لینک رسانههای اصلاحطلب
Kanalga Telegram’da o‘tish
دسترسي آسان به لينك رسانه هاي اصلاح طلب و ساير رسانه هاي پرمخاطب
Ko'proq ko'rsatish824
Obunachilar
-224 soatlar
-47 kunlar
-530 kunlar
Postlar arxiv
Repost from حزب اتحاد ملت ایران اسلامی
✅ابراز نگرانی از وضعیت اقتصادی و تعطیلی کسبوکارها / اعتراض به برخوردهای امنیتی و قضایی با دانشجویان در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید / درخواست اکید از آقای سقاب اصفهانی برای معرفی متخلفان درگیر در قاچاق سوخت از هر جریان سیاسی
🔹به گزارش روابط عمومی حزب اتحاد ملت ایران اسلامی، فاطمه پهلوانی، سخنگوی حزب، از برگزاری جلسه دفتر سیاسی حزب در عصر دوشنبه ۲ شهریورماه ۱۴۰۵ به ریاست آذر منصوری، دبیرکل حزب، خبر داد و گفت: در این جلسه، پس از مرور اخبار داخلی حزب و آخرین تحولات سیاسی کشور، گزارش فعالیتها و نشستهای برگزارشده ارائه شد و اعضای دفتر سیاسی درباره مهمترین مسائل جاری کشور به بحث و تبادل نظر پرداختند.
🔹پهلوانی با اشاره به مباحث مطرحشده درباره وضعیت اقتصادی کشور گفت: دفتر سیاسی نسبت به شرایط اقتصادی، افزایش بیکاری و دشوارتر شدن وضعیت فعالیتهای اقتصادی ابراز نگرانی کرد و اعتراض خود را نسبت به تعطیلی تعداد زیادی از کافهتریاها و دیگر کسبوکارها، بهخصوص از دسترس خارج کردن صفحات برخی کسبوکارهای مجازی، ابراز کرد. در حالیکه براساس گزارش مرکز پژوهشهای اتاق ایران از بهار ۱۴۰۴ تا بهار ۱۴۰۵ در اثر دو حمله آمریکا و اسرائیل به کشور، حدود ۷۷۰ هزار نفر از شاغلین بیکار شدهاند، اقدام دستگاه قضایی در تعطیلی کسبوکارها پیامدی جز تشدید بحران بیکاری، آسیب زدن به تابآوری جامعه و زندهبهگور کردن امید جوانانی که برای تأمین معیشت حداقلی خود به تلاش و ابتکار خویش تکیه کردهاند، ندارد.
🔹سخنگوی حزب اتحاد در ادامه، گزارشی از نشست اخیر حزب با جمعی از دانشجویان و فعالان تشکلهای دانشجویی ارائه کرد و گفت: مهمترین دغدغه مطرحشده از سوی دانشجویان، تشدید برخوردهای امنیتی و قضایی در دانشگاهها، افزایش هزینه فعالیت سیاسی و مدنی، محدودیت فعالیت تشکلهای دانشجویی و موج اخراج و برخورد با دانشجویان بود. حاضران در نشست، عملکرد وزارت علوم و دولت آقای پزشکیان را در این زمینه مورد انتقاد قرار داده و معتقد بودند دولت باید نسبت به تداوم این وضعیت و برآوردهنشدن انتظارات ایجادشده برای بهبود فضای دانشگاه پاسخگو باشد. محدودشدن آزادی بیان و فضای گفتوگو، تعطیلی و غیرحضوریشدن دانشگاهها و گسست میان نسلهای دانشجویی، کاهش اعتماد نسل جوان به سیاست رسمی و جریان اصلاحات و ضعف نمایندگی سیاسی مطالبات آنان از دیگر محورهای مطرحشده بود. دانشجویان همچنین بر ضرورت حضور مستمر احزاب در کنار جامعه و دانشگاه و پیگیری مطالبات آنان، فراتر از مقاطع انتخاباتی، تأکید داشتند.
🔹پهلوانی افزود: دفتر سیاسی با توجه به مباحث مطرحشده در این گزارش، نسبت به تداوم برخوردهای امنیتی و قضایی با دانشجویان و موج اخراجها، بهویژه در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید، ابراز نگرانی کرد و از وزارت علوم و رئیسجمهور خواست در جهت کاهش برخوردهای امنیتی و جلوگیری از اخراج دانشجویان، فعالتر و مؤثرتر عمل کنند.
🔹وی در ادامه گفت: دفتر سیاسی در واکنش به ادعاهای آقای سقاب اصفهانی، معاون رئیسجمهور، مبنی بر دست داشتن هر دو جناح سیاسی کشور در قاچاق سوخت، از ایشان میخواهد بدون هیچ ملاحظهای مشخصات نهادها و افراد درگیر در این کار را برای اطلاع افکار عمومی اعلام کنند. اساساً هرگونه سوءاستفاده از منابع عمومی در جهت منافع شخصی و جناحی از اصول اولیه و خطقرمزهای گذرناپذیر اصلاحطلبان است و مبارزه با ویژهخواری، تبعیض و فساد و خشکاندن ریشه این ناهنجاریها با سیاستگذاریهای درست و تکیه بر مردم، در رأس آرمانها و برنامههای اندیشه اصلاحطلبی قرار دارد.
🔹پهلوانی ادامه داد: بر زبان آوردن عباراتی نظیر «اگر بخواهم دکان آنها را تعطیل کنم، شیشههایم را خرد میکنند»، نشان از مسئولیتناپذیری و پنهان شدن پشت الفاظ عوامفریبانه و بی اعتبار دارد. یک مسئول اجرایی در سطح معاون رئیسجمهور باید در مسیر صیانت از حقوق ملت، وظایف خود را بهدرستی انجام دهد و به جای طرح ادعاهای کلی، از ظرفیت نهادهای قانونی برای شناسایی و برخورد با متخلفان، فارغ از وابستگی سیاسی و جناحی آنان، استفاده کند.
🔻کانال تلگرام حزب:
@ETEHADMELLATIRAN
Repost from "ديروز، امروز، فردا" (آذر منصوری)
سقاب اصفهانی، معاون رئیس جمهور:
«هر دو جناح سیاسی کشور در قاچاق سوخت دست دارند و اگر بخواهم دکان آنها را تعطیل کنم، شیشههایم را خرد میکنند.»
@Squad_iran | #kamelat
من آذر منصوری به نمایندگی از جمعی از اصلاح طلبان و مردمی که استخوان هایشان زیر فشارهای معیشتی در حال خرد شدن است، به آقای سقاب اصفهانی توصیه اکید دارم که نگران خرد شدن شیشه هایتاننباشید و با توکل به خدا همه آنها از جمله اصلاح طلبان را معرفی و دکان هایشان را تعطیل کنید.
@azarmansouri
Repost from جماران
🔴 سید محمد خاتمی: بعد از جنگ فرصتی فوق العاده برای کشور و مردم پدید آمد که جلوه آن را در تفاهم نامه اسلام آباد می بینیم
🔴 باید شجاعت و فداکاری رئیس جمهور محترم را قدر دانست/ امروز بقاء و موجودیت خود را به دشمن تحمیل کرده ایم
🔴 تفاهم نامه از سوی هیچ یک از طرفین نقض نشود
🔴 امیدوارم رئیس جمهور در مورد رفع محدودیت اینترنت دستور اقدام جدی دهند
🔸حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در دیدار جمعی از اصحاب رسانه گفت: تهاجم خارجی و جنگ همهجانبه ایران را از پا در نمی آورد، مگر اینکه بعد از آن حکمرانی نتواند نقص ها و نارسائی ها و عواملی که منجر به جدائی اکثریت جامعه شده است به کمک خود مردم درمان کند.
