uz
Feedback
‌ ‌blue hour !!

‌ ‌blue hour !!

Kanalga Telegram’da o‘tish

Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
961
Obunachilar
-724 soatlar
+37 kun
+6830 kun
Postlar arxiv
بلاخره خوندمش:) و خب از همون اول که شروع کردم تا آخر دلم میخواست گریه کنم- این چه بلایی بود سر سانتا اومد:))) این بچه تو جنگل یچیزیش شده بود کمتر درد میکشید تا اینکه افتاد زیر دست آئو و اون دوست‌پسرش حالا ویلیام که هیچی من فقط درحال فحش دادن به ویلیام و آئوبوم بودم آخه کلا یه تصور دیگه ای از بوم داشتم، یه پسر سافت و آروم ولی کلا یچیز دیگه از آب دراومد و خیلیییی دور از تصورات من ویلیام کاش هیچوقت است حاضر نشه باهات حرف بزنه، کاش هیچوقت دیگه بهت برنگرده حالا که فکر کشتن سانتا به ذهنت اومده:) تنها شیرینی این پارت همون یک صفحه پوپو بودن با اون لحظات قشنگ بینشون که یکوچولو شست برد تا رسیدم بجایی که دیدم سانتا مسموم شده- بچه چقدر درد کشیده و ازاونطرف پرث چقد خودشو قراره بخاطر اینکه نتونست ازش محافظت کنه خودشو سرزنش کنه:) تا قبل اینکه سانتا رو بیارن به عمارت داشتم به این فکر میکردم که چجوری قراره نجات پیدا کنه و بعدش برای عروسی پوندپووین آماده بشن که خب این بخش هم خیلی دور از تصور من بود... نمیدونم چی بگم دیگه فقط اینکه واقعا این پارت ارزش اینهمه منتظر موندن رو داشت، خسته نباشی نگار عزیزم🤍

متأسفانه چیزی که سینرز رو با کیفیت می‌کنه همین با حوصله زیاد نوشتنشه که شوربختانه صبر زیادی می‌طلبه از سمت شما، البته من هم پیشنهاد می‌کنم به کسایی که هنوز شروع نکردن، صبر کنن فصل اول تموم بشه و بعد بخونن؟ چون این چپترهای آخر خیلی سنگین هستن و نوشتنشون واقعا انرژی زیادی می‌بره، از فصل دوم دوباره آپ منظم خواهد شد اما این دو هفته رو من هی باید گردن خم کنم اینجا :)))) انگست داستان تازه شروع شده🖐🏻 از این بابت نگران نباشید چون زیادتر خواهد شد

=))))

از ی لحاظی خوشحالم که چشمام شاهکاری به نام سینرز رو خونده و از لحاظی ناراحتم ( شدتش بیشتره ) که کاش یکمم برای شروعش صبر میکردم تا بعد اینکه شروعش کردم پارتای بیشتری میخوندم و صبر نمیکردم دیگه ( از انتظار متنفرم ) و خب انگست بودن داستان هم تاثیر زیادی روم گذاشت ( عاشق این ژانرم لطفا شدتشو بیشتر کن ).

من دیروز سینرز رو شروع کردم و الان تمومش کردم لطفا هیچکس با من صحبت نکنه احساس میکنم تا مدت زیادی هنوز قادر به هضم سینرز نخواهم بود.

=)))) زمان خوبی برای سینرز خوندن نیست (هیچ‌ زمان مناسبی براش وجود نداره)

ساعت سه نصف شب خوندن سینرز زیادی افسردم کرد😭😭😭😭

:))) خوشحالم که صحنه‌ها براتون ملموس بوده واقعا شنیدنش باعث می‌شه احساس کنم کارم رو خوب انجام دادم 😭😭 آخه ویلیام خودش نمی‌خواد روی خوش زندگی رو ببینه وگرنه می‌تونست یه تصمیم بهتری در رابطه با سانتا بگیره ولی همچنان انتخاب کرد بر اساس نصیحت پدرش پیش بره 😭😂 هنر بوم واقعا هم جالبه آخه... نیست؟ دقیقا، می‌دونید عشق هم می‌تونه بهتون قدرت بده و هم می‌تونه شما رو ضعیف کنه، بستگی به شرایط و چیزهای دیگه داره و اینجا با وجود اینکه عشق سانتا به پرث قدرت تغییر خودش رو داده، اما ضعیفش هم کرده به عبارتی چون سانتا براش تبدیل به نقطه‌ضعف شده قربون شما برم:( تشکر زیاد🫶🏻

درود بر شما

سلااااااام احوال شما ؟🫠 خب من وقت کردم پارت جدید رو بخونم وقهوه ی دوست داشتنیم رو تقریباً بعد از پنج هفته دریافت بکنم ...... و این سری زیادی تلخ بود و من با هر بار وحشتی که سانتا تجربه می‌کرد تو جنگل ،لرزیدم و فرو ریختم جدی ولی دوباره انقدر جزئیات و دیتیل ها رو قشنگ و قابل لمس توصیف کرده بودی که واااااای ،یعنی قشنگ اون احساس ضعف و ترس و غمی که هر کدوم از کارکتر ها تجربه میکردن قابل لمس بود که مجدداً وااااااای.... برای ویلیام نازنینم چنان غمگینم که واقعاً دوست دارم بالاخره زندگی یه روی خوش به این بچه نشون بده و از این مرداب راکدی که داخلشه نجاتش بده:(((( و باید بگم من کمی مریضم و واقعا هنر بوم منو مجذوب کرد🐣 حالا با اینکه اون هنر سانتا رو به این حال انداخت ولی:))) پرثم نگم بهتره ،حالی که داشت تجربه میکرد خیلی قلبم رو به درد آورد و عشق می‌تونه به طور جدی یه نقطه ضعف بزرگ باشه خلاصه مررررسی بابت قلم قشنگ به رنگ غمت نگار سینرز بالاخره داره اون سرمه ای خاکستریش رو نشون میده :)))) و در نهایت موفق باشی دختری 🤍🥂

نظرات رو جواب بدیم تا تکلیف این مشخص بشه.

ایده یه مینی ای‌یو پرث‌سانتا دارم که قرار بود بین فصل اول و دوم بنویسمش شاید اون رو مثلا.

کدوم رو ترجیح می‌دید؟
Anonymous voting

so let's do something

بیشتر از اینکه تمایل به نوشتن سینرز داشته باشم الان تمایل به نوشتن یک چیز کاملا جدید دارم.

حالا فعلا که هستیم.

نت اگر قطع بشه احتمال اینکه بعدش من رو زنده ببینید صادقانه ۰/۰۰۲ درصده. فکر نکنم روان کافی برای چنین کاری داشته باشم. =)))

نگار میگن نتا قراره قطع شه شاید واسه همین پستت نمیره (تو رو خدا اگه واقعا داشت قطع میشد یه چنل یه جای دیگه بزن)

اگر عمری باقی بود، قبل از خواب میام نظرات رو جواب می‌دم و صحبت می‌کنیم.☝️🏻