زنیدیگر.
Kanalga Telegram’da o‘tish
258
Obunachilar
+124 soatlar
+137 kun
+3230 kun
Postlar arxiv
261
دیشب انقدر دوستام نمیدونستن چطور دلداریم بدن که یکیشون گفت تو باید همونموقع اعدام میشدی و اون یکی هم گفت میخوای بگم گل بیارن؟
-منم با هردوشون موافق بودم به هرحال
261
انقدر همیشه ناراحت و افسردهم که مطمئنم هرکی کنارمه واقعا دوستم داره. وگرنه هیچکس انقدر کصخل نیست که از سر ترحم با کسی که تو بگایی مطلق زندگی میکنه دوست بمونه.
261
کاش جنده بودم. حداقل بابت کیرایی که میدادن دستم یه مبلغی به حسابم واریز میشد. الان چی؟ انقدر کیر رفته تو بختم ولی کسی تخمش هم نیست.
261
یکم بیمزه شدم جدیدا ببخشید که تو دوره پرایمم باهم آشنا نشدیم. آخه شیش تا نه سالگیم نه چنل داشتم نه گوشی، وگرنه نشون میدادم توپ دست کیه.
261
یعنی چی از من میپرسی چرا جلوی کامیون و اتوبوس یهو بیحرکت میمونی؟ تو چجور دوستی هستی که نمیدونی اینا بخاطر کم خونیه؟
261
فاصلهم تا سارا حقیقت؟ نمیدونم من اگه بخوام دوربین رو روشن کنم قطعا برای گریه کردن نیست، شاید فقط برای خداحافظی.
261
آخه خیلی زشته آدم با باسن نورانی تردد کنه تو سطح شهر. شاید برای همینه که نور وارد زخمام نمیشه.