🔸گرچه چنانکه پیشتر گفته ام به آمریکا اعتماد نیست و اسرائیل هم هر چه از دستش برمی آید در کار صلح کارشکنی خواهد کرد، ولی این مائیم که با تدبیر باید هرکاری که جلو جنگ را بگیرد و از ادامه وضع نه جنگ نه صلح بگیریم و تا ایران عزیز و ایرانی گرامی بتواند با افتخار و عزت و برخورداری و حرمت زندگی کند./ جماران
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1723178
🇮🇷 @jamarannews
Repost from امتداد
#اختصاصی
✅واکنش دبیرکل حزب اتحادملت به اتهامزنی یک برنامه تلویزیونی و تحریف مواضع اخیرش؛
آذر منصوری: صدا و سیما به تریبون یک اقلیت بدل شده/صداوسیما با تحریف و تقطیع صحبت صاحبنظران در تلاش برای جلوگیری از حفظ یادداشت تفاهم و پیشبرد آن بین ایران و آمریکاست/ سابقه هشت سال جنگ با عراق را داشتهایم اما در نهایت مناسباتمان با آن عادی شده/جنگ فعلی هم باید خاتمه پیدا کند
✍️امتداد-گروه خبر: آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت و رئیس جبهه اصلاحات ایران در حاشیه جلسه مجمع عمومی این جبهه که میزبان قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور بود، طی اظهاراتی درباره واکنش توام با اتهام زنی یک برنامه تلویزیونی به سخنان اخیرش در گفتوگو با ایسنا درباره مذاکره و مناسبات پیرامون جنگ، عنوان داشت: من ویدئوهای کامل این صحبتها را ندیدهام و دوستانم بخشی از اظهارات مجری را برای من فرستادهاند. به نظرم این موضوع خیلی نیاز به توضیح ندارد؛ چراکه اگر همان گوینده تلویزیون متن کامل این گفتوگو را مطالعه کرده بود، کاملاً مشخص میشد که من این اظهارات را از چه موضعی و بر مبنای چه اصولی مطرح کردهام.
🔹وی افزود: متأسفانه یکی از جملات بهصورت گزینشی انتخاب و بر اساس آن، چنین اظهاراتی مطرح شده است. واقعاً باعث تأسف است که رسانه ملی در چنین شرایطی، به جای اینکه صدای همه ایران باشد، تبدیل به تریبون یک اقلیت شده که مدام به دوقطبیهای موجود در جامعه دامن میزند.
🔹منصوری ادامه داد: به هر حال، همه کشورها درگیر جنگ بودهاند و این جنگ باید پایان پیدا کند. چه آمریکا باشد و چه هر کشور دیگری، ما سابقه هشت سال جنگ با عراق را داشتهایم و در نهایت مناسبات و ارتباطمان با این کشور عادی شده است. در نهایت باید این جنگ خاتمه پیدا کند.
🔹وی با اشاره به یادداشت تفاهم امضاشده اظهار داشت: وقتی یادداشت تفاهمی امضا شده که موضع ایران در آن کاملاً عزتمندانه است و ۶۰ تا ۷۰ درصد آن به نفع ایران است، این یک پیروزی برای کشور، دستگاه دیپلماسی و هیئت مذاکرهکننده محسوب میشود؛ بهخصوص برای دولت که شجاعت به خرج داد و رئیسجمهور این تفاهمنامه را امضا کرد.
🔹رئیس جبهه اصلاحات ایران گفت: در چنین شرایطی باید این موضوع بهعنوان یک دستاورد و یک پیروزی برای ایران قلمداد شود، ولی متأسفانه بهدلیل رویکردهایی که در میان گردانندگان صداوسیما وجود دارد، این روایت پیروزی به روایت شکست تبدیل میشود.
🔹وی افزود: این خلاف آن رویکردی است که به دنبال انسجام ملی است و خلاف آن رویکردی است که به دنبال پایان دادن به جنگ است. اتفاقاً فکر میکنم شاید یکی از بهترین دستاوردهایی که کشور میتوانست بعد از این مقاومت داشته باشد، همین یادداشت تفاهم باشد؛ مقاومتی جانانه که در برابر تجاوز کشورها علیه ما صورت گرفت. یکی از دستاوردها همین یادداشت تفاهم است که ایران از موضع بالا توانسته به چنین دستاوردی دست پیدا کند.
🔹منصوری ادامه داد: دفاع وظیفه ماست و طبعاً رسانه ملی هم وظیفه دارد از آن دفاع کند. فکر میکنم شاید یکی از دلایلی که باعث شده مردم اقبال کمتری به رسانه ملی نشان بدهند و به رسانههای برونمرزی گرایش پیدا کنند، همین عملکرد یکسویه و یکجانبه صداوسیماست.
🔹وی اظهار داشت: صداوسیما با تحریف و تقطیع صحبتها و گفتوگوهایی که صاحبنظران سیاسی دارند، تلاش میکند از هر اقدام و هر ظرفیتی برای جلوگیری از حفظ این یادداشت تفاهم و پیشبرد آن، به نفع رسیدن به یک توافق جامع، استفاده کند؛ آن هم در شرایطی که کشور نیاز دارد اقتصادش سامان پیدا کند، تحریمها رفع شود و فشاری که روزبهروز بر مردم افزایش پیدا میکند، کاهش پیدا کند.
🔹دبیرکل حزب اتحاد ملت خاطرنشان کرد: این رویکرد متأسفانه بهگونهای است که در عمل، رسانه ملی را روزبهروز از ماهیت اصلی خود دورتر میکند و اتفاقاً همین مسئله میتواند یک تهدید علیه منافع ملی ایران باشد.
🔸بدون تغییر رویکرد حاکم بر صدا و سیما، تغییر مدیر آن هیچ تحولی ایجاد نمیکند
🔹منصوری در ادامه در پاسخ به این سوال که احتمال تغییر رویکرد صداوسیما با توجه به پایان دوره ریاست پیمان جبلی بر سازمان صداوسیما در آینده نزدیک را چطور میبینید؛ تصریح کرد: من فکر نمیکنم با تغییر مدیر صداوسیما بهتنهایی تغییر یا اصلاح خاصی صورت بگیرد؛ چون مجموعهای از افراد در صداوسیما هستند که اتفاقاً دارند این رویکرد و این عملکرد را در رسانه ملی جریانسازی میکنند.
🔹وی در پایان نیز، تأکید کرد: این رویکرد حاکم بر مدیریت صداوسیماست که باید اصلاح شود. تا زمانی که این رویکرد اصلاح نشود، تغییر مدیران هیچ تغییر و تحولی به نفع تقویت بُعد ملی این رسانه ایجاد نخواهد کرد.
#امتداد
@emtedadnet
Repost from N/a
سالها پیش، پائولو فریره به عنوان یک کارشناس توسعه در میان کشاورزان شیلیایی صحبت میکرد و تلاش داشت آنها را به مشارکت در کلاس تشویق کند. اما یکی از کشاورزان برخواست و گفت بهتر است شما صحبت کنید و ما بشنویم چون: «شما میدانید، ما نمیدانیم.» این احساس همان چیزی است که فریره در کتابهای «پداگوژی ستمدیدگان» و پس از آن در کتابی که سالها بعد نوشت «پداگوژی امید» به جنگ آن میرود: درونیشدن نابرابری و سلطه.
پاسخ فریره به این واکنش اما سرآغازی مهم بود. فریره به جای سخنرانی درباره «ارزش تجربه»، پیشنهاد برگزاری یک مسابقه را طرح کرد. او و کشاورزان دو گروه شدند و هرکدام سؤالهایی از حوزههای تخصصی خودشان از دیگری پرسیدند. ابتدا او سؤالی از حوزه تخصص خودش پرسید. کشاورزان جواب را نمیدانستند: یک ـ هیچ به نفع فریره. بعد کشاورزان سؤالی درباره کار و زمین پرسیدند. فریره جواب را نمیدانست: یک ـ یک. این بازی ادامه پیدا کرد و در نهایت نتیجه شد: ده ـ ده.
