نگرانی، نشخوار فکری، یا " فلج تجزیه و تحلیلی" می‌شوند رها کنید. یکی از راه‌های مفید برای انجام این کار این است که "نامی برای داستان" بگذارید. درمانگر: در طول روز، ذهن تلاش می‌کند تا شما را دوباره به دام اندازد و به دوراهی برگرداند تا دوباره و دوباره به آن بپردازید. این کاملاً طبیعی است. اما اگر واقعاً کمک کننده بود، تاکنون آن را حل کرده بودید(با این حال، تاکنون چند ساعت را برای اندیشیدن درباره این دوراهی صرف کرده‌اید؟!) هروقت که ذهن‌تان تلاش می‌کند تا شما را در دام بیندازد، سعی کنید به خودتان بگویید، "آها. دوباره شروع شد. داستان ماندن یا ترک کردن". "ممنونم ذهنم" سپس پایتان را به زمین فشار دهید، به زمان حاضر بازگردید و توجه خود را روی انجام دادن کاری معنادار متمرکز کنید. همچنین ممکن است این یادآوری مفید باشد، "بعداً در مورد این، آگاهانه و در زمان تاملم فکر می‌کنم." نکته: هنگامی‌که می‌خواهید برای داستان‌تان نام بگذارید، برایش نام شخصی خودتان را انتخاب کنید: مثلاً: داستان "کار متفاوت" یا داستان "کار درمقابل خانواده" یا داستان "بچه داشتن" – یا به شکلی ساده‌تری داستان "دوراهی". @actlearning

برشی از کتاب "برده ذهن" نویسنده: پیمان دوستی توزیع از خرداد 1396 توسط انتشارات فراگیر هگمتانه —— زمانی که هر یک از این افکار به سراغ تان می آید ممکن است هیجان ها و احساس های مختلفی را تجربه کنید. ممکن است بعضی از آنها هیجان های خشم، غم، ترس، نگرانی و ... را در شما ایجاد کنند. در این مرحله می خواهم زمانی که هر هیجان را تجربه می کنید به احساس هایی که در نقاط مختلف بدن تان تجربه می کنید توجه کنید. برای مثال زمانی که هیجان غم را تجربه می کنید، توجه کنید که چه احساس هایی را در سینه تان تجربه می کنید، اگر تپش قلب پیدا می کنید، به ریتم ضربان قلب تان دقت کنید. ممکن است دست های شما سست شود، پس می خواهم به این سست شدن توجه کنید. توجه داشته باشید هنگام تجربه این هیجان ها، کدام یک از عضلات شما درگیر هستند. برخی از مراجعین گزارش کرده اند که هنگام تجربه خشم فک آنها سفت می شود و کمی درد را تجربه می کند، پس اگر شما هم چنین احساسی پیدا کردید به آن نیز توجه کنید. می خواهم مانند مادری که کودک خردسال خود را در آغوش می گیرد و به او توجه می کند، به همه احساس های خود هنگام بروز این هیجان ها توجه کنید و آنها را در آغوش بگیرید. به این منظور کاربرگی را طراحی کرده ام تا طی هفته آینده آن را کامل کنید. @actlearning