uz
Feedback
𝖣𝗎𝗇𝗁𝗂𝗅𝗅

𝖣𝗎𝗇𝗁𝗂𝗅𝗅

Kanalga Telegram’da o‘tish

Where words breathe and frames bleed. منبع فیکشن‌های انگلیسی، ترجمه شده‌ و سناریوهایِ انهایپن Unknown 1: @Grimmoorbot Unknown 2: http://t.me/HidennChat_bot?start=1884109743

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 233
Obunachilar
+224 soatlar
-57 kun
-1530 kun
Postlar arxiv
Repost from Last Chapter
EXPOSURE ✦ PART 02 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 — 𝐘𝐔𝐍𝐊𝐈 نیکی این قرارداد را فقط برای پول قبول کرده بود اما قرار بود در طول این سفر، چیزی
EXPOSURE ✦ PART 02 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 — 𝐘𝐔𝐍𝐊𝐈
نیکی این قرارداد را فقط برای پول قبول کرده بود اما قرار بود در طول این سفر، چیزی به دست بیاورد که هیچ مبلغی نمی‌توانست ارزشش را تعیین کند او برای پول وارد زندگی یک راک‌استار شد اما کم‌کم فهمید بعضی قراردادها پایان مشخصی ندارند مخصوصاً وقتی قلبت تصمیم می‌گیرد برخلاف چیزی که روی کاغذ نوشته شده عمل کند

Love in the gray Part2:Hugging the boy every morning without him realizing it had become a routine for him.
Love in the gray
Part2:Hugging the boy every morning without him realizing it had become a routine for him.

Repost from rose in ruins

Repost from rose in ruins
‌ ✿ ‌‌ rose in ruins ❕POST; 06 #jayhoon

Repost from N/a
‍𐙚  ꫂ❁ 𝑱𝒖𝒔𝒕 𝒂 𝑩𝒊𝒕 𝑼𝒏𝒉𝒆𝒂𝒍𝒕𝒉𝒚  ꫂ❁  𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: Sunki
در ظاهر، سونو و نیکی فقط دوست صمیمی هم بودن. اما حقیقت چیز دیگه‌ای بود، سونو اصلا مطمئن نبود که اون دو برای هم چی هستن. با وجودی که عاشق دوست دخترش بود، اما شبا قبل از خواب به صمیمی ترین دوستش فکر میکرد... عجیب بود نه؟
𝑁𝑜𝑤 𝑟𝑒𝑎𝑑→ Chapter EIGHTEEN¹⁸ ‌⋆˚✿˖° 𝘢𝘯𝘰𝘯 #JABU ───ʚ˚ɞ ─── @Auhypen 𓂃 ٠࣪ ִֶָ☾.

Repost from sunlit grass
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌🎐 ⊹ BETWEEN US ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ Angst | Fluff | slow burn | Drama ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌🎐 ⊹ BETWEEN US ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ Angst | Fluff | slow burn | Drama ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ Heejake, Jaywon, Sunsun
”هیسونگ روی تخت جیک احساس ناراحتی می‌کرد. شاید هم از بابت دیگه‌ای این احساس رو داشت.”

Repost from N/a
𝗕𝗲𝘁𝘄𝗲𝗲𝗻 𝗧𝘄𝗼 𝗕𝗿𝗲𝗮𝘁𝗵𝘀 هیسونگ درحالی که نفس نفس میزد کنار گوش جیک زمزمه کرد «خوابیدن‌ با شاگردم کار درستی نیست»
+4
𝗕𝗲𝘁𝘄𝗲𝗲𝗻 𝗧𝘄𝗼 𝗕𝗿𝗲𝗮𝘁𝗵𝘀
هیسونگ درحالی که نفس نفس میزد کنار گوش جیک زمزمه کرد «خوابیدن‌ با شاگردم کار درستی نیست» جیک زبونش رو روی لبش کشید و به چشم های هیسونگ خیره شد «بیخیال لی، خودتم میدونی که اینو میخوای»


Repost from N/a
pt1: disappear better next time

Repost from N/a

Repost from N/a
‌ ❕ ; Cherry stains ‌ ‌ 004 #heehoon

چه خوشگله. تکستش هم موده. ممنونم

Repost from N/a
photo content

شما هم گرما هنوز تو کونتونه؟

الو

بخوابیم دیگه

عجب خانومی

https://t.me/Grimmoor_fic/5236 الهی بمیرم اینم خودم گردن میگیرم.