بازی «ده ده» فریره یک درس ساده برای خودش، کشاورزان و امروز ما داشت: مسئله این نیست که یکی میداند و دیگری نمیداند. مسأله این است که هرکدام از ما چیزهایی میدانیم که دیگری نمیداند. فریره معتقد است باور به این توازن در آگاهی و وسعت دایرهٔ دانش، سرآغاز امیدی در میان ستمدیدگان است که میتواند زمینهساز رهایی باشد.
همین درس را میتوان در سازمانهای امروزی هم دنبال کرد. مدیر یک خردهفروشی، یک شرکت بازرگانی یا یک واحد تولیدی میتواند ساعتها پای مانیتور بنشیند، داشبوردها را ورق بزند و در Power BI تقریباً همهچیز را ببیند: کاهش فروش کم شده، افت بهرهوری، ریزش مشتریان و یا عملکرد شعبهها و فرنچایزها. دادهها میتوانند با دقت زیادی به ما بگویند «چه» اتفاقی افتاده است. اما لزوماً نمیتوانند بگویند «چرا» یا «چگونه» این اتفاق افتاده است.
برای فهمیدن «چرایی» و «چگونه»، باید از پشت مانیتور بلند شد و با کسی حرف زد که هر روز آن کار را انجام میدهد: کارگر خط تولید، فروشنده، انباردار، پشتیبان مشتری، راننده، کارمند شعبه یا هرکسی که مسئله را نه در نمودار، بلکه در زندگی روزمرهاش تجربه میکند. او چیزی را میداند بداند که در هیچ دیتابیسی ثبت نمیشود.
کتاب تازه منتشرشده «تصمیمگیری ورای اعداد» از نشر آریاناقلم نیز از زاویهای دیگر به همین مسئله نزدیک میشود: تصمیم خوب نه محصول کنار گذاشتن داده، بلکه حاصل قرار گرفتن داده در کنار تجربه، قضاوت و شهود است. شاید یکی از خطاهای مدیریت دادهمحور این باشد که تصور کنیم هرچه داشبورد کاملتر شود، نیاز ما به شنیدن کمتر میشود. داده به مدیر میگوید کجا را نگاه کند؛ آدمها به او کمک میکنند بفهمد چرا باید آنجا را نگاه کند. هر مدیری به یک مسابقه «ده ـ ده» با افرادی که در فرآیندها نقش دارند، نیاز دارد.
Repost from سید آرش حسینی میلانی
زوال پارکهای جنگلی؛ چرا درختان تهران خشک میشوند؟
کارزار نجات پارک جنگلی چیتگر با اعتراض به خشک شدن درختان و وضعیت آبیاری این بوستان شکل گرفته است. پیش از آن هم شهروندانی برای جلوگیری از قطع درختان سرخهحصار کارزار راه انداخته بودند. چیتگر و سرخهحصار دو نمونه از مسئلهای بزرگترند؛ چرا درختان تهران خشک میشوند و چه سهمی از این اتفاق به خشکسالی برمیگردد و چه سهمی نتیجه نگهداری نامناسب است؟
آرش میلانی مشاور معاون رئیسجمهور در امور محیط زیست شهری میگوید سرانه فضای سبز تهران حدود ۱۷ مترمربع است و هرچند در سالهای گذشته فضای سبز توسعه پیدا کرده اما مسئله امروز حفظ همین سرمایه است. به گفته او سازمان بوستانها و واحدهای خدمات شهری وظیفه دارند از فضایی که با هزینههای سنگین ایجاد شده نگهداری کنند اما همچنان گزارشهایی از ضعف نگهداری در پارکهایی مانند لاله و جنگلهای شهری منتشر میشود.
میلانی شکل گرفتن کارزارهای مردمی را هم قابل توجه میداند. به گفته او وقتی شهروندان برای حفظ یک پارک کارزار راه میاندازند یا خودشان برای آبیاری درختان دست به کار میشوند باید علت آن بررسی شود. شهروند نمیتواند جای سیستم حرفهای نگهداری فضای سبز را بگیرد.
او یکی از مشکلات تهران را بلاتکلیف ماندن طرح جامع فضای سبز میداند. طرحی که از دوره پیشین مدیریت شهری آغاز شد اما هنوز به نتیجه نرسیده است. به گفته میلانی شهری با وسعت تهران را نمیتوان بدون برنامه جامع برای فضای سبز اداره کرد بهخصوص حالا که منابع آب کمتر شده و شرایط اقلیمی نیز تغییر کرده است.
میلانی معتقد است امکان پایش مستمر پارکها با کمک مراکز علمی و فناوری وجود دارد. اطلاعات مربوط به پوشش گیاهی و رطوبت خاک و برنامه آبیاری میتواند پیش از مرگ درختان نشانههای خطر را مشخص کند. او همچنین خواستار انتشار اطلاعات دقیق درباره استفاده از پساب است. به گفته او باید مشخص شود چه میزان از برنامه استفاده از پساب برای آبیاری فضای سبز اجرا شده و اگر اجرای آن با مشکل روبهروست علت چیست.
سفرههای آب زیرزمینی تهران زیر فشارند و تأمین آب شرب نیز اولویت دارد. میلانی میگوید در چنین شرایطی الگوی کاشت و نگهداری فضای سبز باید تغییر کند. آییننامه اجرایی ماده ۲۲ قانون هوای پاک نیز اصلاح الگوی فضای سبز متناسب با تغییر اقلیم را تکلیف شهرداریها کرده است اما هنوز گزارش روشنی درباره میزان اجرای این تکلیف در تهران منتشر نشده است.
https://atiyeonline.ir/post/78865
Repost from حزب اتحاد ملت ایران اسلامی
✅ نامه آذر منصوری دبیرکل حزب و رئیس جبهه اصلاحات به رئیس قوه قضاییه
بسمه تعالی
ریاست محترم قوه قضاییه
جناب حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهای
با سلام و احترام
🔹اگر ضرورت زمانی وجود نداشت و شرایطی برای گفتگو فراهم بود، بدون تردید این نامه به صورت سرگشاده نوشته نمی شد.
امروز کشور در شرایطی قرار دارد که علاوه بر مشکلات اقتصادی و معیشتی، با بحران اعتماد عمومی نیز روبهروست. در چنین فضایی، هر تصمیم قضایی که با جان انسانها گره خورده باشد، علاوه بر یک اقدام حقوقی، بازتابی عمیق در افکار عمومی و سرمایه اجتماعی کشور خواهد داشت. آن هم در شرایطی که تقویت اعتماد، انسجام و همبستگی ملی یک ضرورت است. باید از هر اقدامی که مروج خشونت و عصیان مردم است، پرهیز شود.
🔹اعتراضات امروز مردم اصفهان نسبت به اجرای احکام اعدام نشان داد که جامعه نسبت به این موضوع بیتفاوت نیست. این واکنشها، فارغ از تعداد معترضان، بیانگر آن است که بخشی از جامعه دغدغه حق حیات، عدالت و برابری در اجرای قانون را دارد. نادیده گرفتن این حساسیتها، این نگرانی را ایجاد میکند که خشم و نارضایتی انباشته، به جای فروکش کردن، همچون آتشی زیر خاکستر باقی بماند و در بزنگاههای اجتماعی خود را به شکلی پرهزینه نشان دهد.
🔹تجربه اعتراضات پیاپی طی بیش از یک دهه گذشته، نیز یادآور این واقعیت است که مطالبات انباشته و احساس شنیده نشدن، میتواند به شکاف میان جامعه و حاکمیت دامن بزند.ایران امروز به ترمیم اعتماد، گفتوگو و تصمیمهایی نیاز دارد که احساس عدالت و همدلی را در جامعه تقویت کند.
