𝙰𝚋𝚢𝚜𝚜
Yopiq kanal
For No One
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
385
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-107 kun
-4630 kun
Postlar arxiv
385
میان ما چیزی بود..نه خیال بود و نه هوس گذرا..حقیقتی نرم و سوزان بود که هر دو لمسش کردیم..من تو را دوست داشتم و در نگاهت میدیدم که بیتفاوت نیستی..اما سرنوشت گویی رشتهٔ دستانمان را پیش از آنکه گره بخورد برید..!
قصهٔ ما بیآنکه به فصل وصال برسد ورق خورد و تمام شد..
نه دستی در دست ماند نه وعدهای که به فردا برسد..شاید آمدنمان در زندگی هم فقط برای آموختن بود..درسی دربارهٔ دلبستن..دربارهٔ اینکه گاهی خواستن کافی نیست..اما این درس بهای کمی نداشت..دل من و تو هر دو ترک برداشتند..میگویند در پایان هر راه
کسی مناسبتر ایستاده..کسی که قرار است بماند.
شاید راست باشد..
شاید برای من..شاید برای تو..
اما حقیقتی که هنوز در سینهام سنگینی میکند این است..من تو را میخواستم..نه آن مناسبتر فرضی را..
من تو را خواستم..و نشد!(:
به همین سادگی و همین تلخی..
با اینهمه گاهی در خلوت خویش لبخندی اندوهگین میزنم و میاندیشم..
شاید اگر بیشتر تلاش میکردیم..
میشد..!(:
این متنو خودم نوشتم چطوره؟
