blue hour !!
Kanalga Telegram’da o‘tish
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
804
Obunachilar
+224 soatlar
+217 kunlar
+2130 kunlar
Postlar arxiv
واقعا عاشق قلمتم و اینکه اینقدر میتونی خوب حس رو به ریدر ها منتقل کنی خیلی برام جذابه نویسنده واقعی به تو میگن فوق العاده بود (از صبح دارم زجه میزنم لطفا پارت بعد یکم شادتر باشه)😭😭
این رو قبلا توی دیلیم فوروارد کردم چون انون برای اون طرف فرستاده بود اما شما هم ببینید😭
جواب من به پوند اگر بهت بگه نه چیکار میکنی حالا؟ پوند:
(فقط فانه میدونم ربطی نداره )
بعد از خوندن تیکه که پوند حلقه گرفته فور یو یه ویدیو اورد برام که با اینکه فانه ولی منو یاد این تیکه انداخت اگر میخوای بگو بفرستم ببینی😂
:) اسم ناتهونگ رو که میارید من یاد ۴ هفته فرصتی که هونگ داده میفتم و استرس میگیرم.
اینجا واقعا اوج رابطه پرثسانتاست، از چپتری که خوندید تا پایان فصل اول احساسات این دو نفر خیلی زیاد اوج میگیره
شاید است بتونه ویلیام رو به عنوان زندانش انتخاب کنه چون الان هم عاشق ویلیامه و این زنجیرشه.
Repost from blue hour !!
"روی زمین چیزی به اسم آزادی وجود ندارد. فقط انواع مختلفی از زنجیرها وجود دارد و آدمها آنها را باهم مقایسه میکنند. تو الان فکر میکنی آزادی، چون از نوع عجیب و تحملناپذیری از زنجیر فرار کردهای. اما واقعا آزادی؟ تو عاشق منی. این خودش یک زنجیر است."
"کسی گفته یا نوشته زندانهایی که ما خودمان را در آنها حبس میکنیم، زندان نیستند."
"حالا تو این آزادی را داری. این تنها آزادیای است که میتوانیم به آن امیدوار باشیم. آزادی اینکه زندانمان را انتخاب کنیم."
:(((( خب راستش من اینجا دوباره باید به یک چیزی اشاره کنم چون نه است واقعا قرار نیست ویلیام رو ببخشه چون زندگیش تبدیل به یک کابوس بیپایان شده اما...
=)))) این دقیقا همون چیزی بود که من از دی پارسال تا الان دارم بهتون میگم😂 البته شماها نخونده بودید ولی ریدرهای قدیمی میگفتن یکجوری درستشون کن و من اینجوری بودم که خب آخه چجوریییی
همین الان چپتر ۱۶ رو تموم کردم. و واقعا نمیدونم چی بگم. تنها چیزی که میدونم اینه که است چجوری میتونه ویلیام رو ببخشه. یا بهتره بگم اصلا ویلیام فرصتی برای بخشیده شدن از طرف است برای خودش باقی گذاشته؟ جوری که با است بیچارم تو اون عمارت رفتار کردن و با اون وضعیت فرستادنش و بعدشم که اتفاقی که برای پدرش افتاد. و از اون بدتر اون لحظه برخوردش با ویلیام تو عمارت. بچم رسما پوکید، نه؟ بگردم. اگه ویلیام رو نبخشه و رابطشون اوکی نشه گریه میکنم، ولی بهش حق میدم>:
پرثسانتا هم انگار دارن خوب پیش میرن و این ترسناکه..
ناتهونگ هم واقعا بهشون امید دارم😭😭😭 کاش اینا با همخوب بشن خیلی دوسشون دارممم
https://t.me/boylovetales/13127
نخیر من ساید استوری میخوام صدبار گفتم از جمله خودم علیه خودم استفاده نکن قانونی نیست🫵🏻😭
سالوممم روز عالی متعالی با طعم پرتقالی 🍊
من تازه خودم رو جمع کردم و سینرز رو دارم میخونم و یک سوالی داشتم چرا هر پاراگرافی که میخونم قلبم پرت میشه تو شورتم؟؟؟