جناب آقای رئیس،
🔹یکی از پرسشهای جدی افکار عمومی، تفاوت در سرنوشت پروندههای مختلف است. برای نمونه، بسیاری میپرسند چگونه در برخی پروندههای بزرگ اقتصادی، مانند پرونده بابک زنجانی، حکم اعدام صادر شده اما اجرای آن متوقف یا به تعویق افتاده است، در حالی که در برخی پروندههای دیگر، روند اجرای حکم متفاوت بوده است. ممکن است برای این تفاوتها توضیحات حقوقی وجود داشته باشد، اما اگر این تفاوتها برای جامعه تبیین نشود، این برداشت شکل میگیرد که عدالت برای همه به یک اندازه اجرا نمیشود؛ برداشتی که اعتماد عمومی را آسیبپذیر میکند.
🔹در آموزههای اسلامی نیز همواره بر احتیاط در دماء، پرهیز از شتاب در اجرای شدیدترین مجازاتها و ترجیح رأفت در موارد امکان تأکید شده است. فقهای بزرگ اسلام بارها بر این اصل تأکید کردهاند که هر جا شبههای وجود داشته باشد، باید نهایت دقت و تأمل به خرج داد. این میراث ارزشمند فقه اسلامی، میتواند پشتوانهای برای تصمیمهایی باشد که علاوه بر اجرای عدالت، به حفظ انسجام اجتماعی نیز یاری رساند.
🔹امروز انتظار بسیاری از دلسوزان کشور آن است که قوه قضاییه، افزون بر اجرای قانون، پیام جامعه را نیز بشنود. گاه یک تأمل دوباره، یک فرصت برای بازبینی یا یک توضیح شفاف، میتواند بیش از هر اقدام دیگری به تقویت سرمایه اجتماعی و آرامش عمومی کمک کند.
🔹امید است دستگاه قضایی، همانگونه که پاسدار عدالت است، در این برهه حساس تاریخی، با درایت، سعهصدر و توجه به شرایط اجتماعی کشور، تصمیمهایی اتخاذ کند که هم عدالت را استوارتر سازد و هم امید و اعتماد را در جامعه افزایش دهد.
آذر منصوری
هفتم مرداد ۱۴۰۵
🔻کانال تلگرام حزب:
@ETEHADMELLATIRAN
Repost from جبههٔ اصلاحات ایران
❇️جبهه اصلاحات ایران در بیانیه ای اعلام کرد: حفظ صلح، مسئولیت مشترک همه ارکان حاکمیت و نیروهای سیاسی کشور است
🔺جبهه اصلاحات ایران در بیانیهای با اعلام حمایت از دولت و هیأت مذاکرهکننده، موفقیت روند اجرای تفاهمنامه ایران و آمریکا را منوط به پشتیبانی همه ارکان نظام از دستگاه دیپلماسی دانست و هشدار داد که هرگونه تضعیف این روند، کشور را بار دیگر در معرض خطر جنگ، تشدید تحریمها و گسترش بحرانهای اقتصادی و اجتماعی قرار خواهد داد.
◾️در این بیانیه با اشاره به شرایط حساس کشور پس از جنگ پرهزینه اخیر، خسارتهای انسانی و اقتصادی، نگرانیهای امنیتی و استمرار فشار تحریمها آمده است: امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، با وجود برخی ابهامها و چالشهای اجرایی، فرصتی ارزشمند برای توقف چرخه تنش، کاهش خطر جنگ، رفع تدریجی تحریمها و تأمین منافع ملی به شمار میآید.
◾️جبهه اصلاحات ایران همچنین با اشاره به ارزیابی بخش قابل توجهی از تحلیلگران و ناظران بینالمللی، از جمله برخی منتقدان دولت آمریکا، تأکید کرده است که این تفاهم در مجموع گامی مثبت در جهت تأمین منافع ایران، کاهش تنشها و به رسمیت شناخته شدن بخشی از مطالبات و حقوق کشور در عرصه بینالمللی ارزیابی شده است.
◾️در ادامه این بیانیه، با ابراز نگرانی نسبت به تشدید اختلافنظرها در درون ساختار قدرت درباره آینده مذاکرات و نحوه اجرای تفاهمنامه، آمده است: اگر این اختلافها به تضعیف دیپلماسی رسمی کشور بینجامد، نه تنها موقعیت ایران در عرصه بینالمللی آسیب خواهد دید، بلکه کشور ممکن است بار دیگر در مسیر رویارویی، ناامنی و جنگ قرار گیرد.
◾️جبهه اصلاحات ایران همچنین با اشاره به نقش مخالفان منطقهای و بینالمللی تنشزدایی میان ایران و آمریکا، بهویژه رژیم صهیونیستی، تصریح کرده است که این جریانها از تشدید اختلافات داخلی، تضعیف دیپلماسی و ناکامی اجرای تفاهمنامه بیشترین سود را خواهند برد؛ از این رو، حفظ انسجام در تصمیمگیریهای کلان، پرهیز از ارسال پیامهای متناقض و حمایت عملی از روند دیپلماسی، از الزامات صیانت از منافع و امنیت ملی است.
◾️در بخش دیگری از این بیانیه تأکید شده است: «امروز مسئله اصلی، پیروزی یا شکست هیچ جناح سیاسی نیست؛ مسئله، آینده ایران و امنیت، رفاه و منافع ملی ایرانیان است و هیچ اختلاف داخلی نباید موجب قربانی شدن منافع ملی و فرصتهای پیش روی کشور شود.»
◾️این جریان سیاسی ضمن اعلام حمایت از تلاشهای دولت و دستگاه دیپلماسی برای اجرای تفاهمنامه و ادامه مذاکرات، خاطرنشان کرده است که مذاکرهکنندگان باید از پشتوانه و حمایت همه ارکان نظام برخوردار باشند و ارسال پیامهای متناقض، تخریب روند گفتوگو یا تضعیف جایگاه دستگاه دیپلماسی، تنها به افزایش بیاعتمادی، پیچیدهتر شدن مذاکرات و از دست رفتن فرصتهای ملی منجر خواهد شد.
◾️جبهه اصلاحات ایران در ادامه هشدار داده است که شکست روند دیپلماتیک، صرفاً شکست یک دولت یا یک تیم مذاکرهکننده نیست، بلکه میتواند پیامدهایی همچون افزایش احتمال بازگشت به رویارویی نظامی، تشدید تحریمها، گسترش بیثباتی سیاسی و اجتماعی، کاهش سرمایهگذاری، فرار سرمایه، تعمیق بحرانهای معیشتی و افزایش انزوای بینالمللی کشور را در پی داشته باشد.
◾️در این بیانیه از همه مسئولان و نهادهای تصمیمگیر خواسته شده است که منافع ملی را بر ملاحظات جناحی مقدم بدارند، از هر اقدامی که به تضعیف دولت و دستگاه دیپلماسی در شرایط حساس کنونی بینجامد پرهیز کنند، اختلاف دیدگاهها را از طریق گفتوگوهای کارشناسانه و سازوکارهای قانونی پیگیری کرده و با تقویت انسجام داخلی، زمینه اجرای موفق تفاهمنامه و استمرار مذاکرات را فراهم آورند.
◾️جبهه اصلاحات ایران با اشاره به تجربه دهههای گذشته، یادآور شده است که هرگاه فرصتهای تنشزدایی، گفتوگو و تعامل سازنده با جهان، تحت تأثیر رقابتهای سیاسی داخلی از دست رفته است، هزینه آن را نه یک دولت یا یک جناح، بلکه همه ملت ایران با تحریم، رکود، تورم، مهاجرت نخبگان، کاهش رفاه، تضعیف سرمایه اجتماعی و افزایش ناامنی پرداختهاند. امروز نباید اجازه داد این تجربه تلخ بار دیگر تکرار شود.
◾️در پایان این بیانیه آمده است: «امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران به عقلانیت، گفتوگو، اجماع ملی و پرهیز از سیاستهای تنشآفرین نیاز دارد. حفظ صلح، جلوگیری از بازگشت جنگ، اجرای موفق تفاهمنامه، رفع تحریمها، بهبود وضعیت اقتصادی، بازسازی اعتماد عمومی و تأمین آیندهای امنتر و شایستهتر برای نسلهای آینده، مسئولیتی مشترک بر عهده همه ارکان حاکمیت و همه نیروهای سیاسی کشور است.
