زنیدیگر.
Відкрити в Telegram
258
Підписники
Немає даних24 години
+127 днів
+2830 днів
Архів дописів
258
انقدر همیشه ناراحت و افسردهم که مطمئنم هرکی کنارمه واقعا دوستم داره. وگرنه هیچکس انقدر کصخل نیست که از سر ترحم با کسی که تو بگایی مطلق زندگی میکنه دوست بمونه.
258
کاش جنده بودم. حداقل بابت کیرایی که میدادن دستم یه مبلغی به حسابم واریز میشد. الان چی؟ انقدر کیر رفته تو بختم ولی کسی تخمش هم نیست.
258
یکم بیمزه شدم جدیدا ببخشید که تو دوره پرایمم باهم آشنا نشدیم. آخه شیش تا نه سالگیم نه چنل داشتم نه گوشی، وگرنه نشون میدادم توپ دست کیه.
258
یعنی چی از من میپرسی چرا جلوی کامیون و اتوبوس یهو بیحرکت میمونی؟ تو چجور دوستی هستی که نمیدونی اینا بخاطر کم خونیه؟
258
فاصلهم تا سارا حقیقت؟ نمیدونم من اگه بخوام دوربین رو روشن کنم قطعا برای گریه کردن نیست، شاید فقط برای خداحافظی.
258
آخه خیلی زشته آدم با باسن نورانی تردد کنه تو سطح شهر. شاید برای همینه که نور وارد زخمام نمیشه.
258
عزیزم ببخشید که هربار داشتی حرفی میزدی گفتم “چی؟ چی گفتی؟؟؟ دوباره بگوووو” آخه صداهای توی سرم خیلی زیاد شدن، دست خودم نیست.
