ㅤ𝗇𝗈 𝗆𝖺𝗉 𝗇𝖾𝖾𝖽𝖾𝖽 (rest)
Kanalga Telegram’da o‘tish
ㅤㅤ𝖶𝖺𝗋𝗆 𝖧𝗈𝗆𝖾 𝖺𝗀𝖺𝗂𝗇𝗌𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝖢𝗈𝗅𝖽 𝖶𝗈𝗋𝗅𝖽 . ㅤㅤㅤ 𝗍𝖺𝗅𝗄 𝗍𝗈 𝖠𝗀𝖺𝗇 : @everlongaubot ㅤㅤㅤ𝖤𝗏𝖾𝗋𝗅𝗈𝗇𝗀 '𝗌 𝖽𝖺𝗂𝗋𝗒 : @staarxlights
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
601
Obunachilar
-224 soatlar
-27 kun
+430 kun
Postlar arxiv
https://t.me/everlongau/3767?single
یاد تی افتادم که همیشه از چند جی بی تی میپرسید با پیچ چیکار کنه
عشل لازمخ یاداوردب کنم که تو اینجا از گیتار و موسیقی اصطلاحاتش حالیت میشه و ما نخ:))
Repost from blue hour !!
✦ #SaintSinners Chapter 17
لبخندی زد و برای چند لحظه چشمهاش رو روی هم گذاشت. انگشتهاش پیرهن پرث رو بین خودشون جمع کردن. لبش رو به دندون گرفت و کمی طول کشید تا کلماتش روی لبهاش جاری بشن. «فکر کنم... دارم عاشقت میشم.» تمام شجاعتش رو برای به زبون آوردن همون چند کلمه خرج کرده بود و حالا انتظار واکنش پرث رو میکشید. نفس توی سینهی پرث حبس شد. انگار زمان برای چند ثانیه از حرکت ایستاد و قلبش یک تپش جا انداخت. چشمهاش حتی با وجود تاریکی هم دنبال اثری از تردید توی چهرهی سانتا میگشتن. نگاهش به چشمهای پسر خیره مونده بود؛ میدونست تا وقتی جوابی بهش نده، سانتا جرأت کافی برای باز کردن اون چشمها رو پیدا نمیکنه.“It's not a one-night stand if it turns into two, oh, I like it, it's 5 AM, we feel so good, it's almost frightening”