👈🏼 متن کامل نامه
🔹آدرس جبهه اصلاحات ایران در شبکههای اجتماعی
تلگرام، اینستاگرام، ایکس (توئیتر)
Repost from KhatamiMedia
🎙 نظام حکمرانی باید به صلاح ایران و ملت بیاندیشد
سیدمحمد خاتمی در جمع مشاوران خود تصریح کرد: صلح را خیانت دانستن و صلح جوئی را خلاف مرام حسین بن علی(ع) معرفی کردن و نام حسین(ع) و حماسه جاودان او را بهانه قرار دادن برای توجیه و تحمیل خواسته های متوهمانه و تعرض به مذاکره و مذاکره کنندگان، به هیچ وجه با جوهراسلام محمدی (ص) نسبتی ندارد و خدمت به ایران، کمک به خروج از بحران و پاسداشت خون شهیدان نیست.
🔘 ایران عزیز امروز با پیکر زخم دیده، نگران، اما همچنان سربلند برپا ایستاده است و نیازمند فکر گریز از تنگناهای سختی است
🔘 تدوین تفاهم نامه ١۴ ماده ای برای رفع مخاصمه و نیل به توافق پایدار و تأیید آن از سوی رهبری و امضای نهایی آن توسط رئیس جمهور، فرصت و آغاز راهی است که با همه دشواری ها می تواند سند راهگشای یک افق جدید ملی و بین المللی برای عبور از بحران باشد.
🔘 جا دارد از تدبیر شجاعانه و فداکارانه رئیس جمهور محترم در اداره کشور با وجود کمبودهای شدید و سوق دادن جامعه به سوی آرامش و امنیت و رفع خطرات برای موجودیت ایران و حرکت به سوی آینده بهتر ملت از صمیم قلب قدردانی کنیم
🔘 اکثریت مردم با گرایش های مختلف از دخالت و به خصوص تجاوز خارجی خشمگین و در عینحال نگران از آینده و خواستار رفع مخاصمات برای رهانیدن کشور از مشکلات عدیده هستند. اینک بیش و پیش از هر چیز مردم و بخصوص نظام حکمرانی باید به صلاح ایران و ملت با همه تفاوت ها و تنوعهایش بیندیشند و مراقب باشند که فرصت های ارزنده توافق از دست نرود و خدای ناخواسته به تهدید مبدل نشود.
🔘 خشم شدید دلبستگان به انقلاب و حتی بخشهائی از جامعه که ایران عزیز را سربلند میخواهند، از شهادت رهبر فقید کشور و نیروهای فداکار نظامی و امنیتی و سیاسی و انبوهی از شهروندان بی پناه و کودکان مظلوم، مشهود بود
🔘 اگر محوریت توافق و تعهدات آن در این میان مخدوش گردد، می تواند خود به چالشی جدید بر سر راه آرامش بعد از طوفان و استقرار امنیت در ایران و در منطقه تبدیل شود.
🔘 من به حکم انصاف و اخلاق و خرد، طرفداران جنگ و انتقام و تلاشگران سیاسی و رسانه ای را برای ناکام گذاشتن توافق و ایجاد دوگانگی در حکمرانی و قطبی کردن جامعه، همدل با اسرائیل نمی دانم، ولی می گویم اگر چه بسیاری از آنان نیت خوب دارند، در عمل همان راهی را می روند که اسرائیل میرود.
🔘 در آخرین نامه ای که پس از جنگ تجاوزکارانه دوازده روزه به رهبرفقید نوشتم یادآور شدم که عنوان کتاب ارزنده ای که ایشان ترجمه کرده اند "پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ" درباره صلح حضرت امام حسن مجتبی(ع) است و عرض کردم که برای حفظ حکومت (و نه واگذاری آن) و حفظ اقتدار کشور گام به سوی صلح برداشته شود.
🔘 امروز از پدرکشتگی مردم ایران با آمریکا سخن می رود که سخن درستی است. رهبر فقید پدر همه کسانی بود که به انقلاب و جمهوری اسلامی وفادار بودند. ولی آنچه اکنون باید مهم و مبنا باشد عبور از بحران ها و تنگناهاست.
🔘 اکنون با صراحت می گویم با همه وجود طرفدار صلح شرافتمندانه ام و بعید می دانم که اسرائیل نیز به آسانی بگذارد در منطقه ما صلح پایدار برقرار بشود، ولی هر گامی که در جهت رفع سایه شوم جنگ از کشور و پرهیز از تلخ تر و پررنج تر شدن زندگی مردم برداشته شود عین صواب و مصلحت برای ایران است.
🔘 کار بزرگ رئیس جمهور و شورای عالی امنیت ملی را می ستایم وبر ضرورت حمایت همه جانبه از توافق و پیشبرد الزامات و تعهدات آن، پشتیبانی ازمذاکره و مذاکره کنندگان تأکید می کنم.
🔘 من به عنوان شهروندی کوچک اما دغدغه مند و نگران ایران و اسلام، انتظار دارم در این شرایط خطیر همه شخصیتها و اندیشمندان و جریان ها و نهاد های مدنی و سیاسی ورسانه ها و نهادهای تبلیغی در تبیین و ترویج اندیشه صلح و عقلانیت و گفتگو و تحذیر از افراط و خشونت وجنگ افروزی به میدان آیند و به پیشبرد توافق پایدار و تأمین زندگی بی دغدغه مردم و توسعه همه جانبه یاری رسانند.
متن کامل سخنان سیدمحمد خاتمی در جمع مشاوران خود را اینجا بخوانید.
🌐 با بازنشر این پست رسانه رسمی سیدمحمد خاتمی را به دیگران معرفی کنید
رسانه شمایید 📱
🇮🇷 @khatamimedia
Repost from N/a
کتابخانهای که نماد جنبش تسخیر والاستریت شد
در سپتامبر ۲۰۱۱ و در جریان جنبش تسخیر والاستریت در پارک زوکوتی (در قلب منطقه مالی نیویورک) یک دانشجوی کتابداری، جعبهای مقوایی و پر از کتاب را گوشهٔ پارک میگذارد. چند هفته بعد، مجمع عمومی جنبش تصمیم میگیرد این جعبه را به یک نهاد تبدیل کند: «کتابخانه مردمی». کتابداری به نام بتسی فِیگین هم مسؤولیت ادارهٔ آن را برعهده میگیرد.
آنچه در ادامه رخ میدهد اما جالبتر است؛ این ایده در روزها و هفتههای بعد به یکی از پدیدههای مهم جنبش تسخیر والاستریت تبدیل میشود. مجموعه کتابهای این کتابخانه در کمتر از دو ماه به بیش از ۵,۵۰۰ جلد میرسد. کتابهایی که شهروندان، نویسندگان و ناشران اهدا میکنند و شامل طیف متنوعی از کتابهای مقدس همه ادیان تا آثاری از سراسر طیفهای سیاسی و از شعر تا کتاب کودک را در بر میگیرد. همزمان کتابداران حرفهای داوطلب، تکتک کتابها را در سامانه LibraryThing فهرستنویسی میکنند. نظام امانت هم کاملاً مبتنی بر اعتماد شکل میگیرد: هر کتابی را میخواهی بردار، هر وقت خواستی برگردان. در همین حال پتی اسمیت، خواننده و نویسنده، چادری به کتابخانه هدیه میدهد که به «قلعه پتی» معروف میشود.
بامداد ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱، پلیس نیویورک به دستور شهردار پارک را تخلیه میکند و کل مجموعهٔ کتابها به کامیونهای زباله منتقل میشود. از کل مجموعه، تنها حدود هزار جلد بعداً از انبار سازمان پسماند شهری بازمیگردد که بخش بزرگی از همانها هم غیرقابل استفاده نیست.
