uz
Feedback
‌ ‌blue hour !!

‌ ‌blue hour !!

Kanalga Telegram’da o‘tish

Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
819
Obunachilar
+124 soatlar
+297 kunlar
+2930 kunlar
Postlar arxiv
من نمی‌خواستم زیاد از این جنبه رابطه شخصیت‌ها حرف بزنم اما است کلا خودش آدم آرومی هست و روابط آروم رو می‌پسنده. از این آدم‌هایی نیست که اهل شیطنت و فلان باشه حتی توی اتاق خواب می‌دونید چی می‌گم؟ و نسبت به سنش هم طبیعیه. است ۲۸ سالشه و سانتا تازه ۲۱ ساله شده. =) و تازه تفاوت جوری که بزرگ شدن هم هست؟ زمانی که سانتا با ساوان سروکله می‌زده، است سرش توی درس و کتاب‌هاش بوده.

و راستش...

فرقش رو متوجه شدید؟

در مقابل، سانتا از بچگی توی عمارت پدرش آموزش دید حالا هرچند کم؟ حتی با وجود اینکه با مادرش فرار کردن، باز هم با اون دنیا آشنایی داشت. و پرث هیچ‌وقت به سانتا دروغ نگفت؛ بهش گفت که من دستم به خون آلوده‌ست، سانتا می‌دونست که این مرد بوی تعفن می‌ده، می‌دونست داره خودش رو وارد چه بازی‌ای می‌کنه و نهایتا از ساوان به این پسر پناه آورد. شاید قرار گرفتن بین بازوهای آدمی که می‌تونست بهش آسیب بزنه اما تصمیم گرفت این کار رو نکنه رو ترجیح داد به آدمی که توی اتاق بغلی، نزدیک دوست‌هاش، بهش تجاوز کرد. سانتا می‌دونه که پرث آدم سفیدی نیست اما براش مهمه که محافظش باهاش خوب رفتار می‌کنه و بهش اهمیت می‌ده، همین براش کافیه.

است یه جراح شناخته‌شده‌ست که کل زندگیش رو صرف نجات دادن آدم‌ها کرده، هیچ‌وقت ارتباطی با دنیای سیاه مافیاها نداشته و حتی از نزدیک اسلحه ندیده بوده، با تصور اینکه ویلیام یک پسر معصوم ۲۲ ساله‌ست که نقطه‌ضعف پدر تاجرشه و بهش آسیب می‌زنن با این پسر وارد رابطه شد، رابطه‌شون شیرین‌ترین تجربه‌ش بود و بعد یک روز رندوم بردنش، روی سرش اسلحه گذاشتن، مجبورش کردن یک غریبه رو جراحی کنه و بعد دوست‌پسرش از اون در اومد داخل و به قصد کشت اسلحه سمتش گرفت، بعدش ۲۴ ساعت توی اون عمارت بدون آب و غذا زندانی شد، ۴۸ ساعت نخوابیده بود و در نهایت هم اتفاقات آخر چپتر ۱۶ افتاد.

و اصلا بیاید یه نگاه کوتاه به تفاوت نوع رابطه‌شون هم بندازیم این وسط؟

آخه شرایط پرث‌سانتا با شرایط ویلیام‌است فرق داره چون ویلیام با دروغ گفتن‌هاش کلی به است آسیب جدی زد و است نه تنها روحی روانی، بلکه فیزیکی هم آسیب دید؟ در حالی که پرث قراره تا آخرین لحظه از سانتا محافظت کنه و شاید سانتا این رو ندونه اما متوجه هست که پرث نمی‌خواسته بهش آسیب بزنه

https://t.me/boylovetales/12843 ینی سانتا بعد از اینکه حقیقتو بفهمه قرار نیست کمتر پرثو دوست داشته باشه؟ (خوشحال شدم) مثل است

مثل نیران یا ساوان و این‌ها ناآشناست

هیچ‌کدوم

اکس است پارتنر سریالی قبلیشه؟ یا یکی از بازیگرای بدون پارتنر جمم؟

نفس عمیق بکشید چیزی نیست

https://t.me/boylovetales/12824 خاله هر لحظه بیشتر کاری میکنی حالم بد شههه

اصلا پرث هنوز با احساسات حال حاضرش هم کنار نیومده و به سانتا اعتراف نکرده:)

نه نه قرار نیست حسشون از بین بره یا کم‌رنگ بشه

https://t.me/boylovetales/12784نه منظورم احساسات بینشون بود

ترجیحا گریه کنید.

ری‌اکشن یادتون نره🫵🏻

sticker.webp0.00 KB

You said, "Forever," and I almost bought it I miss fighting in your old apartment Breaking dishes when you're disappointed I still love you, I promise Nothing happened in the way I wanted Every corner of this house is haunted And I know you said that we're not talking but I miss you, I'm sorry I don't wanna go, think I'll make it worse Everything I know brings me back to us I don't wanna go, we've been here before Everywhere I go leads me back to you