uz
Feedback
بویِ گندم.

بویِ گندم.

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
336
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-630 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
خیلی قشنگه ها مثلا چندسال دیگه که بزدگتر شدین هم عکسای الانتونو نگاه کنید :) پایدار باشیننن

۱۵ سالمون بیشتر نبود ....

چه کوچک

چقد بچه بودیم.

هر وقت ندونستی کجا بری، بیا بغلِ من.
هر وقت ندونستی کجا بری، بیا بغلِ من.

گریه می‌کنم، و حتی حوصله پاک کردن اشکامو ندارم.

امکانش زیاده که عقلمو بخاطر لایر از دست بدم

قرارِ ما؛ جایی میانِ رویا و رسیدن.

photo content

قسمت عجیب ترش اینه واقعا پیدا کردم

مامانم خیلی جدی بهم میگه برو واسم لباس جورجینارو توی اون مراسمی که بالای سن بود رونالدو داشت نگاهش میکردو واسم پیدا کن

میشه نمره های نهایی نیاد من آمادگی اینو ندارم به این زودی بفهمم کنکور قبول نمیشم

photo content

که علاج دلتنگی، آغوشی‌ست طولانی با بوسه های بسیار.

تو با دست مهربونی به تنم مرحم کشیدی برام از روشنی گفتی پرده شبو دریدی.

یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت غم من نخور که دوری برای من شده عادت.

Repost from دو در یک
‏من پذیرفتم ما بر باد رفتیم؛ جوونی، آینده، زندگی عملاً هیچی نداریم و با این غم مداوم دارم زندگی می‌کنم اما گاهی بازم شوکه می‌شم. نمی‌خوام قبول کنم انگار که جهان انقدر پوچ و بی‌مقداره که باید به دنیا میومدیم زجر می‌کشیدیم، هرگز زندگی نمی‌کردیم و می‌مردیم. : Sepide

شبا انگار چشام با گریه کردن آروم میشن.

یه جوری شب باهاش حرف می‌زنم که، آخرش با نیش باز می‌خوابم.