واکنشها اما فراتر از جنبش میرود. انجمن کتابداران آمریکا انحلال این کتابخانه را «غیرقابل قبول» میخواند و اعلام میکند کتابخانهها سنگبنای دموکراسیاند و باید از آنها محافظت شود. کتابداران هم همان شب مجموعهٔ جدیدی میسازند، سپس واحدهای سیار راه میاندازند و در تظاهرات فریاد میزنند: «کتابخانه مردمی ۳.۰، سیار و در خیابانها!»
کتابداران در مه ۲۰۱۲ علیه شهرداری، شهردار و رؤسای پلیس و سازمان پسماند شکایت میکنند؛ با این استدلال که نابودی کتابخانه، متممهای اول، چهارم و چهاردهم قانون اساسی آمریکا — آزادی بیان، مصونیت اموال از توقیف خودسرانه و حق دادرسی عادلانه — را نقض کرده است. سرانجام در آوریل ۲۰۱۳ شهرداری نیویورک میپذیرد بابت مجموع خسارات آن شب ۳۶۶,۷۰۰ دلار بپردازد که سهم کتابخانه از آن، ۴۷ هزار دلار است.
داستان کتابخانه مردمی در پارک زوکوتی نشان داد کتاب فراتر از یک «محصول فرهنگی»، زیرساختی برای انسجام، همدلی و آگاهی است. جنبشی که هیچ رهبر و ساختمان و بودجهای نداشت، برای اثبات جدیبودنش کتابخانه ساخت. کتابخانه به آن جنبش چیزی داد که هیچ بیانیهای نمیتوانست بدهد: مشروعیت، حافظه و تصویری از جامعهای که میخواست بسازد و کسانی که آن شب برای تخلیه یک پارک آمده بود، در حافظه عمومی و در دادگاه، بیش از هر چیز بابت «کتابها» هزینه دادند.روی لبهٔ کتابهایی که از آن شب جان به در بردند، هنوز عبارت «کتابخانهٔ تسخیر والاستریت» دیده میشود. این حروف همیشه گواه آن چیزی خواهد بود که کتابخانه بود. واقعیت این است که اگر کتاب صرفاً یک کالای فرهنگی بود، کتابخانه مردمی به اولین نهاد یک جنبش بیرهبر، تبدیل نمیشد و در میان فهرست تخریبی پلیس نیویورک هم قرار نمیگرفت. این موقعیتی است که باید در صنعت نشر برای حفظ آن بکوشیم و قدردان آن باشیم و با اتکای به آن مرز باریک میان این صنعت و کسبوکارهای دیگر را پررنگ کنیم.
Repost from "ديروز، امروز، فردا" (آذر منصوری)
یا برعکس، این پیام را به جامعه منتقل میکند که حتی اصلاحطلبانهترین و قانونگراترین صداها نیز امکان حضور در عرصه عمومی را ندارند؟
تجربه تاریخی، در ایران و جهان، پاسخ نسبتاً روشنی به این پرسش داده است. حذف نیروهای میانهرو و اصلاحخواه، معمولاً به تقویت ثبات منجر نشده است. زیرا میانهروها، پیش از آنکه رقیب حکومت باشند، رقیب افراطگراییاند. آنان اعتراض را به گفتوگو، خشم را به مشارکت و ناامیدی را به امید اصلاح ترجمه میکنند. حذف این واسطهها، جامعه را آرامتر نمیکند؛ بلکه یکی از مهمترین پلهای ارتباطی میان دولت و ملت را از میان برمیدارد.از این منظر فجایع ۱۸ و ۱۹ دیماه ۴۰۴ نیاز به آسیب شناسی دقیق دارد.
از همین منظر، آزادی مصطفی تاجزاده و دیگر زندانیان سیاسی که بر روشهای مدنی، اصلاحات مسالمتآمیز و نفی خشونت پای میفشارند، تنها یک اقدام انسانی یا حقوقی نیست؛ بلکه میتواند تصمیمی هوشمندانه در راستای منافع ملی باشد.
چنین تصمیمی، به معنای پذیرش همه دیدگاههای آنان نیست. هیچ نظام سیاسی موظف نیست با همه منتقدان خود همنظر باشد. اما یک نظام سیاسی قدرتمند، میان منتقد دلسوز و دشمن کشور تمایز قائل میشود.
اقتدار واقعی، در اعتماد به نفس برای شنیدن نقد، تحمل اختلافنظر و استفاده از ظرفیت همه نیروهای وفادار به کشور است.
ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری، به بازسازی اعتماد عمومی نیاز دارد. این بازسازی، تنها با سیاستهای اقتصادی یا تصمیمهای اجرایی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند پیامهای سیاسی روشنی است که به جامعه نشان دهد راه اصلاح، گفتوگو و مشارکت همچنان گشوده است.
آزادی منتقدان مدنی و خشونتپرهیز، میتواند یکی از مهمترین این پیامها باشد. این اقدام، نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه بلوغ، اعتماد به نفس و دوراندیشی است؛ پیامی که میگوید نظام سیاسی، به جای حذف سرمایههای منتقد خود، آماده شنیدن آنان و بهرهگیری از ظرفیت آنها برای کاهش شکافهای اجتماعی و تقویت همبستگی ملی است.
امروز، مسئله فقط آزادی یک فرد یا چند زندانی سیاسی نیست. مسئله آن است که ایران آینده را با کدام منطق میخواهیم بسازیم؛ منطق حذف یا منطق اصلاح؟
تجربه تاریخ، پاسخی روشن پیش روی ما نهاده است. کشورها بیش از آنکه از صدای منتقدان آسیب ببینند، از سکوت منتقدان آسیب دیدهاند. زیرا سکوت، همیشه نشانه حل مسئله نیست؛ گاه نشانه آن است که امید به شنیده شدن از میان رفته است. و جامعهای که امید به اصلاح را از دست بدهد، در معرض انتخابهایی قرار میگیرد که هزینه آنها برای همه، از هر گرایش و سلیقهای، سنگین خواهد بود.
شاید امروز، بیش از آزادی چند زندانی سیاسی، سخن از آزاد کردن «امکان اصلاح» در ایران باشد. اگر این امکان زنده بماند، امید نیز زنده خواهد ماند؛ و اگر امید بماند، ایران همچنان خواهد توانست از دشوارترین پیچهای تاریخ خود عبور کند.
آزادی مصطفی تاجزاده و دیگر منتقدان مدنی و خشونتپرهیز، در نهایت نه امتیازی به یک فرد یا یک جریان سیاسی بلکه سرمایه گذاری برای آینده ایران است.
@azarmansouri
Repost from "ديروز، امروز، فردا" (آذر منصوری)
ایران امروز و ضرورت شنیدن صدای منتقدان مصلح
به بهانه تداوم حبس سیدمصطفی تاجزاده
✍🏻آذر منصوری
هر نظام سیاسی، دیر یا زود، با پرسشی اساسی روبهرو میشود؛ پرسشی که پاسخ به آن، بیش از بسیاری از تصمیمهای دیگر، سرنوشت رابطه دولت و ملت را رقم میزند: با منتقدان چه باید کرد؟
نه با آنان که خشونت را تجویز میکنند و نه با آنان که دل در گرو بیگانگان دارند؛ بلکه با منتقدانی که با وجود همه اختلافنظرها، همچنان ایران را خانه خود میدانند، بر اصلاحات مسالمتآمیز پای میفشارند، قانون را تنها بستر مشروع تغییر میشناسند و همچنان بر انتخابات آزاد تأکید دارند..
تاریخ، حکومتها را تنها با میزان قدرتشان قضاوت نمیکند؛ با کیفیت مواجهه آنها با منتقدان نیز میسنجد. منتقدان، آینههای قدرتاند؛ شکستن آینه، چهره را زیباتر نمیکند. آنچه اقتدار را ماندگار میکند، حذف آینهها نیست، بلکه ظرفیت دیدن خویش در آنهاست.
این پرسش، برای ایران، پرسشی تازه نیست. از مشروطه تاکنون، بارها تجربه کردهایم که هرگاه مرز میان «منتقد» و «دشمن» کمرنگ شده و همه صداهای متفاوت در یک دایره قرار گرفتهاند، نه اختلافها پایان یافته و نه ثبات پایدارتری حاصل شده است. در مقابل، هر زمان که امکان گفتوگو، نقد و مشارکت گسترش یافته، سرمایه اجتماعی نیز تقویت شده و کشور با توان بیشتری از بحرانها عبور کرده است.
از همین منظر، مسئله امروز تنها مصطفی تاجزاده نیست. او صرفاً یکی از نمادهای این پرسش تاریخی است.
درباره مصطفی تاجزاده میتوان موافق بود یا مخالف. میتوان تحلیلهایش را نقد کرد، راهکارهایش را ناکافی دانست یا حتی با بخش مهمی از اندیشه سیاسی او همدل نبود. این حق طبیعی هر جامعهای است که اندیشهها در معرض نقد قرار گیرند. اما آنچه به دشواری میتوان انکار کرد، نسبت میان گفتار و رفتار اوست.
در روزگاری که سیاست، گاه به عرصه مصلحتاندیشیهای زودگذر و تغییر مواضع متناسب با موازنه قدرت تبدیل میشود، او از معدود سیاستمدارانی است که بهای اندیشه خود را شخصاً پرداخته است. سالهای طولانی زندان، محرومیت و محدودیت، نه او را به انکار باورهایش واداشته و نه او را به نفی اصلاحات یا توجیه خشونت رسانده است. او همچنان از همان چیزهایی سخن میگوید که پیش از زندان نیز بر آنها تأکید داشت؛ اصلاحات، جمهوریت، حاکمیت قانون، حق انتخاب مردم، پاسخگویی حاکمیت، گفتوگو و پرهیز از خشونت.
این ویژگی، صرفنظر از موافقت یا مخالفت با دیدگاههای او، شایسته تأمل است.
شاید مهمترین وجه شخصیت سیاسی او، ایراندوستیاش باشد. ایراندوستی تنها در شعارهای پرحرارت و احساسات میهنپرستانه خلاصه نمیشود؛ گاه در آن است که انسان برای آنچه خیر کشور میداند، از آسایش، آزادی و حتی سالهای زندگی خود بگذرد. میتوان با تحلیلهای تاجزاده موافق نبود، اما دشوار است انکار کرد که او هزینهای را که پرداخته، برای منفعت شخصی نبوده است.
همین واقعیت، فلسفه زندان را نیز درباره او و بسیاری از زندانیان سیاسی خشونتپرهیز با پرسش مواجه میکند. اگر هدف از مجازات، اصلاح رفتار یا جلوگیری از خشونت باشد، هنگامی که فرد همچنان بر قانونگرایی، اصلاحات مسالمتآمیز و نفی خشونت تأکید دارد، ادامه حبس چه مسئلهای را حل میکند؟
اما پرسش مهمتر، فراتر از سرنوشت یک فرد است.
ایران امروز با انباشت بحرانهایی روبهروست که هیچیک صرفاً با ابزارهای امنیتی یا اداری قابل حل نیستند؛ فشارهای اقتصادی، کاهش اعتماد عمومی، فرسایش سرمایه اجتماعی، شکافهای سیاسی و اجتماعی، تغییرات نسلی، جنگ و تنشهای منطقهای و نگرانی نسبت به آینده، همگی واقعیتهایی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. در چنین شرایطی، مهمترین پشتوانه هر نظام سیاسی، اعتماد شهروندان است؛ سرمایهای که نه با اجبار، بلکه با مشارکت، احساس عدالت و امکان شنیده شدن شکل میگیرد.
در این میان، اصلاحطلبان و منتقدان مدنی، تنها یک جریان سیاسی نیستند؛ آنان حامل یک ایدهاند؛ این ایده که میتوان بدون خشونت، بدون برهم زدن نظم عمومی و بدون نفی دیگری، جامعه را به سوی وضعی بهتر حرکت داد. آنان میگویند هنوز میتوان از مسیر قانون، گفتوگو و انتخابات آزاد تغییر را پی گرفت.
اگر این ایده تضعیف شود، الزاماً ایده رقیب آن تقویت نخواهد شد؛ بلکه چهبسا این تصور در جامعه گسترش یابد که دیگر هیچ راه مؤثری برای اصلاح باقی نمانده است. آنجا که امید به اصلاح از میان برود، ناامیدی جای آن را میگیرد؛ و ناامیدی، هیچگاه سرمایه امنیت و ثبات نبوده است.
پرسش اصلی اینجاست: حذف یا به حاشیه راندن کسانی که همچنان مردم را به اصلاحات، گفتوگو، و پرهیز از خشونت دعوت میکنند، چه دستاوردی برای کشور خواهد داشت؟
آیا شکافهای اجتماعی را ترمیم میکند؟
آیا سرمایه اجتماعی را بازمیگرداند؟
آیا اعتماد عمومی را افزایش میدهد؟
ادامه در👇
Repost from "ديروز، امروز، فردا" (آذر منصوری)
یا برعکس، این پیام را به جامعه منتقل میکند که حتی اصلاحطلبانهترین و قانونگراترین صداها نیز امکان حضور در عرصه عمومی را ندارند؟
تجربه تاریخی، در ایران و جهان، پاسخ نسبتاً روشنی به این پرسش داده است. حذف نیروهای میانهرو و اصلاحخواه، معمولاً به تقویت ثبات منجر نشده است. زیرا میانهروها، پیش از آنکه رقیب حکومت باشند، رقیب افراطگراییاند. آنان اعتراض را به گفتوگو، خشم را به مشارکت و ناامیدی را به امید اصلاح ترجمه میکنند. حذف این واسطهها، جامعه را آرامتر نمیکند؛ بلکه یکی از مهمترین پلهای ارتباطی میان دولت و ملت را از میان برمیدارد.از این منظر فجایع ۱۸ و ۱۹ دیماه ۴۰۴ نیاز به آسیب شناسی دقیق دارد.
از همین منظر، آزادی مصطفی تاجزاده و دیگر زندانیان سیاسی که بر روشهای مدنی، اصلاحات مسالمتآمیز و نفی خشونت پای میفشارند، تنها یک اقدام انسانی یا حقوقی نیست؛ بلکه میتواند تصمیمی هوشمندانه در راستای منافع ملی باشد.
چنین تصمیمی، به معنای پذیرش همه دیدگاههای آنان نیست. هیچ نظام سیاسی موظف نیست با همه منتقدان خود همنظر باشد. اما یک نظام سیاسی قدرتمند، میان منتقد دلسوز و دشمن کشور تمایز قائل میشود.
اقتدار واقعی، در اعتماد به نفس برای شنیدن نقد، تحمل اختلافنظر و استفاده از ظرفیت همه نیروهای وفادار به کشور است.
ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری، به بازسازی اعتماد عمومی نیاز دارد. این بازسازی، تنها با سیاستهای اقتصادی یا تصمیمهای اجرایی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند پیامهای سیاسی روشنی است که به جامعه نشان دهد راه اصلاح، گفتوگو و مشارکت همچنان گشوده است.
آزادی منتقدان مدنی و خشونتپرهیز، میتواند یکی از مهمترین این پیامها باشد. این اقدام، نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه بلوغ، اعتماد به نفس و دوراندیشی است؛ پیامی که میگوید نظام سیاسی، به جای حذف سرمایههای منتقد خود، آماده شنیدن آنان و بهرهگیری از ظرفیت آنها برای کاهش شکافهای اجتماعی و تقویت همبستگی ملی است.
امروز، مسئله فقط آزادی یک فرد یا چند زندانی سیاسی نیست. مسئله آن است که ایران آینده را با کدام منطق میخواهیم بسازیم؛ منطق حذف یا منطق اصلاح؟
تجربه تاریخ، پاسخی روشن پیش روی ما نهاده است. کشورها بیش از آنکه از صدای منتقدان آسیب ببینند، از سکوت منتقدان آسیب دیدهاند. زیرا سکوت، همیشه نشانه حل مسئله نیست؛ گاه نشانه آن است که امید به شنیده شدن از میان رفته است. و جامعهای که امید به اصلاح را از دست بدهد، در معرض انتخابهایی قرار میگیرد که هزینه آنها برای همه، از هر گرایش و سلیقهای، سنگین خواهد بود.
شاید امروز، بیش از آزادی چند زندانی سیاسی، سخن از آزاد کردن «امکان اصلاح» در ایران باشد. اگر این امکان زنده بماند، امید نیز زنده خواهد ماند؛ و اگر امید بماند، ایران همچنان خواهد توانست از دشوارترین پیچهای تاریخ خود عبور کند.
آزادی مصطفی تاجزاده و دیگر منتقدان مدنی و خشونتپرهیز، در نهایت نه امتیازی به یک فرد یا یک جریان سیاسی بلکه سرمایه گذاری برای آینده ایران است.
@azarmansouri
Repost from دکتر هادی خانیکی
به روزنامه ایام:
جان در خطر و جامعه در مخاطره
یادداشت دکتر هادی خانیکی در شماره ۶٣۶۵ روزنامه اعتماد - شنبه ٢٠ تير ١۴٠۵
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هردم
جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
حافظ
۱) دوباره مسیرم به بیمارستان افتاد. از صبح شنبه ۱۳ تیرماه تاکنون، «زخم معده» مرا ساکن بیمارستان خاتم کرده است. بخش آندوسکوپی و چهره مهربان و نگران دوست طبیب و اندیشمندم دکتر سیاوش منصوری در سفر خاطرهها باز یاد روز نخستین آگاهی از ابتلاء به بیماری سرطان پانکراس را زنده کرد. ۴ سال از آن روز گذشته است، ولی پزشکان باید بدانند که سرطان بازگشته است یا نه. قرار است هفته آینده یادداشتهایم پیرامون «همنشینی با سرطان» منتشر شود و من هم در این اندیشهام که این سکونت اجباری بیمارستانی یک پیشآگاهی برای آن کتاب است و یا تن سپردن به قواعد و رویههای پزشکی؟
🆔@HadiKhaniki
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید ⚡️
Repost from جماران
☑️ هادی خانیکی: احساس افتخار به ایرانی بودن در برخی سنجشها به حدود ۸۴ درصد و در برخی به ۷۶ درصد رسیده است
☑️ جنگ و پیامدهای آن حدود ۱۱ درصد از تمایل عمومی را به مهاجرت نسبت به ماههای قبل از جنگ کاهش داده که از منظر اجتماعی یک تغییر مهم محسوب میشود
🔸هادی خانیکی عضو هیات علمی گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به آثار اجتماعی مثبت جنگ گفت: در کنار شاخصهای منفی فوق، برخی شاخصهای مثبت در رشد موقت همبستگی اجتماعی مشاهده میشود که نباید از آنها غافل شد. برای مثال، احساس افتخار به ایرانی بودن که در برخی سنجش ها به حدود ۸۴ درصد و در برخی به ۷۶ درصد رسیده است.
🔸این مسئله را میتوان نتیجه شرایط جنگی، ایستادگی نیروهای مسلح، تابآوری مردم و همچنین اقدامات دولت در مدیریت شرایط بحرانی دانست. یکی دیگر از شاخصهای قابل توجه، کاهش تمایل به مهاجرت است. جنگ و پیامدهای آن حدود ۱۱ درصد از تمایل عمومی را به مهاجرت نسبت به ماههای قبل از جنگ کاهش داده که از منظر اجتماعی یک تغییر مهم محسوب میشود./ ایرنا
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1714908
🇮🇷 @jamarannews
Repost from مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب
🔹 مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب برگزار میکند:
🔸 نشست «میراث مکتوب و دیپلماسی فرهنگی»
به مناسبت روز دیپلماسی فرهنگی و تعامل با جهان
🔹 سخنرانان:
· محمد بهشتی
· هادی خانیکی
· سید محمدکاظم سجادپور
· علیاشرف مجتهد شبستری (پخش فیلم)
· حامد وفایی
📍 چهارشنبه ۱۰ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶ تا ۱۸
📌 حضور برای عموم آزاد است.
📡 پخش زنده:
🔗 b2n.ir/miraslive
📺 آپارت:
🔗 aparat.com/mirasmaktoob
📞 تماس: ۶۶۴۹۰۶۱۲
🌐 سایت اطلاعرسانی و فروش مؤسسه:
mirasmaktoob.com
mirasmaktoob.net
🏛️ نشانی: تهران، خیابان انقلاب، بین خیابان دانشگاه و خیابان ابوریحان، شماره ۱۱۸۲ (ساختمان فروردین)، طبقه دوم، واحد ۸، مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب
🆔 @mirasmaktoob
.
Repost from سازمان حفاظت محیط زیست
✳️ کمتر از ۳۰ یوزپلنگ آسیایی؛ این آخرین آمار از حضور این موجود باشکوه در پهنه سرزمین ماست. یوزپلنگ نهتنها یک گونه جانوری، بلکه نبض تپنده امنیت زیستبوم ایران است؛ گونهای که امروز بر لبه پرتگاه انقراض ایستاده است.
🔸 هر یک از این یوزها امانتی الهی و بخشی از شناسنامه ایرانزمین هستند که بقای آنها با دانش، آگاهی و مشارکت تکتک ما گره خورده است. بیایید برای حراست از این آخرین بازماندگان، به مسئولیت ملی خود عمل کنیم.
🔸 واقعیت تلخ این است که با گذشت بیش از ۵۰ سال، این گونه از تمامی کشورهای همسایه و سراسر قاره آسیا رخت بربسته و تنها در خاک عزیزمان، ایران، هنوز فرصتی برای بقا، احیا و بازگشت به حیات دارد. این موقعیتی استثنایی و در عین حال بسیار حساس است؛ زیرا سرنوشت این گونه ارزشمند اکنون بیش از هر زمان دیگری به اراده، آگاهی و مدیریت ما در این مرز و بوم وابسته است.
🆔 @doenews
Repost from فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)
♦️پیام دختران میرحسین و رهنورد در مورد آخرین وضعیت آنها و تشکر از پیگیری دوستداران ایشان
شرایط ناگوار و فرسایندهی ۱۵ سال حصر غیرقانونی، بهخصوص در چند ماه اخیر و از آغاز جنگ ۳۹ روزه، موجب بیماری و عوارض سنگین و متعدد جسمی برای مهندس موسوی و دکتر رهنورد شده است.
پس از آن، با حمایتهای جناب آقای دکتر ظفرقندی، وزیر محترم بهداشت و درمان، پزشکان خبره، دلسوز و پرمهر، و کادر درمانی و کارکنان بیمارستان قلب و سینا، در مدت ۲۰ روز بستری بودن مهندس موسوی در بیمارستان، تلاش، توجه و محبت فراوانی برای بهبود و نجات جان ایشان از آن وضعیت بسیار نگرانکننده انجام شد.
اکنون که آنها از بیمارستان مرخص شدهاند، اگرچه مجدداً به همان شرایط دردناک انفصال از جامعه و محدودیتها—که از مقصران اصلی احوال حاضر محصورین است—بازگردانده شدهاند، ما فرزندان به همراه پدر و مادر، از همهی دستاندرکاران دلسوز درمان و دوستان و عزیزانی که در این روزهای سخت کنار ما، جویای احوال و دعاگو بودند تشکر میکنیم و برای همگی آرزوی سلامتی و توفیق داریم.
کوکب، زهرا و نرگس موسوی خامنه
